مطالب مرتبط با کلید واژه " زنان ورزشکار "


۱.

بررسی راستای استاتیک اندام تحتانی در زنان ورزشکار با سابقه آسیب لیگامان صلیبی قدامی (ACL)

کلید واژه ها: زنان ورزشکارناراستاییآسیب ACLپرونیشن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳۳ تعداد دانلود : ۵۶۹
آسیب لیگامان صلیبی قدامی (ACL) با نرخ شیوع 250000 مورد سالانه فقط در آمریکا، یکی از شایع ترین آسیب های ورزشی جهان است. زنان 2 تا 8 برابر مردان به این آسیب دچار می شوند. به نظر می رسد عوامل خطرساز عمومی و اختصاصی زیادی در بروز آسیب ACL زنان وجود دارد. هدف از پزوهش حاضر، بررسی ناراستایی اندام تحتانی به عنوان عامل خطرآفرین درونی در زنان ورزشکار با سابقه آسیب ACL است. به این منظور 20 زن ورزشکار با سابقه آسیب ACL (میانگین سن 75/5 ±90/24 سال، قد 58/6± 05/167 سانتیمتر، وزن 58/5± 88/60 کیلوگرم و سابقه ورزشی 41/4± 70/7 سال) و 20 زن ورزشکار سالم (میانگین سن 59/5± 85/24 سال، قد 39/6 ±15/166 سانتیمتر، وزن 08/6 ±20/60 کیلوگرم و سابقه ورزشی 69/3 ±7 سال) که از نظر سن، رشته ورزشی و عضو درگیر با گروه آسیب دیده همتا سازی شده بودند، در این پژوهش شرکت کردند. افت ناوی، چرخش درشت نی و زاویه Q پای چپ و راست آزمودنی ها اندازه گیری شد. نتایج نشان داد 90 درصد آسیب ها با ساز و کار غیربرخوردی رخ داده بودند. همچنین پارگی ACL در 85 درصد آزمودنی ها با آسیب مینیسک داخلی همراه بود. تحلیل داده ها نشان داد بین پرونیشن و چرخش داخلی درشت نی دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0 P£ )، اما این اختلاف در مورد زاویه Q معنی دار نبود. همچنین بین پای سالم و آسیب دیده گروه آسیب دیده از نظر متغیرهای مورد بررسی تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0P£). ازاین رو شناسایی عوامل خطرساز بیومکانیکی و به طور اختصاصی غربالگری (Screening) ورزشکارانی با افزایش پرونیشن (Hyperpronation) و چرخش داخلی درشت نی (Internal Tibial Torsion) که ممکن است آنان را مستعد آسیب های ACL سازد، ضروری است و ارائه برنامه های پیشگیرانه برای آنان از سوی مربیان لازم به نظر می رسد.
۲.

اثر 8 هفته برنامه تمرینی ثبات مرکزی بر تعادل دانش آموزان معلول شنوایی

کلید واژه ها: زنان ورزشکارافت استخوان ناوینقص های عملکردی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶۷ تعداد دانلود : ۵۵۹
راستای آناتومیکی اندام تحتانی به عنوان عامل خطرآفرین برای آسیب دیدگی های اندام تحتانی مطرح می شود. آزمون های عملکردی، اندازه گیری های دینامیکی هستند که اغلب برای ارزیابی عملکرد اندام تحتانی استفاده می شوند اما پژوهش های محدودی دربارة نقص های عملکردی در بیماران مبتلا به پای چرخش یافته به داخل فزاینده وجود دارند. بنابراین هدف از این پژوهش، مقایسة نقص های عملکردی در زنان ورزشکار دانشگاهی مبتلا به پای چرخش یافته به داخل فزاینده است. بیست آزمودنی مبتلا به پای چرخش یافته به داخل فزاینده در این پژوهش شرکت کردند. شرایط ورود آزمودنی ها به مطالعه عبارت بودند از: عدم آسیب دیدگی در اندام تحتانی در سه ماه گذشته و نداشتن سابقة بیماری های اسکلتی – عصبی – عضلانی یا سابقة جراحی قبلی.آزمودنی ها ابتدا پرسشنامة دموگرافی را کامل کردند و سپس اندازه گیری های پروتکل شروع شد. پای طبیعی ازمودنی به عنوان پای کنترل در نظر گرفته شد. آزمون های عملکردی جهش به شکل هشت لاتین و جهش جانبی برای اندازه گیری نقص های عملکردی در هر دو پا مورد استفاده قرار گرفتند. زمان کلی آزمون با زمان سنج دستی با دقت 01 /0 ثبت شد. افت ناوی با استفاده از تکنیک اصلاح شدة برودی اندازه گیری شد. آزمون تحلیل واریانس برای مقایسة نقص های عملکردی در پای چرخش یافته به داخل فزاینده و طبیعی در پای برتر و غیربرتر آزمودنی ها مورد استفاده قرار گرفت (05 /0 ≥ P) . نتایج آزمون های عملکردی نشان داد که میانگین زمان کلی عملکردی – اجرایی در پای طبیعی نسبت به پای چرخش یافته به داخل فزاینده کمتر بود و تفاوت معناداری در نقص های عملکردی بین دو طرف مشاهده شد (05 /0 P≤). بین پای برتر و غیربرتر و همچنین تعامل بین پای برتر و غیربرتر با پای چرخش یافته به داخل فزاینده و طبیعی تفاوت معناداری ملاحظه نشد (05 /0 P≤). یافته ها نشان داد که پای چرخش یافته به داخل فزاینده برآزمون های عملکردی پا تأثیر می گذارد.
۳.

تأثیر مداخله آموزش شناختی - رفتاری بر خود ناتوان سازی و خودکارآمدی زنان ورزشکار

کلید واژه ها: خودکارآمدیزنان ورزشکارخود ناتوان سازیآموزش شناختی - رفتاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۴ تعداد دانلود : ۶۲۶
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله شناختی - رفتاری بر کاهش خود ناتوان سازی و افزایش خودکارآمدی در زنان ورزشکار است. این پژوهش مطالعه ای نیمه-تجربی همراه با گمارش تصادفی آزمودنی ها در گروه های آزمایش و کنترل، به همراه پیش-آزمون و پس آزمون و مطالعه پیگیری است. بدین منظور، 28 ورزشکار تیم های ورزشی دانشگاه الزهرا در محدوده سنی 19- 26 سال، با استفاده از نمونه گیری داوطلبانه در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند (14 نفر آزمایش و 14 نفر کنترل). برای سنجش خود ناتوان سازی از مقیاس خود ناتوان سازی جونز و رودوالت (1982) و برای سنجش خودکارآمدی، از مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران (1982) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت هفت هفته در کارگاه آموزشی فشرده شناختی - رفتاری شرکت کردند. در پایان آموزش، هر دو گروه آزمایش و کنترل مجدداً آزمایش شدند. داده ها از طریق آزمون های t و اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد اجرای مداخله شناختی - رفتاری تفاوت معنی داری (01/0 (p<در کاهش خود ناتوان سازی و افزایش خودکارآمدی گروه آزمایش ایجاد می کند. این نتایج در اندازه گیری یک ماه بعد برای خودکارآمدی ماندگار بود، ولی برای خود ناتوان سازی ماندگار نبود. این پژوهش نشان داد از آموزش شناختی - رفتاری می توان به طور موفقیت آمیزی برای کاهش خود ناتوان سازی و مؤلفه های آن و افزایش خودکارآمدی ورزشکاران استفاده کرد.
۴.

اثر مصرف مکمل آهن بر شاخص های ذخایر آهن بدن زنان ورزشکار

کلید واژه ها: هموگلوبینهماتوکریتزنان ورزشکارمکمل آهنفریتین سرمترانسفرین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹۰ تعداد دانلود : ۶۱۱
پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر هشت هفته مصرف مکمل آهن بر ذخایر آهن بدن زنان ورزشکار انجام شده است. آزمودنی های پژوهش 28 زن ورزشکار داوطلب در باشگاه های آمادگی جسمانی و واجد شرایط (فریتین سرم کمتر از 20 نانوگرم بر میلی لیتر) با میانگین 64/2 39/26 سال، میانگین وزن 70/5 61/61 کیلوگرم و میانگین قد 17/4 163 سانتی متر بودند که به روش تصادفی ساده و با استفاده از طرحی دوسوکور به دو گروه مکمل و دارونما تقسیم شدند. اطلاعات مربوط به غلظت فریتین سرم، هموگلوبین، هماتوکریت، ظرفیت اتصال به آهن خون (TIBC) و درصد اشباع ترانسفرین، قبل و بعد از مصرف مکمل جمع آوری و اندازه گیری شد. در طول دوره مصرف مکمل، گروه تجربی روزانه 100میلی گرم آهن و گروه کنترل روزانه 100 میلی گرم دارونما دریافت کردند. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های آماری t همبسته و t مستقل بررسی و تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد در گروه تجربی یک دوره هشت هفته ای مصرف مکمل آهن در زنان ورزشکار توانسته است بر بیشتر متغیرهای پژوهش تأثیری مثبت و معنی دار داشته باشد (05/0< P). در گروه کنترل مصرف دارونما تأثیر معنی داری بر هیچ یک از متغیرهای اندازه گیری شده در زنان ورزشکار نشان نداد. همچنین، مقایسه نتایج دو گروه بعد از دوره مصرف مکمل آهن نیز نشان داد مصرف مکمل آهن در گروه تجربی موجب افزایش غلظت فریتین سرم (005/0P=) زنان ورزشکار، در مقایسه با گروه کنترل شده است، ولی در سایر متغیرها با وجود افزایش مقادیر در گروه مکمل، تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0> P). با توجه به نتایج پژوهش، توصیه می شود زنان ورزشکار زیر نظر پزشک یا افراد متخصص از قرص های آهن و سایر مکمل های تقویتی در این زمینه (از جمله ویتامین C)، استفاده کنند تا احتمال ابتلا به کم خونی فقر آهن کاهش یابد.
۵.

بررسی عوامل فرهنگی موثر بر گرایش به فعالیت های ورزشی در زنان 25 تا 40 سال شهر تهران

کلید واژه ها: زنان ورزشکارموانع فرهنگیزنان غیرورزشکارفعالیت ورزشیامکانات ورزشیامکانات مالیگسترش فرهنگ ورزشرشد توانایی ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲۵ تعداد دانلود : ۱۲۰۷
هدف از پژوهش حاضر، مطالعه نقش عوامل فرهنگی بر گرایش به فعالیت های ورزشی در زنان شهر تهران میباشد. جامعه آماری این تحقیق را زنان 25 تا 40 سال شهر تهران تشکیل داده اند که برای انتخاب نمونه، ابتدا پنج منطقه (2، 5، 10، 16 و 20) به طور تصادفی انتخاب گردید. از هر یک از مناطق مذکور، تعداد 26 نفر (13 نفر ورزشکار و 13 نفر غیرورزشکار) و در مجموع تعداد 130 نفر به طور تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی و مطالعه کتابخانه ای و مشاهده غیرمستقیم، مصاحبه و استفاده از پرسشنامه به بررسی اهداف تحقیق پرداخته شده است. تجزیه و تحلیل داده ها (پرسشنامه) نشان داده است که اهمیت دادن زنان به سلامت جسمانی و روانی خود و همچنین توجه به داشتن تناسب اندام، مهم ترین علل گرایش آنان به ورزش به شمار میرود. از طرفی، محدودیت های فرهنگی و اجتماعی جهت شرکت در فعالیت های ورزشی، کم توجهی زنان به سلامت جسم و روح خود، تأثیر باورها و اعتقادات مذهبی و سنت های حاکم بر جامعه، عدم آگاهی زنان از نتایج و فواید ورزش و اطلاع رسانی ناکافی رسانه های گروهی میباشد. از مهم ترین راه های عملی تشویق زنان به انجام ورزش میتوان مواردی همچون باور به مؤثر بودن ورزش در رشد توانایی آنها، وجود امکانات ورزشی، وجود امکانات مالی گسترش فرهنگ ورزش بین خانواده ها را نام برد.
۶.

اثر مصرف مکمل امگا 3 بر مقدار سرمی پروستاگلاندین ای 2 زنان ورزشکار پس از یک وهله فعالیت ورزشی درمانده ساز

کلید واژه ها: زنان ورزشکارفعالیت ورزشیپروستا گلاندین ای 2مکمل امگا 3

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱۷ تعداد دانلود : ۱۰۲۳
در پژوهش حاضر اثر مصرف مکمل امگا 3 بر مقدار سرمی پروستاگلاندین ای 2 پس از یک وهله فعالیت ورزشی درمانده ساز بررسی شده است. در این پژوهش 22 دانشجوی دختر ورزشکار با میانگین سنی، تودة بدن و حداکثر اکسیژن مصرفی به ترتیب 78 /0 ± 17 /21، 32 /2 ± 24 /21 و 97 /4 ± 55 /40 به دو گروه دارونما و مکمل تقسیم شدند. گروه مکمل روزانه 1 عدد کپسول امگا 3 حاوی ایکوساپنتانوییک اسید (EPA) و دکوساهگزانوییک اسید (DHA) و گروه دارونما کپسول دارونما را در طول 3 هفته مصرف کردند. نمونه های خونی در ابتدا و پایان دوره مکمل سازی پیش و پس از فعالیت ورزشی درمانده ساز جمع آوری و پروستاگلاندین ای 2 سرم آنها به روش الایزا اندازه گیری شد. داده ها به وسیلة آنالیز واریانس دوراهه در سطح 05 /0 P< تجزیه-وتحلیل شد. نتایج نشان داد پروستاگلاندین ای 2 پس از فعالیت بدنی افزایش داشته است (05 /0 P<). مصرف مکمل موجب کاهش معنادار پروستا گلاندین ای 2 ناشی از تمرین شد (05 /0 P<). یافته ها نشان می دهد که مصرف مکمل امگا 3 می تواند موجب کاهش پاسخ التهابی به فعالیت ورزشی درمانده ساز شود.
۷.

اثر شش هفته تمرینات ثبات مرکزی بر سینماتیک تنه در زنان ورزشکار با نقص عصبی-عضلانی کنترل تنه

کلید واژه ها: زنان ورزشکارتمرینات ثبات مرکزیسینماتیک تنهنقص عصبی-عضلانی کنترل تنهآسیب لیگامان صلیبی قدامی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی حرکات اصلاحی
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی روانشناسی ورزشی روانشناسی تمرینات و مسابقات
تعداد بازدید : ۱۲۵۰ تعداد دانلود : ۶۱۱
لیگامان صلیبی قدامی ( ACL ) [1] یکی از پر آسیب­ترین لیگامان­های زانو است. تفاوت های بیومکانیکی و عصبی-عضلانی تنه و اندام تحتانی طی اعمال ورزشی، محتمل ترین دلیل اختلاف قابل توجه نرخ بالای شیوع آسیب غیر برخوردی ACL در زنان به نسبت مردان است. هدف این تحقیق ارزیابی اثر شش هفته تمرینات ثبات مرکزی بر سینماتیک تنه شامل فلکشن رو به جلو و فلکشن جانبی در زنان ورزشکار با نقص کنترل عصبی-عضلانی تنه به­منظور پیشگیری از آسیب ACL . 22 زن ورزشکار به­طور تصادفی به دو گروه تمرینی (11 نفر) و کنترل (11 نفر) تقسیم شدند. گروه تمرینی، تمرینات ثبات مرکزی را طی شش هفته انجام دادند و گروه کنترل هیچ تمرین خاصی انجام ندادند. سینماتیک تنه در پیش­آزمون و پس­آزمون طی فرود تک­پا، با استفاده از دستگاه تحلیل حرکت ارزیابی شد. میزان فلکشن تنه در گروه تمرینی پس از شش هفته تمرین افزایش معنی­داری پیدا کرد (از 08/20 تا 67/27 درجه)، اما در میزان فلکشن جانبی تنه کاهش معنی­داری مشاهده نشد ( 314/0 P= ). در تحقیق حاضر در گروه تمرینی، میزان فلکشن رو به جلو به­طور معنی­داری افزایش یافت. می توان این گونه بیان کرد که تمرینات ثبات مرکزی استفاده­شده در تحقیق حاضر با افزایش ثبات ناحیه مرکزی بدن، احتمالاً استراتژی فراخوانی عضلات این ناحیه را بهبود داده است؛ از این رو با توجه به نتایج این تحقیق می توان نتیجه گرفت که شش هفته تمرینات ثبات مرکزی در زنان ورزشکار با نقص عصبی-عضلانی کنترل تنه می تواند به کاهش عوامل خطر قابل تعدیل آسیب ACL نظیر برخی عوامل بیومکانیکی و عصبی-عضلانی منجر شود.
۸.

نقصان در گشتاور کانسنتریک عضلات پلانتار فلکسور در زنان ورزشکار با ناپایداری عملکردی مچ پا

کلید واژه ها: زنان ورزشکارگشتاورکانسنتریکعضلات مچناپایداری عملکردی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی آسیب شناسی ورزشی
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی حرکات اصلاحی
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۱۸۲
ناتوانی باقیمانده در مچ پا به دنبال پیچ خوردگی اولیه اسپرین مجدد را طی فعالی تهای فیزیکی به دنبال دارد و در 30 درصد از موارد منجر به ناپایداری عملکردی مچ پا م یشود. هدف تحقیق حاضر تعیین حداکثر گشتاور به وزن کانسنتریک و اکسنتریک عضلات مچ پا در زنان ورزشکار سالم و مبتلا به ناپایداری عملکردی بوده است. 30 زن ورزشکار حاضر در لیگ برتر تهران با دامنه سنی 20 تا 28 سال با روش نمون هگیری در دسترس انتخاب شدند. پس از انجام آزمو نهای بالینی و پرکردن پرس شنامه آزمودن یها به دو گروه کنترل و گروه با ناپایداری عملکردی مچ پا تقسیم شدند. سپس حداکثر گشتاور به وزن اینورژن، اورژن مچ در سرعت 60 و پلانتار فلکشن و دورسی مستقل t فلکشن مچ پا در سرعت 120 درجه بر ثانیه تعیین شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری استفاده شد. یافته ها نشان داد که تنها تفاوت معن یداری در حداکثر گشتاور کانسنتریک پلانتار فلکشن بین دو نتایج تحقیق بر ضرورت اهمیت گشتاور کانسنتریک عضلات پلانتار فلکسور در .(p < 0/ گروه وجود دارد ( 05 ناپایداری عملکردی مچ پا در برنام هریزی پروتکل های درمانی و توا نبخشی ورزشکاران آسی بدیده دلالت دارد