مطالب مرتبط با کلید واژه " استادان دانشگاه "


۱.

تبیین شایستگی های مدیران رویدادهای ورزشی

کلید واژه ها: شایستگیرویداد ورزشیفدراسیون های ورزشیاستادان دانشگاهمدیر رویداد

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی مدیریت ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی مدیریت ورزشی مدیریت رویدادهای ورزشی
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۴۷۲
هدف از این تحقیق، بررسی و مقایسه دیدگاه های استادان دانشگاه و مدیران برگزار کننده مسابقات ورزشی فدراسیون ها در خصوص شایستگی های مدیران رویداد های ورزشی بود. این پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی و پیمایشی است و به شکل میدانی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش کلیه استادانی که بیش از سه سال سابقه تدریس دروس مرتبط با مدیریت رویداد ورزشی را در دانشگاه ها داشتند (39 نفر) و مدیران برگزاری مسابقات ورزشی فدراسیون های کشور ( 50 نفر) بود و نمونه آماری برابر با جامعه آماری 89 نفر بود. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه 65 سؤالی بسته پاسخ شایستگی مدیران رویدادهای ورزشی COSEM (تاه، 1997) بود که روایی محتوای آن توسط استادان دانشگاه تأیید شد و ضریب پایایی آن 87/0 به دست آمد. از آزمون تحلیل عاملی تأییدی با چرخش واریماکس و آزمون کولموگروف اسمیرنوف و آزمون t گروه های مستقل در قسمت آمار استنباطی استفاده شد. نتایج نشان داد که شیوه های برنامه ریزی و مدیریت رویداد، مدیریت اماکن و تجهیزات ورزشی و مدیریت تحقیق و بازاریابی رویداد از مهم ترین شایستگی های مدیران رویدادهای ورزشی است. همچنین تفاوت معنا داری بین نظرهای استادان دانشگاه و مدیران برگزاری مسابقات فدراسیون های ورزشی کشور مشاهده نشد.
۲.

طبقه متوسط جدید و فرهنگ مردم سالاری در ایران بررسی موردی شهر همدان

تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۸۳
مفهوم مردم سالاری گر چه بیشتر برنوعی نظام سیاسی دلالت دارد که در آن مناصب و تصمیمات سیاسی به رأی و نظر عامه مردم متکی است، اما بیانگر نوعی از فرهنگ هم هست. از این نقطه نظر،نظام سیاسی مردم سالار با گونه های خاصی از ارزش ها و گرایش های سیاسی و اجتماعی تناظر و همنشینی دارد. بسیاری از صاحبنظران و پژوهشگران، به ویژه در چند دهه اخیر بر ارتباط مردم سالاری سیاسی با اندازه طبقه متوسط جدید شهری از یک سو و میزان ارزش ها و گرایش های مردم سالارانه در میان اعضای این طبقه تأکید کرده اند. اصولاً این انگاره رواج دارد که گرایش به فرهنگ مردم سالارانه در میان طبقه متوسط جدید شهری در سطح بالایی قرار دارد. سوال این است که آیا چنین وضعیتی در جامعه امروز ایران نیز قابل مشاهده است؟ در این مقاله میزان گرایش به فرهنگ مردم سالارانه در میان استادان دانشگاه و معلمان دوره متوسطه شهر همدان مورد پیمایش قرار گرفته است. دلایل انتخاب این جمعیت آماری این است که اولاً بنا بر مباحث و نظریه های مردم سالاری، این دو قشر، معرف بیشینه (ماکزیمم) گرایش به فرهنگ مردم سالارانه هستند؛ ثانیاً شهر همدان به عنوان یکی از شهرهای نسبتاً پر جمعیت و چند فرهنگی کشور، تا حدودی معرف میانگین وزن طبقه متوسط جدید شهری و گرایش های آن در ایران امروز است. به این ترتیب، این پیمایش می تواند بیشینه گرایش به فرهنگ مردم سالارانه را در میان طبقه متوسط جدید شهری ایران امروز نشان دهد. در این پیمایش، با انتخاب نمونه ای معرف و با استفاده از شاخص ه ای سنجش گر و پرسشنامه استاندارد و بومی شده، میزان گرایش این دو گروه به ارزش های مردم سالارانه سنجیده شده است. نتایج پیمایش نشان می دهد گرایش به ابعاد هنجاری مردم سالاری در میان این دو قشر در مجموع کمی بیش از حد متوسط (حدود 60 درصد) و گرایش به ابعاد رفتاری مردم سالاری بسیار کمتر از حد متوسط (حدود 22 درصد) است. به این ترتیب فقط حدود 39 درصد از این دو گروه به مجموع ارزش های مردم سالارانه (اعم از هنجاری و رفتاری) گرایش دارند. بنابراین، مقاله به این نتیجه رسیده که با توجه به موقعیت و جایگاه اجتماعی و سیاسی این دو قشر، گرایش به فرهنگ مردم سالارانه در میان طبقه متوسط جدید شهری ایران، به احتمال زیاد، کمتر از حد انتظار است
۳.

تحلیل ابزار ارزشیابی عملکرد آموزشی استادان

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۰
آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص و مورد نیاز جامعه از رسالت ها و کارکرد های اصلی دانشگاه و آموزش عالی است. دستیابی به این هدف تا اندازه زیادی به عملکرد آموزشی استادان بستگی دارد. با توجه به نقش مهم و محوری استادان در کیفیت و توسعه دانش، ارزشیابی و بهبود کیفیت مستمر تدریس استادان در بیش تر کشورها از جمله ایران مورد توجه بسیار قرار گرفته است و همه ساله منابع انسانی و مادی زیادی در دانشگاه ها صرف ارزشیابی آموزش توسط فراگیران می شود. در این روش، فراگیران استادان خود را در قالب مجموعه ای از معیار ها و رفتار ها که نمایانگر تدریس مؤثر است، ارزیابی می کنند. از جمله عوامل مهم و اساسی در اثر بخشی نتایج این نوع ارزشیابی، میزان روایی ابزار ارزشیابی است. مقاله حاضر با هدف کمک به به سازی ابزارهای یاد شده، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به بررسی یکی از ابزار های ارزشیابی پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد، ابزار طراحی شده متکی بر رویکرد آموزشی روشن و دقیقی نیست و حاوی گویه های مبهم و گیج کننده است؛ زیرا فعالیت های مهم آموزشی هم چون روش تدریس و روش ارزشیابی به خوبی تعریف نشده است. برای اصلاح و به سازی کیفیت این ابزار، بهبود و افزایش آگاهی طراحان این ابزار از رویکرد های جدید یادگیری پیشنهاد شده است.
۴.

تحول میان نسلی در زندگی علمی استادان دانشگاه

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۵
مدت هاست که زندگی دانشگاهی در ایران با مناقشه روبه رو شده و عملکرد آموزشی و پژوهشی دانشگاهیان درگیر تغییراتی مهم و بحث انگیز شده است. در این میان، برخی دعاوی بیانگر رنگ باختن ارزش ها، هنجارها و مسئولیت های دانشگاهی و دیگر تغییرات شده اند. این مسائل برای ایران، آن هم در دنیایی که زندگی بیش ازپیش دانش بر شده است، اهمیتی حیاتی دارد و مطالعه آن ضروری است. هدف پژوهش حاضر، تحول زندگی علمی میان سه نسل از استادان دانشگاه است که با استفاده از روش کیفی و نظریه مبنایی صورت گرفته است. مشارکت کنندگان در چارچوب نمونه هدفمند از میان استادتمام های سه دانشگاه جامع (دانشگاه های تهران، تربیت مدرس و شهید بهشتی) انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه های اکتشافی عمیق و نیمه ساختمند در حد اشباع نظری با کمک 52 نمونه فراهم شد و تحلیل آن با استفاده از نرم افزار اطلس تی. آی صورت گرفت. براساس یافته ها، استادان در تعامل با شرایط علی، محیطی و زمینه ای راهبردهای متفاوتی داشته اند. نسل اول با دانشگاه های آموزشی و نخبه گرایانه خو گرفته اند و آموزش نزد آن ها بیش از پژوهش اهمیت دارد. همچنین ارتباط آن ها با دانشجویانشان استادشاگردی است و اقامت تمام وقت در پردیس عادتی علمی برای آن هاست. استادان نسل دوم با چرخش دانشگاه به سمت پژوهش، به ترکیبی از آموزش و پژوهش پرداخته اند و برخی از آن ها به سوی پروژه های کاربردی و طرح های بزرگ سوق پیدا کرده اند، اما استادان نسل سوم به نوعی مادیات گرا شده اند و چندپیشه گرایی آن ها اقامت آن ها را در پردیس کاهش داده است. این استادان به دنبال تأسیس شرکت های دانش بنیان و اجتماعی سازی کسب وکار دانشجویی هستند تا از علم تولید ثروت کنند. نتیجه این راهبردها بیانگر افول هنجارها تا اهمیت امور صنفی و منفعت طلبی از حرفه علمی است. با وجود تفاوت های این سه نسل، نگرانی های مشترکی در میان آن ها وجود دارد. از جمله غلبه امر سیاسی بر امر دانشگاهی، سیطره کمیت و افت کیفیت، ضعف تعاملات اجتماعی، مقاله گرایی صوری، گسترش بی رویه و ناموزون آموزش عالی، ضعف همکاری های علمی بین المللی و ضعف سرمایه های اجتماعی.