مطالب مرتبط با کلید واژه " عصر جدید "


۱.

پژوهشی در چگونگی تفسیر مقدمه ابن خلدون

کلید واژه ها: جامعه شناسیساختعامل انسانیجعلیتکامل محدودجامعه شناسی عامیانهجامعه شناسی خود جوشعصر قدیمعصر جدیدنظریه های اجتماعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۹ تعداد دانلود : ۳۹۹
به تقریب می توان گفت که حدود یک قرن و نیم از ترجمه کامل مقدمه ابن خلدون به زبان فرانسوی می گذرد. از آن پس تاکنون علاوه بر اینکه این کتاب به زبانهای مختلف ترجمه شده بلکه محتوی آن نیز محل بحث و گفتگو میان صاحبان فکر و اندیشه بوده است. استادان‘ دانشجویان و محققان هر یک با دیدگاههای مختلف محتوی مقدمه را بررسی کرده اند و بر نو و ابتکاری بودن اندیشه ابن خلدون صحه گذاشته اند. با وجود این همه مفسران اندیشه ابن خلدون‘ او و مقدمه اش را در یک مرتبه و جایگاهی علمی قرار نمی دهند. گروهی ابن خلدون را پیشگام و حتی بنیانگذار بعضی از رشته های علوم اجتماعی‘ از جمله جامعه شناسی‘ می دانند. گروهی دیگر که جامعه شناسی را متعلق به عصر جدید می دانند‘ می گویند‘ می گویند علی رغم وجود مقولات یکسان و مشابه بین علم عمران و جامعه شناسی‘ ابن خلدون به لحاظ بنیانهای تفکر متعلق به عصرقدیم است. نویسنده کوشش می کند علاوه بر تسلیم این دو جریان تفکر و نشان دادن نمایندگان هردو گروه یافته های خود را درباره تفاوت بنیانهای تفکر هرگروه در اختیار خوانندگان و علاقه مندان قرار دهد‘ تا بر غنای این گونه مباحث بیفزاید.
۲.

نقد روان شناختی بحران هویت در اشعار ادونیس

کلید واژه ها: بحران هویتشعر نونقد روان شناختیعصر جدیدادونیس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸۲
بحران هویت یکی از ابعاد تجربه شعری ادونیس است. نشانه های این بحران از همان سن هیجده سالگی زندگی این شاعر، که به جای "علی احمد سعید" لقب "ادونیس" را برای خود برگزید، تا نشان دهد که به سنت و فرهنگ عربی - اسلامی پایبند نیست نمود پیدا کرد و با تاثیرپذیری هر چه بیشتر او از فرهنگ مدرنیته، حوزه وسیعی را در ابعاد حیات فکری و ادبی او به خود اختصاص داد. پی آمدهای چنین تغییر و تحولی در اشکال گوناگون پریشانی، شک و تردید، آشفتگی و سرگشتگی، ادعای قدرت مطلق، یاس و ناامیدی و پذیرش انگ بی آبرویی در اشعار وی به خوبی نمایان است. در این مقاله، ضمن تعریف هویت و مسایل آن، بروز حالات و شاخصهای فوق - که حاصل نوعی آشفتگی روانی و عاطفی است - در اشعار این شاعر از زاویه نقد روان شناختی بررسی شده است.
۳.

تحلیلی نقادانه از روند تاریخی آموزش عالی در ایران

کلید واژه ها: آموزش عالیدارالفنونجندی شاپورعصر جدیدنقد تاریخیعصر باستان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۵ تعداد دانلود : ۳۷۶
این مقاله با هدف ارائه تحلیلی نقادانه از روند تاریخی آموزش عالی در ایران، تنظیم و در آن تلاش شده است که به این سؤال پاسخ داده شود که تحولات فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی چه نقشی در توسعه مراکز آموزش عالی ایران داشته اند؟ تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی و روش به کار رفته در این مطالعه اسنادی (مروری) است. در تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. مقالة حاضر با توجه به ماهیت موضوع، سیر تاریخی آموزش عالی را در سه دورة باستانی، عصر میانه، و عصر حاضر بررسی و با رویکردی نقادانه شرایط و عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و فرهنگی هر دوره را تحلیل و تبیین کرده است. یافته های این مطالعه نشان داد که ثبات و پایداری حکومت مرکزی نقش مؤثری در شکل گیری و توسعه مراکز آموزش عالی داشته است؛ به طوری که، هم زمان با حاکم شدن این وضعیت بر فضای سیاسی و اجتماعی، ضمن توسعه مراکز یادشده، کتاب خانه های مجهز راه اندازی و برای آسان سازی دسترسی به این مراکز شبکة راه ها توسعه و اصلاح شدند. این وضعیت تمایل دانشمندان دیگر کشورها به خصوص یونانی ها را به حضور در مراکز آموزش عالی ایران افزایش داد. هم زمان با تشکیل دانشگاه جندی شاپور در دوره ساسانیان، رشد مراکز آموزش عالی به اوج خود رسید. در عصر میانه که با ظهور اسلام آغاز شد، مراکز آموزش عالی غیر دولتی شکل گرفت و ورود زنان به مراکز آموزش عالی آزاد شد. عصر جدید با شکل گیری «دارالفنون» در دوره قاجار آغاز شد. دارالفنون با رویکرد حرفه ای و کاربردی به دانش جدید و به منظور پاسخ گویی به نیازهای تخصصی، خصوصاً در عرصه نوسازی ارتش و مقتضیات زمان شکل گرفت. از مهم ترین وقایع علمی دوره جدید تأسیس دانشگاه تهران در 1313 است
۴.

امکان سنجی پایبندی به مبانی اسلام در جامعه مدرن

کلید واژه ها: مدرنیتهمدرنیسمعصر جدیدمبانی اسلاممبانی مدرنیتهزندگی دینی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۶ تعداد دانلود : ۲۱۹
با استیلای فرهنگ مدرن بر جوامع غربی، فضای فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی این جوامع به ناگاه دستخوش تغییرات بسیار گسترده ای گردید. جامعه خدامحور و آخرت گرا، تبدیل به جامعه ای انسان محور و دنیاگرا گشت، وحی الهی که تا دیروز تنها منبع شناخت و داوری معرفت بود، جای خود را به عقل بشری داد. از سوی دیگر، تعاملات و تهاجمات فرهنگی، جوامع اسلامی را با پدیده نوظهور مدرنیته روبه رو گرداند و معیارهای اسلامی، به چالش کشیده شد. این مقاله با روش تحلیلی توصیفی مبانی فرهنگ مدرنیته را بررسی کرده و نشان می دهد که این مبانی همچون اومانیسم، سکولاریسم، تعبدگریزی و علم زدگی در تعارض با مبانی اسلام است، اما مدرنیته که صرفا به معنای دگرگونی در فن و ابزار تولید است تعارضی با مبانی اسلام نداشته و ازاین رو، می توان در جامعه مدرن امروزی، پایبند به مبانی اسلام بود.