مطالب مرتبط با کلید واژه " نزول "


۱.

وحی در خانة عنکبوت (تحلیل ذاتی و عرضی دیدگاه دکتر سروش)

کلید واژه ها: معرفت‏شناسیوحیغیبالهامتجربة دینیشعور مرموزهنر مرموزنزولانزالخط مقولی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه اندیشه های فلسفی در ایران معاصر
تعداد بازدید : ۶۷۱ تعداد دانلود : ۶۲۹
مفهوم وحی، از مفاهیم بنیادی اسلام است و آن گونه که در قرآن مطرح شده در کتاب‌های مقدّس ادیان دیگر نیامده است. این پرسش در مورد وحی مطرح است که چگونه باید آن را تحلیل کرد؟ آیا وحی گونه‌ای تجربه‌ دینی است؟ یا اینکه گونه‌ای ارتباط زبانی خدا با بشر است؟ این مقاله، به بررسی و نقد سخنان دکتر سروش در این زمینه پرداخته است. به نظر نگارنده، الگوی قابل قبول در زمینة وحی، باید دو ویژگی داشته باشد: اوّلاً باید از مبانی فلسفی دقیقی برخوردار باشد؛ ثانیاً، با داده‌های قرآنی هم‌خوان باشد. دیدگاه دکتر سروش در این زمینه، هیچ یک از این دو ویژگی را ندارد.
۲.

استقلال قرآن از امور انسانی

نویسنده:

کلید واژه ها: قرآنمصلحتفرهنگزباننزولاستقلالجاودانگیمخاطبانامور انسانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۸
هر چند خدای متعال قرآن کریم را برای هدایت انسان‌ها نازل کرده است و لذا فی‌الجمله، برخی امور انسانی در این زمینه مورد عنایت بوده است، اما قرآن کریم مستقل از امور انسانی بوده و هیچ امر انسانی در آن تأثیر نداشته و هیچ مطلب یا فرهنگ غلطی از زمان نزول، در آن منعکس نشده است؛ زیرا وجود مطالب غیر واقع در قرآن با هدف اصلی آن یعنی هدایت مردم منافات دارد. البته چون خداوند قرآن را برای هدایت فرو فرستاده، به برخی از امور انسانی عنایت داشته و از آنها استفاده و به‌گزینی کرده است. قرآن به زبان قوم است و از مثال‌ها، تعبیرات، استعارات، کنایات و لغات دخیلِ رایج در بین مردم بهره جسته و مصلحت مخاطبان را رعایت نموده است. استقلال قرآن کریم از امور انسانی یکی از مبانی تفسیر به شمار می‌آید.
۳.

لوح محفوظ

کلید واژه ها: نسخنزولتکوینلوح محفوظلوح محو و اثباتعالم امرعالم عرشام الکتابعلم ازلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۴۵۵
چیستی لوح محفوظ و تبیین آن در این نوشتار مورد تحقیق قرار می گیرد. نگارنده ابتدا مسأله محل بحث را در لغت، قرآن و روایات مورد توجه قرار داده و آنگاه دیدگاههای مفسران و اندیشمندان دینی را دربارة آن مطرح نموده و به بررسی آنها پرداخته و یکی از آنها را برگزیده است. از کنار هم نشاندن دیدگاهها دربارة چیستی لوح محفوظ، فاصله بسیار متباعد این دیدگاهها در خصوص این حقیقت قرآنی نمایان می شود و از سویی دقت و جامعیت دیدگاه مورد قبول نیز به دست می آید.
۴.

بررسی مخاطب شناسی و زمان خطاب در آیات16 ـ 19 سوره «قیامت» و نقد نظریه نسیان پذیری وحی

کلید واژه ها: قرآننزولقیامتنسیان وحی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۸
مفسران شیعه و سنی درباره مخاطب و زمان خطاب آیات چهارگانه مذکور بر دو قولند: قول نخست ـ که دیدگاه قریب به اتفاق قرآن پژوهان است ـ مخاطب آیات مذکور را رسول مکرم اسلام(ص) و زمان خطاب را در همین دنیا حین نزول وحی می دانند. قول دوم مخاطب آنها را انسان (مجرم) و زمان خطاب را روز قیامت دانسته است این قول در بین ـ مفسران متروک مانده با اینکه دلیلی بر رد آن اقامه نکرده اند. دیدگاه اول با توجه به رمزگشایی مفسران درباره دلیل خطاب این آیات به رسول خدا(ص) که آن را تضمین خداوند بر عدم فراموشی وحی می دانند، با مناقشه های جدی روبروست که مهم ترین آن مخالفت این قول با صریح آیات دیگر قرآن می باشد، به گونه ای که جمع بین آنها و آیات دیگر در این زمینه غیر ممکن خواهد بود. به نظر می رسد قول دوم خالی از اشکال و قابل دفاع است.
۵.

رهیافتی نو بر نحوه تعلیم اعتقادات، اخلاق و احکام در سیر نزول قرآن

تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۲۱۸
در این نوشتار درباره نظر مشهور و رایجِ نحوه نزول آیات مکی و مدنی بحث شده که معتقد است از خصوصیات و ممیزات اصلی آیات و سور مکی و مدنی این است که آیات اعتقادی و اخلاقی بیشتر در مکه و آیات احکام در مدینه نازل شده اند. نویسنده ابتدا اصل این دیدگاه را از زرکشی تا آثار متاخر و معاصر رصد کرده است و در ضمن آن برخی از نتایج منفی این نظر را در بیان برخی از مستشرقان و مستغربان و غیر ایشان برشمرده است. بعد از آن پس از روشن ساختن دو مبنای ترتیب نزول و وحدت یا پیوستگی نزولِ سوره های قرآن به عنوان مبانی اصلی مدعای نویسنده، ابتدا ثابت شده است که این سه دسته آیات هم در سوره های مکی و هم در سوره های مدنی آمده اند و بعد از آن، این فرضیه تبیین شده است که هر چند هر سه دسته آیات در مکه و مدینه نازل شده اند، در مکه سیر از اعتقادات به اخلاق و احکام بوده است و در مدینه بالعکس از احکام به اخلاق و بعد اعتقادات. همچنین روشن شده است که مراد از سیر متفاوت، تفاوت در سیر نزول نیست؛ بلکه یا اغلبیت است یا اولویت. تفاوت عمده ذکر شده دیگر این است که محتوای هر یک از این سه دسته آیات در مکه و مدینه با یک دیگر متفاوت است؛ به این صورت که در مکه بیشتر فردسازی و گروه سازی مد نظر است و در مدینه جامعه سازی و جهانی سازی. نمونه هایی چند در موضوعات عقاید، اخلاق و احکام نیز در سیر نزول پیگیری شده اند. در همین راستا به اثبات رسیده است که تفاوتهای مطرح شده به معنای جدایی وحی مکه و مدینه از هم نیست، چیزی که خودْ موضوع نقد این نوشتار است؛ بلکه نزول این معارف، یک سیرِ به هم پیوسته و تکاملی داشته است.
۶.

بررسی باور به تجسّد خداوند در آیین هندو و مسیحیت

کلید واژه ها: تثلیثنزولویشنوخداوندمسیحتجسدفدیهاوتارهدهرمه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی ادیان دیگر
تعداد بازدید : ۴۰۹ تعداد دانلود : ۳۴۹
در این تحقیق به بررسی تطبیقی آموزه تجسّد خداوند در عیسی در آیین مسیحیّت و آموزه تنزلات جسمانی خدای ویشنو در آیین هندو پرداخته شده و شباهت ها و تفاوت های آن با هم مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور نخست ماهیّت تجسّد خداوند در آیین هندو و مسیحیّت تبیین شده و سپس با هم مقایسه شده است. پس از بررسی این باور مشترک در دو آیین به این نتیجه می رسیم که تنها وجه شباهت این باور در دو دین عبارت است از پذیرش امکان در جسم درآمدن خداوند، و امکان جمع آن با باور به تعالی و غیرمادّی دانستن حقیقت ذات الهی و متناقض ندانستن آنها با هم. ولی با اینحال گذشته از این شباهت ظاهری این باور در دو آیین تفاوت های بسیاری نیز با هم دارند که نباید از آن غافل بود. مهم ترین تفاوت های باور به تجسد در هندو و مسیحیت عبارت است از اینکه؛ در مسیحیّت عیسای ناصری که تجسّد خداوند محسوب می شود، پسر خدا و یکی از اقنوم های سه گانه نیز قلمداد می گردد که از ازل با هم بوده اند، ولی در آیین هندو تجسّدهای خداوند نه پسران او هستند و نه هیچکدام یکی از اضلاء تثلیث هندو را تشکیل می دهند، بلکه خودشان تجسّد یکی از اقانیم ثلاثه، یعنی ویشنو، خدای حافظ هستند. در مسیحیّت هدف از تجسّد خداوند تنها مصلوب شدن و رنج بردن به خاطر کفّاره گناه جدّ انسان ها آدم و پاک کردن آلودگی ذاتی است که بر اثر این گناه در نسل بشریّت به وجود آمده است ، در حالی که در آیین هندو هدف از تجسّد گسترش شریعت (دْهَرمه) و غالب کردن نیکی بر بدی و دفع شر اهریمنان است. در مسیحیّت خداوند تنها یک تجسّد دارد و آن عیسی مسیح است، ولی در آیین هندو خدای ویشنو تجسّدهای بسیاری در جسم های مختلف حیوانی و نیمه انسانی و انسانی دارد که در دوران های مختلف به دلایل گوناگون ظهور کرده یا خواهد کرد. آخرین تفاوت را نیز می توان در این باور جستجو کرد که نجات در مسیحیت تنها و تنها در ایمان به شخص عیسی به عنوان خدای متجسد بیان می شود، در حالی که در آیین هندو اعتقاد و پرستش تجسّدهای خدای ویشنو یکی از راه های نجات قلمداد می گردد، نه تنها راه نجات. بنا بر این با توجه به این تفاوت های بنیادین در ماهیت و هدف از تجسد خداوند در دو آیین، به نظر نمی رسد آنگونه که برخی به صراحت و قاطعیت مدعی هستند، مسیحیت اولیه این باور را بر مستقیماً بر اثر تأثیرپذیری از آیین هندو پذیرفته باشد.
۷.

ماهیت «لی لة الق در»، درآمدی بر فهم دوساحتی مفردات قرآنی

کلید واژه ها: نزولمفردات قرآنیلیلة القدرمبارکتحلیل معناشناختیتحلیل درون متنیفهم دوساحتی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن موارد دیگر
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن علوم قرآنی کلیات مفهوم شناسی
تعداد بازدید : ۲۲۱
در این مقاله با گذر از مسئلة «ما أدری» بودن لیلة القدر و در مواجهه با مسئلة «پیچیدگی» حاکم بر این شب و با تکیه بر توان ادراکی محدود بشری، از بین ابعاد بیکران این لیلة بعد معنوی ارزشی آن با استفاده از تحلیل معناشناختی مفرده «مبارک» که در متن قرآن دارای «روابط جانشینی» با «القدر» است و تحلیل درون متنی مفرده «نزول» در قرآن و ترسیم فرآیند «نزول» ملائکه به عنوان مهمترین اتفاق در این شب و کلیدی ترین فعل از سوره قدر در شناخت ماهیت و چیستی ظرف زمانی «لیلة القدر» معناکاوی می شود تا فهم بهتری از ماهیت دوساحتی «لیلة القدر» که در بیان روایات به «بطنان العرش» تعبیر شده است، به دست آید. لذا فهم «لیلة القدر» نیازمند «جهش معرفت شناختی» بین دو ساحت معنایی غیبی و عرشی (القدر) و شهادتی و فرشی (لیلة) این واژه است که کاربرد فراوانی در فهم و تفسیر این گونه مفردات قرآنی دارد.
۸.

بازبینی شروط و براهین استحاله تسلسل

کلید واژه ها: تسلسلطباطباییمیردامادنزولصعود

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۰۸
تسلسل عبارت است از ترتب یک شیء بر شیء دیگر یا وابستگی یک شیء به شیء دیگر تا بی نهایت. بر استحاله تسلسل براهین متعددی اقامه شده که مهم ترین آنها چهار برهان طرف و وسط، اسد و اخصر، تطبیق و وجود، و رابط و مستقل است. میرداماد مجرای براهین تسلسل را فقط سلسله صعودی دانسته، دو شرط ترتب و اجتماع در وجود را برای تسلسل محال شرط می داند. ولی محمدحسین طباطبایی آن را در هر دو جانب صعود و نزول جاری کرده، سه شرط فعلیت، ترتب و اجتماع در وجود را در تسلسل محال شرط می داند. در این مقاله اثبات شده است که براهین استحاله تسلسل فقط در جانب صعود جاری است و در خصوص سلسله نزولی ساکت است؛ تسلسل محال دارای دو شرط ترتب و اجتماع در وجود است و تسلسل فقط در علل تامه محال است.
۹.

معناشناسی نزول در قرآن با تاکید بر واژگان بیانگر نزول قرآن

نویسنده:

کلید واژه ها: نزولنزول قرآنکاربردهای قرآنی نزولواژگان حاکی نزول

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات مفهوم شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن علوم قرآنی کلیات تاریخ قرآن نزول
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۳۱۷
در علم زبانشناسی، بررسی ارتباط میان واژه و معنا را معناشناسی می گویند. این بحث در حوزه قرآن کریم یکی از دانش هایی است که می توان از طریق آن به مفهوم دقیق کلمات و کاربردهای آن در قرآن دست یافت. معناشناسی نزول در قرآن با تاکید بر واژگان بیانگر نزول قرآن موضوع این پژوهش است. نگارنده ابتدا به معنا شناسی واژه نزول پرداخته و در آن به معنای لغوی نزول و کاربردهای قرآنی آن همچون: نزول باران، نزول لباس، نزول انعام ثمانیه، نزول آهن، واردشدن، قول، ارسال، نزول تورات و انجیل و نزول قرآن اشاره کرده و ارتباط بین معانی لغوی و کاربردهای قرآنی را بیان نموده است. سپس نگارنده به واژگان بیانگر نزول قرآن در دو قسمت: 1. واژگان هم ریشه با نزول قرآن همچون: انزال و تنزیل 2. واژگان هم حوزه با نزول، همچون: وحی، القاء و تلقی، قرائت، تلاوت، ترتیل، مجییء و جاء، إتیان وإیتاء، قصّ، فرض و تعلیم؛ اشاره نموده و معانی لغوی و کاربردهای قرآنی و ارتباط آن دو با هم را شرح داده است.
۱۰.

مؤلفه های معنایی واژه «نزول» در قرآن کریم با تکیه بر دو محور هم نشینی و جانشینی

کلید واژه ها: قرآن کریمنزولمؤلفه معناییروابط جانشینیروابط هم نشینیصفات خداوند. وحی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب لغت
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری معنی شناسی
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۵
مادّه ی «نزل» یکی از پربسامدترین واژگان قرآنی محسوب می شود که با صیغه های گوناگونی نزدیک به چهارصد بار در قرآن به کار رفته است. این واژه که در اصل، به معنای «افتادن از فراز به فرود» است؛ در آیات قرآنی توسعه معنایی یافته و به معانی دیگری؛ همچون «آفریدن»، «بخشش»، «فراگیری»، «وارد شدن»، «ابتلا» و «قول» به کار رفته است. واژه «نزول» هرگاه در زمینه های دیگری چون «باریدن باران»، به کار رفته، بافت و قالب آن با فروفرستادن قرآن تفاوت دارد؛ چرا که همین مادّه در خصوص باران، تنها به همراه واژه «سماء» (آسمان) کاربرد دارد، حال آنکه هرگاه در ارتباط با فرو فرستادن «وحی» استفاده گردیده، همواره با واژگانی؛ چون «من عندنا»،  «روح الأمین»، «قلب پیامبر»  و با اضافه به صفات متعدد خداوند به کار رفته است. در قرآن کریم این واژه در محور هم نشینی با صفاتی چون «رحمان و رحیم»، «رب العالمین»، «عزیز حکیم»، «حکیم حمید»، «حقّ» هم نشین شده است و چنین کاربردی عظمت و قداست قرآن را نمایان می سازد و در حقیقت «کنشگر حقیقی» و «فاعل وحی» را خداوند معرفی می کند. در محور جانشینی نیز با واژگانی؛ چون «وحی»، «القاء»، «قرائت»، «تلاوت»، «آتَی»، «جاء»، «جعل»، جانشین شده است که هر کدام به نوعی، نزول قرآن را حکایت می کنند و رابطه پیامبر (ص) با فرشته وحی را به تصویر می کشند. در نوشتار توصیفی-تحلیلی حاضر، مادّه ی نزول بر اساس رویکرد معناشناسی بر دو محور هم نشینی و جانشینی مورد بررسی قرار گرفته و مؤلّفه های معنایی آن بیان شده است.
۱۱.

طریقت افلاطونی از کالی پولیس تا ماگنسیا

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۰
دو محاوره جمهور و نوامیس در میان محاورات افلاطون نه تنها طولانی ترین بلکه مهم ترین نیز هستند. افلاطون در این دو محاوره بنای دو شهر به نام های کالی پولیس و ماگنسیا را طراحی می کند و موضوع مطرح در مقاله حاضر این است که او چه راه و مسیری را برای پی ریختن این دو شهر می پیماید. واژه راه اصطلاح اساسی در این موضوع است با توجه به کاربرد استعاره ای آن در ادبیات و تفکر یونانی به خصوص در نزد پارمنیدس و هراکلیتوس که تاثیر اساسی در شکل گیری اندیشه و فلسفه افلاطون داشتند. راه های حقیقت و گمان در شعر پارمنیدس و راه های بالا و پایین در قطعات هراکلیتوسی به خوبی بر این کاربرد دلالت دارند که در تمثیل غار افلاطون به صورت راه های بالا و صعودی به سمت حقیقت و پایین و نزولی به سمت غار گمان و توهم بیان می شوند. راه بالا و صعودی در ابتدای محاوره هم نوشی پیش پای آپولودوروس گذاشته می شود تا از محله اش در فالروم به آتن بالا بیاید و بعد دیوتیما در اوج تعلیمات خود راه صعودی را برای دیدار زیبایی به سقراط نشان می دهد. با توجه به این دو مسیر، سقراط افلاطونی در جمهور مسیر نزولی را برای ساختن کالی پولیس طی می کند تا با آمدن به پایین و در خانه ای از رهبران دموکراسی آتن، آنها را از توهمات سایه ای نجات داده و به سمت کالی پولیس هدایت کند. مسیر افلاطون در نوامیس برعکس جمهور است و به جای سقراط، این بیگانه آتنی است که با دو همراه خود مسیر صعودی از شهر کنوسوس به سمت غار و معبد زئوس در بالای کوه آیدا را می پیماید و در هر قسمت از این مسیر زیارتی برای دیدار حقیقت است که بخشی از ماگنسیا ساخته می شود. مسیر بیگانه آتنی در نوامیس به این صورت بر خلاف سقراط در جمهور است و برخلاف کالی پولیس، فیلسوف-پادشاه و حکومت مطلقش جایی در ماگنسیا ندارد.
۱۲.

بازتعریف دلالت «ثمانیه ازواج» در آیه 6 سوره زمر باتکیه بر روابط معنایی شمارواژه «ثمانیه»

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۲
در آیه 6 سوره مبارکه زمر ضمن اشاره به آفرینش انسان از نفس واحده، بر نزول «ازواج ثمانیه» از چهارپایان در آیه «... وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَةَ أَزْواجٍ...» اشاره شده است. انتساب فعل «انزل» به «ثمانیه ازواج» منجر به ارایه دیدگاه هایی از سوی مفسران کلام الهی مانند یکسان انگاری «خلق» و «نزول»، «قراردادن برروی زمین» و «تقدیر کردن» این حیوانات شده است. در حالی که به مفهوم ترکیب «ثمانیه ازواج» از منظر استعمال عدد «ثمانیه» و روابط معنایی آن با معدود، فعل همنشین و دیگر اجزای آیه توجه نشده است. این امر بررسی دیگر دلالت های محتمل «ثمانیه ازواج» را ضروری می نماید. بر این اساس عدد «ثمانیه» و معدود آن «ازواج»، از منظر ریشه شناسی و نمادشناسی در ادیان و فرهنگ های مختلف مورد تحلیل قرار گرفت. سپس این معانی با تکیه بر کاربردهای قرآنی تبیین شد و روابط معنایی این ترکیب با فعل همنشین «انزل» و سیاق آیه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان می دهد «ثمانیه ازواج» بر معانی دیگری افزون بر معنای متبادر «هشت زوج از چهارپایان» نیزدلالت می کند.