مطالب مرتبط با کلید واژه " نظریه انتقادی "


۱.

تبیین نظریه انتقادی ، تعلیم و تربیت انتقادی و دلالت های تربیتی آن از منظر فریره و ژیرو و نقد آن

کلید واژه ها: نظریه انتقادیتعلیم و تربیت انتقادیصنعت فرهنگفریرهژیروسلطه آموزشی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹۰ تعداد دانلود : ۱۹۰۹
"هدف مقاله حاضر معرفی دیدگاه تربیتی مبتنی بر نظریه انتقادی است. نظریه انتقادی محصول اندیشه های گروهی از نظریه پردازان اجتماعی آلمانی است، که در ارتباط با موسسه تحقیقات اجتماعی در شهر فرانکفورت بودند. آنها واژه ""صنعت فرهنگ"" را برای نشان دادن فرایند صنعتی شدن فرهنگ انبوه مطرح کردند. نتایج بررسی تعلیم و تربیت انتقادی نشان داد که این دیدگاه به طور عمیق از نظریه انتقادی متاثر است و مقوله «نقد»، «تغییر»، «گفتگو» و «رهایی» محور مطالعه آن ها را تشکیل می دهد. این مقاله درباره اصول اساسی نظریه انتقادی و تعلیم و تربیت انتقادی بحث می کند. نخست نظریه انتقادی به اجمال بررسی شده و کاربرد آن در زمینه تربیتی بررسی می شود. دوم به اصول مهم نظریه و تعلیم و تربیت انتقادی تاکید می شود. سوم درباره دیدگاه های تربیتی فریره و ژیرو بحث می شود. فریره به تعلیم و تربیت انتقادی مرتبط با توسعه آگاهی انتقادی توجه می کند و ژیرو ادعا می کند که مدارس از طریق برنامه درسی پنهان سلطه آموزشی را تحکیم می بخشند. چهارم درباره دلالت های آموزشی تعلیم و تربیت انتقادی بحث شده، و بخش پایانی مقاله به نقد و جمع بندی اختصاص یافته است. "
۲.

نظریه انتقادی روابط بین الملل و گفت و گوی تمدنها

نویسنده:

کلید واژه ها: هستی شناسینظریه انتقادی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۲۱
اگرچه گفت وگوی تمدن ها مفهومی کاملاً جدید نیست ؛ با طرح مجدد آن از سوی سیدمحمد خاتمی ، رئیس جمهوری اسلامی ایران ، در اواخر دهه 1990 میلادی مورد توجه جدی قرار گرفت . این مفهوم در روابط بین الملل دارای مدلولات مهم نظری در سطوح مختلف هستی شناختی ، معرفت شناختی ، جامعه شناختی و هنجاری است و در عین حال ، به اندازه کافی مداقه نظری نشده است . به نظر می رسد که از میان نظریه های روابط بین الملل ، نظریه به اصطلاح انتقادی، یکی از بهترین بسترهای نظری برای فهم و مفهوم بندی جایگاه نظری گفت وگوی تمدن ها است . شهرت نظریه انتقادی به دلیل تأکید آن بر گفت وگو و گفتمان و نقش آن در شکل دادن به بنیان حقیقت ، غیبت و اجماع است . اینها می توانند در سطح بین الملل پیامدهای مهمی در ابعاد نظری و فرانظری داشته باشند. این مقاله نشان می دهد که چگونه این انگاره می تواند در سطح هستی شناسی، برداشت دولت محور را از روابط بین الملل متحول سازد. از لحاظ معرفت شناختی می تواند به عنوان بنیانی برای برداشت هایی غیر اروپا محور از روابط بین الملل عمل کند و در سطح جامعه شناختی ، راهی به سمت شکل گیری اجتماع اخلاقی است. سرانجام اینکه از نظر هنجاری معطوف به سیاست جهانی عادلانه تری است که کمتر جنبه برون گذارانه دارد. استدلال این مقاله آن است که همه این ابعاد کم وبیش با تعهدات فرانظری ، نظری و اخلاقی نظریه بین المللی انتقادی همخوانی دارند.
۴.

چهارچوبی برای تحلیل سیاست خارجی

کلید واژه ها: سیاست خارجینظریه انتقادیرهاییعقلانیت انتقادیکنش ارتباطیاستدلالمنطق اقداماخلاق گفتمانیقدرت مولد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۷۲
این مقاله درصدد استخراج یک چهارچوب تحلیل سیاست خارجی از نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت است. هدف نشان دادن امکان و قابلیت به کارگیری و کاربست اصول، مفروضه ها و مفاهیم این نظریه برای تحلیل سیاست خارجی می باشد. به سخن دیگر تلاش می شود به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که: آیا می توان نظریه انتقادی را به عنوان چهارچوب مفهومی و نظری برای تحلیل سیاست خارجی به کار برد؟ برمبنای این سوال پرسش های فرعی دیگری قابل طرح است. مدل بازیگر و منطق اقدام کشورها در سیاست خارجی چیست؟ اهداف و معیارهای سیاست خارجی کشورها کدامند؟ عوامل تعیین کننده و منابع سیاست خارجی کدامند؟ درچه سطحی می توان سیاست خارجی را تحلیل کرد؟ پاسخ موقت به سوال اصلی آن است که « امکان تحلیل سیاست خارجی به طور عام و به ویژه سیاست خارجی انتقادی در چهارچوب نظریه انتقادی وجود دارد».
۵.

نظریه اعتقادی در روابط بین الملل

کلید واژه ها: روش‌شناسیدولتنظریه انتقادینظریهروابط بین‌الملل

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴۵
نظریه انتقادی بخشی از نظریه نئومارکسیستی و رهیافت نوینی است به علوم انسانی، علوم اجتماعی و فلسفه که منشأ آن به مؤسسه تحقیقات اجتماعی در شهر فرانکفورت آلمان بازمی‌گردد. در رشته روابط بین‌الملل نیز این نظریه از دهه 1960 و 1970 به تدریج اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرد. کوشش زیادی شده تا نشان داده شود که چگونه نظریه انتقادی می‌تواند در گسترش تجزیه و تحلیل فراواقع‌گرایانه روابط بین‌الملل به کار گرفته شود. در این میان رابرت کاکس از پیشگامان این نگرش تلقی می‌شود. نظریه انتقادی حقایق را به همان شیوه‌ای که رهیافت سنتی می‌نگرد، نگاه نمی‌کند، بلکه از دید نظریه‌پردازان انتقادی، حقایق محصول چارچوب‌های اجتماعی و تاریخی خاصی هستند. بر همین اساس است که رهایی‌بخشی وظیفه اصلی و اولیه نظریه انتقادی است. در واقع رابرت کاکس تمایزی میان دانش حل مشکل و دانش رهایی‌بخشی قائل می‌شود. او معتقد است که نظریه‌هایی چون واقع‌گرایی مبتنی بر حل مسأله، اصل جزمی ثابتی است که جهان واقع‌گرا با تاریخی که در بستر جنگ سرد شکل عینی به خود گرفته است تقریباًً چیزی بیش از توجه به دفاع از قدرت آمریکا به عنوان سنگر اصلی حفظ نظم نبوده است. در حالی که نظریه انتقادی با این فرض آغاز می‌شود که نظریه، اغلب در شرایط خاص زمانی و مکانی شکل گرفته است. نظریه، همچون تمامی انواع دانش، نیازمند آن است که نفوذ اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زمینه آن را فراهم کند و یکی از عمده‌ترین وظایف نظریه انتقادی، فاش کردن این اثر است. نظریه انتقادی اگر بتواند رابطه میان اقتصاد جهانی سرمایه‌داری و نظام دولت‌های دارای حاکمیت را در درون یک چشم‌انداز نظری بیان کند، یک گام فراتر از واقع‌گرایی و مارکسیسم گذارده است. رابرت کاکس و آندرو لینک لیتر تلاش‌هایی را برای توضیح این رابطه در درون یک ماتریالیسم تاریخی تجدید بنا شده، انجام داده‌اند.
۶.

منطقه ای در آسیای غربی چیست؟

کلید واژه ها: نظریه انتقادیمیان رشته‌ایتبیین فرهنگیمنطقه‌ایآسیای غربی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۹
یک منطقه چگونه توصیف می‌شود؟ چه کسی آن را تعریف می‌کند؟ به چه منظوری؟ اینها پرسشهایی هستند که این نوشتار به آنها می‌پردازند و با یک مباحثه میان‌رشته‌ای «منطقه‌گرایی» در ارتباط با آسیای غربی تبیین می‌شود. بدین‌منظور مفاهیمی که در روابط بین‌الملل، مطالعات منطقه‌ای، مطالعات خاورمیانه و علوم سیاسی وجود دارند مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌گیرند. بررسی این بحث را با اتکا به دیدگاه انتقادی نسبت به نظریه مشکلات امنیت منطقه‌ای که معمولاً از سوی نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل ارایه می‌شوند آغاز می‌کنیم و به جای آن از نظریه تبیین فرهنگی که مبیّن شکل‌گیری منطقه‌ای با ویژگی‌ها و پویایی‌های امنیتی است بهره گرفته و آن را درباره آسیای غربی به کار می‌گیریم. بدین‌روی، نوع نگاه به موضوع «منطقه‌ای» از یک منظر میان‌رشته‌ای روابط بین‌الملل ـ مطالعات فرهنگی مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۷.

اندیشه های یورگن هابرماس

کلید واژه ها: نظریه انتقادییورگن هابرماستوسعه و نوسازی اجتماعیاستعمار جهان زندگیسترونی فرهنگیتحلیل سرمایه داری نویننهضتهای جدید اجتماعینظریه بحرانها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸۵
شناخت بیشنهای یورگن هابرماس با بررسی زندگینامه وی آغاز و با نمایاندن نقش او به عنوان معمار اصلی نظریه انتقادی جدید، پایان می پذیرد. دراین راستا رگه های عمده اندیشه وی به ترتیب زیر مورد تشریح و تحلیل قرار می گیرد: ترمیم و تکمیل نظریه های پیشینیان: کار و زبان (کش ارتباطی)، برداشت کلی از دانش؛ مقوله بندی جدید از دانش، جایگاه و نقش علوم و هرمنوتیک، نقد پاره ای از نظریه های کارل مارکس: ماتریالیسم تاریخی، تکامل و ....، نقد پاره ای از نظریه های ماکس وبر: عقلانیت، نوگرایی و ....
۸.

پساساختارگرایی و روش

نویسنده:

کلید واژه ها: روش‌شناسیساختارگرایینظریه انتقادیپساساختارگرایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۲۸ تعداد دانلود : ۱۳۶۳
علوم انسانی و اجتماعی در عصر حاضر در معرض بحران‌های بنیادینی قرار گرفته‌اند، میل رسیدن به روش و نظریه واحد در علوم انسانی و اجتماعی فروکش کرده و رویکردهای پساساختارگرا برای یافتن و بهره جستن از روش‌های جدید تحقیق غلبه یافته است. این رویکرد جدید با پیشنهاد روش‌شناسی‌های متعدد و متنوع، نوعی آشفتگی روش‌شناختی را به همراه آورده و با طرح ایده مواجهه با موضوع شناخت از طریق سنت‌های فرهنگی و زبانی، باب هر گونه رویارویی مستقیم با جهان را بسته و تمام دانش انسان را گرانبار از نظریه و ارزش معرفی کرده است.در این مقاله پس از شرح مختصر رویکرد ساختارگرایی، انتقادهای وارد بر آن بیان شده است. همچنین ضمن تشریح رویکرد پسا‌ساختارگرایی و بیان وجوه شباهت و تفاوت آن با ساختارگرایی، جایگاه روش در این رویکرد مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
۹.

اخلاق و سیاست از دیدگاه نظریه انتقادی

کلید واژه ها: مدرنیتهاخلاقسیاستنظریه انتقادی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۲ تعداد دانلود : ۴۵۴
شاید در هیچ دوره ای از تاریخ پرفراز و نشیب، مانند عصر پرتلاطم و پرحادثه ای که ما در آن زندگی می کنیم، بحث اخلاق و سیاست و ضرورت پرداختن به اصول، ارزشها، هنجارها و فضایل اخلاقی و انسانی تا بدین حد مطرح نبوده است.علم و فناوری سلطه خود را بر تمام ابعاد زندگی بشر انداخته و اصول بزرگ معنوی و اخلاقی ناخواسته تحت الشعاع تغییرات شگرف مادی قرار گرفته است. عصر فناوری و مدرنیته، عصر ارتباطات و اطلاعات مرزهای سیاسی را در هم شکسته و ملت ها و دولت های بزرگ و کوچک را به یکسان در معرض تهاجم تکنولوژی فرهنگی قرار داده و بحران مشروعیت سیاسی را در قرن بیست و یکم به ارمغان آورده است.نظریه انتقادی به مثابه گونه ای آسیب شناسی به نقد مدرنیته خالی از ارزش و اخلاق پرداخته است و با موضع راهنمای کنش انسانی، هدفش ایجاد خودسازی و بازسازی منافع راستین خویش است. آدورنو، هورکهایمر، مارکوزه، هابرماس، هانا آرنت و اریش فروم از جمله نظریه پردازان انتقادی قرن بیستم هستند که به نقد علوم انسانی اثبات گرا پرداخته اند. هدف پژوهشگر در این مقاله بررسی نقش مهم اخلاق و سیاست و رابطه آنها با یکدیگر از دیدگاه نظریه انتقادی و بازاندیشی اندیشگران نظریه انتقادی قرن بیستم درباره ارتباط مثبت و معنادار میان توسعه علوم با تحقق انسانیت و تعالی بشر است و سعی شده مدرنیته را که بر اثر دگرگونی علم شکل گرفته است، مورد ارزیابی قرار دهد و انتقادات وارده بر آن را بررسی کند.در این تحقیق از روش همبستگی برای رسیدن به نتایج حاصل از نظریه انتقادی استفاده شده است. بدین گونه که به دنبال این پرسش هستیم که رابطه اخلاق و سیاست از دیدگاه نظریه انتقادی چیست؟ در یک نگاه کلی به این نتیجه می رسیم که تمامی اندیشمندان نظریه انتقادی بر تعامل و هماهنگی «اخلاق و سیاست» تاکید دارند و تمامی فجایع و بربریت، کشتار انسانها، سرکوب طبیعت را به دلیل جدا بودن اخلاق از سیاست می دانند. در آرای اندیشمندان نظریه انتقادی چنین به نظر می رسد که مدرنیته از یک سو باعث توسعه و امکان دستیابی به رفاه و امور زندگی بشر گشته و از سوی دیگر سرمنشا اکثر آفات و بدبختی ها را «عقلانیت ابزاری» دانسته که باعث نابودی اخلاق و محدود شدن آزادی فردی در سیاست گشته است.
۱۰.

مکتب فرانکفورت و نظریه انتقادی (آراء و نظریه ها)

کلید واژه ها: فردیتنظریه انتقادیصنعت فرهنگمکتب فرانکفورتدیالکتیکسلطه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵۹۲ تعداد دانلود : ۸۴۰۳
مکتب فرانکفورت توسط ماکس هورکهایمر در دانشگاه فرانکفورت بنیان گذاری شد و باعث مطرح شدن چهره های برجسته ای هم چون تئودور آدورنو، هربرت مارکوزه و والتر بنیامین و ... در جهان گردیده است. گرایش کلی طرف داران این مکتب، مارکسیسم بود. مکتب انتقادى در برگیرنده انتقاد از جامعه و نیز نظام هاى گوناگون معرفتی است و هدف نهایى آن افشاى دقیق تر ماهیت جامعه است. انتقادهاى عمده آن عبارتنداز: الف) انتقاد به نظریه مارکسیستى ب) انتقادهایى به اثبات گرایى ج) انتقادهایى از جامعه شناسى د) انتقاد از جامعه نوین. نظریه انتقادى نیز محصول گروهى از نئومارکسیست هاى آلمانى این مکتب است که از حالت نظریه مارکسیستى به ویژه از گرایش آن به جبرگرایى اقتصادى دل ِ خوشى نداشتند.این نظریه بیشتر از انتقادهایى ساخته شده است که از جنبه هاى گوناگون زندگى اجتماعى و فکری به عمل آمده است. این نظریه از کار «مارکس» الهام گرفته و هدف اصلی نظریه انتقادی نشان دادن روابط قدرت در چارچوب پدیده های فرهنگی است. مقاله حاضر با نگاهی اجمالی به مکتب فرانکفورت و نظریه اجتماعی از طریق روش اسنادی به این مکتب پرداخته است
۱۲.

به سوی یک نظریه تفصیلی در اندیشه هابرماس

نویسنده:

کلید واژه ها: هرمنوتیکپوزیتیویسمنظریه انتقادیفرهنگی و هابرماس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۸ تعداد دانلود : ۶۷۶
پوزیتیویسم، هرمنوتیک و نظریه انتقادی-فرهنگی، سه گفتمان علمی بودند که در دهه 1960 عرض اندام کردند. دیدگاه انتقادی، گفتمان های دیگر را به صورتی جدی به چالش کشاند. درون مایه نظریه انتقادی نفی و اثبات عرصه های مختلف (دانش، اقتصاد، سیاست، آموزش و پرورش، فرهنگ توده ای و غیره) جامعه سرمایه داری متاخر است. سرمایه داری متاخر در قرن بیستم با پیدایش دولت رفاهی به تدریج شکل گرفت. در این مرحله سرمایه داری از وضعیت آرمانی اولیه (لیبرال-دموکراسی) تا اندازه ای دور شد و آبستن بحران های فراگیر گشت. مبنای فلسفی نظریه انتقادی بر معرفت شناسی مبتنی بر علاقه سه گانه: فنی-ابزاری، علمی یا تفسیری و رهایی بخش، استوار شده است. تفاوت آن یا دیگر نظریات انتقادی، در رهایی بخشی آن است این نظریه پوزیتیویسم را به خاطر بعد ایدئولوژیکی نقد می کند؛ اندیشه های پست مدرن را به این دلیل نقد می کند که بنیان های دانش را بی اعتبار ساخته، فاصله دانایی و نادانی را از میان برداشته و تلاش برای پیشرفت را در هاله ای از ابهام قرار داده است و هرمنوتیک را به خاطر محافظه کاری نهفته در آن که قادر به برملا کردن کژدیسه های جامعه سرمایه داری نیست سرزنش می کند.
۱۳.

اخلاق انتقادی به مثابه بستری برای حسابداری انتقادی

کلید واژه ها: نظریه انتقادیمحافظه کاری اخلاقاخلاق انتقادیحسابداری انتقادی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰۰ تعداد دانلود : ۷۳۵
دیر زمانی است که عالمان فلسفه اخلاق در نظریه پردازیهای خود از نگرش و نظریه انتقادی استفاده می کنند. نظریه انتقادی اولین بار توسط مکتب فرانکفورت بعنوان بنیانگذاران آن بکار گرفته شد پس از آن، این نظریه در سایر رشته های تخصصی علوم اجتماعی اعم از جامعه شناسی، اقتصاد، روان شناسی و حسابداری مورد استفاده واقع گردید. در دوران حاضر رهگیری بکارگیری اخلاق انتقادی، در مطالعات دو تن از متفکران فلسفه شامل یورگن هابرماس بعنوان متفکر مدرنیته و میشل فوکو بعنوان متفکر پسامدرن می توان ردیابی نمود. این مقاله با بررسی اخلاق هابرماسی و اخلاق فوکویی،اخلاق انتقادی را مورد شناسایی قرار داده و با بررسی تاثیر اخلاق انتقادی بر قضاوت حرفه ای فرد، ارتباط آن را با حسابداری انتقادی مورد کنکاش قرار می دهد.و آنرا بعنوان راه حلی برای برون رفت از مسایل و مشکلات اخلاقی حرفه حسابداری مطرح می نماید. یافته های مطالعه این امر را تایید نموده است.
۱۴.

ماهیت صنعت فرهنگ و رسانه های فنی از دیگاه اندیشه و نظریه انتقادی

نویسنده:

کلید واژه ها: فرهنگنظریه انتقادیصنعت فرهنگرسانه های فرهنگی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه رسانه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات ارتباطات و فرهنگ
تعداد بازدید : ۱۴۶۶ تعداد دانلود : ۷۹۸
شرح و بیان صنعت فرهنگ از زبان تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر نویسندگان کتاب دیالکتیک روشنگری ـ مبتنی بر این گزارش است که عقل ابزار اندیش روشنگری (Aufklarung) که بر همسان سازی و این همانی بنیاد دارد گرچه بنا بود آزادی را از ترس از مراجع اساطیری ایمن دارد، خود از سلطه سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی تمامیت خواهانه ای سر در آورد که آدمیان را از آزادی و خلاقیت فردی محروم می سازد و هم فرد و هم جامعه را قلب به شیء می کند. آدورنو و هورکهایمر برآنند که رسانه های فرهنگ ساز، به مدد بازتولید تکنیکی انبوه، در سرمایه داری پسین در خدمت شاکله سازی از پیش تعیین کننده کلیه محصولات فرهنگی عمل می کنند. این کارکرد، کلیه تنوعات و تکثرات را به گونه ای استانده می کند که اطاعت و آزادی دیگر از هم تمیز داده نمی شوند. بدینسان، در نظام مبتنی بر ارزش مبادله صنعت فرهنگ هر ابژه ای را مبدل به کالا می کند؛ تفاوت نمی کند که این ابژه اقتصادی باشد یا فرهنگی. این مقاله روایتی است از چگونگی توجیه آدورنو و هورکهایمر در باب این سرکوب فاجعه بار که در جریان اتمیزه کردن، همه انسانها و سلایق و خلاقیت های آنها را همسطح می سازد. همزمان، این مقاله به اجمال آموزه یاد شده را در بوته ارزیابی انتقادی می نهد.
۱۵.

ملاحظات روش شناختی در مطالعات فرهنگی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱۳۶ تعداد دانلود : ۴۹۹
مسئله روش توجه چندانی را در مطالعات فرهنگی به خود جلب نکرده است. شاید نشود این غیبت را نوعی غفلت یا اهمال تلقی کرد، بلکه بهتر است از وجود مناقشه بر سر این موضوع سخن گفت که آیا مطالعات فرهنگی می تواند روش-شناسی و تکنیک های متمایزی داشته باشد یا خیر؟ در این مقاله، ابتدا درباره مناقشه مذکور بحث می شود و سپس، به مسائل مهمی پرداخته می شود که هرگونه بحث از روش مطالعات فرهنگی ناگزیر از توجه به آنهاست. دوگانه های کمی/ کیفی، معرفت شناسی طرفدار بازنمایی/ اصالت ضدبازنمایی، چارچوب های رشته ای/ غیررشته ای، تجربه/ نظریه و بالاخره، روش و نسبت آن با استراتژی های رهایی بخشی از جمله محورهای عمده بحث در این مقاله اند.
۱۶.

عدالت جهانی در اندیشة امام خمینی(ره) و نظریة انتقادی روابط بین الملل

کلید واژه ها: انقلاب اسلامی ایرانروابط بین المللنظریه انتقادیامام خمینی(ره)عدالت جهانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در ایران تاریخ و مبانی اندیشه سیاسی در ایران اسلامی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی نظریه های روابط بین الملل نظریه های انتقادی
تعداد بازدید : ۱۴۳۳ تعداد دانلود : ۶۹۸
مقایسه نظرات امام خمینی(ره) به عنوان نماد گفتمان الهی پیرامون مسایل بین المللی ازجمله موضوع عدالت جهانی با دانشمندان حوزه روابط بین الملل به ویژه اندیشمندان معترض به نظم فعلی ازقبیل کاکس، لینک، لیتر و گیل، محور اصلی این تحقیق را تشکیل داده است. در این پژوهش با اشاره به محورهایی کلیدی از اندیشه امام خمینی(ره) پیرامون سیاست، روابط و نظام بین الملل به مقایسه اندیشه ایشان به ویژه در باب عدالت جهانی و لزوم تحول در نظام بین الملل با نظریه پردازان مکتب انتقادی روابط بین الملل و به ویژه بررسی مشابهت های موجود در این دو دیدگاه پرداخته شده است.
۱۷.

رویکرد آمیخته پژوهی در امنیت پژوهی: چیستی و چرایی

تعداد بازدید : ۱۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۰۲۷
زمینه وهدف: رویکردهای فلسفی، زیربنای روش های پژوهش هستند. به منظور فهم میزان تناسب روش های پژوهشی، اعم از کمّی ، کیفی و آمیخته ، شناخت رویکردهای فلسفی و پاسخ گویی به سه سؤال اساسی، چیستی مفهوم واقعیت، چگونگی شناخت آن، و راه های کسب آن، از ضرورتی انکارناپذیری برخوردار است. با توجه به محدویت های دو روش کمی و کیفی، و هم چنین ماهیت چندبعدی و پیچیده پدیده های علوم اجتماعی، نمیتوان صرفاً با استفاده از یک روش (کمّی یا کیفی) به شناخت عمیق و کافی از مسائل این علوم دست یافت. در دهه اخیر توجه به روش های آمیخته پژوهش ، بیش از پیش مورد توجه محافل علمی قرار گرفته است. این طرح ها در یک تقسیم بندی، به سه دستة روش های آمیخته اکتشافی، تبیینی و درهم تنیده دسته بندی می شوند. روش: اگرچه روش آمیخته پژوهی در جهان از جمله در ایران سابقه قابل توجهی ندارد اما در این بررسی مروری تلاش شد تا آخرین تولیدات علمی در این زمینه در کتب، مقالات و پایگاه های اطلاعات علمی الکترونیکی معتبر بررسی گردد. یافته: پژوهش های آمیخته به محققان این امکان را میدهد تا به جای اینکه صرفاً به دنبال اندازه گیری جنبه های قابل اندازه گیری و مشاهده پذیر پدیده ها باشند، به طور جامع به درک واقعیت پدیده های علوم اجتماعی نایل آیند. به همین دلیل، طرح های آمیخته پژوهش را مناسب ترین، طرح برای مطالعه در امنیت پژوهی میدانیم. بحث و نتیجه گیری : استفاده از رویکردهای آمیخته پژوهش، به دلیل بهره مندی توأمان از مزیت های روش های کمّی و کیفی و رفع کاستی های یکدیگر، امکان درک همه جانبه و نظام مند از پدیده های علوم اجتماعی، نظیر امنیت عمومی، را بیشتر فراهم نموده و در سطحی برتر به افزایش معناداری یافته ها و امکان تعمیم بخشی صحیح، منتج می شود.
۱۸.

مطالعة بنیادهای فلسفی روش تحقیق اقدام پژوهی (معلّم پژوهنده)

تعداد بازدید : ۱۶۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۸۸
طبق «رویکرد مکاتب» هر عملی که در تعلیم و تربیت انجام میشود، بر فلسفه ای مبتنی است و از اصول آن استنتاج میشود. اقدام پژوهی، رویکردی در پژوهش های کیفی است که به معلّمان و کارگزاران آموزشی کمک میکند تا به گونه ای پژوهش را با موقعیت تربیتی تلفیق کنند تا بتوانند نقش مستقیم و فوری در موقعیت تربیتی و بهبود فرایند آموزش ایفا کنند و آموزش وپرورش را به نقطة مطلوب مورد نظر برسانند. هدف از این تحقیق، مطالعة ریشه های نظری و فلسفی اقدام پژوهی با استفاده از روش اسنادی- تحلیلی است. لذا با توجه به ویژگیها و اهداف و نتایج متعدد اقدام پژوهی(معلم پژوهنده) سه ویژگی و هدف مشترک توصیف و انتقاد از وضع موجود، تأکید بر عمل و تلفیق آن با نظر، و تغییر در جهت مطلوب در نظر گرفته شده و با توجه به آنها، ریشه و پایگاه فلسفی اقدام پژوهی(معلم پژوهنده) در پراگماتیسم، مارکسیسم و نظریه انتقادی استنتاج ، استدلال و تطبیق داده شده است.
۱۹.

انقلاب اسلامی ایران، نظام بین الملل و نظریه انتقادی

کلید واژه ها: نظام بین المللنظریه انتقادیانقلاب اسلامیتغییر وضع موجودصدور انقلاب و ام القری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶۵ تعداد دانلود : ۳۷۷
انقلاب اسلامی به عنوان پدیده ای سیاسی- فرهنگی پویا و رویدادی عمده در تحلیل نظام بین الملل با خط و مشی انقلابی ساختار و کارکرد نظام بین الملل را به چالش طلبیده و با ارائه اصل عدالت محوری و خداجویی در پی جایگزین کردن حقیقت اخلاق و دیانت در ساختار و کارکرد نظام بین الملل بوده و با ایدئولوژی اسلامی خود مبنی بر اصول عابد و معبود و دنیا و آخرت ساختار حاصل از تقابل نظام کمونیسم- سرمایه داری را بر تقابل ماتریالیسم و معنویت گرایی تغییر داده و با رویکردی ارزشی- انقلابی و با نفی وضع موجود خواستار ایجاد نظامی کارکردی خارج از سیستم منبعث از قدرت. ساختار، کارکرد و گفتمان حاکم را نه جوابگوی سرشت بشر بلکه عامل به بند کشیدن انسانیت می داند و با پشتیبانی از حرکت های رهایی بخش و ترویج استبدادستیزی و استکبارستیزی، مستضعفان را نوید خلیفه الهی می دهد. سؤال اصلی تحقیق این است که، همان گونه که نظریه «انتقادى» به دگرگونى اجتماعى، چه در سطح داخلى و چه در سطح نظام بین الملل علاقه مند است، انقلاب اسلامی در چه دگرگونی در سطح داخل و نظام بین الملل داشته است؟ در این مقاله سعی شده است از طریق روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای- اینترنتی به این سؤالات پاسخ داده شود. یافته های تحقیق نشان می دهد که انقلاب اسلامی با شعار محوری «نه شرقی- نه غربی» ضمن سعی بر حفظ ام القری، صدور انقلاب را مبنای حرکت عدالت محور خود قرار داده و ضمن طرد قواعد حاکم بر نظام بین الملل خواستار ایجاد نظم منتهی به حقیقت بود.
۲۰.

بررسی تحولات انقلابی کشورهای عربی از منظر لیبرالیزم، سازه انگاری و نظریه انتقادی روابط بین الملل

کلید واژه ها: سازه انگارینظریه انتقادیبهار عربیلیبرالیزم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲۲ تعداد دانلود : ۵۰۹
از زمان تحولات انقلابی موسوم به «بهار عربی» در کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال افریقا که منجر به سقوط حکومت های دیکتاتوری در برخی از کشورهای این منطقه و ایجاد ناآرامی در برخی دیگر از این کشورها شده است، ادبیات بسیاری در تجزیه و تحلیل این وقایع تولید شده که تقریبا در هیچ یک از این آثار، این انقلاب ها از منظر دیدگاه های نظری روابط بین الملل مورد بررسی و تحلیل قرار نگرفته است. همین خلا پژوهشی انگیزه اصلی نگارش این مقاله را ایجاد کرد تا از میان مهم ترین نظریه های موجود در روابط بین الملل، نظریه لیبرالیزم را از جریان اصلی و نظریه انتقادی و سازه انگاری را از میان جریان بازاندیش گرای این رشته به دلیل توان تحلیلی مناسب تری که در تجزیه و تحلیل این وقایع برخوردارند، انتخاب نماییم. در همین راستا در این مقاله به این نتیجه خواهیم رسید، در حالی که با الهام از نظریه لیبرالیستی روابط بین الملل این تحولات انقلاب هایی لیبرال - دموکراتیک و تحت عنوان بیداری ملی معنا می شود، سازه انگاران از آن به عنوان انقلاب هایی مذهبی تحت عنوان بیداری اسلامی و در نهایت پیروان نظریه انتقادی با الهام از نظریات چپ، این تحولات را با نام انقلاب های اجتماعی تحت عنوان بیداری انسانی - اجتماعی و یا طبقاتی معنا می کنند.