مطالب مرتبط با کلید واژه

مدنیت


۱.

مدیریت قبیلگی و مدیریت مدنی در نهج‌البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مدیریت شهروند قبیلگی مدنیت کشورداری گروههای اجتماعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۴ تعداد دانلود : ۷۲۸
"اسلام در روزگاری پدیدار شد که سراسر سرزمین جزیر‌ه‌العرب در زیر حکومت قبایل، دوران سختی را پشت سر می‌گذاشت. فرهنگ قبیله، آداب و رسومی را بر مردم تحمیل کرده بود که مردم در زیر بار آن توان راه رفتن، به رشد و تعالی دست یافتن و به مقصد انسانی رسیدن را از دست داده بودند. اسلام از همان آغاز به از هم پاشیدن نظام قبیلگی و ویران کردن ساختار قبیله همت گماشت و چون این ساختار کهنسال (و منظم در سراسر زندگی مردم) در مکه آسیب‌ناپذیر و غیرقابل فروپاشی به نظر می‌رسید، پیامبر گرامی اسلام به یثرب هجرت کرد. یثرب جایگاه دو تمدن کهن یمنی و بنی‌اسرائیلی بود که آن دو تمدن نیز با گذشت سده‌ها، تحت تأثیر فرهنگ قبیلگی به صورت دو فرهنگ بسته و از ریشه گسسته درآمده بودند. یثرب، «مدینه‌النبی» نامیده شد که گویای پاگذاشتن عرب بدوی به مدنیتی نوین و مدیریتی مدنی بود. پیامبر (ص) با این شیوه توانستند تا در آنجا نظام قبیله را از هم جدا کنند. بنابراین تا سال هشتم هجرت، پس از تعلیم آیات وحی و جنگهایی چند، ساختار قبیله و مدیریت آن نیز از هم فرو ریخت. در نتیجه این فرهنگ که در ژرفای وجود سران قریش باقی مانده بود، پس از پیامبر تجدید سازمان کرد و زنده شد. امام علی (ع) با رسیدن به خلافت و به دست گرفتن زمام امور مسلمانان، به تجدید حیات برنامه پیامبر اکرم (ص) کمر بست و به همه کارگزاران و فرمانداران خویش، شیوه اجرایی مدیریت (انسانی – اسلامی) مدنی را آموخت. حضرت علی (ع) با نوشتن «عهدنامه کشورداری» نوین به مالک اشتر، این مدیریت را با همه جزئیات ترسیم کرد که راهنمای عملی است برای مدیران همه عصرها، نسلها و در همه شرایط و جایها."
۲.

مدیریت توسعه و نهادهای مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تمدن مدنیت نهادهای مدنی مدیریت توسعه اداره امور عمومی سازمانهای نخستین سازمانهای دومین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲۹
«مدیریت توسعه» یکی از جدیدترین رشته‌های علوم اجتماعی است که پیدایی «دیدهای میان رشته‌ای» موجبات ظهور و تدوین آنرا فراهم آورده‌اند. رگ و ریشه نظری این دیدگاهها را می‌توان در لابه لای بحث‌ها و نوشته‌های آدورنو،2 هورکهایمر،3 مارکوزه،4 و هابرماس5 که از سردمداران «دبستان فرانکفورت»6 به شمار می‌روند، جست. مدیریت توسعه به مثابه رشته‌ای مرکب و عمدتاً کاربردی، آشکارا محصول «جامعه مدنی»7 است، جامعه‌ای که از لحاظ سیاسی و اداری «دموکراسی مشارکتی»8 را ارج می‌نهد. تاریخ و همچنین جامعه‌شناسی شهری نشان می‌دهند که خاستگاه و پایگاه مدنیت9 شهرها بوده‌اند. فراز آمدن «تمدن»10 در گرو تشکیل «نهادهای مدنی»11 است و در هر جامعه،‌تنها زمانی که رشد وتوسعه این نهادها به درجه‌ای برسد که اغلب «اداره امور عمومی»12را مردم و سازمانهای غیر دولتی13 عهده‌دار شوند، توانش ساماندهی تمدنی بالنده و دوران‌ساز فراهم می آید. از منظر رشته سازمان و مدیریت، عمده‌ترین تفاوت بین شهر و سکونتگاههای پیشاشهر، در وجود و تعدد «سازمانهای دومین»14 است. چه در قبایل، عشیره‌ها، آبادیها و روستاها وجود این گونه سازمانها نادر است و اغلب امور توسط «سازمانهای نخستین»15 انجام می‌پذیرد. در صورتی که شهرها علاوه بر سازمانهای نخستین، تعداد زیادی از سازمانهای دومین را کنشگر و میانجی اداره امور عمومی می‌سازند که نظام یا ساختار اجتماعی پیچیده‌ای از نهادها و سازمانهای دومین را استقرار می‌بخشد. همین نهادها و تعدد، تنوع و غنای کمی و کیفی آنها و تداوم عملکردشان است که فرهنگ و تمدن شهر را بارور می‌کند. از این روست که تشکیل نهادهای مدنی را نمی‌توان از شالوده شهر وجامعه مدنی جدا کرد. برای توسعه این نهادها و عملکرد هر چه بهتر آنهاست که امروزه «مدیریت توسعه» در کانون توجه جهانیان قرار گرفته است. این مقاله سرشت چند ساحتی مدیریت توسعه و کنش متقابل آن با نهادهای مدنی را مورد تحلیل و تشریح قرار می‌دهد. همچنین نشان می‌دهد که تنها در صورتی این مدیریت در نواحی شهری می‌تواند موفق باشد که به صورت پایدار، موزون و همه جانبه ای به اجرا درآید. در این راستا گریزی جز ساماندهی علمی سازمانهای دومین و عملکرد آنها وجود ندارد. خاصه آن نهادهایی که مسئولیت حفظ، تقویت، انتقال و تسلسل «دانایی» و فراتر از آن «فراگیری دانایی» را بر دوش می‌کشند.
۳.

استثناگرائی در هویت فضای مدنی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلید واژه ها: ایران مدنیت دوران چهارم اناگلیشیال کاتاگلیشیال

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴۱ تعداد دانلود : ۶۷۸
ایران را از نظر معیار های خاصی میتوان یک سرزمین اسثتثنائی تلقی کرد. تفاوت های ارتفاعی آن هم در طیف منفی28 تا 5678 متراز سطح دریا، تفاوت های اقلیمی بوسعت استوا تا قطب، تنوع حیرت انگیز گیاهی و دهها ویژگی منحصر بفرد دیگر میتواند اغراق آمیز نبودن واژه استثنائی را تا حدودی توجیه نماید. به لیست انحصارات ویژه این سرزمین قانون رشد مدنیت ها را نیز باید افزود. نیم نگاهی به سیر تاریخ تحول کانون های مدنی در دنیا نشان میدهد که پیدایش وتحول کانون های مدنی از قانون خاصی پیروی میکند، بطوری که بر اساس تحلیل های ویل دورانت دوره های حاکمیت یخچال ها در کره زمین دوره انقباض مدنیت ودوه های حاکمیت بین یخچالی، دوره بسط مدنیت ذکر شده است (ویل دورانت، 1982، ص 3) . این قانون در مورد ایران درست معکوس عمل شده ولذا ایران را باید از این نظر نسبت به قانون جاری در دنیا مستثنی کرد .این مقاله که بر گرفته از یک طرح پژوهشی در دانشگاه اصفهان است، سعی دارد بر اساس تحلیل عناصر زمین ریخت شناسی دیرینه، قوانین حاکم بر تحول مدنیت در ایران را درچهارچوب معارف علوم زمینی ومحیطی تبیین نماید.نتایج ارزیابی ها در این طرح نشان میدهد که : - رشد کانون های مدنی در ایران درست جهتی عکس باآنچه در اروپا وامریکا رخداده بوده بنحوی که دوره های انقباض وانبساط مدنی در ایران مقارن بااروپا وامریکا نبوده است . - در ایران انقطاع دوره مدنی مانند آنچه در اروپا وامریکا معمول بوده وجود نداشته است ودرست زمانی که بخشی از ایران دوره انقباض مدنی را میگذرانده بخش دیگری از این سرزمین دوران انبساط را تجربه می کرده است . - ثمره حاکمیت دوره های آناگلیشیال در ایران شکل گیری مدنیت سرد و حاکمیت دوره کاتا گلیشیال شکل گیری مدنیت گرم بوده است ولی چنین رخدادی بصورت تناوبی و تواتری مطلق صورت نمی گرفته بلکه همزمانی این رخداد ها از ویژگی های استثنائی مدنی در ایران تلقی می شود.
۴.

بررسی آثار یخچالی کواترنر و تأثیر آن بر عدم شکل گیری مدنیت و سکونتگاه مهم شهری در دشت آسپاس

کلید واژه ها: کواترنر مدنیت آثار یخچالی دشت آسپاس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹۲ تعداد دانلود : ۵۸۸
ماهیت بیشتر شکل ها و فرایندهای بیرونی زمین اصولاً تابع شرایط اقلیمی حاکم بر یک منطقـه در طـول زمان است. بنابراین، آثـار و شـواهـد تغییرات اقلیمی دوران چهارم که مهم ترین آنها وجود آثار یخچالی باقی مانده از آن دوره است، توانسته پدیده های گوناگون ژئومورفولوژی را در سطح خارجی پوسته زمین بر جای بگذارد و با توجه به این آثار و شواهد می توان شرایط اقلیمی گذشته را بازسازی نمود.دراین تحقیق جهت شناسایی آثار یخساری در منطقه مهمترین ابزار وشواهد موجود شامل، شاخص های مرفیک، آثار و شواهد اقلیمی، آثار و شواهد میدانی، آثار و شواهد انسانی و آثار و شواهد آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفتند.تعیین خط برف دائمی در دوره یخچالی که به روش رایت صورت گرفت، نشان داد که دمای متوسط سالانه صفر درجه سانتی گراد در ارتفاع 2600متری منطقه قرار می ­ گرفته و وجود بالغ بر 255 سیرک بزرگ و کوچک نشـان می دهـد که در دوران سرد یخچالـی سیرک ها به عنوان یکی از منـابـع تغـذیه کننـده بسیار غنـی بـرای تشکیل یک پوشش یخـی در منطقه به شمار می رفته اند. شواهد ژئو مورفولوژی موجود وجود بیش از یک خط تالوگ در دشت که به جای جریان های آبی، سطوح یخی عمل کرده است را تایید می کند.همچنین برای تأیید تسلط یخچال ها بر منطقه به عملیات گرانولومتری و مورفوسکوپی و نتایج حاصل از آن پرداخته شد که اکثر نمونه ها از نوع رسوبات یخچالی هستند.. توزیع فضایی روستاهای دشت که دقیقاَ از حرکت و شکل زائی زبانه های یخچالی پیروی می کند (به صورت خطی در مرکز دشت) و وجود تپه های باستانی عملکرد یخچال ها را تایید می کند. همچنین می توان عدم توسعه مدنیت و سکونتگاه های مهم شهری در این منطقه را به برودت هوا وحرکت غیر متمرکز یخ در گذشته نسبت داد که موجب عدم شکل گیری منابع آب زیر زمینی قابل توجه شده است.
۶.

جاهلیت و مدنیت در نهج البلاغه

کلید واژه ها: مردم سالاری عصبیت رفق و مدارا مدنیت ارزش های انسانی خودکامگی حقوق مداری جنگ طلبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۳۱
جاهلیت و مدنیت از مباحث جدی و گسترده در سراسر نهج البلاغه است؛ زیرا زدودن جاهلیت و نمودهای آن از مناسبات انسانی و تحقق مدنیت و شاخص هایش در زندگی از راهبردهای امام علی×، به تبع پیامبر اکرم| است. مقاله حاضر به روش «توصیفِ تقابل شاخص ها» و براساس «حدیث جنود عقل و جهل» که الگویی گویا در تصویر جاهلیت و مدنیت است، در مقام بررسی و تحلیل شاخص های جاهلیت و مدنیت در نهج البلاغه، به پنج شاخص اصلی «بی ارزشی انسان و دگرگونی ارزش های انسانی، گرانقدری انسان و برپایی ارزش های انسانی»، «عصبیت و خشونت ورزی، ملایمت و رفق گرایی»، «حریم شکنی و تجاوزگری، حرمت بانی و حقوق مداری»، «خودکامگی، مردم سالاری» و «جنگ طلبی و خون ریزی، صلح گرایی و مسالمت جویی» توجه می کند.
۷.

آلومتری تولید یخ و هویت مکانی زیستگاه های ایران مرکزی(ایده ای در حوزه دانش ژئومورفولوژی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ایران مرکزی مدنیت هویت مکانی مولفه های ژئومورفیک آلومتری یخ ویخ سازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳۹ تعداد دانلود : ۸۰۹
مکان یکی ازعناصر اصلی تبلورهویت انسان است وتصویری که از تفاوتهای مکانی در ذهن و احساسات او به وجود می اید می تواند بر ادراک او از محیط و شکل گیری شاکله فهم او از مکان تاثیر گذار باشد. دلبستگی بشر و چگونگی شکل یافتن هویت او در مناظر ومکانها، یکی از عمیق ترین نیازهای انسان برای احساس هویت و تعلق او به مکان است. هویت با عناصری چون زمان، مکان، فضا و فرهنگ معنا می یابد و نقش برجسته آن در ادوار و مکانهای مختلف گاه بر عنصر فرهنگ و زمانی بر عنصر مکان و.... تأکید می ورزد.به همین خاطر و بدون تردید این مفهوم در شکل گیری هویت زیستگاه های ایران نقشی انکار ناپذیر دارد.در ارزش و نقش مکان همین بس که از یازده عنصر موثر در ایجاد فضا و مفهوم آن، هشت عنصر جزء خصیصه های مکانی قلمداد می شود ( شعری مقدم 1382). با این توصیف می توان تا حدودی به اهمیت خصیصه های مکانی در شکل گیری هویت شهرها و روستاها از یکسو و فرم، وسعت والگوهای گوناگون زندگی این جوامع واقف شد. از منظر دانش جغرافیا ، هویت مکانی نقش برجسته ای در تنوع اشکال زندگی درایران دارد به گونه ای که ساختارهای سکونتگاهی وتفاوتهای شکلی آنها در مدنیت های یکجانشین مانند شهرها و روستاها برآیندی از هویت مکانی آنهاست. موضوعی که در این نظریه به آن پرداخته شده است معطوف به حافظه تاریخی ژئومرفولوژی سرزمین ایران در کواترنری است و نقش هویت زایی مکانی درتنوع و پراکندگی کانون های -جمعیتی ایران چه در طیف شهری و چه در طیف سکونتگاههای روستائی وعشایری محور عطف در این دیدگاه است وسعی دارد قوانین خاصی که این مولفه ها در مقیاسی کلان نقش کلیدی در شکل گیری وتفاوت الگوهای مدنی و زندگی ومعیشت در ایران داشته را باز شناسی وتبیین نماید. کانون تأثیرگذار بر هویت مکانی کانونهای مدنی که دست مایه اصلی این نظریه قلمداد شده، آلومتری یخ وفرایند یخسازی کوهستانهای ایران در کواترنری است.
۸.

تکتونیک جنبا، انسان، مدنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: تکتونیک جنبا ساختار سلسله مراتبی مدنیت امکانات زیستی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای طبیعی ژئومورفولوژی
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا گروه های ویژه بحث های نظری و روش شناسانه
تعداد بازدید : ۱۰۳۲ تعداد دانلود : ۵۶۵
در بیست وپنج سال گذشته فهم ما از مفهوم تکتونیک جنبا بسیار کامل تر شده است. همین امر پژوهشگران را با سؤال بسیار مهمّی روبه رو کرده است و آن اینکه درکل، تکتونیک فعّال پوسته در مناطق قارّه ای چه تأثیری بر جوامع انسانی گذاشته و می گذارد. مروری بر آثار منتشره مبین دو دیدگاه غالب در تحلیل میان تکتونیک فعّال با انسان و مدنیّت ها است. گروهی همجواری سکونتگاه ها با گسل های لرزه زا را بهانه قرار داده و با تأکید بر فجایع رخ داده در طول تاریخ، تلاش در نشان دادن ویژگی های مرگبار این پدیده ی طبیعی دارند. گروه دوم به حضور توأم گسل ها و آب اشاره داشته و هم زمانی خطر حیات را در حواشی گسل های فعّال یادآور شده، مجموعه عواملی مستقل از لرزه خیزی را مورد توجّه قرار داده اند و تکتونیک را عاملی بسیار با اهمّیّت در سیر تکاملی نوع بشر و مدنیّت ها دانسته و شکل گیری و قوام تمدّن های کلان را ناشی از آن دانسته اند. این مقاله تلاش دارد تا با مرور بر مهم ترین آثار منتشره در این زمینه، به معرّفی و تحلیل دیدگاه ها بپردازد. روش به کار رفته در این پژوهش کتابخانه ای و تحلیل محتوا بوده و نتایج به دست آمده حاکی از آن است که با در نظر گرفتن عامل زمان، می توان فهم بهتری از رویکرد دوم داشت. در این تحلیل ارتباط میان سطوح مختلف بوم شناختی با انواع حرکات تکتونیکی مورد توجّه قرار گرفته و همخوانی جالبی میان ساختار سلسله مراتبی کمربندهای چین خورده با ساختار تمدّن های کلان در چهار سطح، مدّنظر قرار گرفته است. بر این اساس کوچک ترین اجتماعات انسانی در مقیاس محلّی، در حاشیه ی گسل های فعّال شکل گرفته اند، در عین حال در مقیاسی کلان ، تمدّن های جهان باستان در حاشیه ی کمربند چین خورده و بسیار جنبا (آلپ هیمالیا) در بازه ی زمانی ده هزار ساله ظهور و افول کرده اند.
۹.

کوپلینگ، نظریه ای بنیادین در هویّت مدنی ایران

کلید واژه ها: همبستگی مدنیت کوپلینگ رابطه ژنریک

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۸ تعداد دانلود : ۳۳۳
پردازش مفاهیم و دیدگاههای جدید در حوزه معرفت شناسی علوم، ضمن طرح اصول و قوانین جدید، معیارهای ارزیابی، پردازش و حل مسائل را نیز تغییر می دهد. از جمله این مفاهیم و تئوریهای جدید، که در حوزه دانش جغرافیا مطرح می گردد، کوپلینگ است. کوپلینگ مفهومی است که از یک زوج فرایند همسو و مرتبط با یکدیگر حکایت دارد. به عبارت دیگر کوپلینگ تبیین کننده، فرآیندهای هماهنگِ مکمل، در راستا و جهتی همسو است. این مفهوم می تواند مارا در شناسایی و فهم بسیاری از پدیده ها که ظاهراً با هم ارتباط چندانی ندارند رهنمون ساخته و علت تامه متفاوتی را برای آنها مطرح سازد. این پژوهش سعی دارد ضمن تبیین مفهوم کوپلینگ در جغرافیا، هویّت مدنی ایران را در قالب این تئوری بررسی نماید. به طور کلی نتایج تحقیق نشان می دهد که مفهوم کوپلینگ با مفاهیمی چون دوال و ثنویت تفاوت ماهوی دارد اگر چه ممکن است تکنیک های بکار گرفته شده در مورد تحلیل اعداد و ارقام یکسان باشد. همچنین نتایج حاکی از آنست که پیوند ژنریک میان چاله ها و چکادهای مجاور آنها به عنوان کوپل های هماهنگ و همسو تأثیر مستقیمی بر تکوین کانون های مدنی ایران داشته است. به عبارت دیگر رابطه استقرار کانون های مدنی ایران با قلل، یک پیوند زمانی است که هویت مدنی شهری در ایران بر این اساس بنیان گرفته است. حتی بزرگی و توان اکولوژیکی چنین شهرهایی در ایران بستگی تام با مساحت طبقه ارتفاعی بالای ۲۵۰۰ متر و حجم کوهستانها در این ارتفاع دارد.
۱۰.

بررسی و تحلیل مدنیت های باستانی با استفاده از کاربرد RS_GIS (مطالعه موردی: محوطه های هخامنشی مرودشت)

کلید واژه ها: باستان شناسی ژئومورفولوژی سیستم اطلاعات جغرافیایی سنجش از دور مدنیت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری جغرافیای جمعیت
  2. حوزه‌های تخصصی جغرافیا فنون جغرافیایی سنجش از راه دور GIS
تعداد بازدید : ۷۱۶ تعداد دانلود : ۵۱۸
امروزه به کارگیری چارچوب های معرفتی و نظری یک رشته در رشته دیگر به معنای اختلاط میان رشته ها تلقی نمی شود؛ بلکه هرگاه نتوان پاره ای از مسائل را در رشته ای جویا شد، یاری گرفتن از رشته های دیگر، به آشکارسازی موضوع کمک خواهد نمود. با چنین رویکردی در این پژوهش سعی برآن است با توجه به مبانی نظریه-هایی که تا کنون در علوم جغرافیایی (ژئومورفولوژی) نسبت به استقرار مراکز جمعیتی و مدنیت های دیرینه در ایران شکل گرفته] چگونگی استقرار جمعیت های انسانی گذشته ایران در این مکان ها بررسی شود. برای نیل به این مقصود، مطالعات اسنادی در حوزه دانش باستان شناسی و نظریه های جدید در حیطه دانش جغرافیا (معطوف به ریخت شناسی زمین در استقرار مدنیّت های گذشته) و برداشت های میدانی همراه شده است. سپس با استفاده از GIS-RS، از طریق تلفیق باندهای طیفی، تفسیر چشمی، بارزسازی تصویر باندهای ۵ ، ۷ و ۱۳ سنجنده لندست ETM+۸ و همپوشانی لایه های وکتوری و رستری اقدام به مدل سازی سه بعدی در تحلیل های مکانی این محوّطه ها شده است. نتایج نشان می دهد هرچند دیرینه شناسان در سکونت گزینی مراکز انسانی در گذشته به ابراز عقیده و نظرات مستقلی پرداخته اند که در جای خود ارزشمند است؛ اما در واقع، پاره ای از مسائل مانند شناخت فرم های زمین و یا هویّت مکانی که مستعد چنین تمرکزی بوده به درستی روشن نشده است؛ به همین دلیل، آمایش این مراکز به عنوان هویّت های مدنی و باستانی ایران و یا هرگونه مدیریتی در این محوّطه ها دچار چالش های عدیده ای بوده است. بارزسازی گذشته این محوّطه ها که مطمح نظر این پژوهش است، می تواند در مدیریت و برنامه ریزی پایدار و حفظ میراث های گذشته سودمند باشد.
۱۱.

صورت بندی معناییِ مدنیت در کتاب تهذیب الاخلاق ابن مسکویه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۳۹
مدنیت از مقوله های بنیادین در جوامع انسانی است که بر ضرورت رعایت قواعد و اصول مدنی تأکید دارد. این مقوله به سبب تأثیرگذاری بر کیفیت زیست اجتماعی، در اندیشه و نظریات فلاسفه اسلامی از جمله ابن مسکویه بازتاب وسیعی پیدا کرده است. وی با تدوین کتاب تهذیب الاخلاق، گامی مهم در نظریه پردازی در حوزه اخلاق، و فضایل انسانی که زمنیه ساز رشد مدنیت است، برداشت. مقاله پیش رو تلاش می کند با شناسایی و معرفی فضایل اخلاقی، تأثیر آن ها را در ایجاد صورت بندی معنایی از مدنیت، با بهره گیری از روش معناشناسی در حوزه زبان شناختی بیان دارد. یافته پژوهش نشان می دهد که فضایل پنج گانه اخلاقیِ «حکمت»، «عفت»، «شجاعت»، «سخاء» و «عدالت» که از شاخصه های مدنیت هستند مطرح در کتاب تهذیب الاخلاق، در ارتباط معنایی با مفاهیم درونی، مقوله هایی تولید کرده اند که در روابط معنایی با مدنیت  به عنوان نقطه کانونی صورت بندی معنایی از مدنیت در پس اندیشه های ابن مسکویه را نمایان ساخته که بر زیست اجتماعی بر اساس حفظ ارزش های انسانی بما هو انسان تأکید دارد.
۱۲.

کاربست نظریه نوشهرگرایی در شهرسازی: موافقان و مخالفان

تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۶
در طی چند دهه اخیر نوشهرگرایی به عنوان موضوعی بحث برانگیز در مقابل الگوهای سنتی و رایج شهرسازی تبدیل شده است و به عنوان یک جنبش پیشرو در پاسخ به شکست شهرها و حومه ها در اواسط قرن بیستم توسعه یافت. نوشهرگرایان، همانند حامیان باغ شهرها و پیش از آن ها مدرنیست ها، کار خود را با امید بسیار به برطرف کردن نیاز های اقشار آسیب پذیر و بازگرداندن زیبایی و شخصیت به شهرها آغاز کردند. در این راستا این پژوهش درپی پاسخ به این سؤالات می باشد که نوشهرگرایی تا چه حد توانسته به برنامه ریزی یک اجتماع خوب منجر شود؟ چگونه نوشهرگرایی نظریه مرتبط با خود را توسعه داده و به درک ما از این نظریه کمک می کند؟ در این پژوهش با روش تحلیل محتوا به بررسی دیدگاه ها و ایده های مختلف درزمینه نوشهرگرایی و شکل گیری آن از نظریه تا کاربست و انتقادات وارد بر آن پرداخته می شود و درنهایت در رابطه با معایب و مزایای اجرای آن در ایران بحث می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد اگرچه نوشهرگرایان خواستار تغییر وضعیت پیرامون خود بودند و تصور شهرهایی بدون حومه را در سر داشتند، اما در عمل هنوز نتوانسته اند اصول ارزشی ای را که این نظریه هنجاری بر آن پایبند بود به گونه ای مناسب در ساخت جوامع خوب به کاربندند و منتقدان آن ها می گویند نوشهرگراها به جای نجات شهرها، درنهایت در خدمت منافع فرآیند توسعه در آمدند و انتخاب هایی که فرم های نوشهری پیشنهاد می کنند بیش از آن که مرتبط با خواست مردم باشند، به فکر تولید و پایداری فعالیت های اقتصادی در بازار فروش هستند. طراحان نوشهرگرا به منظور رعایت تنوع شهری از گوناگونی اشکال طرفداری می کنند، اما تاب تحمل دیدگاه های مخالف درباره ی شکل و ویژگی محیط های شهری را ندارند و رویکرد نوشهرگرایی مشارکت دموکراتیک را در تضاد با تصمیم های تخصصی طراحان واجد شرایطی قرار می دهد که اصول فرمی اجتماع خوب را می دانند. از نظر آن ها دموکراسی ممکن است کیفیت طراحی شهری را تقلیل دهد.
۱۳.

تعالیم خرد گرایانه در شاه نامه فردوسی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۲
از آن جائی که توجه عمده فردوسی به تمدن و فرهنگ ایرانی است، اثر ارجمند این حکیم فرزانه مشحون است از تعالیم حکیمانه و فرهنگ ساز. فردوسی بر اساس « اوّلُ ما خَلَقَ اللهُ العقل» خردورزی و تعقل را درمانگاه هر درد بی درمانی می داند که بدون بهره گیری از آن هیچ کاری به سامان نمی رسد. آنچه در این مقاله مطمح نظر بوده بررسی و شناخت و ارائه دقیق و حساب شده خردورزی کارآمدی است که الگو و راه کار نیاکان موفق و سرافراز ما در این سرزمین بوده است. تبلوری از تعالیم خردورزانه این دانشی مرد فرهنگ پرور را در معرض عقل و هوش خواننده قرار می دهیم تا بتواند دُرَر گران سنگ این تعالیم را آویزه گوش و هوش خود سازد و با به کارگیری آن در آبادانی و سرافرازی این مرز و بوم هر چه بیشتر و راه گشاتر همت بلند خود را مصروف دارد. وی به موازات تعالیم خردگرایانه که تجلی بخش کام یابی های درخشان نیاکانمان بوده از افتادن در مسیر نادانی که آن را بی راهه شیطان قلمداد می کند بر حذر می دارد.  
۱۴.

زمین بوم های اجتماعی و افتراق های هنری در ایران نمونه موردی فرش دستباف در ایران مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۱
وقوع مستمر فرایندهای طبیعی، چهره متنوعی از چشماندازها را در عرصه زمین فراهم آوردهاست. سرزمین ایران بهسبب پویایی خاص خود، دارای چشماندازهایی است که تفاوتهای چشمگیری در تنوع آن دیدهمیشود. تفاوت در چشماندازها منجربه ایجاد زمینبومهای گوناگون در صحنه طبیعی ایران گردیده و سپس ساختارهای اجتماعی ویژهای در آن پدیدآمده که هریک قواعد و انتظام خاصی برای پایداری خویش دارند. بخشی از مؤلفه های پایداری اینگونه زمینبومها مربوطبه جلوه های گوناگون هنر آنها، ازجمله فرش دستباف است. فرش دستباف بهعنوان یک هنر سرزمینی دارای ابعاد خاصی از هویت مکانی در زمینبومهای اجتماعی ایران است که ضمن وجود ویژگیهای مشترک در همه جمعیتهای یادشده، دارای افتراقهای آشکاری نیز هست که برگرفته از افتراق هویت مکانی در زمینبومهای آنهاست. بنابر آنچه بیانشد، تلاش نگارندگان در پژوهش حاضر برآن است تا با تمسک به تحلیل سینماتیک و بهرهمندی از فضای نیچ و متد لوند در حیطه مطالعات میانرشتهای، ابعاد تازهای از تأثیرات فضا و مکان بر این هنر محور قرارگرفته و به این سؤال نیز پاسخ دادهشود که تفاوتهای چشماندازی و مرایایی بهدستآمده از فرایندهای محیطی به چه میزان در شکلگیری زمینبومهای اجتماعی ایران و هنر فرش دستباف این جمعیتها، تأثیر داشتهاست. نتایج بررسیهای بهعملآمده بیانگر این است که یکی از عوامل مهم در چینش زمینبومهای ایران بهخصوص ایران مرکزی، مؤلفه های متغیر و متنوع محیطی آنهاست. این نسبت در افتراقهای هنری این جوامع کاملاً مشهود است بهگونهای که افتراق هنر فرش در این جوامع با درجات متفاوتی ظهور یافتهاست. از این نظر، بین جوامع روان و شهری بیشترین افتراق و بین جوامع روستایی و روان، کمترین افتراق وجوددارد.