مطالب مرتبط با کلید واژه

پسامدرن


۱.

تاثیر دیدگاه های معرفت شناسی بر فعالیت های یاددهی ـ یادگیری در نظام آموزش باز و از راه دور

کلید واژه ها: معرفت شناسی یادگیری راهبردهای یاددهی آموزش باز آموزش از راه دور رویکرد اثبات گرایی رویکرد تفسیری رویکرد انتقادی رفتار گرایی شناخت گرایی ساختار گرایی آموزش مجازی پسامدرن

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی تاریخچه و مکاتب آراء تربیتی مکاتب فلسفی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی آموزش و پرورش
تعداد بازدید : ۴۲۳۲ تعداد دانلود : ۱۵۵۳
"معرفت شناسی، به عنوان یکی از شاخه های مهم فلسفه ماهیت دانش و فرآیندی را مطالعه می کند، که دانش طی آن کسب و ارزیابی می شود، و در این رهگذر در رابطه با حقیقت و معرفت - که محصول آموزش و پرورش هستند- می تواند دیدگاههای متنوع و گوناگونی را در برابر معلمان قرار دهد. درباره چگونگی تاثیر معرفت شناسی بر نظام آموزش باز و از راه دور می توان این مساله را بدین صورت بیان کرد که فرض های معرفت شناسی دیدگاههایی که درباره آنها بحث شده است، هر کدام در زمان شکل گیری نسلهای آموزش باز و از راه دور به نوعی بر مؤلفه های مهم این نظام آموزشی از قبیل معلم، شاگرد، برنامه درسی و راهبردهای یاددهی - یادگیری مؤثر بوده اند. در این مقاله برای تبیین رابطه معرفت شناسی و آموزش باز و از راه دور درباره رویکردهای معرفت شناسی و روانشناسی غالب در هر یک از نسلهای سه گانه آموزش و پرورش بحث می شود، که هر کدام به نوعی نگرش و عملکرد مربیان این نظام آموزشی را تحت تاثیر قرار داده اند. با توجه به پیدایش و سیر تحولات نظام آموزش باز واز راه دور رویکردهای معرفت شناختی از جمله 1) اثبات گرائی یا پوزیتیویسم، 2) تعبیری یا تفسیری، 3) انتقادی یا رهایی بخش معرفی شده اند. در مقاله حاضر با ارائه تصویر کلی از نظام آموزش باز و از راه دور درباره استلزامات دیدگاههای معرفت شناسی نسبت به راهبردهای یاددهی - یادگیری در قالب نسلهای سه گانه آموزش باز واز راه دور کاوش شده است. "
۲.

بدرود جویس با کلان روایتها: نگاهب به بیداری خانواده فینگانها

نویسنده:

کلید واژه ها: مارکسیسم پسامدرن لیوتار بیداری خانواده فینگانها هگلیانیسم طنز تلخ بی اعتنایی کلان روایت ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۴ تعداد دانلود : ۴۰۴
از دیدگاه لیوتار پسامدرنیسم به معنای بی اعتنایی به کلان روایتهاست. در آثار جیمز جویس تمایلات ادبی، فلسفی و دینی پسا مدرن را می توان پی گرفت. این مقاله به پی گیری بی اعتنایی به کلان روایت هایی چون دین، مارکسیسم ، هگلیانیسم و روشنگری در رمان بیداری خانواده فینگانها، واپسین رمان جیمز جویس، می پردازد. جاه طلبی خصیصه بارز ساکنان دنیای این رمان است. در این رمان کلان روایت ها آسیب پذیر شده و به تلخی نقد می شوند. در راستای ابراز بی اعتقادی به کلان روایت ها، جویس از شگردهای ادبی پسامدرنیسم بهره می گیرد. جویس به روشنگری و دین بی اعتناست و به هجو آنها می پردازد. او همچنین اصل بنیادین مارکسیسم و هگلیانیسم را مورد سوال قرار می دهد. در بیداری خانواده فینگانها درونمایه های پسامدرن بسیارند. بیداری خانواده فینگانها رمانی پسامدرن است.
۳.

تأثیر سوررئالیسم بر تفکر معاصر

کلید واژه ها: زبان پسامدرن ناخودآگاه رؤیا سوررئالیسم مدرن ،

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۷ تعداد دانلود : ۶۹۵
در مطالعه ادبیات معاصر غرب که همه چیز آن در بحث پسامدرن، یا سایر صفاتی که برای این دوره بکار می برند، فرو رفته است، به قضایایی برخورد می کنیم که نزد سایر ادبا و شاعران نیز رواج داشته است. از جمله شکل گیری مکتب سوررئالیسم است که در ابتدای قرن بیستم در فرانسه ظاهر شد. در مقالهً حاضر، بدون این که به جزئیات تاریخی این مکتب اشاره شود، به پژوهش در زمینه نقاط مشترک جهان بینی این نوع ادبیات و آنچه که در تفکر معاصر شاهد آنیم، پرداخته ایم. هرچند در غرب پژوهش های بسیاری در بارهً مکتب سوررئالیسم انجام گرفته است، اما با توجه به بازنمایی چندین ویژگی از این جنبش در نوشته های ادبی- فلسفی سال های اخیر و دگرگونی علوم انسانی، یافتن پیوندهای دنیای سوررئالیست ها با دنیای امروز و تطبیق برخی از پیام های آن ها با یافته های جدید، ضرورت می یابد. این مقاله در نظر دارد در سه بخش این تشابهات را نشان دهد
۴.

ویژگی های معرفت شناختی اندیشه در پیشامدرن ، مدرن و پسامدرن

کلید واژه ها: مدرنیته معرفت شناسی هستی شناسی پسامدرن ماقبل مدرن انسان شناسی و غایت شناسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۳۹ تعداد دانلود : ۱۷۴۸
روی هم رفته، می توان تاریخ اندیشه در مغرب زمین را به سه دوره بسیار بزرگ تقسیم کرد. شاید به شایع بتوان از سه پارادایم ماقبل مدرن، مدرن و پسامدرن نام برد. به نظر می رسد سرشت رادیکال و شالوده شکن اندیشه پسامدرن در مقایسه با اندیشه های دو دوره پیشین نمایان می شود. لذا نگارنده با بهره گیری از مبانی نقادی شناختی پسامدرن بر آن است تا ویژگی های متفاوت هر دوره را نسبت به دوره بعدی مورد بررسی قرار دهد. طبق چنین مدعایی این فرضیه به آزمون گذاشته می شود که سیر اندیشه دربرگیرنده پنج بخش اصلی است که عبارتند از؛ معرفت شناسی، هستی شناسی، انسان شناسی، جامعه شناسی و فرجام شناسی. در نتیجه می توان با درآمیختن سه دوران طولی یا تاریخی با پنج بخش اندیشه و مقایسه ای که در این نوشتار صورت گرفته به ژرفای سرشت ناهمسانی و علت آن در ادوار سه گانه پی برد.
۶.

دیدگاههای معرفت شناسی نسبت به راهبردهای یادی یادگیری در نظام آموزش باز و از راه دور

کلید واژه ها: معرفت شناسی رفتارگرایی آموزش باز آموزش از راه دور رویکرد اثبات گرایی رویکرد تفسیری رویکرد انتقادی شناخت گرایی ساختار گرایی آموزش مجازی پسامدرن راهبردهای یاددهی– یادگیری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵۰ تعداد دانلود : ۱۰۷۲
معرفت شناسی به عنوان یکی از شاخه های مهم فلسفه، درباره ماهیت دانش، موضوع، منابع و حدود و معیارهای ارزیابی آن بحث می کند و در این راه می تواند درباره حقیقت و معرفت – که محصول آموزش و پرورش هستند- دیدگاههای متنوع و گوناگونی را در پیش روی معلمان قرار دهد [1]. موضوع چگونگی رابطه معرفت شناسی با نظام آموزش باز و از راه دور به این صورت مطرح می شود که فرض های معرفت شناسی دیدگاههایی که از آن ها بحث به میان آمده است، هر یک در زمان شکل گیری نسلهای آموزش باز و از راه دور، به نوعی بر مؤلفه های مهم این نظام آموزشی، از قبیل معلم، شاگرد، برنامه درسی و راهبردهای یاددهی– یادگیری، تاثیر گذار بوده اند. در این مقاله برای تبیین رابطه معرفت شناسی و آموزش باز و از راه دور، رویکردهای غالب معرفت شناسی و روان شناسی هر یک از نسل های سه گانه آموزش و پرورش که به نوعی بر نگرش و عملکرد مربیان این نظام آموزشی تاثیر گذاشته اند، مورد بحث قرار می گیرد. با توجه به پیدایش و سیر تحولات نظام آموزش باز واز راه دور، رویکردهای معرفت شناختی عمدتاً شامل،1. اثبات گرایی پاپوزیتیویسم، 2. تعبیری یا تفسیری، 3. انتقادی یا رهایی بخش می شوند. در مقاله حاضر، با ارائه تصویری کلی از نظام آموزش باز و از راه دور، استلزامات دیدگاههای معرفت شناسی درخصوص راهبردهای یاددهی– یادگیری در قالب نسل های سه گانه آموزش باز واز راه دور مورد کاوش قرار گرفته اند.
۷.

روش شناسی طراحی صنعتی در عصر پسامدرن (با تکیه بر تجارب آلساندرو مندینی)

کلید واژه ها: پسامدرن طراحی صنعتی راهبردهای طراحی روش شناسی طراحی رویکردهای طراحی آلساندرو مندینی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی طراحی صنعتی
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر تاریخ هنر تاریخ هنر جهان هنر معاصر جهان
تعداد بازدید : ۱۹۲۱ تعداد دانلود : ۱۱۲۴
تغییر مختصات زندگی در عرصه های اقتصادی، اجتماعی، ارتباطات و فرهنگ عصر پسامدرن ماحصل دگرگونی هایی در شرایط تولید و رسیدن به جامعه وافر است. توانایی نوین تولید، تغییر شرایط اجتماعی، دگرگونی ساختار اقتصادی، افزایش رقابت در بازار و بازتاب کاستی های طراحی عصر مدرن در پاسخگویی به نیازهای غیر عملکردی کاربران، آغازگر تغییراتی در نگرش ها نسبت به طراحی صنعتی گردید. اما با وجود بسیاری از تجارب در این عرصه، هنوز طراحی پسامدرن امری تجربی محسوب می شود و فاقد ساختاری روش شناسانه و مؤلفه های تثبیت شده برای طراحی و نقد است. مقاله حاضر با هدف دستیابی به روش شناسی های نظام مندی در طراحی غیرعملکردگرا به تحلیل تجارب فکری آلساندرو مندینی، یکی از پیشگامان طراحی پسامدرن ایتالیا پرداخته است. بررسی شامل درک شرایط و نیازهای این عصر، بررسی مقوله روش شناسی طراحی، تحلیل مقوله روش شناسی در آثار مکتوب، اندیشه نگارهای فکری و محصولات طراحی شده توسط مندینی و استخراج اندیشه راهبردی هر محصول و رویکرد انتخاب شده توسط وی برای حصول به نتیجه و استخراج متداول ترین آنها بعنوان روش شناسی عام عصر پسامدرن است. در نتیجه بررسی، مشخص گردید که تداعی آنیمیسم، طراحی مردمی، خلق هویت اجتماعی و احساس گرایی، راهبردهای اصلی و به موازات آنها، طراحی تعاملی، مفهومی، تجربه گرا و اسطوره بنیاد کارآمدترین رویکردها تلقی می شوند.
۸.

پیامد کلامی نظام معرفتی پسامدرن

تعداد بازدید : ۸۹۲ تعداد دانلود : ۳۳۸
ارائه ی تفسیر جدید از شناخت در عصر پسامدرن سبب تغییر جهان بینی در فرهنگ غرب گردید. این دوره اگرچه دربردارنده ی عناصر فکری مختلفی است، نویسنده بحث خود را محدود به جزء معرفتی دوره ی مذکور می نماید. نویسنده بر آن است تا ضمن بیان تحلیلیِ مبانی معرفت شناختیِ عصر پسامدرن، پیامد و لوازم معرفت شناختی آن را در قالب نگرش دینی بررسی کند. در این باره مدعای نویسنده این است که میان مفروضات و مبانی معرفت شناختی عصر پسامدرن و مبانی معرفتی موجود در دین تعارضی وجود ندارد. عصر پسامدرن با بازنگری در مفروضات معرفت شناختی عصر جدید، تفسیر جدیدی از عقلانیت و حقیقت به همراه خود آورد. تأکید به درهم تنیدگی ذهن و عین، از دست رفتن اعتبار تفکیک سوژه - ابژه و کنار نهادن نقش بی طرفانه و منفعلانه ی ذهن در فرایند شناخت از ویژگی های عمده ی معرفت شناسی این دوره است. می توان به منزله ی نتیجه ی تحقیق پذیرفت که عصر پسامدرن با توجه به مبانی معرفتی اش در مقایسه با مفروضات معرفتی عصر جدید، قادر است شرایط مناسب تر و موفق تری را در دفاع از ارزش و جایگاه معرفتی باور های دینی فراهم نماید. وجود آموزه هایی مانند کران ناپذیری خداوند (که مستلزم کران ناپذیری فعل الاهی است) و هم چنین ایده ی وقوع من غیر احتساب امور در دین با جهان بینی پسامدرن توجیه پذیر است.
۹.

تحلیل ژرف ساخت مجموعه داستان کتاب ویران

نویسنده:

کلید واژه ها: ساختار پسامدرن تکرار براندازی زمان ابوتراب خسروی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی معاصر ادبیات داستانی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی مکتب های ادبی پست مدرنیسم
تعداد بازدید : ۱۴۴۱ تعداد دانلود : ۱۰۷۳
کتاب ویران آخرین مجموعه داستان ابوتراب خسروی است و نشان می دهد نویسنده همچنان در پی فضا و شگردهای تازه و تکمیلی در داستان نویسی است. سبک پسامدرنی که به کمک کلمه ایجاد می کند، سبب پیچیدگی داستان های این مجموعه شده است. برای دریافت اسباب این پیچیدگی و فهم و تحلیل متن، با استفاده از عناصر غیرروایی، دلالت ضمنی نشانه ها و تقابل دوگانه ای که در کنش دلالت وجود دارد، به تحلیل ژرف ساخت داستان ها پرداخته ایم. ژرف ساخت داستان ها، مقابله با زمان به منظور براندازی یا بی اعتبار کردن آن است که با روش ها و موضوعاتی چون تداوم نسل، آموزش، تکرار حادثه در تابلو و آلبوم، تکرار زندگی و مرگ در قالب بازی، خاطره در خاطره آوردن و بازسازی زندگی در ذهن، پایدار ساختن عشق با کشاندن آن به کتابت، روی آوردن به فال گو و کف بین، و با ترکیب ویرانی و آبادسازی در قالب کلمات، به تکرار و چرخه ای کردن حوادث برای نیل به بی اعتبار ساختن زمان یا تفوق بر تجلی های آن می پردازد.
۱۰.

تحلیل ژرف ساخت رمان ملکان عذاب و تبیین پیوند آن با شگرد نویسنده

کلید واژه ها: نماد پسامدرن تکرار براندازی زمان استحاله ساختار مدور

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۱ تعداد دانلود : ۲۷۷
رمان ملکان عذاب آخرین رمان چاپ شده ابوتراب خسروی است. اهمیتی که خسروی برای کلمه و کتابت قائل است و سبک پسامدرنی که به کمک کلمه ایجاد می کند در این داستان نیز همچنان تداوم یافته است؛ اما تلاش نویسنده برای ایجاد فضا و شگرد تازه، سبب پیچیدگی داستان شده است. برای دریافت اسباب این پیچیدگی و فهم و تحلیل متن، با استفاده از عناصر غیرروایی، دلالت ضمنی نشانه ها و تقابل دوگانه ای که در کنش دلالت وجود دارد، به تحلیل ژرف ساخت داستان و تبیین پیوند آن با شگرد نویسنده پرداخته ایم. ژرف ساخت اصلی داستان مبارزه با زمان است. شیوه روایت داستان به صورت چندمحور با ژرف ساخت آن تطابق دارد. نویسنده، با توجه به اهمیت و پیوندی که میان کلمه و آفرینش وجود دارد، به ایجاد پیوندی میان نوشتن و آفرینش و اهمیت کتابت در خلق و ایجاد روی آورده است و به ترسیم ساختار مدور شخصیت های داستان پرداخته است. تجسدیافتن شخصیت های داستان به صورت کلمه و عناصر کتابت، موجب حیات یافتن راوی درقالب شمایل های جدید یعنی همین شخصیت هایی می شود که درقالب کلمه متجلی شده اند. شیوه جدید نویسنده برای مبارزه با زمان، شیوه ""استحاله در متن"" است؛ شخصیت های داستان درقالب شمایل های راوی در متن حلول می یابند و در قرائت متن به حیات خود تداوم می بخشند. عناصر نمادین داستان نیز با ساختار مدور شخصیت ها پیوند دارند و درجهت گسترش ژرف ساخت داستان، در چارچوب استحاله در متن، صورت بندی شده اند.
۱۱.

بررسی روایت های پسامدرن در داستان نویسی برای کودکان و نوجوانان

کلید واژه ها: ادبیات کودک پسامدرن فانتزی نیکولایوا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۶ تعداد دانلود : ۳۷۷
استفاده از عناصر پسامدرن در داستان های کودکان با دشواری هایی همراه است؛ زیرا ممکن است مخاطب کم تجربه فهم درستی از این عناصر نداشته باشد و روند درک داستان برایش کند شود. با این اوصاف، بسیاری از شاخصه های پسامدرن را در داستان های کودکانه محمدرضا شمس و سیامک گلشیری می توان دید. مانند: گسست در پیرنگ، خلق دنیایی دیگر، شخصیت های تخیلی و توهمی، راوی غیر قابل اعتماد و تعلیق آگاهانه ناباوری. در این پژوهش برای آنکه نشان دادن تمایز داستان های پسامدرن در برابر داستان های متعارف، داستان های پسامدرنی محمدرضا شمس («من، زن بابا و دماغ بابام» و «من من کله گنده») و تهران کوچه اشباح از سیامک گلشیری را در مقابله با اندیشه های روایت شناختی ماریا نیکولایوا بررسی می کنیم. نیکولایوا با گرایش های پساساختارگرایی، ابزاری را که روایت شناسی می تواند برای بررسی ادبیات داستانی کودکان در اختیار ما بگذارد، به ما نشان می دهد. روایت همزمان سه داستان در آثار شمس و تجویف در داستان گلشیری، نمونه ای برای گسست و شکاف در روایت است. در پایان داستان نیز شاهد روزنه ای به آغاز یک داستان تازه ایم.
۱۲.

روایت های پسا مدرن و نابسندگی دلالت های بصری الگوهای ارتباط روایی

تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۹۸
آنچه در قالب مبانی یا الگوهای توصیف، تبیین و تحلیل متن های ادبی وجود دارد، بر آمده از وجوه مشترکیست که محققان پس از مطالعه متن های ادبی متنوع بدان دست می یابند. سپس این الگوها از یک سو مبنایی برای معرفی متن های پیش از خود و از سویی دیگر معیاری برای سنجش متن هایی است که الگوها بر شکل گیری آنها اثر گذاشته است. برغم تناسبی که میان الگوهای مذکور با متون برسازنده یا برساخته شده آنها به چشم می خورد، این الگوها به هنگام مواجهه با متن هایی با ساختار یا فضای تعاملی متفاوت، نیازمند بازخوانی و بازسازی است. یکی از این موارد الگوهای ارتباط رواییِ رایج است که برغم تنوع مکاتب روایی و الگوهای پیشنهادی آنها، سطح بصری همگی حاوی نوعی مولف محوری، مرکزگرایی و مرزبندی قطعی بوده؛ در تبیین و نمایش روایت های پسامدرن عاجز می نمایند. در این نوشتار ضمن معرفی زمینه ها، مبانی و شکل های الگو های ارتباط روایی رایج، نابسندگی دلالت های بصری آنها در مواجهه با روایت های پسامدرن نشان داده خواهد شد. در نهایت الگویی ارتباطی در قالب نمودار پیشنهاد شده؛ که بزعم نگارنده می تواند فضای تعاملی همه روایت های موجود را به نمایش در آورد.
۱۳.

تجدید حیات شهری با رویکرد فرهنگی

تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۱۲۵
 مقوله تجدید حیات امری است که در دوران پسامدرن به شدت مورد توجه قرار گرفته است. بررسی کنشگرهای گوناگون تجدید حیات، نظیر اقتصاد، فرهنگ، مسکن و غیره موضوع بسیاری از پژوهش های صورت گرفته در این حوزه است. تجدید حیات مبتنی بر فرهنگ که یکی از رایج ترین رویکردهای تجدید حیات در جوامع امروزی است، طیف وسیعی از اقدامات و فعالیت ها را در برمی گیرد. ازجمله مهم ترین آنها می توان به مقوله پاتوق های فرهنگی اشاره کرد که موضوع واکاوی این گزارش است. بسیاری از مکان های با هویت تاریخی فرهنگی که به دلایل گوناگون دچار کم توجهی و فرسودگی شده اند، می توانند مخاطب این گونه از تجدید حیات قرار گیرند. ازآنجاکه سایت های فرهنگی به عنوان یک «مکان» شناخته می شوند، ضروری است براساس مؤلفه های یک مکان موفق نیز سنجیده شوند. در این مقاله نخست با مروری اجمالی موضوع تجدید حیات فرهنگی و پاتوق های آن بررسی شده و آنگاه معیار و سنجه های ارزیابی یک پاتوق فرهنگی مطلوب در قالب چارچوب نظری تحقیق ییان می شود. به نظر می رسد عوامل رونق بخش به فعالیت در بعد عملکردی نظیر کاربری های متنوع و خلاقانه با رویکرد ارتقاء فرهنگ و اقتصاد و همچنین مؤلفه های کالبدی در هر دو بعد زیبایی شناسانه و عملکردی در راستای بهبود کیفیت مکان، بیشترین تأثیر را در مکان سازی پاتوق ها دارند. آزمون این سنجه ها، از طریق پیاده سازی مدل در مجموعه موزه های وین که به عنوان یک مصداق عملی موفق و اجراشده شناخته می شود، صورت می گیرد. در نتیجه مجموعه موزه ها به عنوان یک پاتوق فرهنگی با اعتبار و شهرت جهانی تحلیل و جنبه های مثبت و منفی آن بیان می شود، تا الگوهای به کار رفته در آن به عنوان راهکار در سایر پاتوق های فرهنگی نیز به کار رود.
۱۴.

تحلیل سیر تحول و تطور فلسفه سیاسی در چشم انداز پارادایمی

تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۲۳۶
مقاله حاضر کوشیده است تا به این پرسش پاسخ دهد که فلسفه سیاسی از ابتدای شکل گیری تا کنون، چگونه ازحیث مضامین دستخوش تحول و تطور شده است؟ فرضیه این مقاله آن است که تحول در بینش موردپذیرش درباب هستی، معرفت و انسان، سبب تحول و تطور مضمونی فلسفه سیاسی و سرانجام انحلال آن گردیده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که فلسفه سیاسی با گذر از حقیقت مداری، فضیلت گرایی و سعادت گرایی شکل گرفته درچارچوب بینش سلسله مراتبی کیهان /خدامحور و مبانی معرفت شناسی قیاسی و انسان شناسی نخبه گرای متناظر با آن در پارادایم پیشامدرن، از یک سو به نوعی تلقی درزمانی و افقی برپایه مفاهیم حق، تاریخ و آزادی در پارادایم مدرن انسان محور و ازسوی دیگر، بنابر عنصرشکاکیت نهفته در عقل مدرن به طیفی از جریان های انتقادی و یا خواهان احیای فلسفه سیاسی کلاسیک می انجامد و سرانجام فلسفه سیاسی در پارادایم جوهرستیز، خردگریز و انسان ستیز پسامدرن به روایت تبدیل می شود. این نوشتار از رویکرد پارادایمی سود جسته و گونه شناسی از فلسفه سیاسی در سه پارادایم پیشامدرن، مدرن و پسامدرن ارائه کرده و درخلال آن، سیر تحول مضامین فلسفه سیاسی را نشان داده است.
۱۵.

بررسی گونه شناسی خانوادگی در " تبیین علی و مقایسهای تجددگرایی و رابطه آن با سرمایه اجتماعی خانواده ایرانی" (مطالعه موردی شهر تهران)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۶۷
خانواده به عنوان مهم ترین و اساسیترین جایگاه امن انسانی به دلیل تحولات ناشی از پیامدهای مدرنیته و نوشدن جوامع بشری دچار تغییر و تحولاتی گشته است که در این میان جامعه ایران هم خالی از این دگرگونی نیست و به واسطه این تحولات، خانواده در دوره جدید، گونه هایی مختلف را درخود پذیرفته است و همچنین سرمایه اجتماعی این گونه های مختلف خانوادگی را متحول گردانیده است، در این مقاله، هدف اصلی تحقیق، شناسایی این گونه ها و مقایسه سرمایه اجتماعی خانواده ها درمیدان تحقیق می باشد. روش تحقیق پیمایشی و اسنادی بوده استفرضیات طراحی شده برای پژوهش فوق عبارت است از :1 تجددگرایی سنت مآبانه با حراست از سرمایه ی اجتماعی خانواده قرین است. 2 تجددگرایی جدید و درحال گذار بزرگ ترین تأثیر را بر کاهش سرمایه ی اجتماعی خانواده ی ایرانی به جای گذاشته است. 3 تجددگرایی پسامدرن موجب افزایش سرمایه ی اجتماعی خانواده ی ایرانی می شود.  بررسی نتایج به دست آمده گویای به وجودآمدن گونه های مختلف خانواده درجامعه ایران بوده است، هم چنین نتایج به دست آمده نشان داد، بین میزان تجددگرایی و سرمایه ی اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.لازم به یادآوری است که برای ساختن مقیاس ها از آرای نظری صاحب نظران رویکرد دیالکتیکی بودن پدیده های اجتماعی و همچنین آرای صاحب نظران حوزه سرمایه اجتماعی(پاتنام، کلمن، پورتس، بوردیو، گوشال،پتری راسکانن) استفاده گردیده است. قابل ذکراست که چارچوب نظری پژوهش، رویکردی تلفیقی می باشد
۱۶.

ماهیت سیاسی تئوری «دولت حق بنیاد» در راستای امکان سنجی و کار بست آن در نظام حقوقی ایران

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۷۲
یکی از مهم ترین و پیچیده ترین نهادهایی که در حقوق اساسی و سیاسی از آن بحث می شود «دولت» است. دولت، سازمانی سیاسی، نهادی اجباری و به اعتباری شخصیت حقوقی مستقلی است که تجسم خارجی اصولی بنیادین و در مفهومی مسیحایی ضامن اجرای عدالت الهی است. بافت اساسی و کیفیت سیاسی یک ملت، «دولت» آن ملت است. دولت خواه به معنای خاص یا عام دارای شخصیت حقوقی مستقلی است که با اتکا به دو عنصر «قدرت» و «خدمت» به سازمان یافتگی مستقلی رسیده است. مفروض است حاکمیت مطلق از آن خداست و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در چارچوب قواعدی بایسته ملموس است. بدیهی است دولت اساس عقلانیت سیاسی یک ملت است لکن دُرد ناشی از تاریخ خود کامگی به گونه ای کامل فتنه برنخاسته است. تبیین چیستی و ماهیت هر یک از مفاهیم دولت مدرن و حقوق بشر، عوامل عینی و ذهنی مؤثر در تکوین آن به نوبه خود، بستر لازم صحبت آسیب شناسی میان این دو را فراهم آورد که در نهایت «تئوری دولت حق بنیاد» را به عنوان نظریه ای نوین پیرامون پدیده دولت ارائه نموده است. دیدگاهی که به موجب آن، دولت مدرن به مثابه سازماندهی سیاسی منحصر به فردی قلمداد می شود که هدف از شکل گیری آن تأمین، تضمین و تحفیظ حقوق فردی و آزادی های بنیادین اشخاص می باشد. باری، نظریه «دولت حق بنیاد» بر ارائه الگویی پسامدرن از این پدیدار مغلق و غامض ابتناء یافته و مبین و معرف دولتی است با محتوای خاص که لزوماً مرحله مدرنیته سیاسی را به طور کامل طی نموده است و از آن فراتر رفته است. به دیگر سخن برای دستیابی به «دولت حق بنیاد» تأمین لوازم مدرنیته سیاسی امری اجتناب ناپذیر بوده به گونه ای که نه می توان آن را برید و نه می توان از آن پرهیخت. به منظور نیل به ادراکی بایسته در خصوص امکان سنجی یا امتناع استقرار چنین الگویی از نهاد دولت در جامعه ایرانی ضروری است تا نسبت به تجزیه و تحلیل ساختاری، هنجاری و رفتاری حکومت های مستقر در ایران زمین مبادرت ورزیده شود. بنا علی هذا، مقدمتاً با تشریح پیشینه پژوهش، اساس و ماهیت دولت را شناسایی و متعاقب آن، بستر مقتضای دولت را در ادوار و برش های متمادی تبیین می نماییم.این پژوهش به منظور پر کردن خلأ ناشی از روشی نگاشته که بن مایه اصلی آن «تئوری دولت حق بنیاد» است.
۱۷.

از شخصیت درختی تا شخصیت ریزومی تبیین تفاوت های شخصیت های داستان های کلاسیک، مدرن و پسامدرن

تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۱
شخصیت داستانی در تعیین و تبیین تفاوت های داستان های کلاسیک، مدرن و پسامدرن نقش برجسته ای دارد. داستان کلاسیک قهرمان محور و دارای شخصیت هایی مقتدر و متمرکز است که داستان حول آن شخصیت ها می چرخد. در داستان مدرن با نوعی سوبژکتیویته مواجه هستیم و شخصیت، جهان را بین خود و دیگری تقسیم می کند اما در داستان پسامدرن شخصیت از مرکز به حاشیه رفته و تمایزی میان خود و دیگری قائل نیست. نقش هویت که در داستان مدرن برجسته بود در داستان پسامدرن کم رنگ شده و شخصیت ها دچار «من پریشی» هستند. شخصیت پسامدرن در حال سیلان، لغزندگی، هویت پریشی و گسست از قالب های ذهنی، زبانی و اجتماعی است. دلوز و گتاری دو اصطلاح «درخت» و «ریزوم» را وضع کردند و منظور از این اصطلاحات، دو نوع شیوه تفکر و اندیشه است. از نظر آن ها رویکرد درختی، عمودی، متمرکز و دارای سلسله مراتب از پیش مشخص است؛ اما رویکرد ریزومی افقی و کوچ گرایانه است و تابع هیچ اقتداری نیست. تفکر درختی نشان دهنده فلسفه «بودن» و رکود، امّا تفکّر ریزومی نشان دهنده فلسفه «شدن»، تفاوت، سیلان و ارتباط شبکه ای است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شخصیت ها در داستان کلاسیک و مدرن – با همه تفاوت هایی که باهم دارند- مبتنی بر رویکرد درختی امّا در داستان پسامدرن مبتنی بر رویکرد ریزومی هستند.
۱۸.

تحلیلی مقایسه ای بر خوانش مدرنیستی و پسامدرنیستی اثر معماری

تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۹۹
"نقد اثر معماری" با بررسی خود بنا آغاز میشود؛ اما خاستگاهش، در بنیانهای نظری معماری است. با دانستن این مهم که "نقد" و "نظریه"، دو مقوله مرتبطند، هدف نقد بهعنوان زیرمجموعه تئوری، تفسیر و ارزیابی آثار برمبنای نظریه می باشد. علی رغم مطالعات زیادی که تاکنون بر روی مبانی طراحی « مدرن » و « پسامدرن » و تفاوت هایشان انجام شده؛ اما، تدقیقی بر تفاوت های مبانی و روش شناسیِ خوانش و نقد، و قواعد ارزیابی اثر معماری در این مکاتب صورت نگرفته است. پژوهش حاضر با مطالعه مبانی نظری «مدرن » و « پسامدرن »،  ویژگی های « خوانش اثر معماری » و « قواعد نقد » در دو مکتب را مورد تحلیل،  واکاوی و قیاس قرار داده است. این پژوهش با ماهیتی کاربردی، و سامانه جستجوی کیفی، با رویکردی تفسیرگرا به تفسیر و تحلیل معنایی داده ها که مشتمل بر نظریات و آراء معتبر نظریه پردازان « مدرن » و « پسامدرن » با محوریت مفهوم نقد است می پردازد. محققان، با روشی توصیفی- تحلیلی و شیوه تحلیل تطبیقی و مقایسه ای، داده های گردآوری شده از طریق مطالعه اسنادی را تحلیل و مقایسه کرده اند؛ در نهایت با ارائه نمونه هایی از نقد آثار معماری به شیوه های مدرن و پسامدرن، تفاوت های خوانش معماری در دو مکتب، به صورت کلّی بازشناخته شده است. یافته های تحقیق، حاکی از تک معنایی و قطعیتی بلاتردید در روند خوانش مدرنیستی اثر است در حالیکه در نظریه های پسامدرنیستی، شاهد عدم قطعیت در داوری به دلیل تکثرمعانی هستیم. خوانش مدرنیستی، کنشی خطی و منطقی با مرکزیت متن و دلالت های صوری و با روند استدلال منظم، خلاصه نگر و تک لایه است و مواجهه محصولگرایانه با اثر دارد، درحالیکه خوانش پسامدرنیستی با مواجهه فرآیندگرایانه، به مثابه یک بازی غیرخطی با محوریت خواننده و دلالت های ضمنی حول لایه های متعدد شکل میگیرد. تفاوت آشکار بین دو خوانش در پژوهش نشان داد که با تکیه برنظریه « بازی های زبانی 1 » ویتگنشتاین، به منظور داشتن نقدی منصفانه تر، وجود تناسب بین اثر معماری و شیوه  خوانش آن امری مطلوب به نظر میرسد که منتقد معماری باید بدان آگاه باشد.
۱۹.

انگیزه های سیاسی تفکر فلسفی رورتی

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۷۳
رورتی با به چالش کشیدن کل سنت فلسفی غرب که به عقیده او باعث دوگانه انگار ی های مختلف بیفایده نظری در طول تاریخ فلسفه شده است،درصدد است در بستر"فرهنگ رستگاری بخش ادبی"به ساختار شکنی مسائل مختلف فلسفه و رفع این دوگانه انگاریها مبادرت ورزد.به عقیده او فیلسوفان سنتی با باور به واقعیت های فراانسانی و فراتاریخی به انسان ها به مثابه خادمان و کاشفان آن واقعیت بیرونی نگاه می کردند.اما رورتی با ایجاد خط انشقاقی میان حوزه ی خصوصی وحوزه ی عمومی می خواهدسهم و دخالت فیلسوفان را در ارائه دیدگاه های نظری و فلسفی مشخص کند و ادعا کند حوزه سیاست نیازی به آن ندارد که مبانی خود را از معیارهای فردی حوزه ی خصوصی کسب نماید؛چیزی که زمینه بلندپروازیهای متافیزیکی فیلسوفان را فراهم میآورد.به منظور مقابله با چنین تفکری،رورتی به جای مفهوم سنتی حقیقت(مفهوم حقیقت به مثابه محور اندیشه سنت فلسفی)،بحث همبستگی را پیش می کشد؛یعنی توافق بر سر مسائل گوناگون که نتیجه ی نگاه پراگماتیکی ما به امور و متاثر از هنجارهای جامعه ی خاص و استفاده ابزاری ما از واژگان ها است.به عقیده رورتی انسانها با خلق واژگان جدید که ابزارهای سازگاری با زیست بوم هستند درصدد ایجاد همبستگی هرچه بیشتر و به تبع در مسیر جامعه ای عدالت محور و آزاد و به دور از هر گونه تبعیض و رنج گام برمیدارند.در چنین جامعه ای است که حقیقت خود را از طریق پویایی های آن جامعه نشان خواهد داد.فرض ما اینست که اندیشه ی فلسفی(یا به تعبیر بهتر،پسافلسفی)رورتی پیش از هر چیز در راستای یک اندیشه ی سیاسی و اتخاذ رویکرد شووینیستی اوست.به عبارت دیگر، مهیا ساختن زمینه برای برقراری یک جامعه ی لیبرال-دموکرات باعث اندیشه های فلسفی وی شده است.
۲۰.

نقد فرانظریه ای پسامدرن و فروپاشی ذهنیت توسعه

تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۶۳
امروزه در مباحث نظری درباره توسعه و نوسازی گفته می شود با ورود به عصر «پساها» با وجود آنکه نوع نگاه و انتظار از توسعه و نوسازی دچار دگردیسی بنیادین شده است، اما هم چنان برخی کشورها و نهادها بر ناگزیری یک رویکرد تک خطی از پیشرفت و توسعه را همچنان مورد توجه دارند. با این همه در طول چند دهه اخیر به دلیل چرخش معرفتی و فرهنگی پسامدرن از دیدگاه فرا نظری، یک موقعیت پارادایمی ایجاد کرده است که عمده نظریه های علوم اجتماعی از جمله نظریه های توسعه مورد نقد جدی قرار گرفته و در بسامد این نقد از نظریه های جایگزین سخن به میان آمده است. مقاله حاضر در پاسخ به این پرسش نوشته شده است که ساخت شکنی معرفتی پسامدرن چه تأثیری بر ذهنیت توسعه ای داشته است؟ فرضیه ای که به سنجش گذاشته شده از این قرار است که به لحاظ گرایش فرا نظری ساخت شکنانه، ذهنیت توسعه متأثر از پارادایم مدرنیته فرو می پاشد. دستاورد نوشتار نشان می دهد در حالی که ذهنیت توسعه در تجدد با فرض وجود تاریخ، متن و فرهنگ واحد بود، اینک در موقعیت «پسا توسعه» جای خود را به روایت های سیال و تکثیر نظریه ها داده است. این مقاله رویکرد انتقادی فرا نظری داشته و به روش توصیفی-تحلیلی نوشته شده است.