مطالب مرتبط با کلید واژه

البیاتی


۲.

عنوان شناسی تطبیقی نام سروده های دو مجموعه «زمستان» اخوان و «المجد للأطفال و الزیتون» البیاتیاز منظر مکتب رمانتیسم

کلید واژه ها: رمانتیسم اخوان ثالث تحلیل تطبیقی البیاتی عنوان شعر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۶ تعداد دانلود : ۳۹۳
مهدی اخوان ثالث در ادبیات معاصر فارسی و عبدالوهاب البیاتی در ادب معاصر عربی ازجمله شاعرانی هستند که حضور مؤلفه های رمانتیسم در عنوان و متن شعرشان چشمگیر است. این جستار بر عنوان شناسی تطبیقی شعر در دو حوزه زبانی-ادبی فارسی و عربی و تبیین پیوند عنوان (به مثابه عنصر شاخص پیرامتنی) با عناصر درون متنی و برون متنیِ مؤثر بر انتخاب عنوان سروده ها متمرکز است و مؤلفه های رمانتیسم در نام سروده های نخستین مجموعه شعری این دو شاعر (زمستان و المجد للاطفال و الزیتون) را، پس از ورودشان به جهان سیاست و متأثرشدن زندگی شان از آن، بررسی می کند و میزان بازتاب این مؤلفه ها را مقایسه و تحلیل می کند تا مشخص شود کدام مؤلفه یا مؤلفه ها در نام سروده های هریک برجسته تر است و علت برجستگی چیست. مطالعه عنوان های شعری دو مجموعه نشان می دهد که برخی مؤلفه های رمانتیسم، ازجمله «بازگشت به کودکی»، «گریز و سفر»، «اندوه و تنهایی» و «گذشته گرایی رمانتیک»، در عنوان های شعری هر دو شاعر به طور آشکار بازتاب یافته است، امری که با توجه به جایگاه ویژه عنوان در شکل گیری هویت کلی متن، از جایگاه خاص رمانتیسم در دیدگاه دو شاعر حکایت دارد. برخی مؤلفه ها (ازجمله ملی گرایی رمانتیک) در عنوان شعرهای البیاتی بازتاب یافته است، اما با اینکه متن بسیاری از سروده های اخوان با ملی گرایی در پیوندی استوار است، در عنوان شعرهای او از آن نشانی نیست.
۳.

بررسی تطبیقی اندیشه های خیّامی در سروده های محمّدرضا شفیعی کدکنی و عبدالوهّاب البیاتی

تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۱۲۸
حکیم عمر خیّام نیشابوری از ریاضیدانان، ستاره شناسان و شاعران بنام ایران در دوره سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیّام برتر از جایگاه ادبی اوست، ولی آوازه وی بیشتر به واسطه سرودن رباعیّاتی است که در روزگار ما شهرت جهانی یافته است. رباعیّات خیّام را به اغلب زبان های زنده دنیا ترجمه کرده اند و ترجمه انگلیسی آن توسّط ادوارد فیتز جرالد در سال 1859 م. موجب شهرت او در مغرب زمین شده است. تأثیر رباعیّات خیّام بر ادبیّات جهان، او را به نماد فلسفه شرق و شاعر محبوب روشنفکران تبدیل کرده است. با اینکه شمار رباعیّات خیّام تا امروز به طور دقیق معلوم نشده است، امّا تأثیر خیّام در شعر فارسی چنان عمیق بوده که محقّقان را به وضع اصطلاح «اندیشه خیّامی» واداشته است. اندیشه های خیّامی که مضامینی همچون اغتنام فرصت، خوشباشی و رندی فلسفی، حیرت و سرگشتگی در مقابل معمّای هستی، تأکید بر کوتاهی و گذر عمر و افسوس خوردن بر آن، و پناه بردن به باده فراموشی را دربرمی گیرد، در شعر معاصر فارسی و عربی نیز آشکار است. در تحقیق حاضر، این اندیشه های فلسفی را در شعر عبدالوهّاب البیاتی، شاعر شیفته خیّام، بررسی می کنیم، آن را با شعر محمّدرضا شفیعی کدکنی که از منظر اندیشه های خیّامی شباهت و ارتباط زیادی با البیاتی دارد، مقایسه کرده ایم. نتایج این پژوهش که به شیوه تطبیقی و تفسیر محتوای آثار دو شاعر اجرا شده است نشان می دهد که عمق اندیشه هر دو شاعر نسبت به خیّام بسیار کمتر است و درک فلسفی البیاتی نیز بر تفکّر شفیعی کدکنی رجحان دارد.
۴.

کهن الگوی مرگ و تولد دوباره در شعر خیام و عبدالوهاب البیاتی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۲۶۰
پژوهش حاضر با تأکید بر اهمّیّت مطالعات بینارشته ای در تحقّق اهداف ادبیّات تطبیقی براساس مکتب امریکایی و با تکیه بر کهن الگوی مرگ و تولّد دوباره، به روش توصیفی - تحلیلی و شیوه استقرائی، ظرفیت های نظریّه ناخودآگاهی جمعی و کهن الگوهای یونگ را در تحلیل چرایی و چگونگی تشابهات ادبی میان ادبیّات ایران و عرب و به طور خاص در شعر خیّام و بیاتی واکاوی و از لایه های ژرف و مشترک کهن الگویی این دو متن، پرده برداشته است تا ضمن تأکید بر رابطه میان ادبیّات و روان شناسی، برکارکرد کهن الگوها در آفرینش آثار ادبی برتر ملل مختلف جهان صحه بگذارد و از همه مهم تر، نقش کهن الگو ها در تبیین تشابهات ادبی میان ادبیّات ایران و عرب را نشان دهد. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که هردو متن، از شالوده های ژرف و مشترک کهن الگوی مرگ و تولّد دوباره برخوردارند که همین عامل، باعث تشابهات ادبی گسترده و نزدیکی متون پیش گفته شده؛ امّا تفاوت های جزئی نیز در نحوه تجلّی این کهن الگو در این میان دیده می شود؛ بدین صورت که در شعر بیاتی، کهن الگوی مرگ و تولّد دوباره، بیشتر در قالب اسطوره سومری ایشتار و تموز، اسطوره مصری ایزیس و اوزیریس و در نماد برساخته عایشه تجلّی می یابد؛ ولی در شعر خیّام، به طور عمده در تبدیل شدن آدمی به خاک و دگردیسی آن به سبزه و گیاه و سبو، نمود یافته است.