مطالب مرتبط با کلید واژه

گریماس


۲.

تحلیل معنا- ساختاری دو حکایت از تاریخ بیهقی با تکیه بر الگوی کنشگرهای گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تاریخ بیهقی کنشگر حسنک بودلف گریماس

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های کلاسیک حکایت
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی کلاسیک نثر
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی روایت شناسی
  4. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای تاریخ وجوه ادبی کتب تاریخی
تعداد بازدید : ۱۸۳۱ تعداد دانلود : ۱۱۰۱
گریماس و دیگر معناشناسان مکتب پاریس بر این باورند که واقعیت، همواره گریزنده است و عوامل بیرونی دخیل در پدید آمدن روایت و ریشه های واقعی آن همواره مبهم اند. بر این اساس، روایت گونه ای شبیه سازی از واقعیت یا شبه واقعیت است. در این مقاله با استفاده از الگوی کنشگرهای گریماس به تحلیل و بررسی دو حکایت از تاریخ بیهقی پرداخته و در پی آشکار ساختن دو گونه از روایت در این اثر بوده ایم: گونه اول روایتهایی که بیهقی به جزئیات موثق درباره آنها دسترسی نداشته است و به دلیل شخصیت پردازی ضعیف قابلیت محدودی برای تطبیق بر این الگو دارند.گونه دوم حکایاتی که به دلیل شخصیت پردازی عالی، الگوی کنشگرها کاملاً بر آنها قابل تطبیق است. این حکایات دارای میزان واقع نمایی بالایی هستند و هنرمندی بی مانند بیهقی را در شبیه سازی واقعیتهای تاریخی در قالب روایتهایی باور پذیر نشان می دهند.
۳.

تحلیل ساختار روایت در نگاره ""مرگ ضحاک"" بر اساس الگوی کنشی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

۴.

زنجیره ها، عناصر و گزاره های روایی در داستان «بانوی حصاری» از هفت پیکر نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: گریماس بانوی حصاری ساختارروایت عناصر روایی گزاره های روایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی روایت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه نظامی پژوهی
تعداد بازدید : ۱۳۲۱ تعداد دانلود : ۷۱۹
داستان «بانوی حصاری»، یکی از هفت داستان شگفت­انگیز و پرماجرای هفت­پیکر نظامی است. با توجه به ساختار ویژه­ای که این داستان دارد، مقاله­ی حاضر به نقد­ و تحلیل ساختار و اجزای روایت در آن براساس دیدگاه­­های گریماس اختصاص یافته است.شیوه­ی کار به این صورت بوده که ابتدا نظریات گریماس درباره­ی ساختار وعناصر واجزای تشکیل دهنده­ی یک روایت، نقل وبررسی شده وسپس این عناصر و اجزا در داستان بانوی حصاری، شناسایی وتجزیه وتحلیل گردیده است. زنجیره­های روایی در ساختار این روایت شامل زنجیره های پیمانی، اجرایی وانفصالی است.زنجیره­ی پیمانی، بیانگر پیمانی است که بین«بانوی حصاری» (فرستنده) با شاهزاده­ی جوان (شناسنده؛ گیرنده) بسته می­شود، زنجیره­ی اجرایی شامل آزمون­ها و مبارزه­هایی است که قهرمان باید پشت سر بگذارد تا به هدف برسد و زنجیره­ی انفصالی، حاکی از سیر رخداد­های داستان از وضعیت نامتعادل به وضعیت متعادل و پایان خوش داستان است. در این روایت ساختارکلی«  فقدان قرار داد (بی­نظمی) وجود قرار داد (نظم)» به کار گرفته شده است؛ یعنی درآغاز داستان، به دلیل عدم وجود قرارداد وضعیت پریشانی به وجود می­آید.بعد فرستنده قرارداد و پیمانی وضع می­کند؛ که در نتیجه­ی آن نظمی برقرار و در پایان داستان به خاطر اقدامات قهرمان، آرامش حاکم می­شود.
۵.

مقایسه ساختار داستان در دو اثر عطار با تکیه بر دو الگوی جدید ساختارگرای داستان نویسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ساختارگرایی عطار گریماس داستان مینی مال داستان بلند لباو و والتسکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴۱ تعداد دانلود : ۹۹۸
ادبیات کهن فارسی به دلیل وسعت دامنه و عمق محتوا مسائل پژوهش نشده فراوانی دارد. یکی از قالب های ادبی در متون گذشته فارسی، ساختار داستان مینی مال و داستان بلند است. در این پژوهش، چارچوب ساختاری دو اثر از عطار (مصیبت نامه و منطق الطیر) را براساس دو الگوی لباو و والتسکی (1967) و گریماس (1966) بررسی کرده ایم. فرضیة نگارندگان این است که ساختار داستان های مصیبت نامه به دلیل اینکه به قصه و حکایت شبیه است (ازلحاظ پیرنگ و وجود درس اخلاق)، با الگوی لباو و والتسکی مطابقت دارد؛ ولی ساختار کلی داستان منطق الطیر به دلیل شباهت به داستان بلند، مطابق معیارهای الگوی گریماس است. اگر چه در منطق الطیر نیز حکایت های کوتاه فراوانی هست که براساس الگوی لباو قابل بررسی است، مقصود ما در این پژوهش، ساختار کلی کتاب به عنوان یک داستان بلند است. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای است. نخست به بررسی ساختار داستان مینی مال در مصیبت نامه و انطباق آن با الگوی لباو و در گام بعدی به بررسی ساختار داستان بلند در منطق الطیر و مطابقت آن با الگوی گریماس می پردازیم و در پایان به این نتیجه دست می یابیم که انطباق دو الگوی ساختاری نام برده بر آثار یک نویسنده علاوه بر تفاوت در زبان و ساختار این آثار، تفاوت های ساختاری این دو الگو در قالب های ساختاری مختلف را نیز نشان می دهد.
۶.

رویکردی روایت- شناختی به لیلی و مجنون نظامی و رومئو و ژولیت شکسپیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: لیلی و مجنون روایت شناسی گریماس رومئو و ژولیت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی روایت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق زبان و ادبیات فارسی و ادبیات غرب
تعداد بازدید : ۱۵۷۸ تعداد دانلود : ۸۰۰
حکیم نظامی گنجوی به مدد قریحه و تخیل شاعرانة خویش از داستانی محلی به نام لیلی و مجنون شاهکاری جاودانی در ادب فارسی خلق نمود که خیل وسیعی از شاعران را به تقلید و نظیره گویی از آن برانگیخت. ویلیام شکسپیر نیز با الهام از داستان رومئو و ژولیت که از دیرباز بخشی از ادبیات انگلیسی شمرده می شد، اثری زوال ناپذیر در عرصة ادبیات آفرید. در مقالة حاضر با معرفی رویکرد روایت شناسی به ویژة الگوی گریماس، بر آن هستیم تا با درنظرگرفتن مؤلفه های رویکرد یادشده، به مقایسه منظومة لیلی و مجنون اثر نظامی و رومئو و ژولیت اثر شکسپیر بپردازیم. در ابتدا، خلاصه ای از روایت این دو اثر را ارائه کرده ایم و سپس، شباهت های روایت شناختی آن ها را بررسی کرده ایم. افزون براین، در چارچوب کنش ها و کنشگرهای شناسایی شده در آن ها، به بررسی نگرش این آثار به جایگاه زن پرداخته ایم.
۷.

بررسی ساختار روایت در داستان حضرت ایوب (ع)

کلید واژه ها: قرآن کریم گریماس طرح روایی داستان حضرت ایوب (ع) توردوف

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴۳ تعداد دانلود : ۶۲۷
داستان حضرت ایوب (ع)، بر اساس زمان خطی داستانی گسترش می یابد. کنش و واکنش های شخصیت اصلی با دیگر شخصیت ها (ایوب (ع) با شیطان) باعث شکل گیری حوادثی می شود که یک زنجیره را به وجود می آورند و در طول محور زمان گسترش می یابند. این داستان ساختاری سه قسمتی شامل: شروع، میانه و پایان دارد. در مقدمه شخصیت اصلی داستان، ایوب (ع)، معرفی و در میانة داستان، آزمایش و در پایان نیز سرنوشتش مشخص می شود. بر طبق الگوی تودروف، در این داستان، حرکت از وضعیت متعادل به نا متعادل و سپس بازگشت به تعادل است. بر طبق الگوی گریماس: شناسنده، ایوب(ع) است که با یاری نیروهای یاری دهنده (خدا، رحمه و صبر) سرانجام از مراحل دشوار عبور می کند و میثاقش را به انجام می رساند. داستان پیرنگی بسته و نتیجة قطعی دارد و از روابط علت و معلول تبعیت می کند. بر طبق الگوی تودروف، در این داستان، حرکت از وضعیت متعادل به نا متعادل و سپس بازگشت به تعادل است. بر طبق الگوی گریماس: شناسنده، ایوب(ع) است که با یاری نیروهای یاری دهنده (خدا، رحمه و صبر) سرانجام از مراحل دشوار عبور می کند و میثاقش را به انجام می رساند. داستان پیرنگی بسته و نتیجة قطعی دارد و از روابط علت و معلول تبعیت می کند.
۸.

تحلیل ساختاری طرح داستان «از خم چمبر» دولت آبادی بر اساس الگوی گریماس

کلید واژه ها: ساختارگرایی روایت شناسی گریماس یحیی دولت آبادی از خم چمبر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰۲ تعداد دانلود : ۷۸۶
گریماس و دیگر معنا شناسان مکتب پاریس بر این باورند که واقعیت، همواره گریزنده است و عوامل بیرونی دخیل در پدید آمدن روایت و ریشه های واقعی آن همواره مبهم اند. بر این اساس روایت، گونه ای شبیه سازی از واقعیت یا شبه واقعیت است. گروهی از منتقدان ساختارگرا به فرمهای روایی و بررسی عناصر داستان و قوانین ترکیب آنها پرداخته اند. از جمله «گریماس» با ابداع نظامی مبتنی بر نمایش شکل واره ای برای روایت، طرحی، بر مبنای چگونگی روابط بین کوچک ترین واحدها، پیشنهاد می کند. در پژوهش حاضر در پی پاسخ دادن به این سؤال هستیم که آیا تطابقی بین ساختار داستان از خم چمبر با الگوی گریماس وجود دارد یا خیر؟ بنابراین طرح داستان از خم چمبر به عنوان یکی از اجزاء تشکیل دهنده ی آن، بر اساس الگوی این ساختارگرا، بررسی و تحلیل شده است. ضرورت و هدف این پژوهش شناساندن هر چه بهتر نظریه ی گریماس و بررسی میزان انطباق داستانی با پژوهش او و تحلیل ساختار آن داستان بر پایه آن نظریه است. روش تحقیق، تحلیلی است و نشان می دهد که ساختار روایی داستان با نظریه گریماس منطبق است.
۹.

تحلیل ساختار روایتی داستان بهرام و گل اندام برپایة نظریّة گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: روایت شناسی ساختار طرح گریماس الگوی کنشی منظومة غنایی بهرام و گل اندام

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰۱ تعداد دانلود : ۸۸۶
روایت شناسی به عنوان بزرگترین ارمغان ساختارگرایی، یکی از مهم ترین حوزه های نظریّة ادبی مدرن محسوب می شود. در قرن بیستم میلادی، ساختارگرایان به پیروی از پراپ، در صدد ارائة الگوی کلّی در ساخت انواع روایت برآمدند. در همین زمینه، آ.ژ.گریماس، مشهورترین نظریّه پرداز روایت، از دامنة محدود مطالعات پراپ فراتر رفت و با ارائة الگوی کنشی و زنجیره های روایتی خود، تلاش کرد تا به دستور کلّی زبان روایت دست یابد و هر روایت را با ساختار روایی خاص تجزیه و تحلیل کند. او الگوی کنشی خود را به گونه ای طرّاحی کرد که با تمام روایت ها قابل تطبیق باشد. بر همین اساس، در این پژوهش سعی بر آن است تا ساختار روایتی داستان «بهرام و گل اندام»، به عنوان نمونه ای از منظومه های غنایی عاشقانه، بر مبنای نظریّة گریماس مورد مطالعه قرار گیرد و ساختار طرح اصلی روایت با تغییر وضعیّت ها بر اساس تقابل های دوگانه و زنجیره های روایی و همچنین الگوی کنشی روایت تحلیل و بررسی شود. پس از تجزیه و تحلیل متن، این نتیجه حاصل شد که الگوی کنشی گریماس در تحلیل روایت منظومة غنایی بهرام و گل اندام تقریباً مفید و قابل تطبیق است و طرح داستان از ساختار و انسجام روایی خاصّی برخوردار و از دو منظر (تقابل های دوگانه و قاعده های نحوی) قابل بررسی است و از لحاظ کنشی، شامل دو الگوی کنشی مجزّا با کنشگران متمایزی است که در دیگر روایت ها کمتر مشاهده می شود.
۱۰.

ساختار روایت خسرو و شیرین نظامی (برپایه نظریه معناشناسانه گریماس)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: خسرو و شیرین گریماس نشانه معناشناسی فرایندهای معنایی منظومه غنایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات غنایی منظومه های غنایی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد نشانه شناختی
تعداد بازدید : ۱۴۴۴ تعداد دانلود : ۸۹۰
در نشانه- معناشناسی گریماس، در پی شناخت مراحل تولید تا دریافت معنا، ژرف ساخت روایت در قالب فرایندها و الگوهای گفتمانی متنوع مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. از آن جا که بررسی و شناخت سازوکارهای تولید معنا در روایت منظومه های غنایی امری ضروری به نظر می رسد؛ بر همین اساس، در مقاله ی حاضر، با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی و تجزیه و تحلیل ویژگی های نشانه معناشناسی و راهکارهای تولید معنا در روایت «خسرو و شیرین» نظامی، بر پایه ی نظریه ی معناشناسانه ی گریماس پرداخته ایم. هدف از این مقاله روشن ساختن این مسئله است که تا چه اندازه نظریه ی گریماس که به باور او جهان شمول و قابل انعطاف با سایر متون است، با ساختار منظومه های غنایی هم خوانی دارد و دیگر این که چگونه نیروی حسی عاطفی با تأثیر بر عامل معنایی، باعث تولید معنا می شود؟ پس از تجزیه و تحلیل مشخص شد که در این روایت، معنا در قالب شوش و کنش هر دو تحقق می پذیرد و در مسیر تولید معنا، از نظم حاکم در بعضی از الگوهای مطرح شده ی گریماس پیروی نمی کند و در این مسیر، با چالش هایی مواجه است که عامل زمان در کنار برش زمانی و عامل انتظار، نقش تعیین کننده ای در تحقق و تولید معانی به چالش کشیده شده ی روایت ایفا می کنند.
۱۱.

عبور از مربع معنایی گریماس و صعود با نردبان معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مربّع معنایی گریماس نردبان معنایی معنای دینامیکی و سیّال

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۷ تعداد دانلود : ۶۳۱
به اعتقاد گروهی از پژوهشگران، مربع معنایی گریماس در برخی از متون ساختاری مکانیکی و منجمد دارد و به خوبی نمایانگر معانی موجود در یک گفتمان نمی باشد؛ بنابراین مربع تنشی را که کاربردی پویا و سیّال دارد، برای این امر مناسب می دانند. این در حالی است که می توان به مدد «مربع های معنایی متوالی»، معانی موجود در ژرف ساخت یک روایت را به گونه ای سیّال و متحرک به تصویر کشید و یا به عبارتی دیگر می توان مراحل تولید معانی موجود در یک روایت را از معنای اولیه تا معنای نهایی آن به نمایش درآورد. در همین راستا، ما در این پژوهش با پیشنهاد الگوی جدید «نردبان معنایی»، به تجزیه و تحلیل چند روایت در ژانر غنایی پرداخته ایم تا ضمن کشف معانی درونی و ژرف ساختی آن ها، به اثبات ویژگی دینامیکی معنا در مربع معنایی نیز بپردازیم. پس از تجزیه و تحلیل مشخص شد که فرایند نردبان معنایی به مدد مربع های معنایی متوالی، نمایانگر جابجایی و سیّالیت معانی یک روایت است و مربع ها کاربردی مکانیکی و منجمد ندارند و فرآیند نردبان معنایی در تمامی روایت ها قابل تطبیق و اجرا است.
۱۲.

تحلیل شخصیّت یاور گریماس در چهار منظومه غنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کنشگر گریماس یاور زنجیره روایی مربّع معنایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات غنایی منظومه های غنایی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی روایت شناسی
تعداد بازدید : ۸۱۸ تعداد دانلود : ۷۳۷
در تحقیق حاضر به بررسی و مقایسه نقش کنشگر یاور در چهار داستان غنایی «ویس ورامین» فخر الدّین اسعد گرگانی، «لیلی و مجنون» و «خسرو و شیرین» نظامی و «یوسف و زلیخا»ی جامی پرداخته شده است. ابتدا هر داستان با استفاده از زنجیره های روایی گریماس توصیف شده سپس شخصیّت یاور در تمام موقعیّت های حضور خود در هر داستان مورد تحلیل قرار گرفته است. آنگاه کنشگران یاور بر اساس میزان حضور خود در زنجیره های روایی با یکدیگر مقایسه شده اند و برای رسیدن به نتیجه نهایی مربّع معنایی گریماس برای هر داستان رسم شده تا مشخّص شود که هر کنشگر یاور تا چه حد در تحوّل اساسی داستان نقش داشته است. مقایسه چهار مربّع معنایی، وجود عشق مجازی را در دو روایت «ویس و رامین» و «خسرو وشیرین» نشان می دهد و کنشگران یاور این منظومه ها نیز در زنجیره پیمانی توانسته اند امکان وصال را فراهم کنند، امّا ترسیم مربّع معنایی در روایت «لیلی ومجنون»، عشق عذری و در «یوسف و زلیخا»، عشق روحانی را نشان می دهد. کنشگران یاور این روایات در تحوّل اصلی داستان نقش نداشته و در زنجیره پیمانی موفّق نیستند، به این دلیل که تحوّل قهرمان (فاعل) امری شخصی و درونی است که به دست خود او انجام می گیرد.
۱۳.

تجزیه و تحلیل داستان حضرت یوسف (ع) در قرآن کریم براساس نظریة پراپ و گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: روایت پراپ یوسف (ع) گریماس قرآنکریم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۵ تعداد دانلود : ۶۰۷
اگرچه مطالعة منظم طرح داستان توسط صورت گرایان و به خصوص با بررسی پراپ وارد دنیای ادبیات گردید، پس از پراپ روایت شناسان ساختارگرا از جمله گریماس در تلاش بودند تا ضمن رفع ایرادات مطالعة پراپ، به الگویی جامع برای مطالعة روایت ها دست یابند. پژوهش حاضر ضمن بررسی داستان حضرت یوسف (ع) برمبنای دیدگاه پراپ و گریماس در متن قرآن تلاش دارد به این سؤالات پاسخ دهد که: آیا یافته های پراپ با داستان های قرآن مطابقت دارد؟ آیا می توان زنجیره های سه گانة گریماس را در داستان های قرآن هم یافت؟ آیا پس از تحلیل داستان حضرت یوسف (ع) به عنوان نمونه ای از قصص قرآن می توان گفت میزان کارایی کدام دیدگاه در تحلیل قصص قرآن بیشتر است؟ داده ها از ترجمة محمدرضا صفوی از قرآن جمع آوری و سپس به روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی گرفته است. نتایج حاکی از این است که: 1. دیدگاه پراپ اگرچه قابلیت زیادی در تحلیل داستان ها دارد، ولی تحلیل داستان های قرآن برمبنای آن مستلزم ایجاد تغییراتی اساسی در آن است؛ 2. زنجیره های گریماس با توجه به این که وابسته به نوعی خاص از متون روایی نیستند، در داستان های قرآن کریم هم یافت می شوند؛ 3. با توجه به تحلیل داستان حضرت یوسف (ع) به عنوان نمونه ای از قصص قرآن می توان گفت میزان کارایی دیدگاه گریماس نسبت به دیدگاه پراپ در تحلیل قصص قرآن بیشتر است.
۱۴.

گریماس، یک روش مرده(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: سرقت ادبی گریماس نظریه ادبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۱ تعداد دانلود : ۵۹۷
نگارنده که طی مطالعات خود، اپیدمی دلبستگی و تعلق خاطر برخی اساتید و دانشجویان ادبیات را به گریماس و نظریه وی در باب الگوی کنش گر مشاهده کرده است، به نکاتی دست یافته که در این مجال عرض می کند. مهم ترین معیارهای تشخیص یک مقاله علمی و پژوهشی در وادی ادبیات، وجود نوآروی در موضوع، سخن جدید و ابداع روشی نوین در ارزیابی مسائل ادبی است. لیکن برای کسانی که دغدغه آفرینش اثری درخور و شایسته ندارند تا هم محققان را به کار آید و هم آبرویی به نویسنده افزاید، مقاله سازی بهترین راه کار است. مقالاتی که صرفاً با معرفی یک نظریه و اجرای عملیات چسباندن متون شعر و نثر کلاسیک فارسی به نظریات مذکور ساخته می شوند، به وفور در نشریات علمی-پژوهشی چاپ می شوند و برخی داوران و ارباب نشر مقالات نیز که از کاروان غافلانند، به این امور عنایتی ندارند. نتیجه ارزیابی بیش از 20 مقاله که طی سال های 87 تا 92 با بهره گیری از نظریه گریماس قلمی شده اند و نویسندگان آن، متون شعر و نثرِ ادبیات فارسی را به بدترین وجهی در مسلخ این نظریه قربانی کرده اند، کج روی و رونویسی نویسندگانی است که به هر شیوه ای متوسل شده اند تا مقاله ای به چاپ برسانند.
۱۵.

بررسی داستان کودکی حضرت موسی(ع) در سوره قصص بر پایه الگوی روایی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۵۴ تعداد دانلود : ۴۱۹
روایت شناسی یکی از شاخه های نقد ادبی، به ویژه روایت های داستانی است و در اصل به بررسی دستور زبان حاکم بر روایت ها می پردازد. این شاخه از دانش می کوشد تا چارچوب و الگویی نظری کاربردی برای تحلیل گونه های مختلف روایت را فراهم کند. گریماس، معناشناس فرانسوی، به عنوان مهم ترین نظریه پرداز معناشناسی روایت کوشیده است تا الگویی منسجم برای مطالعه روایت ارائه نماید. بر اساس آنچه از نظر وی و معناشناسی نوین دریافت می شود، شناخت مراحل تولید تا دریافت معنا، ژرف ساخت روایت در قالب الگوی کُنش و زنجیره ها و گزاره های متنوع مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. در این جستار، سعی شده که بر اساس این الگو، داستان کودکی حضرت موسی (ع) بررسی شود و بر همین اساس، نتایج ذیل حاصل گردید: 1 نقش محوری عنصر الهی در قصص قرآنی و تأثیر آن در پیشبرد روند اصلی 2 تقسیم پیکره کلیدی این داستان قرآنی بر وجود دو عنصر در حال پیکار و تغلیب کنش گر توکل کننده بر خدا. 3 قصص قرآنی عموماً، به ویژه این داستان، در حال انتقال روحیه توحیدمحوری به مخاطبین خود است.
۱۶.

اشتداد پذیری «علم» در پرتو نشانه شناسی «قوم یعلمون» در سوره فصّلت (بر مبنای نشانه شناختی گریماس)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۸۴
نشانه شناسی یکی از روش های تحلیل متن است و قرآن کریم به عنوان ارزشمندترین متن ادبی، در جای جای آیاتش، سرشار از نشانه و رمز است که نشانه شناس باید این معانی را دریابد و به لایه های عمیق متن دست پیدا کند. خداوند در آیه سوم سوره فصّلت می فرماید: «کِتابٌ فصّلت آیاتُهُ قُرْآناً عَرَبیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»، در این آیه هدف از تفصیل آیات و عربی قرار دادن آن ها برای قومی است که می دانند. این پژوهش، درصدد است با استفاده از دانش نشانه شناسی و نظریه نشانه شناختی گریماس، در ارتباط با تقابل های دوگانه در ساختار زیربنایی گفتمان و نظام گفتمانی روایی به شناسایی تقابل ها و تعامل های «قوم یعلمون» در این سوره بپردازد و راهکارها و موانع رسیدن به علم را شناسایی کند. مؤلفان پس از بررسی به این نتایج دست یافتند که مهم ترین راهکارها برای رسیدن به علم عبارتند از: عزم و اراده، علاقه و میل درونی، هدف مشخص، استقامت، خشوع، نداشتن خوف و حزن و مهم ترین موانع رسیدن به علم نیز عبارتند از: اعراض و عدم پذیرش، استکبار و نداشتن هدف؛ چنان که دریافتند با تقویت راهکارها و ریشه یابی موانع و برطرف کردن آن ها می توان میزان بهره مندی از علم را افزایش داد و این چنین ذو مراتب بودن علم برای انسان را تصدیق کرد.
۱۷.

سرگشتگیِ نشانه ها (نگاهی به نشانه معناشناسیِ ادبیات: نظریه و روش تحلیلِ گفتمانِ ادبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴۹ تعداد دانلود : ۳۰۲۶
نظریه نشانه شناسیِ گریماسی عمدتاً ازطریق نوشته های دکتر حمیدرضا شعیری به فارسی زبانان معرفی شده است. این نظریه پیچیدگی های خاصِ خود را دارد، اما شیوه معرفیِ این نظریه و مفاهیمِ بنیادین و مبانیِ روش شناختیِ آن در حوزه زبان فارسی به گونه ای بوده است که نه تنها به ایضاح این پیچیدگی ها نینجامیده، بلکه خود بر تعقید و ابهام این حوزه افزوده است. در مقاله حاضر، با تأکید بر آخرین کتاب شعیری در این زمینه، یعنی نشانه معناشناسیِ ادبیات: نظریه و روش تحلیل گفتمان ادبی (1395)، نشان داده خواهد شد که مهم ترین عوامل ابهام حاکم بر نوشته های مؤلف درباب نشانه شناسیِ گریماسی، عبارت اند از: 1. فقدان نگاه تاریخیِ مؤلف به نظریه نشانه شناسی، 2. آشفتگی در تعاریف، تقسیم بندی ها و کاربرد اصطلاحات، و 3. کاربرد معادل های فارسیِ نارسا برای اصطلاحات فنیِ نظریه نشانه شناسیِ گریماسی. مقاله با این جمع بندی به پایان خواهد رسید که مؤلف کتاب نتوانسته تصویر دقیقی از چگونگیِ کاربرد این نظریه و روش خاصِ آن در حوزه ادبیات به دست دهد و مقدماتی ترین پرسش هایی که هنگام کاربردِ نظریه و روشی خاص در بررسی و ارزیابیِ متون ادبی سر بر می آورند نه در کتاب موردنقد و نه در هیچ یک از دیگر نوشته های مؤلف پاسخ روشنی نگرفته اند.
۱۸.

تحلیل الگوی کنشی و زنجیره های روایی گریماس در روایت مرگ رستم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۳۵۲
روایت شناسی به دنبال طبقه بندی همه روایات در یک نوع واحد است. گریماس یکی از این نظریه پردازان است که با کاستن از تعداد کنشگرهای الگوی پراپ سعی داشت الگویی فراگیر برای تمام روایات ارائه دهد. در این پژوهش، داستان «رستم و شغاد» بر اساس الگوی کنشی گریماس، تحلیل سیر وضعیت روایت با توجه به تقابل های دوگانه و نیز الگوی نحوی و زنجیره های روایی (میثاقی، اجرایی و انفصالی) بررسی شده است. در این داستان، الگوی گریماس دوگانه عمل کرده است و یک کنشگر در موقعیت های مختلف، نقش مخالف و یاریگر را به عهده دارد. کنشگر فاعل برای کم رنگ کردن و از بین بردن نقش کنشگر بازدارنده به مکر و حیله روی می آورد. نقض و عقد یک پیمان به وسیله شغاد، عامل اصلی روایت است که در زنجیره میثاقی شکل می گیرد. همین مسئله، زنجیره اجرایی و کنش های آن را شکل می دهد تا در نهایت، در زنجیره انفصالی به وضعیتی مثبت یا منفی ختم شود.
۱۹.

تحلیل و بررسی داستانِ عامیانه حسینا و دل آرام (برپایه روایت شناسی ِ ساختار ی گریماس)

تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۹۳
داستان عاشقانه حسینا و دل آرام، نُمایشی است روستایی درقالب دوبیتی هایی که از زبان راویان محلّی باز گو شده است و سرگذشت دل دادگی حسینا بر دل آرام است و گونه ای نو و بدیع از دوبیتی های پیوسته می باشد که از ساختار داستانی منسجمی برخورداراست. انسجام درطرح کلّی و روایی و دارا بودن نظم منطقی و علمی، نویسنده را برآن داشت تا با خوانشی نو از این داستان-که در لابه لای متون نو و مدوّن، فراموش شده است– ضرورت نگاه علمی به ادبیات داستانیِ عامیانه را مطرح کند. این پژوهش با رویکرد روایت شناسیِ ساختگرا به شیوه کتابخانه ای و با روش توصیفی- تحلیلی شکل گرفتهاست که به تحلیل علمی این داستان می پردازد. از آن جایی که ساختارروایی این داستان، به نظریهروایت شناسی گریماس نزدیک است، نویسنده، چهارچوب را برپایه نظریهگریماس بنانهاده است و ساختارِ اصلی روایت، با تغییر وضعیت ها بر اساس تقابل های دوگانه و زنجیره های روایی و الگوی کنشیِ روایت، تحلیل می شود. طرح داستان، ساختار و انسجامِ روایی دارد و از منظر تقابل های دوگانه و مربّع های معنایی موفّق است؛ امّا کنش ها در قاعده های نحوی در بخش زنجیره های اجرایی ضعیف است و این به دلیلِ فضای محدود روستایی است که داستان های عامیانهغنایی درآن شکل می گیرد. تحلیل و بازخوانیِ داستان های عامیانه غنایی برپایه نظریه های جدید، می تواند درشناخت و نُمودن عمیق ترِ این آثار، که گنجینه هایی از ادب شفاهی و مردمیِ ایران است، مفید باشد. طرح این نمونه، زمینه مناسبی برای گسترش آن به دیگر داستان های غنایی و عامیانه فارسی است.
۲۰.

خوانشی روایت شناسانه از رمان تنگسیر صادق چوبک(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۲۴۱
یکی از مؤلفه های مطرح در روایت شناسی، تحلیل ساختار و طرح رمان است؛ در این پژوهش، طرح رمان تنگسیر براساس نظریات تودروف و گریماس تحلیل شده است. رمان تنگسیر براساس زمان خطی داستانی گسترش می یابد و حوادث یکی پس از دیگری برای شخصیت زایر محمد به صورت زنجیر وار به وجود می آیند. آغاز داستان وضعیت متعادل برقرار است؛ چون زایر محمد مردی زحمتکش است که در بندر دکان جو فروشی دارد، سپس با بروز حادثه ای، این وضعیت دچار روند تغییر می شود؛ کریم حاج حمزه و دارودسته اش سرمایه و دارایی وی را به امانت می گیرند و خرج می کنند و وضعیت نا متعادل بر رمان حاکم می شود. بعد از ذکر حادثه ها، روایت به وضعیت متعادل سامان یافته ای می رسد و پایان می یابد؛ او بعد از کشتن کریم و هم پیمانانش از بوشهر فرار می کند. براساس الگوی گریماس، شناسنده: زایرمحمد، موضوع شناسایی: گرفتن حق خود از دیگران، گیرنده: زایرمحمد و فرستنده: احساس درونی وی، یاریگر: شهرو، آساتور، احساس وی و...؛ مخالف: کریم حاج حمزه، شیخ ابوتراب، محمد گنده رجب و آقا علی کچل هستند. روش پژوهش حاضر از حیث گردآوری داده ها، توصیفی اسنادی و با روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. پس از تحلیل عنصر طرح روایی در رمان تنگسیر می توان گفت ساختار طرح این رمان با نظریه تودروف و گریماس منطبق است.