مطالب مرتبط با کلید واژه

برند سازی


۱.

هویت سازمانی در هزاره ی سوم و نقش طراحان ایرانی در آن

کلید واژه ها: هویت سازمانی طراحی صنعتی هویت بخشی صنعتی برند سازی طراحان ایرانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴۹ تعداد دانلود : ۱۵۸۲
خلق و ایجاد یک برند، برند سازی، یا به عبارتی هویت بخشی صنعتی یکی از متداول ترین مفاهیم صنعتی است که امروزه تحقیقات زیادی درباره آن انجام می شود. در این مقاله، به صورت موضوع پژوهی با بررسی سیر تحول شکل گیری مفاهیم برند در طول قرن اخیر، به معرفی چهار تحول اساسی ایجاد شده در آن پرداخته شده است. این تغییرات منجر به شکل گیری چهار مسئولیت متفاوت برای جامعه طراحان شده است که بواسطه کمبود مطالعه های کاربردی در این زمینه، برند سازی در میان جامعه هنری و صنعتی ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش نشان می دهد که مسئولیت طراحان در برند سازی هزاره سوم میلادی بسیار گسترده تر و متفاوت از برداشت های پیشین موجود در کشور می باشد. بر مبنای این مسئولیت، به ارائه ی پاسخی مناسب و علمی به این سوال که چه الگوی برند سازی در ایران پیشنهاد می گردد، پرداخته شده است. با بررسی برند سازی در جامعه سنتی ایرانی، رویکردی تلفیقی تحت عنوان مجددانه ارائه شده که مفهوم برند سازی را از واژه ای وام گرفته از فرهنگ غرب، به ارزشی پایدار و رویکردی تاکید شده در فرهنگ اسلامی و سنت ایرانی تبدیل می نماید.
۲.

ارائه مدل بومی برندسازی برای خرده فروشی های اینترنتی با استفاده از روش کیفی تئوری داده بنیاد

کلید واژه ها: برند سازی تئوری داده بنیاد فرایند برند سازی خرده فروشی اینترنتی برند سازی اینترنتی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت بازرگانی مدیریت بازرگانی سیستم های اطلاعاتی مدیریت
  2. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت دانش و IT پیش بینی، اجرا و ارزیابی تکنولوژی
تعداد بازدید : ۱۰۴۸ تعداد دانلود : ۷۳۸
پژوهش حاضر با توجه به رشد سریع فعالیت های خرده فروشی های اینترنتی در فضای کسب و کار داخلی کشور، و در راستای کمک به موفقیت بیشتر این نوع کسب و کار ها در عرصه برند سازی انجام شده است. هدف نهایی پژوهش ارائه مدلی جهت برند سازی خرده فروشی های اینترنتی با توجه به ساختار کسب و کار مجازی در کشور صورت پذیرفته، تا از این طریق بتواند نیازهای رو به رشد در زمینه برند سازی در فضای اینترنتی را پوشش دهد. در این پژوهش برای دست یابی به مدل برند سازی برای خرده فروشی های اینترنتی از روش کیفی تئوری داده بنیاد استفاده گردیده است، که مبنای اصلی جمع آوری اطلاعات در این روش، انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته با افراد مطلع و متخصصین در حیطه موضوعی مورد نظر، است. پس از انجام مصاحبه ها و جمع آوری اطلاعات، کد های بدست آمده در بخش های مختلف، مدل نهایی را به وجود آوردند. مدل نهایی از مجموع مقوله محوری، شرایط علّی، شرایط مداخله گر، راهبردها و در نهایت پیامد ها و نتایج حاصل از برند سازی تشکیل شده است. هر کدام از این شرایط و عوامل تشکیل دهنده مدل دارای متغیر ها و مقوله هایی هستند، که توجه به آنها موجب تحقق هدف نهایی برند سازی می گردد.
۳.

بازتاب برندسازی اخلاقی بر شاخص های عملکردی دانشگاه علوم پزشکی کرمان از منظر اعضای هیات علمی

تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۲۳
مقدمه: در فضای رقابتی کسب و کار، عملکرد سازمان ها به شیوه های نوین برندسازی گره خورده است. از سوی دیگر محققین اذعان دارندکه رعایت اخلاق توسط سازمان ها عاملی حیاتی در پنداشت مثبت نسبت به سازمان و عملکرد آن می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برندسازی اخلاقی بر شاخص های عملکردی دانشگاه علوم پزشکی کرمان و از منظر اعضای هیات علمی انجام گرفته است. روش کار : روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه تحقیق کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی کرمان به تعداد 402 نفر بوده است، که با استفاده از جدول مورگان تعداد 196 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی و نیز روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای اس پی اس اس و پی آل اس صورت گرفته است. یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از ارتباط مثبت و معنادار بین برندسازی اخلاقی با شاخص های عملکردی در دانشگاه علوم پزشکی کرمان است. نتیجه گیری: تحلیل رگرسیون و معادلات ساختاری نشان داد که برند سازی اخلاقی و مؤلفه های آن بر شاخص های عملکردی تاثیرگذار است، و تأثیر برندسازی اخلاقی در سطح خدمات و سطح سازمان بر شاخص های عملکردی تقریباً یکسان است.
۴.

شناسایی و ارزشیابی الگوی عوامل کلیدی بازآفرینی علامت تجاری در سطح شرکت

تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۸۳
اهمیت علامت تجاری و تأثیر آن در فروش به طور فزاینده ای در حال گسترش است. بازسازی علامت تجاری در زمره استراتژی های پیچیده بازاریابی بوده و درصورتی که با مطالعات فراگیر همراه نباشد می تواند به شکل جدی به ارزش ویژه علامت تجاری صدمه بزند. پژوهش حاضر جهت طراحی الگوی عوامل کلیدی بازآفرینی علامت تجاری در سطح شرکت به روش هدفمند و با تکنیک گلوله برفی انجام شد. جامعه آماری پژوهش را خبرگان صنعت و دانشگاه تشکیل دادند. مصاحبه ها بر اساس پروتکل با شش سؤال، پس از بررسی و در قالب مفاهیم مرتبط کدگذاری شدند. در مرحله بعد مقولات اولیه در سطحی با انتزاع بالاتر دسته بندی و درنهایت اشتراک میان مقولات اولیه باعث ایجاد مقوله های اصلی گردید. مصاحبه ها با اشباع نظری به اتمام رسید. نتایج مطابق مدل پیشنهادی پژوهش نشان داد «جایگاه یابی در بازار، ارزیابی علامت تجاری جدید و هویت یابی جدید» به عنوان مقوله محوری بر مبنای شرایط علّی «آمادگی برای تغییر علامت تجاری و حمایت سازمانی» و از طریق راهبردهای «ایجاد چشم انداز و سیاست های محیط کلان و تبلیغات اثربخش» با در نظر گرفتن «اختصاص منابع جهت بازسازی و ایجاد ارزش ویژه علامت تجاری» منجر به تحقق پیامدهای ایجاد برند جدید، رشد و توسعه شرکت و افزایش سوددهی می گردد.
۵.

ارائه مدل ارتقای تصویر برند نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۸۰
  نیروی انتظامی با توجه به اینکه یک سازمان امنیتی- اجتماعی است و دارای آرم، لوگو، علائم گرافیکی، شعار، پرچم و لباس فرم میباشد، خواسته یا ناخواسته مالک و خالق برند نیروی انتظامی یا ناجا است. تاکنون پژوهشی از منظر برندسازی به موضوع ارتقا تصویر برند نیروی انتظامی نپرداخته و این خلأ علمی میتواند موجب از دست رفتن بخشی از قدرت نرم نیروی انتظامی شود و خسارات جبرانناپذیری را برای امنیت کشور به همراه داشته باشد. این پژوهش از نوع کیفی، بنیادی- کاربردی و اکتشافی توصیفی است. بدینصورت که پس از مرور ادبیات نظری و پژوهشهای پیشین، عوامل موفقیت تصویر برند پلیس سه کشور انگلستان، فرانسه و مالزی با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت و مبنای سؤالات و بحثها در مصاحبههای عمیق نیمه ساختاریافته در این مرحله شکل گرفت. در مرحله دوم، پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر از خبرگان اجرایی و دانشگاهی و بهکارگیری روش گراندد تئوری برساختگرایی چارماز، مدلی جامع و بومی جهت ارتقای تصویر برند ناجا ظهور یافت. روایی این پژوهش توسط مصاحبهشوندگان و سپس اساتید متخصص مورد بررسی قرار گرفت و تائید گردید. پایایی نیز با استفاده از روش مطالعه حسابرسی فرایند نتایج 75 % به دست آمد. مدل بهدستآمده شامل هشت مقوله مفهومی میشود: 1) همدلی اجتماعی ساختارمند، 2) فرهنگ پلیسی جامعه، 3) دقت و سرعت نهادینهشده، 4) اقتدار رسانهای، 5) عملکرد سایر نهادهای اجتماعی، 6) اعتماد به برند ناجا، 7) نهادینهسازی نوآوری و تکنولوژی و 8) بصیرت برندسازی در کارکنان. با توجه به مقولههای به دست آمده جهت ارتقای برند ناجا، پیشنهادهایی ارائه شده است.
۶.

شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر وفادار سازی مشتریان در فرآیند برند سازی جایگاه های سوخت رسانی

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۳
در راستای اجرای اصل 44 قانون اساسی و کاهش تصدی گری دولت در توزیع سوخت، شرکت های برندینگ جایگاه های سوخت رسانی تأسیس و اصول مدیریت بازاریابی ازجمله برندینگ و وفادار سازی مشتریان به عنوان یکی از راهبردهای این شرکت ها مطرح شده است. این مطالعه با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر وفادار سازی مشتریان جایگاه های سوخت به عنوان مقدمه برند سازی در قالب یک پژوهش کاربردی، آمیخته و مقطعی و با رویکرد استقرایی در دو مرحله انجام شده است. در مرحله کیفی، عوامل با تحلیل محتوا و مصاحبه تعیین و در مرحله کمّی بر اساس نظر مشتریان با تکنیک بهترین- بدترین رتبه بندی شده اند. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل مدیران بازاریابی شرکت های برند شهر شیراز، جایگاه داران و مشتریان جایگاه های سوخت بوده که نمونه آماری در بخش خبرگان به صورت قضاوتی و هدفمند و در بخش مشتریان به صورت غیر تصادفی در دسترس انتخاب شده اند. یافته های پژوهش در قالب مدل مفهومی با 19 مؤلفه و 63 کدارائه شده و رتبه بندی عوامل نشان می دهد موقعیت مکانی، خدمات جایگاه، عوامل رفاهی، عوامل انسانی، عوامل عمرانی و برند به عنوان اولویت های مشتری در انتخاب جایگاه بوده اند.
۷.

شناسایی و اعتبارسنجی ابعاد و سنجه های ارزش ویژه برند در برند سازی مقاصد گردشگری

تعداد بازدید : ۴۰
با توجه به اهمیت یافتن برندسازی برای مقاصد گردشگری و با عنایت به پتانسیل های موجود در استان گیلان، هدف این تحقیق شناسایی ابعاد ارزش ویژه برند مقصد گردشگری که کمک زیادی به برند سازی و بازاریابی و توسعه گردشگری می کند. با توجه به اهمیت این موضوع، این تحقیق به شناسایی و اعتبارسنجی ابعاد و سنجه های ارزش ویژه برند در برند سازی مقاصد گردشگری استان گیلان پرداخته است.  برای دستیابی به این هدف، فرایند تحقیق در دو بخش کیفی و کمی طراحی گردید. محققان در بخش کیفی تلاش نمودند تا با مطالعه آخرین دستاوردهای علمی در حوزه برندسازی مقاصد گردشگری و با تکیه بر مصاحبه با خبرگان، به یک الگوی توسعه یافته بومی برای استان با تأکید بر متغیرهای آگاهی، تصویر، کیفیت، شخصیت و وفاداری دست یابند. یافته های مرحله کیفی، در قالب سؤالات پرسشنامه و با هدف ارزیابی دیدگاه گردشگران پیرامون 8 شهر رشت، لاهیجان، انزلی، ماسوله، فومن، ماسال، آستارا و تالش بین 800 گردشگر توزیع و جمع آوری گردید. در این تحقیق ابتدا از روش کیفی تحلیل محتوا استفاده شد. بنا به ضرورت از روش نمونه گیری هدفمند (11 نفر خبرگان حوزه بازرگانی و گردشگری) استفاده شد. نتایج تحلیل و به منظور اعتباردهی نتایج به دست آمده و افزایش روایی آن ها از روش کمّی تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه ها و پرسش نامه های تکمیل شده، 5 بعد اصلی و 82 مولفه شناسایی که عبارتند از وفاداری با دو بعد بترتیب وفاداری نگرشی با 6 مولفه ،کیفیت ادراک شده از مقصد با دو بعد به ترتیب عوامل ملموس با 24 مولفه و عوامل غیر ملموس کیفیت با 9 مولفه ،تصویر از برند مقصد گردشگری با دو بعد به ترتیب تصویر شناختی با 9 مولفه  و تصویر عاطفی با 4 مولفه ، آگاهی از برند مقصد گردشگری با بعد  یاداوری با 4 مولفه و نهایتا شخصیت از مقصد گردشگری با 6 مولفه شناسایی شد.
۸.

واکاوی ظرفیت برندسازی شهری و عناصر برند در مقصد گردشگری مبتنی بر رویکرد هویت مبنا

تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۶
هرگاه مقصدها و پروژه های تفریحی عظیم صنعت گردشگری، در سطح بین المللی جهت افزایش جذب گردشگران، سرمایه گذاری های کلان، توسعه اقتصادی و شهری خود با یکدیگر در حال رقابت تنگاتنگ هستند، مفهوم برند سازی شهری در عرصه گردشگری مطرح می گردد. این مفهوم، امکان ایجاد تصویر و ادراک مؤثر در ذهن گردشگران نسبت به ویژگی های منحصربه فرد و متمایز نسبت به هر مقصد را فراهم می کند و این ایجاد تمایز به وسیله برند سازی، به منظور ترغیب گردشگر برای پرداخت هزینه بیشتر در آن منطقه و افزایش استاندارد زندگی شهری، اعمال می شود. در بین شهرها و مناطق مختلف کشور ایران، شهر یزد، به عنوان یک تمدن شهری دیرینه که به ثبت سازمان جهانی یونسکو رسیده است، درزمینه برند شهری در سطح کشور و جهان به حد کافی موفق نبوده است و در تبدیل و توسعه ظرفیت های بالقوه خود به عنوان یک مقصد بالفعل دارای هویت برند متمایز، اهمال نموده است؛ بنابراین هدف عمده پژوهش حاضر، بررسی ظرفیت تبدیل شهر یزد به یک برند شهری درزمینه گردشگری؛ با رویکرد مبتنی بر هویت و با استفاده از عناصر نمادین برند (نماد، شعار و برند سازی) و مؤلفه های گردشگری شهری (فرهنگ، هویت و تصویر مقصد) می باشد. پژوهش حاضر با توجه به هدف، از نوع کاربردی و با توجه به نحوه گردآوری داده ها، از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی گردشگران داخلی ورودی به شهر یزد در پاییز 1398 بودند که با روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس، 265 نفر به عنوان نمونه پژوهش (137 نفر مرد و 128 نفر زن) انتخاب شدند. پس از محاسبه روایی و پایایی ابزارها، داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی میانگین، انحراف استاندارد و ضریب همبستگی پیرسون و نیز مدل معادلات ساختاری و رگرسیون چندگانه برای تأیید روابط فرضی تحلیل شده اند. نتایج پژوهش نشان داد که فرهنگ مقصد و تصویر مقصد پیش بینی کننده معنادار هرکدام از عناصر برند شامل (نماد، شعار و برند سازی) هستند اما هویت مقصد (با ضریب رگرسیون منفی)، پیش بینی کننده معنادار هیچ یک از عناصر برند (نماد، شعار و برند سازی) نیست. همچنین در مدل نهایی، مؤلفه های گردشگری شهری، بر عناصر برند اثر مستقیم و معنادار دارند.