مطالب مرتبط با کلید واژه

رویکرد بین رشته ای


۱.

مطالعه بین رشته ای شعر مهدی اخوان ثالث و عبدالوهاب البیاتی؛ تحلیل انگاره وطن

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۵
در این جستار، به منظور بررسی و تبیین چگونگی گره خوردن شعر با فضا، با رویکرد بین رشته ای برگرفته از نقد جغرافیایی، به بررسی وطن سروده های مهدی اخوان ثالث و عبدالوهاب البیاتی پرداخته شده و انگاره وطن در شعرشان تحلیل شده است. نگارنده در این پژوهش، درحقیقت کوشیده است به پاسخ این پرسش ها دست یابد که نمودهای فراوان وطن در شعر البیاتی و اخوان ثالث، چه نسبتی با واقعیت(های طبیعی، سرزمینی و جغرافیایی) دارد؟ مراد آن ها از وطن مشخصا چیست و کجاست؟ آیا وطنِ آفریده شده در شعر آن ها، تعین مادی و بیرونی دارد؟ بررسی ها نشان می دهد که: 1. در شعر اخوان ثالث و البیاتی، وطن فضایی است که قبل از هر چیز، دارای نمود فرهنگی و انسانی است و نه فقط صحنه ای منفعل و قطعه ای از خاک یا بریده ای از جغرافیای طبیعی که کوه و آب و دریا و دشت دارد؛ وطن = مکان + انسان. 2. نگاه آن ها به وطن، گاه رمانتیک می شود: آنجا که شاعر چنان به وطن و هرآنچه بدان تعلق دارد عشق می ورزد که آن را از معشوق و یا فرزند بازنمی شناسد؛ یا آنجا که وطنِ غم زده را، با اندوه، "باغِ بی برگی" یا "مزارآباد" یا "شهر سنگستان" می بیند. 3. آنچه از وطن، در شعر اخوان ثالث و البیاتی می بینیم، یک انگاره است، انگاره وطن. 4. شکل و گونه این انگاره، در شعرشان تماماً یکسان نیست؛ انگاره وطن، در شعر البیاتی پدیداری گسترده و سیال است؛ اما در شعر اخوان، معنای چندان گسترده ای ندارد و او آن گاه که از وطن سخن می گوید، تنها متوجه ایران است.
۲.

کاربست نظریه روان شناختی شخصیت اریک فروم در تحلیل تطبیقی نمایشنامه شهرزاد توفیق الحکیم و فیلمنامه شهرزاد تهمینه میلانی

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۴
افسانه ی هزار و یک شب در میان فرهنگ ملت ها اهمیت ویژه ای دارد؛ به گونه ای که آثار زیادی در قالب داستان، شعر، نمایشنامه و فیلمنامه از آن الگو گرفته اند و هریک با توجه به اقتضای نگاه نویسنده به زندگی و نیازهای روانی و اجتماعی، هنرمندانه به بازآفرینی ساختار و محتوای اصل داستان پرداخته اند. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با مقایسه تطبیقی، کوشیده است نمایشنامه   شهرزاد توفیق الحکیم (درگذشته:1987) و فیلم نامه شهرزاد تهمینه میلانی (زاده:1339) را با رویکردی بینِ رشته ای و بر پایه ی نظریه شخصیت شناسی و روان کاوی اریک فروم(1900 1980) مورد بررسی قرار دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بر اساس نظریه ی اریک فروم، بیشترین تیپ شخصیتی موجود در دو اثر، جهت گیری پذیرا (ثمربخش) است. با آنکه شهرزاد دارای تیپ شخصیتی پذیرا و بازاری است؛ اما تیپ پذیرا بر تیپ بازاری او غلبه دارد. هر چند نمایشنامه  شهرزاد توفیق الحکیم با نگاهی فلسفی و هستی شناسانه در پی کشف حقیقت، با ارائه ایده ی تلفیق عقل محض و قلب است و با نوع روایت میلانی متفاوت است، هر دو اثر با موضوع و تِم مشترک و کاربست شخصیت های محوری داستان، دارای مشابهت هایی هستند. نوع سفر پادشاه در دو اثر با هم تفاوت بنیادینی دارد؛ به گونه ای که نوع سفر شهریار در نمایشنامه توفیق الحکیم فلسفی عرفانی و در فیلم نامه میلانی، سفری معمولی به شمار می آید.