مطالب مرتبط با کلید واژه

روح مکان


۱.

روح مکان در باغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: باغ ایرانی روح مکان رابطه انسان با طبیعت عناصر باغ ایرانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳۸ تعداد دانلود : ۳۱۴۵
در طی سده اخیر، واژه مکان همراه با طیف وسیع معانی، تقریباً در تمامی فضاهای معماری مطرح شده است. ساخت مکان، به معانی و باورهای انسان تجسد بخشیده و ارتباط عمیقی با ساحت های وجودی انسان و ارتباط وی با محیط اطراف خود دارد. از این رو پرداختن به چگونگی ارتباط انسان با طبیعت به صورت تحدید شده در حوزه منظر و شناساندن نوع ارتباط شکل گرفته، گام اولیه در بررسی مفهوم مکان است. از سویی دیگر، باغ ایرانی به عنوان نمونه متعالی از منظر ایران، تصویر باورهای انسان ایرانی ـ اسلامی در بطن تاریخ است که علی رغم ناملایمات، همچنان به عنوان الگویی موفق از آن یاد می شود. بدین منظور، پژوهش حاضر در تلاش است تا با بررسی عناصر باغ ایرانی، و تطبیق آنها با مفاهیم و اجزای مکان کیفیت هایِ واجدِ معنایِ روح مکان در باغ ایرانی را شناسایی کند. نگارندگان این مقاله، به سبب باور به ارتباط ناگسستنی انسان و محیط، از رویکرد پدیدارشناسانه نسبت به مفهوم مکان و باغ ایرانی استفاده کرده اند. روش تحقیق در این کار، روش توصیفی ـ تحلیلی و ابزار جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده است. نتایج، حاکی از آن است که هر کدام از اجزای باغ، علاوه بر دارا بودن کیفیت هایی شناخته شده، به سبب داشتن کیفیت های لاهوتی و قدسی به انضمام بار معنایی و تاریخی، در جهت القای حس مکان به مخاطب نقش به سزایی دارند. مفاهیمی چون محصوریت، گستردگی، هندسه و فضا که از ارتباط بین عناصر باغ ایرانی به وجود آمده اند، دارای کیفیت هایی مادی و معنایی هستند که باغ ایرانی را واجد حس مکان (روح مکان) می کنند.
۲.

بازشناسی جایگاه روح مکان در طراحی فضای کودکان؛ بر مبنای آراء پدیدارشناختی نوربرگ شولتز(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۷۲ تعداد دانلود : ۵۱۶
کریستین نوربرگ شولتز در تبیین نظریات خود در رابطه با پدیدارشناسی معماری، وامدار اندیشه های مارتین هایدگر بوده و یکی از راهکارهای هویت بخشی به مکان را ایجاد محیط های واجد معنا دانسته است. شولتز را می توان از جمله نظریه پردازانی به شمار آورد که پس از گیدئون، به ایجاد نگرش های نوین در معماری پرداخت و توجه به دیگر زمینه های علمی را لازمه دستیابی به ماهیت واقعی معماری دانست. در واقع رویکرد پدیدارشناسی را می توان یکی از گونه های میان رشته ای دانست که در راستای تبیین هستی و معرفت در دیگر زمینه ها همچون طراحی فضاهای مختلف گام برمی دارد. بر این اساس تأکید بر گرایش ها و مطالعات میان رشته ای می تواند شناخت و فهم موضوعات چندوجهی را میسر نموده و با بررسی راهکارهای گوناگون، بسط و گسترش علمی ابعاد مسئله را امکان پذیر سازد. مقاله حاضر در رویکردی میان رشته ای و پدیدارشناسانه و با تأثیرپذیری از نظریه های نوربرگ شولتز، به بررسی مفهوم مکان و فضا و لزوم توجه به آن در فضاهای کودکان پرداخته است. در این میان ابتدا شناخت مختصری راجع به کتاب نوربرگ شولتز در رابطه با رویکرد پدیدارشناختی به دست آمده و با بررسی ایده های دیگر نظریه پردازان، نتایجی پیرامون اهمیت القاء مفهوم روح مکان در فضاهای معماری حاصل می شود. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از ابزار گردآوری اطلاعات، همچون مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، سعی شده است تا مفاهیم و اصول مرتبط با ارتقای کیفیت فضاهای کودکان مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. بر این اساس می توان گفت، معانی، فرهنگ و تاریخ یک مکان از جمله عوامل هویت بخش آن بوده که باعث ایجاد خاطرات و حس تعلق افراد به مکان و در نتیجه شکل گیری شخصیت افراد در دوران کودکی می گردد. لذا یکی از وظایف اصلی معماران امروز، ایجاد معانی در فضاهای کودکان و یادآوری سنت ها و هویت فرهنگی آن ها از این طریق می باشد، تا در نتیجه آن کودکان بتوانند ارتباطی تنگاتنگ میان گذشته، حال و آینده خود برقرار نمایند.
۳.

واکاوای آرامش معنوی در معماری بر اساس مفهوم آرامش در متون اسلامی ( نمونه موردی: خانه های اواخر قاجار در ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۶۶
نیل به آرامش، هدف نهایی تلاش های آدمی محسوب می شود. در قبال این نیاز فطری، مکاتب الهی و بشری، به ارائه ی راهکارهایی پرداخته اند اما پاسخ به این سوال که خانه به عنوان یکی از اساسی ترین فضاهای زندگی چگونه به انسان جهت نیل به این مهم کمک می کند هنوز جای کار دارد. هدف این تحقیق واکاوی مفهوم آرامش در متون اسلامی و نمود و ظهور این مفهوم در معماری اسلامی می باشد. جهت نیل به این منظور با روش کیفی و رویکرد گراندد تئوری با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته از ساکنین تعدادی از خانه های اواخر قاجار شهر ارومیه انجام گرفته و برای ارزیابی نهایی و تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزار MAXQDA استفاده شده است. شیوه جمع آوری اطلاعات در بخش مبانی نظری، کتابخانه ای و در بخش نمونه موردی، میدانی و از طریق خاطره نگاری و مصاحبه با ساکنان است. با توجه به ادبیات تحقیق، در مقایسه با اصطلاحات قرآنی به نظر می رسد اطمینان و طمأنینه، سکینه، اخبات و قلب سلیم از نوع آرامش معنوی و اعتقادی، أمنه و وقار و در برخی آیات سکینه از نوع آرامش روانی و جسمانی می باشند، نفس مطمئنه نیز بالاترین حد آرامش معنوی و بهترین حیات برای انسان، حیات طیبه می باشد که برای بندگان شایسته خداوند، انواع آرامش را به همراه دارد؛ همچنین ارزیابی و نتایج تحلیل نشان می دهد که روح مکان، مکان مقدس، وحدت، ترجیح و زیبایی از ویژگی های محیطی، معماری و شهری، موجب آرامش معنوی می شوند.
۴.

انگاره اثر تاریخی معماری بمثابه "پیر"(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۴
آثار تاریخی معماری ایرانی به شکل معناداری زنده اند و راوی تقدیر تاریخی ملت ایران هستند. شناخت این قدمت معنادار در صورتی محقق می شود که به حیات این آثار با نگاهی تفسیری پرداخته شود. استعانت از استعاره و رجوع به ادبیات عرفانی ایران –که دارای مفاهیمی مشابه با برخی وجوه حیاتی آثار تاریخی معماری ایران است- تعیین کننده خط مشئ کلی در این مقاله است. هدف مقاله بازشناسی و تبیین آن دسته از ظرفیت های ناشناخته آثار تاریخی معماری ایرانی است که به زنده انگاری و حیات آن ها -نسبت به دیگر مقوله های رایج بازشناسی این ظرفیت ها- مربوط می شود و مقدمه ایجاد تعامل صحیح بین انسان و اثر است. مسئله مقاله ارائه تعریفی جامع از پیر (یا مراد در ادبیات فارسی) بعنوان مفهومی فراتر از شناخت رایج و قابل تعمیم به هرآنچه دارای حیات است و مقایسه تطبیقی آن با آثار تاریخی معماری ایرانی است. بر همین اساس "پیر" در ادبیات فارسی مورد بررسی قرار گرفت و سپس با روش مطالعه تطبیقی شناخت حاصله را به عالم کالبدی معماری وارد و با روش تحلیلی دلیل امکان چنین مشابهتی اثبات گردید. اثر تاریخی معماری و پیر در بهره مندی از عقل فعال، کیفیت حیات، جذبه، متذکر بودن، مورد اعتماد بودن، حرمت انگیزی آثار پیری، سیروسلوک دارای تشابه هستند. نتیجه این مقاله آگاهی از این مسئله است که روح مکان اثر تاریخی معماری ایرانی دربردارنده کیفیتی از حیات است که حاصل حضور گذشتگان است و باعث می شود این آثار بتوانند نقش پیر را در جامعه ایفا کنند و از کالبدی موزه ای به محلی آرامش بخش و تربیت کننده تغییر نقش دهند.آثار تاریخی معماری ایرانی به شکل معناداری زنده اند و راوی تقدیر تاریخی ملت ایران هستند. شناخت این قدمت معنادار در صورتی محقق می شود که به حیات این آثار با نگاهی تفسیری پرداخته شود. استعانت از استعاره و رجوع به ادبیات عرفانی ایران –که دارای مفاهیمی مشابه با برخی وجوه حیاتی آثار تاریخی معماری ایران است- تعیین کننده خط مشئ کلی در این مقاله است. هدف مقاله بازشناسی و تبیین آن دسته از ظرفیت های ناشناخته آثار تاریخی معماری ایرانی است که به زنده انگاری و حیات آن ها -نسبت به دیگر مقوله های رایج بازشناسی این ظرفیت ها- مربوط می شود و مقدمه ایجاد تعامل صحیح بین انسان و اثر است. مسئله مقاله ارائه تعریفی جامع از پیر (یا مراد در ادبیات فارسی) بعنوان مفهومی فراتر از شناخت رایج و قابل تعمیم به هرآنچه دارای حیات است و مقایسه تطبیقی آن با آثار تاریخی معماری ایرانی است. بر همین اساس "پیر" در ادبیات فارسی مورد بررسی قرار گرفت و سپس با روش مطالعه تطبیقی شناخت حاصله را به عالم کالبدی معماری وارد و با روش تحلیلی دلیل امکان چنین مشابهتی اثبات گردید. اثر تاریخی معماری و پیر در بهره مندی از عقل فعال، کیفیت حیات، جذبه، متذکر بودن، مورد اعتماد بودن، حرمت انگیزی آثار پیری، سیروسلوک دارای تشابه هستند. نتیجه این مقاله آگاهی از این مسئله است که روح مکان اثر تاریخی معماری ایرانی دربردارنده کیفیتی از حیات است که حاصل حضور گذشتگان است و باعث می شود این آثار بتوانند نقش پیر را در جامعه ایفا کنند و از کالبدی موزه ای به محلی آرامش بخش و تربیت کننده تغییر نقش دهند.