مطالب مرتبط با کلید واژه

مرگ ارادی


۱.

مرگ اختیاری

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۳۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۳۸
مرگ امر «معقول» است نه «محسوس» و به معنای انتقال از عالم کثرت و طبیعت، به عالم وحدت و ماوراء طبیعت است. در حقیقت، انسان پس از «قوس نزول» از عالم عقل به ماده، با پدیده مرگ «قوس صعود» را طیّ کرده و از ماده به عقل و معنا سیر می‌کند. از این رو، مرگ مفارقت نفس از جسم طبیعی و غیر خود است که بر دو گونه است: الف) مرگ طبیعی؛ ب) مرگ ارادی و اختیاری که ویژه انسان‌های از خود رهیده و اهل هجرت درونی و باطنی و به مقام فنا فی الله (فنای فعلی، صفاتی یا ذاتی) رسیده است. «مرگ ارادی» به معانی اجتناب از رذیلت‌ها و اکتساب فضیلت‌ها، رهایی از خودگرایی و خودبینی، حساب‌رسی دایمی نفس پیش از وقوع قیامت، درک ساحت فقر وجودی و شهود نیاز ذاتی و نفسی خویشتن، تحمل ریاضت‌ها و ملامت‌ها است که با تزکیه روح و تذکیه عقل و تضحیه نفس حاصل می‌گردد؛ این مرگ بر چهار گونه است: 1. مرگ سرخ؛ 2. مرگ سفید؛ 3. مرگ سبز؛ 4. و مرگ سیاه که در اثر معرفت به خدا و بندگی محض الهی دست می‌دهد. در این نوشتار، «مرگ اختیاری» را در یک مقدمه و چهار محور: چیستی مرگ ارادی و گونه‌های آن، امکان یا امتناع مرگ ارادی، راه‌های رسیدن به مرگ ارادی و عرفان اسلامی و مرگ ارادی بررسی کرده‌ایم.
۲.

بررسی چیستی مرگ از دیدگاه افلاطون و ملاصدرا

کلید واژه ها: افلاطون ملاصدرا مرگ ارادی علم النفس مرگ طبیعی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی یونانِ باستان و روم سقراط تا ارسطو افلاطون (428-348 ق.م)
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
تعداد بازدید : ۷۹۶۰ تعداد دانلود : ۲۳۲۱
انسانی را بررسی کند تا به وجوه تشابه و تمایز آن‌ها راه یابد. مرگ در اندیشه افلاطون اشتیاق و تمنای موت در افلاطون و ملاصدرا وجود دارد. این نوشتار می‌کوشد با تحلیل محتوای علم النفس معطوف به مرگ افلاطون و ملاصدرا، ویژگی‌های مرگ با اسطوره پیوند خورده است. همچنین او به وجود پیشین نفس معتقد است که در وجود پیش از بدن مشاهده حقایق کرده است. در صدرالمتألهین نیز مفهومی به نام مرگ طبیعی برخاسته از حرکت جوهری و حدوث جسمانی نفس وجود دارد. در پایان بیان می‌شود افزون بر پیش فهم‌های زمانه‌ای، تفاوت مبانی نفس شناسی نیز سبب شده است که به‌رغم شباهت‌ها، افلاطون و ملاصدرا فهم متفاوتی از مرگ داشته باشند. افلاطون مرگ را بازگشتی به عالم حقایق می‌داند؛ چون مرگ جدایی از عالم شدن‌هاست و فیلسوف مشتاق آن‌ است؛ حال آنکه در اندیشه ملاصدرا مرگ، مرحله‌ای از تکامل است که پیش‌تر با حرکت جوهری آغاز شده است و عالم ماده زمینه ساز معرفت حقیقی است.
۳.

تاگور و تصوف اسلامی

نویسنده:

کلید واژه ها: عرفان اسلامی مرگ ارادی وحدت براهمو ساماج

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۷ تعداد دانلود : ۶۱۸
در این گفتار نخست به شرح احوال و افکار و آثار تاگور پرداخته ‘ آنگاه محیط اجتماعی او را در کارگاه پژوهش مورد بررسی قرار می دهیم و تحولات فکری مردم شبه قاره را که مایه پیدایش نحله های مختلف مذهبی و اعتقادی شده است ‘ از نظر می گذرانیم ودر این رهگذر اشارت می کنیم که تصوف اسلامی ایران به همت منصور حلاج بدان سرزمین پهناور راه یافته و در ساخت و پرداخت آیین برهمایی مؤثر آمده و به گونه ای دلپذیر طراز تعالیم آن آیین معرفت آموز گشته است و تاگور-نابغه بزرگ شرق-استغنا و وارستگی صوفیان ایرانی را چاشنی معانی رقیق و مضامین دقیق آثار خود ساخته است .
۴.

انسان و تولد معنوی

کلید واژه ها: ایمان عشق مرگ ارادی تولد معنوی ابوّت معنوی ولادت دوباره

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۹ تعداد دانلود : ۲۶۹
ولادت معنوی، حیات دوباره­ای است که انسان می­تواند در همین نشئة دنیایی به آن دست یابد. این تولد منوط به ایجاد تحولاتی در حوزه معنویت و به تعبیری، ولادت طفل جان از دامن ایمان است که ولایت او را پیامبر اکرم ( ص) و به تبع او پیر راهدان، بر عهده دارد. ولادت ثانی مراتب تکامل نفس است که از امّارگی به مقام اطمینان می رسد و یکایک صورت­ها و پوشش­های ناراست را از خود می­زداید و سر انجام به صورت الهی و ملکوتی خود دست می­­یابد. ولادت معنوی محصول مرگ ارادی است؛ این مرگ نوعی فنای اختیاری و میراندن نفسانیات و شهوات است که در پرتو آن، روح به زندگی دیگر دست می­یابد. در این ولادت، نفس انواع مرگ را که رهایی از بندها و تعلقات گوناگون است، تجربه می­کند تا به حیات معنوی و طیبه دست پیدا کند. در مرگ اختیاری انسان به نحوی به قیامت راه ­می­یابد و آنچه را که آدمی با مرگ اجباری در می­یابد، در همین نشئه، بالعیان مشاهده می­کند. آنچه عارف را وامی­دارد به مرگ اختیاری تن دهد، جوشش و فوران عشق و میل به اتحاد با مبدأ خود است. شوق به اتصال، عارف را به وصال پیش از وصال و مرگ پیش از مرگ، دعوت می­کند.
۵.

چیستی و اقسام مرگ در آثار آگوستین قدیس

کلید واژه ها: مرگ ارادی مرگ مرگ طبیعی آگوستین مرگ جسم مرگ نفس

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی قرون وسطی آباء کلیسا (قرن 3 و 4)
تعداد بازدید : ۹۰۸ تعداد دانلود : ۳۵۸
مرگ یکی از ناگشوده ترین رازهایی است که انسان با آن روبه روست؛ بنابراین همواره جزء دغدغه های دانشمندان بزرگ و آموزه های اصلی ادیان الهی بوده است. آگوستین از بزرگانی است که درباره مرگ و چیستی آن اندیشیده و سخن گفته است. در تعریف آگوستین از مرگ با یک تعریف معین روبه رو نیستیم. وی فیلسوفی افلاطونی است؛ بنابراین مرگ را جدایی نفس از بدن می داند؛ ولی در جایگاه یک متکلم، مرگ را نتیجه گناه و دوری از خدا می داند. در آثار آگوستین برای مرگ طبیعی و مرگ ارادی که در زندگی خود وی ظهور بارزی دارد، ویژگی های خاصی می توان یافت. آگوستین کوشیده است تا چیستی و اقسام مرگ را بشناسد و بشناساند؛ با این حال گفته های او بیانگر ناتوانی در شناخت این معمای بزرگ هستی است و ناگزیر آرزو می کند کاش آدم و حوا ما را در این دنیا گرفتار این مسئله نمی کردند.
۶.

تحلیل فلسفی معنای مرگ ارادی از دیدگاه ملاصدرا

تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۴۸۳
مسأله ی محوری مقاله ی حاضر، معنا و ماهیت مرگ ارادی از دیدگاه ملاصدراست. ازنظر ملاصدرا مرگ ارادی به معنای دست کشیدن نفس از به کاربردن حواس ظاهری است. او معتقد است ادراک حسی صلاحیت ادراک امور آخرت را ندارد؛ لذا انسان قبل از مرگ طبیعی قادر است با استفاده از حواس باطنی به امور آخرت آگاهی پیدا کند. در میان ادراکات باطنی، ادراک خیالی در فلسفه ی ملاصدرا اهمیت فراوانی دارد و به اثبات عالم آخرت و عالم برزخ منجر می شود. در مرگ ارادی ادراک خیالی قادر است فارغ از تعلقات دنیوی و مزاحمت های ادراک حسی، با تأثر از صورت های عقلی، به صورتگری پرداخته، حقایق جهان ملکوت و عالم غیب را تمثل دهد. این مهم در اثر تعالی وجودی نفس و تبدل نشئه ی دنیوی انسان به نشئه ی اخروی و ارتقای مرتبه ی ادراکی صورت می گیرد>. >ملاصدرا مرگ ارادی را به گونه های مختلف تقسیم می کند که در این جستار سعی شده با تأکید بر نگرش وجودی ملاصدرا، کثرت نوعی انسان، و عقل عملی، گونه های مرگ ارادی تحلیل فلسفی شود. تحلیل فلسفی مرگ ارادی، براساس سه گانه ی یادشده، در پژوهش دیگری سابقه نداشته است.
۷.

تحلیل قیامت و ارتباط آن با مرگ ارادی از دیدگاه ملاصدرا

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۴
مسئله محوری مقاله حاضر، تحلیل معنای قیامت و ارتباط آن با مرگ ارادی از دیدگاه ملاصدراست. قیامت پنج قسم دارد که دو قسم قیامت صغرا و کبرای انفسی، از مراتب مرگ ارادی است. قیامت در نوع انفسی آن، تحولات وجودی نفس است که در مراحل مختلف مرگ ارادی رخ میدهد؛ مرتبه ابتدایی آن موسوم به قیامت صغرای انفسی و مرتبه نهایی آن، قیامت کبرای انفسی نامیده میشود. ملاصدرا با استفاده از مبانی متافیزیکیش همچون اصالت وجود، وحدت تشکیکی، تشخص وجود، حرکت وجودی، جسمانیهالحدوث و روحانیه البقاء، و اتحاد عاقل و معقول، به تحلیل اقسام قیامت میپردازد. او طی مراحل سلوک عملی را برای تحقق قیامت صغرای انفسی لازم میداند. قیامت کبرای انفسی در نظر ملاصدرا دستیابی به مقام فناست. مقام فنا در دو نظام وحدت تشکیکی و وحدت شخصی وجود، قابل واکاوی است. در نظام وحدت تشکیکی وجود، نفس در حرکت وجودی اشتدادی با گذر از مراتب حسی، خیالی و عقلی، به مقام عندیت و پس از آن به مقام تمکین بعد از تلوین یا بقاء بعد از فنا نائل میشود. در نظام وحدت شخصی وجود، هستی انسان عین ربط به هستی خداوند بوده، حق تعالی را متجلی در حقایق میبیند. در این مقام، فرد مظهر اسماء جمالی و جلالی حق گشته، به فعلیت تمام اسماء نائل میگردد. سالکی که قیامت کبرایش در دنیا محقق شده، همه اقسام فنا را تجربه میکند.