مطالب مرتبط با کلید واژه " مظهر "


۱.

تأملی دربارة نظریة خلق عظیم و تفویض دین

نویسنده:

کلید واژه ها: حکمتعلمانسان کاملعصمتولایتتفویض دیناستقلالتشریعخلق عظیمسنتمظهرحکمت فاعلیغایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۳ تعداد دانلود : ۴۰۷
یکی ازدیدگاه های مطرح در خصوص منبع و منشأ حجیّت سنّت پیامبر در تبیین محتوای وحی و نیز ولایت بر امور مسلمین، نظریة تفویض دین به پیامبر است. بر اساس آن پیامبر و همچنین امامان به لحاظ برخورداری از خلق عظیم و تربیّت ویژه به مرتبه ای رسیده اند که مظهر علم و اراده خدا شده اند و بدین لحاظ هرچه گفته یا کرده اند، عین خواست و اراده خداست و از همان اعتبار و حجیّت برخوردار است. در این نوشتار تلاش بر این است، نظریة یاد شده با تکیه بر آراء مفسران شیعه مورد تأمل و نقد قرارگیرد.
۲.

کیفیت تجلّی حق تعالی در عرفان اسلامی

نویسنده:

کلید واژه ها: کثرتتجلیظاهروحدتظهورمظهر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۹۸
از مسائلی که در عرفان اسلامی و بیانات اهل معرفت مورد توجه واقع شده، مسئله چگونگی ظهور حق تعالی در مراتب تعینات است؛ یعنی چگونه حق جلّ و علا از مرتبه کمون به مرتبه ظهور رسیده است. آنچه این مقاله به بررسی آن پرداخته، این است که این امر از آن مرتبه ای که هیچ نحو تعینی از خود ندارد، چگونه به مرحله ای می رسد که برای ما قابل مشاهده می گردد. همّ اساسی این پژوهش، توضیح بسامان و تبیین نظام مند نظر مشهور از اهل تحقیق است که در نهایت، بدین قرار قابل عرضه می باشد: در تعینات ذاتی، مانند تعین اوّل، ظهور از آنِ حق بوده، هستی حقیقی از اوست و در تعیناتی که در دایره فیض مقدس است، خلق ظهور داشته و حق باطن است؛ یعنی خلق حجاب حق است و اگر حجاب خلق برداشته شود، هستی حق ظاهر می گردد.
۳.

تبیین کثرت و وحدت وجود در اندیشه عین القضات همدانی بر اساس طور عقل و طور ورای عقل

تعداد بازدید : ۷
از آرای عین القضات همدانی در وجودشناسی دو تلقی کثرت وجود و وحدت وجود قابل استنباط است. تلقی اول در جایی مطرح می شود که وی برای اثبات وجود واجب، وجود را به قدیم و حادث تقسیم می کند. لازمه این تقسیم، پذیرش کثرت در وجود است؛ اما تلقّی دوم آنجا مطرح می شود که وی هستی را منحصر در وجود حق می کند و او را یگانه مصداق حقیقت وجود می داند. در این تلقّی، کثرات هیچ شأنی جز مظهر بودن حق نداشته و ذاتاً معدوم اند. از این رو، رابطه حق با آنها نه ارتباط دو وجود با یکدیگر بلکه رابطه ظاهر با مظهر بوده و در نتیجه غیریت و کثرت در وجود نفی می شود. امّا با توجه به تمایزی که عین القضات بین طور عقل و طور ورای عقل قائل می شود، می توان کثرت وجود را ناظر به طور عقل و وحدت وجود را ناظر به طور ورای عقل دانست، یعنی او از حیث معرفت شناختی به دو نحو سخن می گوید نه از حیث وجودشناختی.