مطالب مرتبط با کلید واژه

رگرسیون موزون جغرافیایی


۱.

مدل سازی مکانی بارش سالانه ی ایران

تعداد بازدید : ۷۱۰ تعداد دانلود : ۳۵۹
بخش عمده ای از نامانایی مکانی بارش ایران حاصل تنوع عوامل مکانی نظیر موقعیت، ارتفاع و ویژگی های توپوگرافی (شیب و جهت گیری آن) در این سرزمین گسترده است. چگونگی هریک از این ویژگی ها قادر است الگوی رفتار مکانی بارش را تعیین کند. بدین دلیل شناخت رفتار مکانی بارش و سازوکار آن از جنبه های مهم در مطالعات اقلیم شناختی است. از این رو تلاش شد، با در نظر گرفتن عوامل مکانی و با بهره گیری از پایگاه دادهی اسفزاری ویرایش نخست (داده های شبکه ای بارش روزانهی ایران با توان تفکیک مکانی داده ها 15 15 کیلومتر) و براساس داده های 1436 ایستگاه همدید، اقلیمی و باران سنجی در گستره ی کشور، دو مدل رگرسیون عمومی (کلی) و رگرسیون موزون جغرافیایی بر بارش کشور برازش یابد. نتایج حاصل شده نشان داد که در بین دو مدل مذکور، برآورد حاصل از به کارگیری رگرسیون موزون جغرافیایی (GWR) به واقعیت نزدیک تر است. بر همین اساس معلوم شد که ارتفاعات در شمال غرب و نواحی داخلی، جهت دامنه ها در زاگرس و شیب در شمال شرق و نواحی خزری مهم ترین عامل مکانی مؤثر بر بارش به شمار می آیند.
۲.

تأثیر اندازه دولت و حکمرانی خوب بر توسعه انسانی با بکارگیری رگرسیون موزون جغرافیایی

کلید واژه ها: اندازه دولت حکمرانی خوب شاخص توسعه انسانی رگرسیون موزون جغرافیایی موران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۰ تعداد دانلود : ۲۸۰
هدف اصلی این مطالعه بررسی تأثیر اندازه دولت و حکمرانی خوب بر توسعه انسانی کشورهای مختلف در سال های 2000، 2005 و 2010 می باشد. برای این منظور، با توجه به معنی داری آماره موران و وجود همبستگی فضایی در خصوص شاخص توسعه انسانی کشورهای مختلف، از رگرسیون موزون جغرافیایی (الگوی هسته های فضایی تطبیقی) برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج حاصل که با استفاده از نرم افزار ArcGis 9.3 بدست آمد نشان می دهد بطور متوسط در کشورهای مختلف، اندازه دولت و حکمرانی خوب تأثیر مثبتی بر شاخص توسعه انسانی دارد که اثرگذاری متغیر اندازه دولت در سال های 2000، 2005 و 2010 رو به کاهش و اثرگذاری متغیر حکمرانی خوب، اگرچه در سال 2005 نسبت به 2000 اندکی افزایش یافت ولی در سال 2010 کاهش را نشان می دهد. در خصوص ایران، نتایج ضریب منطقه ای اندازه دولت در سال های 2000 و 2005 مثبت بوده ولی در سال 2010 منفی می باشد. همچنین حکمرانی خوب در ایران (ضریب منطقه ای) دارای تأثیر مثبت بوده که مقدار آن در سال های مورد بررسی رو به افزایش می باشد. همچنین در این مطالعه، تأثیر اندازه دولت و حکمرانی خوب در کشورهای با سطوح مختلف توسعه یافتگی (4سطح توسعه یافتگی) نیز مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
۳.

مدل سازی فضایی تولید سیب درختی در ایران با رویکرد اقلیمی

کلید واژه ها: ایران عملکرد سیب درختی اقلیم رگرسیون موزون جغرافیایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی آب و هواشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا رشته های جغرافیای عمومی جغرافیای کشاورزی و کاربری اراضی برنامه ریزی و توسعه ناحیه ای
تعداد بازدید : ۶۶۴ تعداد دانلود : ۲۷۴
درخت سیب یکی از مهم ترین و قدیم ترین گونه های باغی در سطح جهان که میزان تولید آن به عناصر اقلیمی وابسته است. هدف از این تحقیق ارائه مدلی فضایی اقلیم مبنا و مناسب برای تولید سیب درختی کشور با استفاده از م دل رگرسیون موزون جغرافیایی است. به همین منظور، عوامل اقلیم شناختی پس از بررسی و انتخاب به صورت میانگین 9 ساله (1376- 1384) متناسب با طول آماری تولید محصول سیب در سطح ایستگاه های مورد مطالعه محاسبه و به صورت لایه های اطلاعاتی مکان مند وارد سیستم اطاعات جغرافیایی شدند. با به کارگیری عناصر اقلیمی با بیشترین هم بستگی فضایی به عنوان متغیرهای مستقل، مدل های فضایی اقلیم مبنا با کمترین فاکتور تورم واریانس حاصل شد. براساس شاخص های آماری ضریب تعیین، کمترین مقدار باقی مانده ها و کمترین مقدار درصد خطا، مدل مناسب و بهینه تولید سیب انتخاب شد. خروجی مدل نهایی بیانگر مهم ترین عامل در تبیین میزان تولید محصول سیب میانگین دمای دسامبر است که نقش این عامل اقلیمی در شمال و شمال غرب کشور معکوس و به سمت جنوب و جنوب شرق رابطه آن با تولید سیب مستقیم است. میانگین کمینه دمای مارس دارای اولویت دوم در میزان تولید سیب است که نقش مکانی آن در مناطق شمالی، غربی و شمال شرقی کشور مستقیم و در نیمه جنوبی کشور معکوس است. در نهایت ضرایب محلی مجموع ساعات آفتابی فوریه به عنوان سومین متغیر تأثیرگذار، در جنوب شرق معکوس و به سمت غرب و شمال غرب مقادیر آن مثبت است. ضریب تعیین (R2) مدل فضایی انتخاب شده با کمینه جای گیری در مناطق شمال غرب و شمال شرق کشور، در بهترین شرایط 48درصد از تغییرپذیری فضایی تولید سیب را در سطح کشور توسط متغیرهای اقلیمی وارد شده در مدل قابل توجیه می کند.
۴.

تحلیل فضایی بارش سالانه استان خوزستان، رویکردی از تحلیل رگرسیون های فضایی

نویسنده:

کلید واژه ها: خوزستان بارش خودهمبستگی فضایی رگرسیون موزون جغرافیایی رگرسیون مربعات معمولی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی آب و هواشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی روش های کمی در جغرافیا
تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۱۸۶
بارش از جمله عناصر اقلیمی است که در برنامه ریزی محیطی دارای اهمیت بسیار می باشد. در این راستا برای مدل سازی و پیش بینی مکانی بارش سالانه در استان خوزستان و ارتباط آن با عوامل مکانی از روش رگرسیون های فضایی استفاده شده است. لذا از آمار 13 ایستگاه سینوپتیک استان خوزستان از بدو تأسیس تا سال 2010 میلای جهت پیشگویی فضایی و ارتباط با عوامل جغرافیایی توپوگرافی (ارتفاع، شیب و جهت دامنه ها) و طول- عرض جغرافیایی به روش رگرسیون های فضایی مربعات معمولی(OLS) و موزون جغرافیاییGWR)) بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده یک ارتباط قوی بین بارش با عوامل جغرافیایی است. نتایج دو مدل رگرسیون عمومی و وزنی جغرافیایی برای پیش بینی بارش سالانه حاکی از برآورد مقادیر پیش بینی بهتر در مدل رگرسیون موزون جغرافیایی است. بطوری که میزان برآورد حاصل از روش رگرسیون موزونی جغرافیایی در استان خوزستان، نشان از مقادیر پایین باقیمانده ها ی خطا، مقادیر بالای ، عدم وجود خودهمبستگی فضایی و نرمال بودن مقادیر باقی مانده مدل را نمایش می دهد. میزاندر مدل رگرسیون مربعات معمولی 75% تغییرات بارش را با عوامل مکانی تببین می کند. در حالیکه در رگرسیون وزنی جغرافیایی این میزان در دامنه 82% تا 97% در روی پهنه بارش خوزستان در نوسان است و نشان دهنده برآورد بهتر این مدل می باشد. بر همین اساس مشخص شد که نقش ارتفاعات درشرق، شمالشرق و شمال استان، جهت دامنه ها در بخش های شرق ، شمالشرق و در محدوده کوه های زاگرس، و شیب نیز در همین محدوده های ذکر شده مهم ترین عوامل مکانی موثر بر مقادیر بارش به شمار می آیند.
۵.

تحلیل فضایی قیمت مسکن با استفاده از تکنیک رگرسیون موزون جغرافیایی مورد مطالعه: منطقه دو شهرداری تهران

تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۹۷
مسکن، مهم ترین بستر برآوردن نیازهای زیستی، اقتصادی و اجتماعی خانوار باتوجه به نوسان های فراوان در عرضه و تقاضا به شمار می رود که نیازمند برنامه ریزی مطلوب به منظور ارتقای کیفی محیط مسکونی و پاسخ به نیازهای وابسته به آن است. قیمت مسکن جزء شاخص های بیرونی مسکن است که چندان در کنترل برنامه ریزان نیست؛ ولی کنترل این شاخص با تجزیه وتحلیل فضایی عملکرد بازار مسکن و برداشتن گام های مؤثر برای افزایش کارایی طرح ها و ارائه راهبردها و سیاست های برنامه ریزی مسکن تاحدودی امکان پذیر است. وجود نوسان های فراوان قیمت مسکن، یکی از مهم ترین چالش های مدیریت شهری کلان شهر تهران محسوب می شود. این مقاله از نوع مطالعات توصیفی تحلیلی به حساب می آید و هدف آن بررسی توزیع فضایی قیمت مسکن و شناسایی عوامل تأثیرگذار (متغیر مستقل) بر قیمت مسکن آپارتمانی (متغیر وابسته) است. ازجمله دلایل انتخاب این محدوده در پژوهش حاضر، گستردگی و کشیدگی این منطقه از مرکز تا شمالی ترین نقاط شهری تهران و به تبع آن تنوع در گونه ساختمانی، الگوی سکونتی و نوسان های فراوان قیمت مسکن است. در این پژوهش با استفاده از اطلاعات ثبت شده خریدوفروش مسکن آپارتمانی منطقه دو شهرداری تهران در سامانه بازار املاک در بازه زمانی دوماهه شهریور و مهر سال 1396 و استفاده از دو تکنیک رگرسیون حداقل مربعات معمولی و رگرسیون وزنی جغرافیایی سعی در مدلسازی و تحلیل قیمت مسکن شده است. نتایجِ به دست آمده علاوه بر شناسایی متغیرهای تأثیر گذار بر قیمت مسکن، مطلوب بودن تکنیک رگرسیون وزنی جغرافیایی را درمقایسه با تکنیک رگرسیون حداقل مربعات معمولی در توضیح دهندگی قیمت مسکن بیان می کند.
۶.

تحلیل فضایی اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر تغییرات سطح توسعه پایدار در حوزه های روستایی مطالعه موردی: شهرستان بجنورد

تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۲۸
طرح مسئله: در دو دهه اخیر بر مفهوم سرمایه اجتماعی به واسطه ارتباط آن با مؤلفه های بنیادین اجتماعی شامل آگاهی، مشارکت، اعتماد، انسجام و شبکه اجتماعی در راستای توسعه پایدار جوامع به ویژه جوامع روستایی تأکید شده است؛ بنابراین برای رسیدن به توسعه پایدار روستایی، برخورداری از سرمایه اجتماعی از ضروریات است. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، ارزیابی درجه اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی و تحلیل فضایی آن در شهرستان بجنورد است. روش: پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی و نوع آن ازنظر هدف، بنیادی است. برای گردآوری اطلاعات از روش های اسنادی و میدانی استفاده شده است. جامعه نمونه، 22 روستای با بیش از 20 خانوار در شهرستان بجنورد است و از مجموع 4849 خانوار ساکن در نقاط روستایی نمونه، با فرمول کوکران حجم نمونه 298 خانوار محاسبه شد. این افراد با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای آزمون مدل مفهومی پژوهش و بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی، تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار Smart PLS و مدل رگرسیون موزون جغرافیایی به کار رفت. نتایج: با توجه به نتایج، ضرایب t بین متغیرهای اصلی پژوهش بیش از 58/2 است؛ یعنی رابطه معنادار و غیرمستقیم است؛ بدین ترتیب سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی تأثیر مثبت و معناداری دارد. براساس ضرایب کل، شبکه اجتماعی با ضریب 575/0، بیشترین و انسجام اجتماعی با ضریب 046/0، کمترین تأثیر را بر توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی دارند. نتایج تحلیل فضایی با استفاده از مدل GWR نشان داد ضریب تأثیر سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار روستایی در روستای ایزمان کم است و در میان زو در بالاترین سطح قرار دارد. درمجموع حدود 6/36درصد روستاها و 41درصد جمعیت روستایی شهرستان بجنورد ضریب تأثیری بین 871/0 تا 885/0 داشته اند. نوآوری: در پژوهش حاضر برای نخستین بار بحث تحلیل فضایی اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر توسعه پایدار با رگرسیون موزون جغرافیایی بررسی شده است.
۷.

تحلیل الگوی توزیع فضایی تولید پسماند شهری در مناطق 22 گانه تهران با استفاده از تکنیک رگرسیون موزون جغرافیایی و شبکه عصبی مصنوعی

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۰
پسماند شهری یکی از چالش های پیش روی شهرها و کلان شهرها در قرن  21  به شمار می رود. چالشی که کیفیت های محیط شهری، اقتصاد شهری و سلامت شهری را تحت تأثیر قرار می دهد. برنامه ریزی پیرامون مدیریت کارا در راستای کاهش و مدیریت پسماند شهری از جمله اهداف بانک جهانی در سال  2016  برای شهر های بزرگ بود؛ اما برای برنامه ریزی و مدیریت مناسب، بحث شناخت متغیرهای اثرگذار بر پسماند شهری مطرح می گردد. چالش مدیریت و برنامه ریزی مناسب پسماند شهری برای شهر تهران و مناطق 22 گانه آن نیز مطرح می باشد. این پژوهش با هدف تحلیل الگوی توزیع فضایی تولید پسماند شهری (متغیرهای مستقل) و میزان پسماند شهری (متغیروابسته) به دنبال بررسی متغیرهای اثرگذار بر پسماند شهری در سطح شهر تهران و مناطق 22 گانه آن است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و توسعه ای و روش آن توصیفی - تحلیلی (قیاسی) مبتنی بر تحلیل های فضایی و مکانی می باشد. سطح اطلاعات مورد استفاده، 123 ناحیه است که داده های آن از سازمان پسماند شهرداری تهران، مرکز آمار و شهرداری تهران تهیه شده است. تکنیک های مورد استفاده در این پژوهش شامل رگرسیون حداقل مربعات و رگرسیون موزون جغرافیایی برای بررسی رابطه و پیش بینی مبتنی بر آن و شبکه عصبی مصنوعی برای پیش بینی بر اساس ماهیت متغیرها می باشد. نتایج به دست آمده بیان کرد که متغیر قیمت زمین با ضریب منفی 0.96 رابطه معناداری با پسماند شهری نداشته است و متغیرهای مهاجرت و کاربری های شهری - بهداشتی درمانی به ترتیب با ضرایب (0.123 و 0.186) بر میزان پسماند شهری در مناطق شمالی اثرگذار می باشد. از بُعد روشی نیز تحلیل واریانس میان رگرسیون ها بیان کرد که رگرسیون موزون جغرافیایی با ضریب 2.355 برتری به نسبت رگرسیون حداقل مربعات داشته است. همچنین ضرایب تعیین نهایی مدل ها بیان کرد که شبکه عصبی مصنوعی با ضریب 0.967 عملکرد بهتری در بُعد غیرمکانی برای پیش بینی مدل و میزان پسماند شهری داشته است.