مطالب مرتبط با کلید واژه

فلسفه هنر


۱.

درآمدی بر فلسفه هنر از دیدگاه فیلسوفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: زینت هنر موسیقی صنعت جمال زیبایی فلسفه هنر خیال حضرت خیال محاکات شعر بهاء لذت فن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۶۶۰
فلسفة هنر به تبیین مبادی و مبانی غیرهنری هنر یا به تعبیر دیگر به تبیین مبادی فلسفی هنر می‌پردازد. هر چند فلاسفه اسلامی بخش مستقلی را در آثار خود به فلسفه هنر اختصاص نداده‌اند، اما به‌طور پراکنده در لابلای مباحث گوناگون به طرح مباحثی پرداخته‌اند که در قالب فلسفه هنر می‌گنجد. چنان‌چه در مورد معرفت شناسی و فلسفه علم هم وضع به همین منوال است. یکی از مباحث محوری در فلسفه هنر بحث زیبایی است. فیلسوفان اسلامی تعاریف و دیدگاه‌های ویژه درباره زیبایی دارند به عقیده حکمای اسلامی زیبایی‌های موجود در این عالم جلوه‌های ناقص و مقیّدی از زیبایی مطلق یعنی حق‌تعالی هستند. دومین بحث محوری در فلسفه هنر، نقش خیال در پیدایش آثار هنری است. حکمای اسلامی به وجه مبسوط به بحث خیال و قوّه خیال و عالم خیال و تاثیر آن در پیدایش آثار هنری مثل شعر پرداخته‌اند. از طرف دیگر در تلقی متعالی صدرالمتالهین از فلسفه هنر، منشأ هنر برخی اسماء و صفات الاهی از قبیل خالقیت و احسن الخالقیت حق‌تعالی دانسته شده است به این بیان که همه انسان‌ها به نحو تشکیکی خلیفه خداوند و وارث صفات الاهی‌اند. هنرمندان هم با خلق آثاری در حدّ خود تجلی بخش این اسماء و صفاتند. همچنین حکمای اسلامی تلقی متعالی از محاکات دارند که با تلقی افلاطون و ارسطو از محاکات تفاوت عمیق دارد و بسیار ژرف تر از آن‌ها است.
۲.

صور خیال در ترازوى نقد از نگاه فارابى(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۸۴ تعداد دانلود : ۵۶۷
فارابى اگرچه به نحو مدوّن و معنون وارد مسئله نقد خیال نشده است، امّا با عرضه این مسئله بر آثار وى مى توان به نتایجى دست یافت. مسئله نقد خیال متعلّق به گستره فلسفه هنر مى باشد و این گونه طرّاحى مسئله و تلاش براى حلّ آن، گامى در جهت توسعه فلسفه هنر اسلامى یا فلسفه هنر حکماى مسلمان است و از اهمیت راهبردى در تحلیل و نقد آثار هنرى برخوردار مى باشد. فارابى در نقد خیال با ملاکهاى صدق و کذب، زیبایى و زشتى، و خوبى و بدى داراى دیدگاه است و سرانجام همه این ملاکها را در ترازوى سعادت ارزیابى مىکند. البته مفهوم صدق و کذب معطوف به صور خیال با صدق و کذبِ ناظر به قضیه و خبر تفاوت اساسى دارد. داور و حکمکننده در مقام سنجش خیال با ملاکهاى زیبایى و سعادت، تنها قوّه ناطقه است و قواى خیالى صلاحیت این داورى را ندارند.
۳.

هنر و زیبایى در اندیشه آیت اللّه مصباح(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: هنر ارزش فلسفه هنر کمال فرم محتوا زیبایى زیبایى شناسى محمدتقى مصباح

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۳ تعداد دانلود : ۴۳۴
زیبایى، به منزله یکى از ریشه دارترین خواست هاى فطرى آدمى، و هنر، به منزله نمود عملى خواست زیبایى در ساحت حیات انسان، دو مقوله مهم در پژوهش هاى انسانى اند؛ چنان که امروزه فلسفه هنر و زیبایى شناسى با دین، اخلاق و اغلب دیگر دانش هاى حوزه علوم انسانى و جز آن پیوندى عمیق یافته است. همچنین فراگیرى دامنه تأثیر هنر در زندگى فردى و اجتماعى انسان در تمام دوران ها و به ویژه روزگار ما، ضرورت پژوهش هاى بنیادى و کاربردى در این زمینه را دوچندان مى کند. در این مقاله، که به بررسى اندیشه هاى آیت اللّه مصباح در باب زیبایى و هنر اختصاص یافته، نخست به معناى هنر و هنرهاى زیبا پرداخته شده است، و سپس تعریف زیبایى و نسبت آن با هنر در کانون تأمل قرار گرفته است. بررسى جایگاه صورت و ماده (فرم و محتوا) در هنر، به ساحت هاى زیبایى راه برده است، و در گام بعد، واکاوى نسبیت در هنر، به طرح و کاوش درباره موضوع «هنر و ارزش» انجامیده است.
۴.

ملاک های زیبایی شناسی در فرم و محتوا، از نگاه صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: حکمت متعالیه فلسفه هنر زیبایی شناسی فرم محتوا اسماءالحسنی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی
تعداد بازدید : ۱۴۲۰ تعداد دانلود : ۷۳۲
ملاصدرا در جای جای متون فلسفی خود به بحث در مورد زیبایی پرداخته و برای شناخت زیبایی در اشیاء ملاک های متنوعی ارائه کرده است. مسئله اصلی این پژوهش یافتن ملاک های زیبایی شناسی صدرایی است و بررسی اینکه این ملاک ها فرمی و ظاهری اند یا ناظر به محتوا و باطن اشیا. برای این منظور، با استناد به متون مختلف ملاصدرا ملاک های زیبایی در دو دسته ی فرمی و محتوایی دسته بندی شده و ارتباطات زیبایی های فرمی و محتوایی با یکدیگر و نسبت آنها با ارکان اصلی حکمت صدرایی تحلیل و بررسی شده است. نتایج تحلیل نشان می دهد که از نظر صدرا مطابق با سلسله وجود، زیبایی همه موجودات نیز به جمال مطلق الهی ختم شده و اسماءالحسنی الهی علت همه زیبایی های عالم است. شناخت اسماءالحسنی موجب شناخت زیبایی اشیا است و در نتیجه همه ملاک های زیبایی شناسی صدرایی در فرم و محتوا نیز به اسماءالحسنی الهی بازمی گردد؛ در حقیقت، زیبایی از اسماءالحسنی آغاز شده و با طی مراتب تشکیکی وجود نازل می شود و ابتدا به محتوا و باطن و سپس از طریق باطن، به فرم و ظاهر اشیا سریان پیدا می کند.
۵.

مفهوم جنگ در فلسفه هنر نیچه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۸۸ تعداد دانلود : ۶۹۵
جنگ به مثابه پدیده ای ناشی از ارادة معطوف به چیرگی، بر اصل محوری تفکر نیچه یعنی ارادة معطوف به قدرت استوار است. انحاء چیرگی، ناظر به وجود انواع جنگ در حوز ههای گوناگون زندگی است. در حوزة هنر، ارادة معطوف به چیرگی به دو مرتبه تقسیم م یشود: 1) مرتبه خلق اثر، که ناظر به چیرگی بر شیئ به عنوان ماده اثر و تحمیل کمال بر آن است 2) مرتبه کارکرد فرهنگیِ اثر که ناظر به ظهور و دعوت به حضور در میدان ستیزه است. در میان اَشکال و گون ههای هنری، هنر تراژدی، « وتکامپف » هنر ستیزه محوری است که قابلیت انجام وظایف مشتمل بر دو مرتبه فو قالذکر را بهتر از هر هنر دیگری دارد.
۶.

تحول زیبایی شناسی در فلسفه هنر هگل(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۷۲۶ تعداد دانلود : ۷۸۲
هگل طرح سوبژکتیو و تقلیل گرایانه پروژه زیبایی شناسی در فلسفه عصر روشنگری را در نظام فلسفی خود دگرگون کرده و مسیر تازه ای را جایگزین آن می کند، به طوری که در این رویکرد تازه، موضوع «ذوق» جای خود را به بازاندیشی پیرامون نسبت هنر و حقیقت می دهد. هگل با تجدید نظر در میراث اندیشه روشنگری و به تبع آن، ممتاز کردن هنر در حیطه زیبایی شناسی (که پیشتر زیبایی طبیعی و هنری را در بر می گرفت) آن را صراحتاً نمودی از حقیقت در جریانی تاریخی خواند. در نظام کلی فلسفه هگل، هنر به همراه دین و فلسفه، عظیم ترین نمود تجلی حقیقت است، لیکن در امر محسوس. زیبایی شناسی هگل با رویکرد دیالکتیکی خود، بدون قصد بازگشت به دوره پیشانقدی، به دنبال گشودن افق تازه ای برای فلسفه هنر و در نتیجه، آگاهی تکامل یافته تری در مسیری تاریخی به هنر است. در این پارادایم نوین، هنر به قلمرو حقیقت ارتقا می یابد، قلمروی که با فلسفه مشترک است، و بنابراین گذر از زیبایی شناسی صرف را به فلسفه هنر ممکن می سازد. بدین ترتیب، عطف توجه به زیبایی هنری و پیوند دادن آن با حقیقت و فلسفه، دگرگونی های دامنهداری را در این زمینه به دنبال دارد. پیرو پرداختن به زیبایی هنری به جای طبیعی، مفهوم هنر و زیبایی، تحت عنوان بیانی انسانی و تاریخی، در راستای آگاهی و آزادی قرار می گیرد. از این رو، هنر و فلسفه به قلمرو واحدی تعلق دارند و دیگر بیگانه باهم در نظر گرفته نمی شوند، اگرچه ظاهراً به بیان هگل، فلسفه در جایگاهی برتر از هنر نشانده شود.
۷.

تحلیل فلسفی در نظریه عالم هنر آرتور دانتو(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۵۳ تعداد دانلود : ۳۲۳
این مقاله به تبیین اهمیت تحلیل فلسفی در رویکرد دانتو برای تعریف هنر می پردازد. فلسفه هنر دانتو در تلاقی سنت فلسفی قاره ای و تحلیلی قرار دارد، ضمن آنکه رویکرد او به فلسفه هنر را می توان پساتحلیلی نیز خواند. دانتو علی رغم ممنوعیت نوویتگنشتاینی ها برای تعریف هنر، تلاش دارد که تعریف کاملی از آن ارائه دهد. در نظریه او با عنوان «عالم هنر» می توان با تکیه بر رویکرد فلسفی گسترده تر مبنی بر همتایان تمایز ناپذیر، الزام حضور فلسفه را در هنر دانستن چیزی عیان ساخت. در نظر دانتو، گسترش تاریخ هنر در حدود سال 1964 هم زمان با عرضه جعبه های صابون بریلوی وارهول به پایان می-رسد. از این بابت می توان نتیجه گرفت که ما دیگر قادر نیستیم به لحاظ ادراکی بین اثر هنری و شیئ روزمره تمایز قائل شویم. بدین ترتیب، آنچه یک اثر هنرى را از یک شیئ معمولى متمایز مى سازد، وجود یک نظریه هنرى است؛ همان طورکه در هر دوره ای از تاریخ، آگاهانه یا ناآگاهانه، در تعیین هنر از غیر هنر، نظریه ای درکار بوده است. اما امروزه، این امر، وجه تازه ای به خود گرفته است، همچنان که هنر فراتر از چارچوب تجربه زیباشناختی رفته و با مسائل سیاسی، فرهنگی، فلسفی و ... درگیر شده است.
۸.

نگاهی به پارادایم قدسی در فلسفه ادبیات و هنر معاصر ایران

تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۸۴
پارادایم به معنی سرمشق ها و نمونه های حاکم بر ذهن و زبان دانشمندان در دوره های مختلف است و با اندکی تسامح، در علوم انسانی و هنر نیز نظام های فکری غالب یا همان پارادایم ها قابل شناسایی است. هنرمندان بسیاری خود را ذیل این نمونه های غالب می بینند و پیوندی عمیق با اندیشه های حاکم در زمان خود می یابند. در ایران از سالهای 1320 غالب هنرمندان و نویسندگان خود را وقف تبلیغ برای پارادایم حاکم؛ یعنی مارکسیسم کرده بودند و در دهه چهل، هنر مدرنِ خودارجاع «کانتی» بود که هنرمندان و نویسندگان متعددی را مجذوب خود ساخت. یک دهه بعد، تفکرات بوم گرای اسلامی، که در ادامه ی برخوردهای مختلف با سنت پدید آمده بود، زمینه را برای رشد زیباشناسی «قدسی» ایجاد کرد. به بیان دیگر روشنفکران و نواندیشان دینی با بهره گیری از آرای فلاسفه غرب و سنت های مذهبی، نوع جدیدی از فلسفه ی هنر و ادبیات را در ایران پی نهادند. این نواندیشان که افرادی چون علی شریعتی، مرتضی مطهری، عبدالکریم سروش، داوری اردکانی و دیگران بودند، گرچه در موارد متعددی اختلاف نظر داشته و دارند، در زیباشناسی به حضور یک «امر قدسی» در هنر اسلامی باور دارند. بنابراین، باورمندی به امرقدسی در کنار شرایط اجتماعی و سیاسی ، به خصوص پس از انقلاب اسلامی، زمینه را برای رشد هنر اسلامی- انقلابی فراهم ساخته است.
۹.

تحلیل مواجهه مخاطب با اثر هنری با تأکید بر مبانی حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۴۶۳
حکمت اسلامی علی رغم غنای محتوایی، اهتمامی برای ورود به فلسفه های مضاف و از جمله حکمت هنر نداشته است. از این رو در عالم اسلامی علم مستقلی درباب هنر مفتوح نشده است. این در حالی است که با عنایت به حکمت اسلامی می توان به تبیین نظری هنر مبادرت نمود و البته این مهم با عنایت به مبانی حکمت صدرایی ممکن و میسور است. نحوه مواجهه مخاطب با اثر هنری و برآیند این مواجهه از جمله مباحث فلسفه هنر است. در این مقاله با تأکید بر مبانی صدرایی به یکی از مباحث مهم فلسفه هنر یعنی مواجهه مخاطب با اثر هنری خواهیم پرداخت. ابتدا نحوه این مواجهه و سپس فرایند ادراک اثر بوسیله مخاطب تحلیل می شود. در انتها نیز تأثیر اثر در مخاطب و همچنین نقش اثر در سعادت و شقاوت مخاطب بیان می شود.
۱۰.

فلسفه و هنر، گزارشی از بیست و چهارمین همایش بزرگداشت حکیم صدر المتألهین (ملاصدرا)، (خرداد 1399: تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
بیست و چهارمین همایش از سلسله همایشهای بزرگداشت حکیم ملاصدرا با موضوع «فلسفه و هنر» در خردادماه 1399 بصورت مجازی برگزار شد. موضوع «فلسفه و هنر» در جلسه مورخ 28/8/98 شورای عالی بنیاد حکمت اسلامی صدرا بتصویب رسید و با انجام مقدمات، فرخوان مقاله در تاریخ 23/10/98 اعلان گردید. در پی اعلام فراخوان مقاله و در مدت تعیین شده، در مجموع 123 مقاله به دبیرخانه همایش رسید که از میان آنها 68 مقاله در شورای علمی همایش پذیرفته شد. چکیده این مقالات در قالب کتابچه یی بر روی پایگاه اطلاع رسانی بنیاد حکمت اسلامی صدرا منتشر و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است. با توجه به شرایط ایجاد شده در پی شیوع بیماری و امکانپذیر نبودن برگزاری حضوری همایش، بیست و چهارمین همایش ملاصدرا بصورت مجازی برگزار شد؛ بدین صورت که سخنرانی اساتید متمایل ضبط و بمنظور بهره گیری مخاطبان، بر روی پایگاه اطلاع رسانی بنیاد حکمت اسلامی صدرا منتشر شد. کتاب مجموعه مقالات برگزیده همایش، در دست آماده سازی است که بزودی در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.
۱۱.

رابطه مذهب و زیبایی شناسی از دیدگاه توماس اکویناس در قرون وسطی اروپا و انعکاس ان در اثار معماری ایتالیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۵
زیبایی شناسی شاخه ای از فلسفه است که به ماهیت زیبایی و سلیقه و همچنین فلسفه هنر می پردازد. با فروپاشی الهیات مسیحیت در اروپای قرن 12 و 13 میلادی، گرایش اجتماع آن زمان به عقل گرایی ارسطویی افزایش یافت. در این میان، قدیسی مسیحی به نام توماس آکویناس سعی کرد برای جلوگیری از نزول مسیحیت، آموزه های مسیحیت را با عقل گرایی ارسطویی ارتقا بخشد. پژوهش حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است، درصدد بررسی پیوند بین مذهب و فلسفه ارسطویی از دیدگاه توماس آکویناس و تأثیر بر معماری ایتالیایی است. مطالعات نشان داد که توماس آکویناس اندیشه های فلسفی ارسطو را در چارچوب آموزه های مسیحیت تغییر داده و تکمیل کرد و درنهایت، ایمان مسیحیت را با فلسفه ارسطو تطبیق داد. آکویناس تلاش کرده بود برای رویدادهای اجتماعی- سیاسی آن دوران که برخاسته از عمل و سیاست کلیسا بود، نوعی وجهه عقلانی و واقعی ایجاد نماید. براساس فلسفه ارسطو، دو عقل بالفعل (الهی) و بالقوه وجود دارد. آکویناس با تکیه بر این فلسفه ارسطو، آموزه های دینی مسیحی را از عقل بالفعل یعنی خداوند می دانست که عقلانیت انسان ملهمی از آن است. در حقیقت توماس آکویناس به دو نظام معرفتى معتقد بود: نظام الهى مبتنى بر ایمان و نظام فلسفى مبتنى بر عقل بشرى. زیبایی معماری ایتالیایی به دو دسته زیبایی های ظاهری (نمادین) و باطنی (هویتی) تقسیم می شود. در حوزه ظاهری به عواملی مانند نور و رنگ و در حوزه باطنی به عواملی مانند مذهب و فرهنگ تقسیم می شود.  اهداف پژوهش بازشناسی رابطه مذهب و زیبایی شناسی از دیدگاه توماس آکویناس در قرون وسطی اروپا. بررسی تأثیر ارتباط مذهب و زیبایی شناسی در معماری ایتالیایی. سؤالات پژوهش چه ارتباطی میان مذهب و زیبایی شناسی در اندیشه توماس آکویناس وجود دارد؟ اندیشه های توماس آکویناس درباره زیبایی و پیوند آن با مذهب چه تأثیری بر معماری ایتالیایی داشته است؟
۱۲.

نسبت اسطوره و داستان مدرن ایرانی از منظری فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۵
در مقاله حاضر کوشیده ایم از منظری فلسفی، نسبت اسطوره و داستان مدرن ایرانی را نشان دهیم. هگل در صورت بندیِ ایدئالیستی خود از تاریخ فلسفه هنر نشان داد که در مراحل آغازین تمدن، هنر نتیجه پیوند «مطلق» با «کل جوهری» بوده است، اما در مراحل متأخر، مطلق از وحدت خلسه آور خود با کلیت به درآمده است و به تبع این، هنر نتوانسته است یگانگی مطلق با کلیت را نشان دهد. هایدگر و لوکاچ نیز متأثر از هگل بودند و گسست هنر معاصرشان از ذات را نشانه زوال می دانستند، اما اعضای مکتب فرانکفورت آرای جدیدی طرح کردند و نشان دادند که هنر و ادبیات مدرن به انحای مختلف از واقعیت فاصله گرفته و برای پیوند با ذات، کلیت و وحدت کوشیده است. در داستان مدرنیستی یکی از راه های برقرای نسبت با وحدت و کلیت، نمایش اسطوره در داستان است. در این داستان ها به موازات فرم زدایی و نمایش ازهم گسیختگی جهان معاصر در فرم تازه، شاهد حرکت به گذشته نیز هستیم و وحدت اساطیری در قالب آوانگاردیسم فرمی نشان داده می شود. این دیالکتیک خود متضمن وحدت است. از این منظر، در داستان مدرن ایرانی، از سال 1300 تا 1357ش، هدایت و گلشیری نماینده اصلی دو گسست بنیادین هستند که هم زمان با فرم زدایی مدرن از فرم های رایج زمانه خود، رجعت به گذشته نیز داشتند و اسطوره های ایرانی را در قالب استحاله و واسازی، در آثار خود گنجاندند. در مقاله حاضر، نشان داده ایم که این دو نویسنده در حرکتی دیالکتیکی، هم روح امر مدرن و هم ضرورت بازنمایی و بازخوانی امر تاریخی را نشان داده اند.