مطالب مرتبط با کلید واژه

مادران کودکان کم توان ذهنی


۱.

تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر شادکامی مادران کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شادکامی آموزش مهارت های زندگی مادران کودکان کم توان ذهنی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴۳ تعداد دانلود : ۴۹۱
آسیب ذهنی یکی از عمده ترین و دشوارترین مسائل و مشکلات خانواده ها در دنیای امروزی است که فشارهای روانی زیادی بر کل خانواده به ویژه مادران تحمیل می کنند. کمبود دانش و آگاهی در مورد فرزندان آسیب دیده یکی از عوامل مهم در بروز واکنش های نامطلوب است. بنابراین آموزش های مناسب منجر به شادکامی مادران و خانواده های آنها می شود. زیرا افراد، نگرش خوش بینانه ای به وقایع و رویدادهای اطراف خود پیدا می کنند و به جای سوگیری منفی نسبت به اتفاقات پیرامون خود، سعی در استفاده بهینه از این رویدادها دارند. هدف از پژوهش حاضر مطالعه تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر شادکامی مادران کودکان کم توان ذهنی بود. روش پژوهش آزمایشی بود. بدین منظور40 نفر از مادران کودکان کم توان ذهنی مراجعه کننده به موسسه مهر آفرینان امید قم در سال 91-90 به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و با روش تصادفی ساده در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار مورداستفاده، پرسش نامه شادکامی آکسفورد بود. داده های به دست آمده با روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و یافته ها نشان داد میانگین نمرات شادکامی مادران کودکان کم توان ذهنی در گروه آزمایش پس از آموزش مهارت های زندگی افزایش یافته است (14.48F= و 0.001> P). نتایج مطالعه حاضر نشان داد که آموزش مهارت های زندگی بر شادکامی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی تأثیر داشته است و سطح آگاهی و پذیرش آنها را نسبت به پدیده کم توانی ذهنی افزایش داده است.
۲.

مقایسه اثربخشی روش های شناختی – رفتاری در مقابل روش های القای خلق برخلق مادران کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مادران کودکان کم توان ذهنی روش شناختی - رفتاری روش القای خلق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۹ تعداد دانلود : ۳۶۷
در پژوهش حاضر اثربخشی دو روش شناختی – رفتاری و القای خلق بر خلق مادران کودکان کم توان ذهنی بررسی شد. بدین منظور 36 نفراز مادران کودکان کم توان ذهنی مدرسه شهید صیاد شیرازی منطقه 4 آموزش و پرورش به صورت نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند و در 3 گروه (2گروه آزمایش و 1گروه کنترل)، به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایشی 1 با روش شناختی رفتاری و گروه آزمایشی 2 با روش های القای خلق تحت مداخله قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه افسردگی (بک،1960) استفاده شد. گروه اول، 8 جلسه آموزش روش های شناختی رفتاری و گروه آزمایشی دوم 5 جلسه آموزش روش های القای خلق را گذراندند. نتایج تحلیل واریانس کاهش بیش تر افسردگی در گروه های آزمایشی را نسبت به گروه کنترل نشان داد. نتایج آزمون بونفرونی نیز نشان داد که روش های شناختی رفتاری نسبت به روش های القای خلق کارآمدتر است.
۳.

تأثیر درمان مبتنی بر کیفیت زندگی بر بهبود سرمایه روان شناختی و ابعاد آن در مادران کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۳۰۵
زمینه و هدف :تولد یک کودک کم توان ذهنی، به عنوان یک بحران می تواند تأثیرات نامطلوبی بر مادران داشته و آنها را تحت تنش های جسمی، روانی، و اجتماعی قرار دهد. هدف از پژوهش حاضر تأثیر درمان مبتنی بر کیفیت زندگی بر بهبود سرمایه روان شناختی و ابعاد آن در بین مادران کودکان کم توان ذهنی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مادران کودکان کم توان ذهنی شهر سمیرم در سال 1395 بود . نمونه مورد مطالعه 30 مادر دارای فرزند کم توان ذهنی بودند که به شکل در دسترس انتخاب شده و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایدهی شده اند. گروه آزمایش طی نه جلسه 90 دقیقه ای درمان کیفیت زندگی را دریافت کردند، درحالی که که گروه گواه در فهرست انتظار قرار داشت. هردو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون توسط پرسشنامه سرمایه روان شناختی (لوتانز،2007) مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون کوواریانس نشان داد که درمان مبتنی بر کیفیت زندگی بر بهبود سرمایه های روان شناختی و ابعاد آن به جز خوش بینی و تاب آوری مؤثر بوده است (0/01 p < ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر کیفیت زندگی با تقویت مهارت های حل مسئله مادران و تشویق آنها به مثبت نگری باعث بهبود شاخص های سلامت روانی می شود.
۴.

رابطه علی حمایت اجتماعی و تنیدگی والدینی با سبک های والدگری مادران کودکان مبتلا به کم توانی ذهنی با میانجی گری خودنظم جویی شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۳۵
زمینه و هدف: وجود کودکان کم توان ذهنی در خانواده موجب تحمیل فشارهایی بر والدین و در نهایت باعث محدود شدن پیشرفت کل خانواده می شود. هدف این پژوهش تعیین نقش واسطه ای راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین حمایت اجتماعی و تنیدگی والدینی با سبک های والدگری مادران کودکان مبتلا به کم توان ذهنی بود. روش: روش پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری تمامی مادران دانش آموزان مبتلا به کم توانی ذهنی متوسط مقطع ابتدایی در سال تحصیلی 94-1393 شهر تهران و کرج بودند که از بین آنها نمونه ای به حجم 130 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از پرسشنامه های نظم جویی شناختی هیجان گارنف سکی (2007) ، مقی اس چندبع دی حمای ت اجتم اعی ادراک ش ده زیم ت و همک اران (1988) ، مقیاس تنیدگی والدینی بری و جونز(1995)، و شیوه های والدگری بامریند ( ۱۹۷۳) برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها از طریق تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل  قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که فقط تاثیر حمایت اجتماعی بر سبک های والدگری معنادار نیست (21/1) در حالی که تنیدگی والدینی و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان تاثیر معنی داری بر سبک های والدگری دارند ( 0/05 p< ). همچنین حمایت اجتماعی و تنیدگی والدینی تاثیر معنی داری بر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان دارند ( 0/05 p< ). در نهایت نقش واسطه ای راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه بین حمایت اجتماعی و تنیدگی والدینی با سبک های والدگری پذیرفته شد. نتیجه گیری: راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان، مؤلفه مرکزی در سازماندهی رفتار سازش یافته و جلوگیری از رفتارهای سازش نایافته است و از این راه می تواند جنبه های منفی تنیدگی والدینی موثر بر سبک های والدگری مادران را کاهش دهد و از طرفی اثرات ناشی از حمایت اجتماعی را تعدیل کند.
۵.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی گروهی بر بهزیستی روان شناختی، تنظیم هیجان و تاب آوری مادران کودکان کم توان ذهنی مقطع دبستان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۷۷ تعداد دانلود : ۲۴۸
هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی گروهی بر بهزیستی روان شناختی، تنظیم هیجان و تاب آوری مادران کودکان کم توان ذهنی شهر اصفهان انجام شد. روش: این پژوهش دارای رویکردی کاربردی با روش پیش آزمون- پس آزمون بود. 60 نفر از مادران کودکان کم توان ذهنی به طور تصادفی انتخاب و به سه گروه آزمایش ، کنترل و خنثی (هر گروه 20 نفر) تقسیم شدند و گروه آزمایش مداخله آموزش ذهن آگاهی را دریافت نمودند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های تاب آوری، تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی روان شناختی بود. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس بیانگر این بود که آموزش ذهن آگاهی بر کلیه ابعاد بهزیستی روان شناختی، تنظیم هیجان و تاب آوری مادران کودکان کم توان ذهنی از لحاظ آماری معنادار است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت که آموزش گروهی ذهن آگاهی بر بهزیستی روان شناختی، تنظیم هیجان و تاب آوری مادران دارای کودکان کم توان ذهنی تاثیر داشته و می توان از این شیوه برای کمک به بهداشت و سلامت روانی والدین استفاده نمود.
۶.

کارآمدی درمان گروهی معنوی مذهبی، بر کاهش استرس مادران دارای کودک کم توان ذهنی(مقاله پژوهشی حوزه)

تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۳۰۵
هدف این پژوهش، تعیین کارآمدی درمان گروهی معنوی مذهبی، بر کاهش استرس مادران کودکان کم توان ذهنی بود. جامعه آماری پژوهش، مادران کودکان کم توان ذهنی مدارس پسرانه آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای، 2 مدرسه گزینش شد. پس از تکمیل پرسش نامه پاسخ به استرس کوه و همکاران توسط مادران، 24 نفر که نمره بالاتر از نقطه برش را کسب کردند، به عنوان نمونه انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای گروه آزمایش، 8 جلسه120 دقیقه ای روان درمانی معنوی مذهبی اجرا شد، اما گروه کنترل، مداخله ای را دریافت نکرد. نتایج تحلیل داده ها، در پس آزمون و نیز در آزمون پیگیری دو ماه پس از اجرای پس آزمون نشان داد که درمان معنوی مذهبی گروهی، بر کاهش استرس تنش، پرخاشگری و افسردگی مادران کودکان کم توان ذهنی گروه آزمایش مؤثر بوده است.
۷.

اثربخشی آموزش گروهی به شیوه هیجان مدار بر رضایت جنسی، رضایت زناشویی و ابعاد سلامت روان در مادران کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۷
هدف از پژوهش حاضر اثربخشی آموزش گروهی به شیوه هیجان مدار بر رضایت جنسی، رضایت زناشویی و ابعاد سلامت روان مادران کودکان کم توان ذهنی بود. این مطالعه با رویکرد کمّی و به روش نیمه آزمایشی و با بکارگیری طرح پیش آزمون– پس آزمون– پیگیری با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری متشکل از تمام مادران کودکان کم توان ذهنی محصل در شهرستان میبد در سال تحصیلی 97-98 بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 24 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه 12 نفری (آزمایش و گواه) جایگزین شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های استاندارد اضطراب، استرس و افسردگی لاویبوند، رضایت زناشویی انریچ و رضایت جنسی لارسون در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پاسخ دادند. گروه آزمایش مداخله آموزش گروهی به شیوه هیجان مدار را در 8 جلسه 5/1 ساعته و هر هفته دو جلسه دریافت کردند، در صورتی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را طی مدت زمان انجام پژوهش دریافت ننمودند. در پایان نیز داده های پژوهش با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و در سطح معنی داری 05/0 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میانگین نمرات رضایت جنسی و رضایت زناشویی و سلامت روان گروه آزمایش نسبت به گروه گواه، در مرحله پس آزمون افزایش معناداری پیدا کرده و این افزایش در مرحله پیگیری نسبتاً ثابت مانده است (001/0>p). بر اساس نتایج پژوهش، آموزش گروهی به شیوه هیجان مدار باعث بهبود رضایت جنسی، رضایت زناشویی و ابعاد سلامت روان مادران کودکان کم توان ذهنی شد. بنابراین آموزش گروهی به شیوه هیجان مدار می تواند مداخله ای ارزنده در راستای کاهش مشکلات این مادران به شمار آید.
۸.

اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سبک های فرزند پروری مادران کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۸
هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد برسبک های فرزندپروری مادران کودکان کم توان ذهنی بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح دو گروهی ناهمسان با پیش آزمون –پس آزمون بود. جامعه آماری کلیه مادران دارای فرزند کم توان ذهنیِ محصل (سال تحصیلی 98 -1397) در مقطع ابتدایی شهر بجنورد بود. با نمونه گیری در دسترس 24 نفر انتخاب و به طور غیر تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (12 نفره) گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند استفاده شد. برای گروه آزمایش برنامه ی آموزشِ فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت هفتگی در 8 جلسه ی90 دقیقه ای اجرا و داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد منجر به افزایش سبک فرزندپروری مقتدرانه و کاهش سبک فرزندپروری سهل گیرانه شده (p≤0/01) و بر سبک فرزندپروری مستبدانه مادران گروه آزمایش تأثیر معنی داری نداشته است (p≥0/05). نتیجه گیری: برنامه ی آموزشِ فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند باعث بهبود سبکهای فرزند پروری مادران کودکان کم توان ذهنی شود.