مطالب مرتبط با کلید واژه " چهارباغ "


۱.

نقدی بر فرضیه الگوی چهارباغ در شکل گیری باغ ایرانی

کلید واژه ها: باغ ایرانیچهارباغهندسه باغ ایرانیعوامل شکل گیری باغ

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲۴ تعداد دانلود : ۱۱۹۴
باغ ایرانی با تاریخ درخشان خود به عنوان یکی از بهترین الگوهای منظرسازی، محصول تعامل سازنده انسان ایرانی در مواجهه با طبیعت است. چرایی و چگونگی شکل این پدیده، محمل نظرات گوناگونی بوده است. از بین عوامل مختلف شکل گیری باغ ایرانی و هندسه خاص آن، فرضیه الگوی چهارباغ به عنوان یکی از مشهورترین فرضیه ها شناخته شده است. اغلب نقل قول ها حاکی از این تعریف است که چهارباغ به باغی گفته می شود که به وسیله دو محور عمود بر هم به چهار قسمت با استناد به تعابیر و تفاسیر متعدد از عدد چهار - تقسیم می شود؛ محورها در وسط شامل کانال های آب بوده و در محل تقاطع محورها، حوض یا کوشکی تعبیه شده است. این تعریف به عنوان ریشه هندسی باغ ایرانی شناخته شده و دارای بیشترین طرفدار در بین اندیشمندان باغ ایرانی است. الگوی چهارباغ در باغ ایرانی چنان مشهور شده است که بسیاری از نویسندگان و محققان فعلی بدون ریشه یابی واژه و بررسی تاریخی، آن را بدون هیچ تردیدی به عنوان یک اصل پذیرفته و به کهن الگو بیان می کنند. به جرات می توان گفت اغلب نوشته های موجود درباره باغ ایرانی که منبع مطالعات دانشجویان و پژوهشگران است موید نظریه چهارباغ اند؛ به گونه ای که فکر درباره باغ ایرانی بدون فرم چهارباغ معنایی ندارد. مقاله درصدد است با بررسی و نقد آرای مختلف در این باب، این الگو را در باغ ایرانی به چالش کشیده و به دنبال معنای واژه چهارباغ و یافتن پاسخ این پرسش باشد که آیا چهارباغ را می توان به عنوان الگوی هندسی باغ ایرانی شناخت؟فرضیه مقاله این است که واژه چهارباغ، نه دلالت بر چهاربخشی بودن باغ ایرانی دارد و نه می تواند توجیه کننده شکل و هندسه غالب بر باغ های ایرانی باشد. لذا در ابتدا به تعاریف موجود در مورد چهارباغ و ریشه ای شکل گیری این مفهوم پرداخته و در بخش بعد به بررسی تاریخی و تحلیل الگوی هارباغ به نقد نظریات موجود و بهره گیری از روایات و اسناد متضاد به اثبات فرضیه تحقیق می پردازیم.
۲.

بررسى منشأ پیدایش نظریه چهارباغ به عنوان الگوى هنر باغسازى ایرانى

کلید واژه ها: بهشتچهارباغباغ ایرانىالگوى چهاربخشىچهارنهر بهشتى

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۳۰۰
تلاش براى بازسازى زندگى پس از مرگ دربهشت بر روى زمین در باور بسیارى از فرهنگ ها از جمله ایران یکى از دلایل ایجاد فضاهایى مانند باغ شده است. در مورد این موضوع که باغ ایرانى تمثیلى از بهشت و کوششى در رسیدن به بهشت آرمانى در این دنیا است، نوشته هاى بسیارى وجود دارد که در این بین تأثیر چهار نهر بهشتى در فرم و هندسه باغ، به صورت برجسته ترى نمایش داده شده است. مقاله حاضر با تأکید بر تأثیر معنایى بهشت در طرح اندازى باغ ایرانى، بر آن است تا به نقد تأثیر صورى بهشت بر هندسه باغ بپردازد. در مورد باغ هاى پیش از اسلام، اعتقاد ایرانیان به تقسیم دنیا به چهار قسمت و در مورد باغ هاى پس از اسلام نهرهاى چهارگانه بهشت موعود در قرآن از دلایل ایجاد هندسه چهاربخشى در باغ به شمار می روند. هدف این نوشتار تحلیل یا نفى تأثیر معنایى بهشت و آرزوى ایرانیان در ساماندهى منظر به مثابه بهشت نیست بلکه تأثیر صورى آن را نفى می کند. آنچه درباره تقسیم جهان به چهار بخش وجود دارد یا برگرفته از افسانه ها و یا کتاب مقدس یهود (تورات) است که باغ عدن را منزلگاه نخستین انسان مى داند، و سند مکتوبى بر این مدعا وجود ندارد که ایرانیان پیش از اسلام نیز جهان را تشکیل شده از چهار بخش می دانستند، بلکه آموزه هاى دینى زرتشت مبین نظریات دیگرى در این باب است.
۳.

نمادپردازی در باغ ایرانی، حس طبیعت در باغ هاى سلطنتى صفوى

نویسنده:

کلید واژه ها: باغ ایرانیچهارباغعمارتصورت زمینباغ های سلطنتی صفویمرکز عالم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۵ تعداد دانلود : ۴۲۱
بر اساس جهانشناسی مزدایی باغ انعکاسی است از صورت جهان و از آنجایی که تاریخ نگاران دوره صفوی نیز به حضور طبیعت بکر در باغ ها صحه می گذارند، لذا چنین می توان استنباط کرد که جوهر باغ به نقشه ای خاص مربوط نمی شود، بلکه بیشتر رابطه ایست که با طبیعت بکر برقرار می کند. در نتیجه طبیعت بکر و چشم انداز آن، ورای دیوار باغ، مورد نظر است. از این رو باید دید چگونه طبیعت بکر به عنوان بخش مهمی از تصویر باغ به وسیلة راهکارهای مختلف در باغ نمود پیدا می کند چنانکه در آن شاه، همانند سلطان هستی، در پی از نو خلق کردن صورت زمین است. به طور کلی پژوهشگران بر هندسه نقشه باغ ایرانی به صورت چهار بخش تکیه دارند. این نوشته ابتدا نشان می دهد که این تئوری در مورد نقشه های موجود از باغ های صفوی صادق نیست و سپس به معرفی مفهوم باغ های سلطنتی به عنوان انعکاسی از جهان و رابطه آنها با طبیعت بکر می پردازد.
۴.

کوشک رحیم آباد بم و چهارباغ تاریخی آن؛ یادگاری از سده های آغازین اسلامی در ایران

کلید واژه ها: چهارباغبممعماری سده های آغازین اسلامیکوشک رحیم آباد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۲۸۸
معماری ایرانی در سدههای نخستین ورود اسلام در گونههای نظامی و مذهبی به واسطه برجای ماندن تعدادی اثر تا حدودی شناخته شده است. اما در ارتباط با معماری تشریفاتی وضع بهگونهای دیگر است و هیچگونه شاهدی در این رابطه تاکنون در جغرافیای سیاسی ایران شناسایی یا دستکم گزارش نشده و به همین دلیل کمترین شناختی از این گونه وجود ندارد. این در حالی است که گزارش جغرافیای تاریخی و متون کهن وجود این آثار را در ربض بعضی از شهرها تأیید میکند. در این پژوهش به مطالعه و معرفی «کوشک رحیمآباد» در شرق شهر بم، اثری تشریفاتی از این زمان، پرداخته شده است. این بنا به مانند بسیاری از آثار و محوطههای باستانی بزرگ شهرستان در سایه مجموعه بزرگ ارگ بم قرار گرفته و به این دلیل در جغرافیای تاریخی و مطالعات باستانشناسی تا پیش از زلزله سال 1382 خورشیدی اشاره قابل توجهی به آن دیده نمیشود. اما پس از این سال به واسطه توجه به مطالعات باستانشناسی و معماری به دیگر آثار شهرستان، پژوهشگرانی به مطالعه کوشک رحیمآباد نیز پرداختهاند. در ارتباط با تاریخ ساخت و وسعت چهارباغ تاریخی و تخریب شده آن سؤالاتی مطرح است که در پژوهشهای پیشین به آن اشاره نشده یا پاسخی تحقیقی و دقیق داده نشده است. نوشتار حاضر با مطالعات میدانی و اسنادی به گردآوری دادهها پرداخته و با تطبیق نتایج هرکدام، دادهها تجزیه و تحلیل شدهاند. به این ترتیب فرضیات پژوهش و نظریههای دیگر محققین مورد ارزیابی قرار گرفته است. آنچه این تحقیق به آن دست یافته گواهی میدهد کوشک رحیمآباد اثری متعلق به سده سوم هجری است و به نظر میرسد در زمان عمرولیث صفاری توسط «منصوربن خوردین»، عامل وی بر حکومت کرمان، یعنی به فاصله سالهای 267 تا 288 هجری قمری ساخته شده است و وسعت چهارباغ تاریخی آن احتمالاً 500 جریب یا80 هکتار بوده است.
۵.

چهارباغ یا چارباغ؟

نویسنده:

کلید واژه ها: کهن الگوباغ ایرانیچهارباغچارباغ

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۸۹
«چهارباغ» صحیح است یا «چارباغ»؟ این سؤال اصلی نوشتار پیش روست. هرگاه برای فهم عمیق تر این پدیده به متون تاریخی، کتاب ها، سفرنامه ها، زندگینامه ها و حتی کتیبه ها سر می زنیم مشاهده می کنیم که واژه «باغ» به عرصه ای دلپذیر، پر از گل، گیاه، درخت و آب جاری، اما منظم و برپایه هندسه ای مشهود، اطلاق شده است. در این میان«چهارباغ» یا شاید «چارباغ» اشاره ای به الگوواره نظم دهنده به آب ، گیاه و بنا در عرصه ای به نام «باغ» است. اما سؤال اصلی اینجاست که چرا گاهی در متون علمی و ادبی حرف «ه» از واژه «چار» حذف شده است. آیا دلیل ویژه ای برای این امر وجود دارد یا صرفاً به مرور زمان و در افواه عمومی این حرف حذف شده است. البته بعید است فرض دوم صحیح باشد زیرا در متون ادبی که معمولاً نویسنده آن بر نگارش صحیح واژه اصرار داشته است نیز واژه «چارباغ» به چشم می خورد. از این رو این نوشتار براساس بررسی تطبیقی اسناد در دسترس - اما محدود- دودمان شناسی واژه و تطبیق آن با شکل شناسی، به کنکاش این موضوع می پردازد.
۶.

The Impact of Timurid Gardens in Samarkand on Safavid Gardens in Isfahan (Chaharbagh) (تأثیرات باغ های تیموری در سمرقند بر باغ های صفوی )در اصفهان (خیابان چهارباغ)

کلید واژه ها: عصر صفویاصفهانعصر تیموریچهارباغسمرقند

حوزه های تخصصی:
  1. مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی ایران و اسلام
  2. مطالعات هنر تاریخ هنر تاریخ هنر ایران پس از اسلام تیموری
  3. مطالعات هنر تاریخ هنر تاریخ هنر ایران پس از اسلام صفویه
  4. مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری منظر
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۲۶۰
در طول تاریخ یکی از زیباترین فعالیت های انسان، آفرینش باغ بوده است. هنر باغ سازی یکی از کهن ترین هنرهای ایرانیان است که دارای سنت های ارزشمند و قدرتی معنوی است. قدم نهادن در باغ های ایرانی، ما را به این اندیشه وا می دارد که چه رمز و رازی در پس ظاهر آراستة آنها نهفته است که بعد از گذشت قرن ها کهنه نمی شوند و همچنان با منظری جذاب، انسان امروز را به سوی خود دعوت می کنند. شکل باغ در ایران از دیرباز تاکنون با طبیعت و میزان آب تناسبی کامل داشته است. اطلاعات درباره باغ های سمرقند به گزارش های کلاویخو و تعدادی مقاله محدود شده و در حال حاضر اثری از بیشتر باغ های سمرقند و اصفهان دیده نمی شود. هدف اصلی این مقاله بررسی ساختار فیزیکی باغ های سمرقند و اصفهان و تأثیرات باغ های تیموری در سمرقند بر باغ های خیابان چهارباغ اصفهان در دوره صفوی است تا اینکه محتوای این مطالعات، گامی در جهت مطالعات بیشتر در این زمینه باشد. در این راستا با رویکرد توصیفی- تاریخی، مروری به شناخت عناصر شکل دهنده باغ های دو دوره تیموری و صفوی و شباهت ها و تفاوت ها در این باغ ها با دو دوره زمانی متفاوت پرداخته می شود و در واقع توصیفاتی که درباره باغ های این دوران (تیموری - صفوی) شده، بسیار مفصل تر از توصیفاتی است که از باغ های دورانی قبلی شده و این، کمک بزرگی به شناخت باغ های این دو دوره تاریخی کرده است و به این سؤال که باغ های دورة تیموری و به ویژه باغ هایی که تیمور در سمرقند ایجاد کرد، تا چه اندازه بر باغ های بعد از خود در دوره صفوی تأثیر داشته ، پاسخ داده می شود. برای بررسی باغ های این دو دوره از منابع تاریخی و سفرنامه ها و اسناد و مدارک به جا مانده از آن دوران و نتایج و مطالعات انجام شده توسط پژوهشگران معاصر استفاده شده و به این نتیجه رسیده که باغ سازی به شیوه صفوی و به طور خاص خیابان چهارباغ ریشه در دوران تیموری داشته است.
۷.

پژوهشی در الگوی هشت بهشت در دو حوزه ی ادبیات و معماری

کلید واژه ها: هشت بهشتچهارباغالگوهای معمارینه بخش برونگرا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۱۱
منابع ادبی در زبان فارسی، علاوه بر بازنمود ویژگی های زبانی و ادبی، گاه ویژگی های آثار معماری دوران اسلامی و علت نامگذاریشان را نیز به خوبی تشریح کرده اند. به واسطه ی ارتباط شعرا و ادبا با معماران، بسیاری از عناصر و الگوهای معماری یا به صورت واقعی خود و یا در هیأت استعاره ها و تشبیهات ادبی توصیف شده اند. یکی از این الگوها، «هشت بهشت» است که به رغم انجام پژوهش های بسیار، هنوز پرسش هایی در علت نامگذاری و نسب شناسی آن باقی است که تاکنون پاسخ های قانع کننده ای به آنها داده نشده است. در این پژوهش که بر اساس هدف، از نوع تحقیقات بنیادی و بر اساس ماهیت و روش از نوع تحقیقات تاریخی است، کوشش کردیم توصیفی را که منابع ادبی از الگوی «هشت بهشت» داده اند، با طرح باقی مانده از این اثر معماری تطبیق داده و علت نامگذاری آن را باز نماییم. نتایج تحقیق نشان می دهد اعتقاد به بهشت های هشتگانه (اشاره ها و آموزه های قرآنی) و تجمیع این بهشت ها در یک عرصه ی چهارباغی، موجب شد تا این الگو که در ادبیات معماری به «الگوی نُه بخشی» معروف است، در منابع ادبی و گزارش های تاریخی، «هشت بهشت» خوانده شود. پلان تکامل یافته ا ی که پیشتر در ساختار «آپاداناها» و «نُه گنبدها» تجربه شده بود، برای ساخت کوشک مرکزیِ چهارباغ ها و آرامگاه ها در ایران، آسیای میانه و شبه قاره ی هند مورد استفاده قرار گرفته بود.
۸.

منظر ترحیمی در پادشاهی دهلی، الگوی چهارباغ در منظر ترحیمی پیش از مغول (1555-1206 م.)

تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۵
معماری ترحیمی در هندِ دوران پیش از مغول، نمونه های بی شماری از فرم ها و فضاها ازجمله باغ ها را شامل می شود. مفاهیم شکل دهنده به این خاک سپاری ها به صورت قابل توجهی در ارتباط با عادت و رسوم زیارت یا همان بر سر مزار رفتن است. ازجمله آنچه در مقابر افراد بزرگ و مقدس مانند مقابر بزرگان چشتیه (chishti) و همچنین پادشاهان باستان می بینیم. در هند از اوایل سده 13 تا میانه سده 16، سیر تحول منظر و معماری در مسیری متضاد با یکدیگر، هم در مقیاس و هم در فضاها پیشرفت. مناظر ترحیمی (فرم، مکان و نحوه قرارگیری و ...) رابطه نزدیکی با رسم و آئین های خاک سپاری و درواقع مردم شناسی دارد. مرگ، خاک سپاری و مجلس یادبود هویت را نشان می دهد؛ انتخاب سایت خاک سپاری، سبک و موقعیت مقابر، همراه با شیوه ای که مراسم ترحیم سازمان دهی شده و گرامی داشته می شده است، به بازسازی روابط دودمانی و زنده نگه داشتن خاطره شان کمک می کند. هدف این مقاله تأکید بر چند نکته در ارتباط به انسان شناسی و معماری منظر ترحیمی (باغ مقبره) در قلمرو سلاطین دهلی است. این مقاله با اشاراتی به رابطه مردم شناختی و معماری منظر ترحیمی در دوره سلاطین دهلی و برشمردن نمونه هایی از مناظر آرامگاهی شبه قاره هند از ۱۲۰۶ م تا ۱۵۵۵ م، سیر تحول فضاهای آرامگاهی از تک بناهای کوچک تا مجموعه های آرامگاهی با محورهای تعریف شده در بافت شهری و باغ های چهارقسمتی (چهارباغ) را نشان می دهد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آثار تقسیمات چهارتایی معروف به چهارباغ در منظرهای ترحیمی (باغ مقبره ها) در هند دوران پیش از مغول وجود داشته است و شکل گیری مجموعه های آرامگاهی با بناهای مقابر در میانشان در اواخر این دوره ارتباط مستقیم با تغییر مراسم و مقیاس آن دارد.