مطالب مرتبط با کلید واژه " تبیین "


۲.

عوامل و متغیرهای مؤثر بر تبیین بخش مرکزی شهرهای میانی (مورد مطالعه: شهر بوکان)

کلید واژه ها: تبیینبوکانبخش مرکزیشهرهای میانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۱ تعداد دانلود : ۴۸۷
بخش مرکزی شهرها بسته به شرایط و ویژگیهای خاص هر شهر و در سطوح مختلف شهری به عنوان پهنه‌ای که مهمترین و برترین فعالیتها را در خود جای داده است، در شهرهای مختلف دارای ویژگیهای متفاوت است. با این حال علی‌رغم اهمیت این بخش از شهر، تحقیقات انجام شده در مورد آن بیشتر با تأکید بر شهرهای بزرگ و عمدتاً با هدف حل مشکل صورت پذیرفته است.بنابراین در این تحقیق چارچوبی متشکل از عوامل تاریخی (هسته اصلی شهر، مرحله‌بندی گسترش تاریخی شهر، عناصر شاخص و نمادین شهر)، اقتصادی (بازار شهر، ارزش زمین و سرقفلی واحدهای تجاری، فعالیت مؤسسات مالی، بیمه و تأمین اجتماعی، تراکم اشتغال)، اداری (فعالیت مراکز اداری دولتی و عمومی)، اجتماعی (تراکم جمعیت در ساعات خاصی از روز، فضاهای عمومی شهر، برگزاری مراسم اجتماعی، تراکم مراکز فرهنگی، تراکم جمعیت، فعالیتهای پذیرایی شهر)، ترافیکی (تعداد سفرهای جذب شده درون شهری، سهولت دسترسی، نقطه کانونی برای ترافیک، تراکم ایستگاههای حمل‌ونقل درون شهری) و کالبدی- فضایی (تراکم ساختمانی، بافت قدیمی، معماری مجزا، ساختار و الگوی توسعه شهر، الگو و ترکیب کاربری اراضی) ارائه شده است. سپس با تحلیل فضای شهری بوکان به عنوان یکی از شهرهای میانی ایران، نقش هر کدام از عوامل مزبور در شکل‌گیری بخش مرکزی آن بررسی شد.بررسیها نشان داد که در شهر بوکان از میان مجموعه عوامل تأثیرگذار بر بخش مرکزی، عوامل تاریخی و اقتصادی دارای نقش بیشتری بوده، کارکرد اداری آن در طول سالهای گذشته غیرمتمرکز شده و همچنین تنوع کارکردی و فعالیتی مهمترین وجه تمایز بخش مرکزی شهر بوکان از سایر قسمتهای آن می‌باشد. یافته‌های پژوهش نشان داد که بخش مرکزی شهر بوکان، که هسته تاریخی آن نیز محسوب می‌‌شود، مهمترین و برترین فعالیتهای شهر را در خود جای داده است و بر این اساس با در برگرفتن طیف گسترده‌ای از فعالیتهای مختلف، دارای کارکردهای مختلفی بوده و محدوده آن از این لحاظ با سایر قسمتهای شهر تفاوت اساسی دارد
۳.

پیامدهاى عرفى‌کننده توجیه کارکردى دین

کلید واژه ها: دینکارکردتبیینعرفى شدنسودمندىتوجیه و کارکردگرایى

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۹
مسئله مقاله حاضر این است: از یک‌سو، غلبه توجیه کارکردى به عرفى شدن دین منتهى مى‌گردد و از سوى دیگر، وجود توجیه کارکردى در دین و آراء متکلمان ممکن است برخى را به استفاده وسیع از توجیه کارکردى در گسترش دین و حفظ آن راغب و مصمم نماید. هدف این نوشتار مقابله با استفاده بى‌محابا و گسترده از منطق کارکردى از طریق روشن نمودن ویژگى‌هاى عرفى‌کننده آن و نشان دادن تفاوت آن با نمونه‌هاى به ظاهر مشترک توجیه کارکردى موجود در دین و آراء اکثر متکلمان است. آنچه توجیه کارکردى جامعه‌شناسان را از توجیهات کارکردى موجود در متون دینى و آراء اکثر عالمان دین متمایز مى‌نماید، ویژگى سکولاریستى این منطق است که از طریق توجه به ویژگى‌هاى آن به خوبى روشن مى‌شود. تقلیل دین به ابزار این‌جهانى صرف، تقدم داشتن دنیا بر آخرت، نادیده انگاشتن دین حق و روادارى تکثرگرایى، مسخ و بى‌اثر نمودن دین، غایت‌انگارى و ایدئولوژیک بودن نگاه کارکردى رایج، مهم‌ترین مسیرهاى عرفى‌کننده غلبه توجیه کارکردى است.
۴.

استاد مطهری؛کلام‎ جدید و مسأله «خاتمیت»

نویسنده:

کلید واژه ها: تفسیروحینبوتخاتمیتکلام جدیدتوجیهتبیین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷۹
مباحث جدید کلامی که امروزه با عنوان «کلام جدید» از آن‌ها بحث می‌شود، از دغدغه‌های مهم انسان معاصر است که پرسش‌های نوپیدایی را فرا روی اندیشمندان دینی قرار داده است. استاد مطهری به‌عنوان متکلم و متفکری اسلامی، آثار ارزشمندی از خود به‌جای گذاشته است که منابع غنی‌ای در این عرصه به شمار می‌رود؛ زیرا ایشان با آگاهی به اندیشه‌ها و پرسش‌های برآمده از دوره جدید (مدرنیته) به تأسیس نظام جدید کلامی‌ای دست زدند که راهگشای مناسبی در حل معضلات و مشکلات معرفتی انسان معاصر است؛ به همین‌سبب است که می‌‌توان استاد مطهری را بنیانگذار «کلام‌جدید اسلامی» نامید. در بین مسائل کلامی، مسأله «خاتمیت» (که از ضروریات اعتقادات اسلامی است)، در کلام جدید شکل تازه‌ای به خود گرفته و توجه دین‌پژوهان و اندیشمندان دینی را به خود جلب کرده است. در دوره معاصر، دو رویکرد عمده درباره تبیین و تفسیر «خاتمیت» ارائه شده که هرکدام بعدها منشأ پیدایش نظریات مشابهی شده‌ است. این دو نظریه یکی متعلق به متفکر نواندیش اهل سنت «محمد اقبال لاهوری» و دیگری مربوط به اندیشمند برجسته معاصر شیعی، شهید «مرتضی مطهری» است. این دو اندیشمند با نگاهی متمایز از نگاه سنتی و با پرسش‌هایی برآمده از تفکر مدرنیستی، تحت تأثیر نظریات پوزیتیویستی به تحلیل خاصی از نبوت و خاتمیت پرداختند. این نوع نگرش با سخنان اقبال آغاز شد و با نقدهای استاد‌مطهری بر سخنان وی، گسترش و تکامل یافت. درباره مسأله خاتمیت می‌توان سه نوع فعالیت عقلی و معرفتی که شامل «توجیه»، «تبیین» و «تفسیر» است، انجام داد؛ البته هریک تفاوت‌های عمده‌ای با دیگری دارد و سخن از تمایز آن‌ها، مسیر اصلی بحث را هموار خواهد کرد. براین اساس، نوشتار حاضر پس از طرح برخی مباحث مقدماتی درباره کلام جدید و نقش استاد مطهری در شکوفایی و رشد آن، به بحث از بعد توجیهی، تبیینی و تفسیری کلام جدید و ارتباط آن‌ها با مسأله خاتمیت پرداخته است. در ادامه، دیدگاه اقبال درباره خاتمیت را تحت عناوینی مانند: سرشت وحی، تبیین خاتمیت و تفسیر خاتمیت به بحث و بررسی گذاشته و پس از ذکر نقد استاد مطهری بر نظریه اقبال، تبیین و تفسیر ختم نبوت از دیدگاه استاد مطهری به‌طور مستقل مورد بررسی قرار گرفته و در پایان نیز نقد «دکتر سروش» بر دیدگاه استاد مطهری و جواب نقد وی بیان شده‌است.
۵.

در آمد، تحلیل تطبیقی از فرضیه ی برخورد و ایده ی گفتگوی تمدن ها

نویسنده:

کلید واژه ها: فرهنگتوصیفگفتگواخلاقیتبیینعلمیتمدنبرخوردتوصیه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵۰
از آنجا که در بحث تمدن‏ها، ایده‏ی گفتگو و فرضیه‏ی برخورد تمدن‏ها در دنیا بسیار مطرح شده‏اند، بجاست که جهت فهم جایگاه صحیح این دو رأی و نقد هر یک به نکاتی منطقی و روش‏شناختی درباره‏ی آنها توجه نمود. به خصوص برای نقد دقیق فرضیه‏ی برخورد تمدن‏ها و تلاش برای ابطال علمی آن باید جایگاه درست آن را شناخت وگرنه نقدها بی‏اثر و شعاری خواهند بود، چنانکه تاکنون کثیری از نقدها چنین بوده‏اند و مقام توصیف و تبیین را با مقام توصیه و تکلیف خلط نموده‏اند. این مقاله بر آن است که نشان دهد بر فرض عدم ابطال فرضیه‏ی برخورد تمدن‏ها باز هم ایده‏ی گفتگوی تمدن‏ها، که ورای هر فرضیه‏ی علمی از ارزش‏های والای اخلاقی سرچشمه می‏گیرد، می‏تواند الگویی مفید و سازنده باشد. در این مقاله، نویسنده با تفکیک رویکرد توصیفی - تبیینی (علمی) در پاسخ به مسأله‏ی تمدن‏ها و رویکرد توصیه‏ای - ارزشی (اخلاقی) در پاسخ به آن، بر آن است که رویکرد فرضیه‏ی «برخورد تمدن‏ها» توصیفی - تبیینی (علمی) است و رویکرد ایده‏ی «گفتگوی تمدن‏ها» توصیه‏ای - ارزشی (اخلاقی) است و این دو، به دلیل تفاوت رویکردها، لزوماً با یکدیگر در تعارض نیستند و منفصله‏ی حقیقیه پنداشتن عبارتی که یک طرف آن فرضیه‏ی برخورد و طرف دیگر آن ایده‏ی گفتگو باشد، مغالطه است. نویسنده ضمن اینکه مخاطب را به این نکته توجه می‏دهد که در این بحث منطقی و روش شناختی درصدد داوری و ارزیابی فرضیه یا ایده‏ای نیستیم، تأکید می‏کند که هر سخن علمی لزوماً درست نیست و هر سخن درستی نیز لزوماً علمی نیست و دایره‏ی درست و نادرست بزرگ‏تر از علمی و غیرعلمی است. نویسنده، در ادامه، به بررسی تطبیقی فرضیه‏ی علمی «برخورد تمدن‏ها» و ایده‏ی اخلاقی «گفتگوی تمدن‏ها» پرداخته و پس از بررسی مواضع خلاف و وفاق، در بخش نتیجه‏گیری، این نکته را مطرح می‏کند که فرضیه‏ی برخورد و ایده‏ی گفتگو نه تنها، لزوماً، با هم ناسازگار نیستند، بلکه حتی می‏توان میان آنها نوعی نزدیکی و مکملیت تصویر نمود، به نحوی که فرضیه‏ی «برخورد تمدن‏ها»، در صورت عدم ابطال به روش علمی، واقعیت را آنچنان که هست (یا ممکن است در آینده باشد) نشان داده و امکان کنترل آن را به دست دهد، و ایده‏ی «گفتگوی تمدن‏ها» واقعیت را به صورتی که مطلوب است (آنچنان که باید باشد) تغییر داده و مانع از حوادث تلخ و ناگوار، برای جوامع بشری، در آینده، شود.
۶.

شگفتی وجود و رسالت فیلسوف از دیدگاه مرلو پونتی

کلید واژه ها: معناآزادیتبیینعدم ضرورتامر مطلقشگفتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۵ تعداد دانلود : ۴۶۶
از نظر مرلو ـ پونتی شگفتی وجود فیلسوف را مجذوب می کند و به سوی خود می کشاند. شگفتی وجود مبتنی بر چیزی است که مرلو ـ پونتی آن را عدم ضرورت می نامد. حقیقت وجود عاری از هرگونه ضرورتی است. وجود هیچ چیز در این عالم، از جمله وجود انسان، واجب و ضروری نیست و همین عدم ضرورت است که انسان را به موجودی تبیین ناپذیر و آزاد تبدیل ساخته است. انسان با استفاده از آزادی خود دست به خلق معنا می زند و ارزش می آفریند. او محکوم به خلق معناست زیرا فقط از این طریق است که می تواند به حیات خود ادامه دهد. فیلسوف به دنبال رسیدن به پاسخ نهایی مسئله وجود نیست. او می داند که جهان شروع شده و با همه ابهامش در حال پیشرفت است، اما نمی داند چرا و چگونه، و نمی تواند در خصوص برطرف ساختن شگفتی و ابهام آن در آینده هیچ تضمینی بدهد. فیلسوف فقط می تواند شگفتی وجود را نظاره و تا اندازه‏ای توصیف کند اما نمی تواند آن را تبیین کند، زیرا هرگونه تبیین، شگفتی را نابود می سازد. انسان ها در طول تاریخ کوشیده اند تا با توسل به امور مطلق شگفتی وجود را برطرف کنند اما از نظر مرلو ـ پونتی رسالت فیلسوف حفظ شگفتی وجود و محافظت از آن در برابر هرگونه کوشش برای نابود کردنش از طریق توسل به امور مطلق است
۷.

مفاهیم غیر محصل و منطق ماهیات تأملی در مقاله قضیه معدوله و محصله

کلید واژه ها: تبیینغیر محصلمنطق ماهیاتمنطق مصادیق

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق منطق صوری سنتی منطق ارسطویی
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق منطق صوری سنتی منطق ارسطویی منطق عالم اسلام
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی منطق کلیات مفهوم شناسی
تعداد بازدید : ۱۲۸۱ تعداد دانلود : ۶۳۶
نویسنده محترم مقاله « قضیه معدوله و محصله » ( مقالات و بررسیها ، 61 ، ص 81-103 ) « درصدد اثبات این مدعا است که در کتب منطقی – از ترجمه کتاب ارسطو گرفته تا کتب منطقی اخیر در سه مورد [ تقسیم قضیه به معدوله و محصله ، تقسیم لفظ به معدول و محصل و گفتگو درباره ملکه و عدم ] ، در هر سه مورد اشتباه رخ داده است (ص 81 ). نوشتار حاضر ابتدا با تفکیک شناخت امر واقع از تبیین آن ، خطای « اخذ مالیس بعلة علة » را در مقاله یاد شده نشان می دهد ، آنگاه با طرح ملاحظات انتقادی گزارش تاریخی نویسنده محترم را ارزیابی کرده و در پایان با ارائه فرضیه ای فرامنطقی ابهام موجود در کتب تاریخی در خصوص مسائل سه گانه یاد شده را تبیین می کند.
۸.

شرحی بر نظریه تبیین در علوم سیاسی

کلید واژه ها: علیتتبیینفهم پذیریپیچیدگیرویدادصُدفه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۵
هواداران تبیین گرایی درباره هدف غایی مطالعه سیاسی و نتایج مترتب بر اصل علیت دچار افراط کاری هستند . گرایش این گروه از پژوهشگران به قیاس های قانون وار از امور تجربی، درک پیچیدگی پدیده ها و تحولات سیاسی را دشوارتر می کند. هدف از نگارش مقاله حاضر انتقاد از این دیدگاه و دفاع از روشی تبیینی است که به جنبه های توصیفی اهمیتی بیشتر قائل داده، چارچوب های تاریخی و اقتضاها را در نظر داشته و صرفاً مبتنی بر گرته برداری از علوم طبیعی نباشد. در همین ارتباط، مفهوم "علیت" به معنای رایج آن در علوم سیاسی مورد انتقاد قرار گرفته است. در نهایت ، نویسنده این نکته را بیان می کند که زمان کنار گذاشتن شیوه های صوری – استدلالی تبیین فرا رسیده و ترکیبی از تبیین و تفسیر نتایج بهتر به همراه خواهد داشت.
۹.

آیا تبیین تاریخی بدون چارچوب نظری و نظریه ممکن است؟

نویسنده:

کلید واژه ها: تاریخنظریهتبیینتاریخ نگاری نظریه محور

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵۴
یکی از وظایف اصلی علم در معنای فلسفی آن، تبیین است. در تقسیم بندی های رایج در باره گستره علم و دامنه روش های آن، نظریات مختلفی ایراد شده است، بسیاری از علوم مانند علوم انسانی و به طور خاص تاریخ جزء تعریف انحصاری علوم تجربی، نه در روش تحقیق و نه در موضوع، در نمی آیند. اما تفاوت در روش تحقیق و موضوع، مساله ای نیست که بتواند از به جامه علم در آمدن تاریخ و سایر علوم انسانی جلو گیری نماید؛ پس علوم انسانی می باید با عبور از تعریف انحصاری علم که مورد توجه دانش های تجربی است، به دنبال روش ها و موضوعاتی باشد تا ارزش و اعتبار لازم را کسب نماید. از این رو یکی از روش هایی که می تواند در افزایش اعتبار علوم انسانی موثر باشد، استفاده از چهارچوب نظری در روش تحقیق و به دنبال آن تبیین است.
۱۰.

هرمنوتیک علوم انسانی« درآمدی بر هرمنوتیک ویلهم دیلتای»

کلید واژه ها: فهمعلوم انسانیهرمنوتیکتبیینالتفاتدیلتایفلسفه حیات

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴۰ تعداد دانلود : ۱۲۶۲
ویلهم دیلتای از نظریه پردازان مهم علوم انسانی و مباحث هرمنوتیکی است که در علوم انسانی، معرفت شناسی مستقلی را ایجاد کرد. نگاه دیلتای به هرمنوتیک از زاویه عینیت بخشیدن به علوم انسانی است. هسته اصلی پروژه دیلتای، تفاوت گزاردن بین علوم انسانی و علوم طبیعی است؛ لذا موضوع اصلی در هرمنوتیک دیلتای، نه شناخت متن و نه شناخت معنای متن، بلکه شناخت زندگی و حیات متبلور شده و ظهور یافته در متن است. دغدغه مهم دیلتای، هجمه پوزیتیویسم بر عینیت و واقعیت علوم انسانی است. او تلاش کرد با ارائه ضابطه و ملاکی برای عینی کردن علوم انسانی، نشان دهد که این علوم نیز در ردیف علوم طبیعی، عینی، ارزشمند، معتبر و واقع نما هستند. از منظر دیلتای، معرفت به علوم انسانی از طریق جایگزینی خود به جای مؤلف (به معنای عام) صورت می گیرد و بطور کلی، پیش فرض هر علم انسانی، وجود قابلیت جایگزین کردن انسان در زندگی ذهنی و درونی دیگران است. به دیگر سخن از دیدگاه دیلتای فهمیدن عبارت است از کشف خود در درون مؤلف. این نوشتار ضمن پرداختن به پیش زمینه های اثرگذار بر هرمنوتیک دیلتای، گزارشی کوتاه از مبانی هرمنوتیکی وی را ارائه می کند.
۱۱.

خرده پیوست : تبیین تحلیل و نقد روش ها و محتوای تربیت دینی کثرت گرا ( پلورالیستی )

کلید واژه ها: تبییننقد و تحلیلتکثرگرایی دینیتعلیم و تربیت دینیتربیت کثرت گرامحتوای تربیتیروش های تربیت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۱ تعداد دانلود : ۴۴۵
تکثر و تنوع دینی و مذهبی در دنیای امروز واقعیتی مسلم است و این تکثر تا به امروز منشا مجادلات و مناقشات بسیار شده است. به طور کلی در زمینه تبیین و تفسیر تنوع و تکثر ادیان، سه دیدگاه عمده وجود دارد: دیدگاه انحصارگرایی، دیدگاه شمولگرایی و دیدگاه تکثرگرایی، از این میان، دیدگاه تکثرگرایی دینی، دیدگاه جدیدی است که در عرصه معرفت دینی...
۱۳.

تفسیر روان شناختی «بوف کور» بر مبنای سبک شناسی تگا

کلید واژه ها: تفسیرگفتمانتوصیفبوف کورسبکتبیینمتغیر نقشی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های معاصر داستان و داستان کوتاه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد روانشناختی
تعداد بازدید : ۱۱۳۲ تعداد دانلود : ۵۵۱
سبک شناسی تگا رویکردی در سبک شناسی است که از مرز توصیف زبان شناختی و تعبیر معنی شناختی یک اثر می گذرد و به تفسیر روان شناختی و تبیین جامعه شناختی آن می پردازد. این مقاله در صدد است با رویکرد فوق و با استفاده از متغیّرهای نقشی اندیشگانی، بینافردی(زمان و وجه)و متنی(تمهیدات پیوندی) تفسیری روان شناختی از بوف کور ارائه و به این سوال پاسخ دهد که از طریق این متغیّرهای نقشی به چه مشخّصههای سوررئالیستی می توان دست یافت. فرضیّه آن این است که با استفاده از متغیّرهای نقشی فوق می توان برخی مشخّصه های سوررئالیستی مانند ذهنیّت گرایی، درون گرایی، واقعیّت گریزی، سولی لوکی، نگارش خودکار و سیّالیّت ذهن را در این رمان نشان داد. مبنای نظری آن سبک شناسی تگا است که تلفیقی از روش سبک شناسی و دیدگاه تحلیل انتقادی گفتمان است. روش تحقیق، آماری - تحلیلی بوده و تحلیل داده های آن نیز با روش نمونه گیری خوشهای یک مرحله ای متناسب با حجم نمونه انجام شده است. نتیجه این که بوف کور با توجّه به شواهد زبانی، اثری انتزاعی، ذهنی، واقعیّتگریز و سوررئال است.
۱۴.

بررسی فردگرایی روش شناختی و چالش های آن در علوم اجتماعی

تعداد بازدید : ۲۵۶۵ تعداد دانلود : ۹۸۳
هدف این مقاله بررسی دیدگاه فردگرایی روش شناختی درباره ی شیوه ی تبیین پدیده های اجتماعی است. این دیدگاه پدیده های اجتماعی را برحسب کنش های افراد، تبیین می کند. نهادهای اجتماعی به افراد و تمایلات آنها تقلیل داده می شود. گرایش به روان شناسی گرایی در این دیدگاه مهم است. با این حال، در فردگرایی روش شناختی دو تفسیر حداکثری و حداقلی وجود دارد که رویکرد دوم تا حدودی نظر مساعد بسیاری از اندیشمندان اجتماعی را به سوی خود جلب نموده است. یکی از نظریه هایی که در چارچوب فردگرایی روش شناختی قرار می گیرد، نظریه ی انتخاب عقلانی است. در این نظریه، جامعه مجموعه ای از افراد تلقی می شود که براساس کنش عقلانی رفتار می کنند. فردگرایی روش شناختی همواره با چالش هایی روبه رو بوده است؛ از جمله این که آیا تبیین ها باید برحسب افراد صورت گیرد یا برحسب افراد به اضافه ی روابطی که میان آنها وجود دارد؟ افزون بر آن، این اصطلاح دارای معنای پذیرفته شده یکسانی نیست و فاقد هرگونه موضع گیری سیاسی است.
۱۵.

جایگاه اصل علیت در تبیین علمی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۶۱۰ تعداد دانلود : ۶۴۰
مفهوم تبیین از مفاهیم اصلی فلسفه علم است که در خصوص نسبت آن با اصل علیت بحث های زیادی صورت گرفته است. تا پیش از پیدایش پوزیتیویسم دیدگاه رایج این بود که تبیین یک پدیده به معنای بیان علت آن است، اما برخی از پوزیتیوست ها با تحویل رابطه تبیینی به رابطه ای استنتاجی و منطقی تلاش کردند مفهوم تبیین را جدای از مفهوم علیت تعریف کنند. در این نوشتار با بررسی مشکلات این دیدگاه پوزیتیویستی و با تمسک به دیدگاه طرفداران اصل علیت در دوران معاصر مشخص خواهد شد که جدایی مفهوم تبیین از مفهوم علیت دلیل اصلی تردید در کلیت و ضرورت قوانین علمی و باعث بی مبنایی پیش بینی های علمی است. استدلال اصلی این است که مفهوم ضرورت علی به دلیل آنکه در توصیف و توجیه نتایج پژوهش های علمی نقشی محوری دارد، برای فیزیک و متافیزیک به یک اندازه حیاتی است.
۱۶.

جایگاه هرمنوتیک سنتی در معرفت شناسی تاریخی

تعداد بازدید : ۹۰۰ تعداد دانلود : ۴۳۰
مقاله حاضر با تمایز قائل شدن میان دو مفهوم تبیین (explanation) و تفسیر (interpretation) در مطالعه تاریخ، جایگاه هرمنوتیک سنتی را در سیر تکوین و تحول علم تاریخ بررسی می کند. تبیین به معنای تشریح چگونگی و چرایی وقوع سلسله حوادث مربوط به موضوع مورد مطالعه در پرتو شرایط خاص گذشته، و تفسیر به معنی ورود اندیشه (اندیشه ماخوذ از زمان حال) محققی است که موضوع خاصی را مطالعه می کند تا پس از تبیین، تحلیلی نظام مند را از آن ارائه دهد. هرمنوتیک سنتی با تاکیدی که بر مولف محوری و متن محوری داشته و فهم وثیق را احیاء و باز تولید درکِ مولفین متون می داند، در حوزه معرفت تاریخی بر این نظر است که محققین تاریخ در راستای شناخت سلسله حوادث مربوط به موضوع مورد مطالعه خویش باید عمده تلاش خود را مصروف احیای شناخت مورخین معاصر با وقوع حوادث نمایند و اندیشه آن ها را مبنای فهم خویش قرار دهند. از این روی، رهیافت هرمنوتیسین های سنتی در مرحله تبیین موضوعات تاریخی به کار می آید و مورخین را در رسیدن به داده های قابل وثوق تاریخی که سهم مهمی در تکوین علم تاریخ دارد یاری می دهد.
۱۷.

مشکل تبیین علمی در جامعه شناسی

تعداد بازدید : ۸۳۱ تعداد دانلود : ۳۵۵
تبیین علمی پدیده ها به صورت قیاسی و استنتاج قضایایی از قضایایی عام تر، یکی از روش های بسیار مهم برای کشف فرایندهای علّی و ارتباط ضروری میان پدیده هاست. تبیین در عین اینکه، خود با بهر گیری و ارجاع به قوانین عام صورت میپذیرد، از جمله شیوه های کشف روابط و نیل به قوانین عام است. تبیین علمی عمدتاً با هدف یافتن پاسخ برخی چراییها صورت میگیرد؛ سؤالاتی که مطلوب در آنها روشن ساختن اصل و چگونگی ضرورت وقوع حادثه ای، فرایندی یا نظم خاصی در شرایط معین است. به عبارت دیگر، معین کردن شرایط اولیه و زمینه های آفاقی و انفسی خاص که با فرض وجود آنها، تحقق مبین ضرورت و قطعیت مییابد. به بیان روشنیتر، تبیین استدلالی قیاسی است که مقدمات آن از یک یا چند قانون عام آزمون پذیرد و یک یا چند گزاره شخصی و آزمون پذیر و حاکی از خارج تألیف یافته و نتیجه آن، کشف رابطه یا نظم خاصی است که محقق درصدد شناسایی و تبیین آن بر آمده است. مؤلف در این نوشتار درصدد است تا با ذکر نمونه های گویایی، جایگاه تبیین در کشف و توضیح روابط میان وقایع و پدیده های اجتماعی را تشریع کند.
۱۸.

نقد و بررسی تجربه گرایی در علوم انسانی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱۴۲ تعداد دانلود : ۵۲۸
دستیابی به اهداف علم یا شناخت علمی مدیون روش شناسی است؛ همچنان که کنت با بهره گیری از روش های تجربی/ کمی، مطالعات انسانی و اجتماعی را انجام داد و به زعم طرفداران خود (تجربه گرایان)، آن را واجد شأن علمی کرد. این اندیشه ملهم از افکار بعد رنسانس و عصر روشنگری، و سال هاست که بر علوم انسانی حاکمیت دارد. تجربه گرایی، رفتار و روابط اجتماعی را وابسته به شرایط محیطی میداند و از تأثیر مطلق آن در شکل گیری شخصیت و سرنوشت انسان بحث میکند. انسان با این نگاه، دیگر اشرف مخلوقات و مرکز ثقل آفرینش نیست و حیات او، ترکیبی از عملیات معمولی طبیعت است؛ بدون آنکه ارزش های اخلاقی، اعمال جبری، محدودیت ها و یا به طور کلی فعالیت های بشری ارتباطی با نیروها و مقدمات فوق طبیعی پیدا کنند. این مقاله میکوشد تجربه گرایی را از دو دیدگاه، نقد و بررسی کند؛ دیدگاه کسانی که اولاً با اعتقاد به یک یا چند ویژگی از علوم انسانی، آن را از علوم طبیعی جدا کردند و ثانیاً برای تقابل با تجربه گرایی به تفسیرهای معناکاوانه روی آورند، و دیدگاهی که با استفاده از مطالعات روش شناختی ماکس وبر، به استفاده توأم از هر دو روش تأکید کردند و مرزی بین آنها قائل نشدند.
۱۹.

بررسی کارآمدی نظریه کارکرد گرایی

تعداد بازدید : ۳۰۵۴ تعداد دانلود : ۹۹۴
این مقاله تلاشی است برای احراز ناکارآمدی نظریة کارکردگرایی به مثابه یکی از نظریات رایج در جامعه شناسی. راز ناکارآمدی نظریة کارکردگرایی به ریشه های فرهنگی آن بر میگردد. کارکردگرایی محصول علم مدرن بوده و متناسب با فرهنگ سودمندگرایی طبقة بورژوا در آمریکا شکل گرفته و در ابتدا تأمین کننده منافع آن طبقه بوده است. این رویکرد نظری دارای پیش فرض های هستیشناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و روش شناسی مختص به خود است. به دلیل تغایر این پیش فرض ها با فرهنگ جامعه اسلامی، کارکردگرایی معهود نمیتواند مسایل این سنخ جوامع را به خوبی تبیین نماید، مگر اینکه بنیان های فرهنگی آن جوامع را با خود همسو نماید و آن را بومی سازد.
۲۰.

چیستی تفسیر از نگاه قرآن

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۸۷ تعداد دانلود : ۱۹۷
چیستی تفسیر قرآن یکی از مهم ترین مسائلی است که در حیطة مبانی تفسیر قرار دارد. در علوم قرآن و مقدمات برخی از تفاسیر تعاریفی از تفسیر قرآن ارائه شده است، ولی هیچیک درصدد بررسی دیدگاه خود قرآن دربارة حقیقت تفسیر بر نیامده اند. نوشتار حاضر «چیستی تفسیر» را با رویکردی مصداق شناسانه در قرآن کریم، تحلیل و بررسی میکند. بدین منظور، نخست اثبات میگردد که «تفسیر» در ادبیات قرآن کریم هم مصداق با «تفکر» است و سپس با استنباط و استظهار چیستی تفکر از آیات، چیستی تفسیر شناسایی میشود. تفسیر از نگاه قرآن کریم عبارت است از تبیین نشانه های حق با نشانه های حق تا در عرصة ادراکی شخص تفسیر گر، حق از باطل تبین یابد و علم به حق حاصل آید.