مطالب مرتبط با کلید واژه

نقد معماری


۱.

پژوهشی در باب ارتقای اعتبار علمی نقدهای معماری تکنیکی برای استخراج معنای جامع اثر معماری

نویسنده:

کلید واژه ها: ادراک حسی مخاطب ادراک عقلی نقد معماری معنای جامع

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱۶ تعداد دانلود : ۷۳۸
هر اثر هنری و به تبع معماری به عنوان یک هنر، واجد وجوه معنایی متنوعی است که مخاطب برخی از این وجوه را در قالب یک ادراک واحد دریافت می کند. مخاطب هنگام مواجهه با اثر تنها وجوهی را درک می کند که جهان ادراکی وی اجازه دریافت آنها را می دهد. از سویی جهان ادراکی اشخاص خاص آنها و در میان افراد متفاوت است. این امر سبب می شود دریافت های مخاطبین (و از جمله منتقدین) در بسیاری وجوه معنایی اثری واحد، گاهی بسیار متفاوت از یکدیگر باشد. این تفاوت می تواند اعتبار بحث نقادانه را کم رنگ کند. بنابراین کشف معنایی جامع که اولاً فراتر از جهان ادراکی شخص منتقد باشد و حداکثر وجوه معنایی اثر را شامل شود و ثانیاً صحت آن مورد توافق طرفین بحث باشد برای افزایش اعتبار نقدهای معماری ضروری است. در این راستا پرسش هایی در رابطه با این معنای جامع بدین صورت مطرح می شود : چگونه می توان به معنای عقلی جامع دست یافت که وسعت معنایی بیشتری از ادراکات شخصی داشته باشد ؟ معنای مذکور چگونه می تواند مورد توافق مجموعه مخاطبان اثر معماری واقع شود ؟ فرضیه ای که در این تحقیق مطرح می شود چنین است : معنای جامع یک اثر معماری را می توان در قالب مجموعه ای از صفات با بعد معنایی معین تر و محدودتر ارایه کرد به گونه ای که بر کلیت ادراک حسی اثر منطبق باشد. این تحقیق پس از آزمون فرضیه مذکور صحت آن را تأیید می کند. به این معنا که برای امکان یک نقد معماری با اعتبار علمی بالاتر، می توان معنای یک اثر معماری را در قالب مجموعه صفات معین بیان کرد. که از نظرات جامعه مخاطب استخراج شده است، این مجموعه صفات بر ادراک حسی فراگیر از آن اثر منطبق است.
۲.

بام و بوم و مردم (بازخوانی و نقد اصول پیشنهادی پیرنیا برای معماری ایرانی)

کلید واژه ها: معماری ایرانی معماری اسلامی هنر ایرانی نقد معماری تاریخ معماری اصول معماری محمدکریم پیرنیا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی ایران و اسلام
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی مطالعات شهرسازی
تعداد بازدید : ۳۰۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۱۱
محمدکریم پیرنیا، از برجسته ترین تاریخ پژوهان معماری ایران، دو دستاورد بزرگ به نام اصول معماری ایران و سبک شناسی معماری ایرانی داشت. در این مقاله، به بررسی اصول پیشنهادی او برای معماری ایرانی پرداخته شده است. به این منظور، ابتدا چگونگی تکوین و تکمیل اصول پنج­گانه او در طی زمان نشان داده شده، سپس سخن او درباره یکایک اصول­ها که در منابع گوناگون پراکنده است، از منابع اصیل جمع­آوری و به زبانی منسجم بیان گردیده است. در ادامه مقاله، در کلیات این اصول تأمل، و شایستگی آن­ها برای تبیین معماری ایرانی سنجیده شده است. نگارندگان، انگیزه های پیرنیا را از طرح آن­ها و نیز مفروضات و دلالت های ضمنی آن­ها را بررسی و آن­ها را نقد کرده­اند. در پایان نشان داده شده که ترکیب و محتوای کنونی این اصول، باطن و ظاهری دارد. ظاهر آن­ها متناسب با نیازهای زمانه پیرنیاست و ممکن است امروزه به کار محققان معماری ایران نیاید و معتبر نباشد، اما باطن آن­ها ابزارهایی ارزنده برای شناسایی و فهم معماری ایرانی در بستر فرهنگ ایرانی است. در این صورت، می­توان اصول پیرنیا را بازخوانی کرد و در خدمت تعمیق تحقیق در تاریخ معماری ایران درآورد.
۳.

تعریف و تدوین دستگاه واکاوی فرم معماری مبتنی بر تحلیل و بازاندیشی دستگاه نقد

کلید واژه ها: تجزیه و تحلیل واکاوی نقد معماری دستگاه نقد واکاوی فرم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۵ تعداد دانلود : ۱۷۴۱
هدف این مقاله، کنکاشی است تخصصی و ریزبینانه در باب تعریف مفهوم و جایگاه واکاوی در معماری. این مفهوم از جهاتی مختلف شبیه به حوزه نقد می باشد و حتی در مواقعی ناخواسته و ناآگاهانه به جای آن استفاده می شود. بنابراین، این مقاله ابتدا به واژه شناسی مفهوم واکاوی و نقد پرداخته و سپس برای شناختی جامع تر، دستگاه نقد معماری وین اتو را که به هر دو حوزه نقد و واکاوی اهمیت می دهد، انتخاب و به لحاظ فکری و نظری مورد تحلیل قرار می دهد تا چگونگی شکل گیری دستگاه های فکری نقد و البته با تأکید بر حوزه نقد فرم از منظر این پژوهش در فرایند شکل گیری معماری به صورت دقیق مشخص و بیان شود. در مرحله آخر، به عنوان نمونه ای از تعریف یک دستگاه واکاوی براساس ساختار دستگاه نقد معماری تحلیل شده و با توجه به دانش حاصله در تعامل و ارتباط این دو حوزه با یکدیگر، ضمن مروری سریع بر تعریف فرم معماری و رجوع به چند منبع تشریحی وتحلیلی فرم معماری، به تهیه و تدوین دستگاه فکری برای واکاوی فرم معماری پرداخته می شود. برای رسیدن به این دستگاه فکری روشی مورد نظر قرار گرفته که به صورت تحلیلی از منابع مورد تائید قبلی برداشت شده و نهایتاً به صورت یک دستگاه جامع و مدل کاربردی برای واکاوی فرم در این مقاله ارائه شده است.
۴.

نقد معماری بنای کتابخانه مرکزی و مرکز اطلاع رسانی شهرداری اصفهان

تعداد بازدید : ۱۷۰۴ تعداد دانلود : ۴۸۷
هدف: هدف پژوهش حاضر واکاوی ویژگی های معماری کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان در قالب نقد اثر معماری و تحلیل چگونگی بهره گیری این کتابخانه از امکانات بالقوه برای جذب مخاطب بیشتر به فضای کتابخانه و گذراندن زمان بیشتر در آن است. روش: مقاله حاضر با بهره گیری از روش توصیفی- موردپژوهی به نقد و تحلیل معماری بنای کتابخانه مرکزی اصفهان و پاسخ آن به مولفه های مؤثر در جامعه پذیری فضاهای کتابخانه پرداخته است. برای استخراج مؤلفه ها از مصاحبه استفاده شده و ابزار مصاحبه، پرسشنامه بوده است. مصاحبه ها تحلیل محتوای کیفی شده و در جدولی جمع بندی گردید که نقد، بر مبنای آن بنا شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که کتابخانه در نقطه مناسبی از شهر مکان یابی شده و در زمینه شکلی و فرم بیرونی واجد هویت مشخصی است؛ اما در زمینه ایجاد فضایی شفاف، خوانا، روشن، انعطاف پذیر و شاد که سبب جامعه پذیری و پشتیبانی از تعاملات اجتماعی در محیط کتابخانه می شود ضعیف بوده و تا حد کمی با معیارهای مؤثر در جامعه پذیری مطابقت دارد. اصالت/ارزش: نقد کتابخانه های کشور و مقایسه آن با معیارهای مورد توجه کتابخانه های موفق جهان، سبب نگاه ژرف و ارتقای مطالبات مردم از معماران و کتابداران برای افزایش کیفیت فضا و خدمات کتابخانه شده و زمینه را برای توسعه و طراحی کتابخانه های جدید بر مبنای اصول مؤثر در جامعه پذیری مانند تأمین نیازهای فیزیکی و روانی مخاطب و پشتیبانی از فعالیت های گروهی و تعاملات اجتماعی که سبب جذب و ماندگاری طیف گسترده تری از مردم در کتابخانه و توسعه آگاهی در جامعه می شود فراهم آورده است.
۵.

شیوه نوین خوانش متن معماری مبتنی بر نظریه بینامتنیت: (نمونه موردی: مسجد الغدیر)

تعداد بازدید : ۵۳۱ تعداد دانلود : ۳۱۹
خوانش اثر معماری به صورت انفرادی و بدون در نظر گرفتن لایه های متنیِ مرتبط و مؤثر بر شکل گیری آن، یکی از کمبودهای حوزه نقد معماری است. نظریه بینامتنیت به هنگام مواجهه با آثار، آن ها را به صورت شبکه ای از متون در هم تنیده مورد بررسی قرار می دهد. این پژوهش با تکیه بر خوانش بینامتنی آثار معماری، روابط عناصر درون متنی با برون متنی و تأثیر آن ها در شکل گیری معنای کلی اثر معماری را مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش پس از بررسی نظریات نظریه پردازان بینامتنیت، مدلی برای نقد بینامتنیِ معماری تدوین شده است. سپس مدل ارائه شده در خوانش مسجد الغدیر مورد آزمون قرار گرفته است. پرسش اصلی که نگارندگان در پی پاسخگویی به آن بوده اند، بدین قرار است: اثر معماری چگونه مبتنی بر مدل نقد بینامتنی مورد خوانش قرار می گیرد؟ این پژوهش از گونه پژوهش های کیفی است که در مرحله جمع آوری اطلاعات از روش توصیفی و در مرحله تجزیه وتحلیل داده ها از روش استدلال منطقی بهره گرفته است. این تحقیق با تکیه بر نظریه بینامتنیت صورت گرفته و در لایه های مختلف به بررسی متن مورد نظر (در اینجا اثر معماری) پرداخته است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که به کارگیری خوانش بینامتنی، از خوانش سطحی آثار معماری جلوگیری می کند و می تواند منجر به درک لایه های پنهان معنا شود و در خوانش اثر پارادایم های گسترده تری را درگیر نماید. ابعاد گوناگون معنایی در آثار معماری، در روابط بینامتنی به وسیله تعدد لایه های مختلف در درون خویش در دو محور عمودی (درزمانی) نظامِ نشانگی درون آن و محور افقی (هم زمانی) نظام رمزگانی آن، حاصل می شود.
۶.

نقد معماری مسجد نصیرالملک شیراز براساس نصوص دینی

تعداد بازدید : ۷۴۸ تعداد دانلود : ۴۱۴
بیان مسئله: مسجد نصیرالملک شیراز، که در منابع مکتوب معماری، مسجدی متمایز توصیف شده، سالهاست به یکی از کانون های گردشگری شهر شیراز تبدیل شده و به نظر می رسد که کارکرد عبادی خود را از دست داده است. تمایز این مسجد از مساجد هم دوره خود یا مساجد با قدمت تاریخی بیشتر در شیراز احتمال این فرض را ایجاد می کند که ویژگی های معمارانه این مسجد سبب این تمایز است. ویژگی هایی که با تغییر و یا تشدید الگوهای رایج در مساجد سنتی حاصل آمده و در مشاهده ای میدانی و با مرور اسنادی منابع مرتبط می توان به عدم کشیدگی شبستان عمود بر محور قبله، محورزدایی ادراکی از قبله، تزئینات حداکثری در فضای عبادی و تشبه به الگوهای غیرمسلمین در آن اشاره کرد. برای بررسی این ویژگی ها که چالش اصالت تاریخی را مطرح می کنند، ضرورت دارد به سمت معیارهای بی زمان دینی رجوع کرد که فراتر از این ویژگی، متضمن تحقق عبادت به طرزی بهینه در فضای مسجد نیز باشند. هدف: از این رو هدف اصلی این پژوهش قضاوت و نقد ویژگی های تمایزبخش در طرح مسجد نصیرالملک شیراز مبتنی بر معیارهای دینی است. روش پژوهش: در این مقاله با بهره گیری از آیات قرآن و روایات، خاصه آنانی که به احداث مسجدالنبی به دست پیامبر(ص) اشاره دارند، به عنوان معیارهای نقد، به قضاوت درباره این ویژگی های چهارگانه در مسجد نصیرالملک پرداخته می شود. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که تقسیم شبستان مسجد به دو بخش شرقی و غربی در تضاد با سیاست های طراحی شبستان از دیدگاه اسلام است. همچنین محورزدایی از قبله در کنار تزئینات حداکثری به اقامه نماز لطمه وارد می کند. در آخر استفاده از نشانه ها و الگوهای معماری فرنگی در عصر قاجار، اثبات کننده نظر تأثیر این ویژگی ها در جهت افزایش قابلیت های نمایشی مسجد و بالتبع کاهش قابلیت عبادی آن است.
۷.

بازخوانی اثر معماری به کمک مدل نقد بینامتنی؛ نمونه موردی: مسجد ولیعصر

تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۱۷۳
بیان مسئله: فقدان خوانش نظام مند آثار معماری در جامعه معماری منجر شده است تا شاهد نقدهای مستدلی که منجر به ارتقای کیفی آگاهی طراحی شوند نباشیم. این پژوهش با تکیه بر خوانش بینامتنی آثار معماری، روابط میان عناصر درون متن و برون متن و تأثیر آن ها در شکل گیری معنای کلی اثر معماری را بررسی می کند. در این پژوهش پس از تبیین مبانی نظریه بینامتنیت به عنوان ابزار نقد، مدل نقد بینامتنی معماری تدوین شده است. سپس این مدل در خوانش مسجد ولیعصر آزمون شده است. هدف: این پژوهش با هدف شناخت و بررسی جایگاه نظریه بینامتنیت در روش نقد معماری به دنبال ارائه یک روش جدید در نقد معماری مبتنی بر این نظریه بوده است. روش تحقیق: این پژوهش از گونه پژوهش های کیفی است که در مرحله جمع آوری داده ها از روش توصیفی و مرور متون مرتبط یا ادبیات موضوع، و در مرحله تجزیه و تحلیل داده ها از روش استدلال منطقی بهره گرفته است. این تحقیق با تکیه بر نظریه بینامتنیت صورت گرفته است و در لایه های مختلف به بررسی متن مورد نظر (در اینجا اثر معماری) پرداخته است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش حاکی از آن است که متن معماری در لایه های متعدد معنایی از لایه های پدیداری تا زایشی شکل می گیرد و انواع دلالت در شکل گیری لایه های آن مؤثر است و با به کارگیری مدل نقد بینامتنی، لایه های شکل دهنده آن از لایه های معماری تا فرامعماری مورد بازخوانی قرار می گیرد. به کارگیری نقد بینامتنی از خوانش سطحی آثار معماری جلوگیری می کند و اثر معماری را به عنوان عضوی از مجموعه ای از آثار مطالعه می کند که در طول مقطع زمانی و به دلایل خاصی شکل گرفته اند و بدین ترتیب می تواند منجر به درک لایه های پنهان معنا شود و در خوانش اثر، پارادایم های گسترده تری را فراخوانی می کند.
۸.

نقد و بررسی آثار معماری حواس از منظر پارادایم پدیدارشناسی

تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۸۸
معماری حواس به عنوان معماریِ که بر حضور فراگیر همه حواس در ادراک فضایی تأکید دارد، دیرزمانی نیست که در عرصه جهانی نظرات را معطوف خودساخته است. صاحب نظران معماری حواس با نقد معماری بی احساس کنونی، می کوشند اتمسفر ایجاد شده توسط معماری و محیط را به عنوان ترکیبی پیچیده بیان کنند که در عین آفرینش زیبایی، برانگیزاننده همه احساسات آدمی می باشد. این دیدگاه در تقابل با دیدگاه بصور محور معماری مدرن، شکل یافته یا به عبارتی دیگر دوباره مورد توجه قرار گرفته است. معماران حواس معتقدند از بحران های معماری امروز، عدم توجه به جریان زندگی و تجربه ادراکی فراگیر توسط مخاطب می باشد که می توان با تکیه بر پدیدارشناسی، دوباره میان انسان و معماری آشتی برقرار کرده و درکی متفاوت و نو از معماری و محیط را برای او به ارمغان آورد. پدیدارشناسی در جستجو چیستی پدیده ها، فارغ از پیش داوری ها و به جریان انداختن زندگی در آن است. این اندیشه نگاهی نقادانه دارد، که اساس کار معماران حواس قرار گرفته است. آن ها سعی دارند با تکیه بر بنیان های پدیدارشناسی، با محصول معماری چند حسی خود، به اندیشه های این فلسفه جامع عمل بپوشانند؛ بنابراین این فرضیه مطرح می شود که معماری حواس با به چالش کشیدن معماری به اصطلاح بی روح معاصر، می تواند پیوند ادراکی قوی بین معماری و انسان با برانگیختن همه حواس او، برقرار سازد. هدف اصلی این پژوهش، نقد و بررسی آثار معماری چند حسی بر مبنای شالوده پدیدارشناسی به منظور سنجش میزان موفقیت گفته های معماران آن ها در عمل می باشد. روش انجام پژوهش، کیف ی، از ن وع تحلی ل محت وا بوده و ب ر اس تدلال منطق ی مباحث استوار است، مطالعه اسنادی و کتابخانه ای اساس بیان، تحلیل، توصیف و تفسیر مطالب موجود در این مقاله را شکل می دهد. نتایج پژوهش بیانگر این است که معماران حواس توانسته اند با تکیه بر معیارهای ارزشگذاری مبتنی بر اندیشههای پدیدارشناسانه خود در زمینه ادراک همه جانبه توسط مخاطب، آثاری موفق و شایسته ای را پدید آورند و معنای معماری چند حسی را در آن ها متبلور سازند.
۹.

از نقد سینما تا نقد معماری؛ جستاری در مفاهیم مشترک

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۹
در قرن حاضر ارتباط میان معماری و سینما به عنوان رویکردی جدید مطرح است. سینما و معماری به عنوان علوم دارای چهارچوب ساختاری منسجم، علیرغم تمایزاتی که با هم دارند؛ دارای تشابهاتی نیز می باشند؛ که البته متون مختلفی از جنبه انتقادی به بحث پیرامون این موضوع پرداخته اند. در یک نگاه کل نگر می توان به وجود ارتباط تعاملی بین فضای سینما و فضای معماری اشاره کرد. لذا هدف این مقاله شناسایی و تدقیق مولفه های ارتباط دهنده سینما و معماری است. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی–تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای استفاده گردیده است. در این راستا ابتدا به مطالعه روش های نقد سینما و معماری پرداخته شد. سپس نحوه ارتباط سینما و معماری مورد مطالعه قرار گرفت و در نهایت مولفه های مشترک سینما و معماری شناسایی و تدقیق شد. نتایج تحقیق حاکی از شناسایی پنج مولفه مشترک میان سینما و معماری است. پیشنهاد می شود نتایج حاصل از این تحقیق مورد استفاده اندیشمندان حوزه سینما و معماری قرار بگیرد تا بتوانند با ایجاد رابطه تعاملی میان سینما و معماری به ایجاد معماری مفهومی بر پایه سینما تاثیرگذار باشند.