مطالب مرتبط با کلید واژه " مالتیپل اسکلروزیس "


۱.

نگرش بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در مورد تاثیر بیماری بر فعالیت اجتماعی و جنسی آنان

کلید واژه ها: افسردگیجنسفعالیت اجتماعیمالتیپل اسکلروزیسفعالیت جنسی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات روانی ناشی از اختلال طبی کلی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال انطباقی
تعداد بازدید : ۱۳۸۵ تعداد دانلود : ۶۳۳
زمینه و هدف: به واسطه مزمن بودن، عود مکرر و ایجاد ناتوانی در فعالیت فیزیکی بیمار، می تواند به درجات متفاوت بر ابعاد روانی- اجتماعی فرد تاثیر گذارد. مطالعه حاضر به منظور بررسی نگرش بیماران مبتلا در مورد میزان تاثیر بیماری MS بر روی فعالیت اجتماعی و جنسی آنها تدوین شده است. مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 100 بیمار مبتلا به MS از بیماران بستری در مرکز پزشکی الزهرای (س) اصفهان در سال 86-85 مورد بررسی قرار گرفتند و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسش نامه افسردگی Beck و دو پرسش نامه محقق ساخته، برای ارزیابی نگرش بیماران جمع آوری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS16  با آزمون های t وANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین نمره نگرش بیماران مبتلا به MS در مورد میزان تاثیر بیماری بر فعالیت اجتماعی آنها برابر با (23.64) و بر فعالیت جنسی آنها برابر با (14.23) به دست آمد که با توجه به میانگین نمره آزمون (24 برای سوالات فعالیت اجتماعی و 12 برای سوالات فعالیت جنسی)، پاسخ اکثر بیماران مبتلا به MS در مورد میزان تاثیر بیماری بر فعالیت اجتماعی آنها متوسط و بر فعالیت جنسی آنها متوسط تا زیاد بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش موید اثر هیجان اضطراب بر عملکرد فرد، به ویژه عملکرد تحصیلی دانش آموزان، بود؛ پس شناسایی عوامل فردی، اجتماعی و زیستی اضطراب می تواند به اتخاذ تدابیری برای کاهش سطح آن منجر شود.
۲.

اثربخشی درمان چند وجهی لازاروس بر وضعیت ناتوانی گسترده در بیماران مبتلا بهمالتیپل اسکلروزیس

تعداد بازدید : ۱۱۵۵ تعداد دانلود : ۵۵۰
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان چند وجهی لازاروس بر وضعیت ناتوانی گسترده ی بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس بود. روش کار: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی می باشد که در سال 1388 در شهر قزوین انجام شد. تعدادی از بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس به صورت در دسترس انتخاب شدند. پس از ارزیابی های اولیه، 40 نفر از این بیماران به صورت جایگزینی تصادفی در دو گروه (20 نفر گروه آزمون و 20 نفر گروه شاهد) قرار گرفتند. 12 جلسه ی 90 دقیقه ای درمان چند وجهی لازاروس در طی 3 ماه در گروه آزمون به صورت گروهی انجام گرفت. از 20 نفر آزمودنی گروه آزمون، 16 نفر درمان را تکمیل کردند. وضعیت ناتوانی گسترده ی بیماران (EDSS) قبل و بعد از درمان توسط یک متخصص بیماری های مغز و اعصاب ارزیابی شد. داده ها با استفاده از آزمون یومن ویتنی تحلیل شد. یافته ها: مقایسه ی تفاوت وضعیت ناتوانی بیماران دو گروه نشان داد که درمان چند وجهی، اثر معنی داری بر کاهش نمره ی EDSS (035/0=P) و سیستم های کنش وری روده ای-مثانه ای (0005/0P<) و سربرال (014/0=P) داشته است. درمان مذکور، اثر معنی داری بر سیستم های پیرامیدال و بینایی نداشت. نتیجه گیری: شیوه ی درمان چند وجهی در کاهش میزان ناتوانی بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس موثر است.
۴.

مطالعه اثربخشی معنویت درمانی گروهی بر تاب آوری زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس شهر اصفهان

کلید واژه ها: تاب آوریمالتیپل اسکلروزیسمعنویت درمانی گروهی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳۳ تعداد دانلود : ۷۷۰
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر معنویت درمانی گروهی در افزایش تاب آوری بیماران ام اس استان اصفهان بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح تحقیق، دو گروهی با پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه مورد پژوهش 4850 زن مبتلا به ام اس عضو انجمن ام اس استان اصفهان می باشند که مبتلا به نوععودکننده- بهبودپذیر و در محدوده سنی 20-40 سال و فاقد هرگونه بیماری روان شناختیبوده اند. از این جمعیت 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) با استفاده از شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. افراد گروه آزمایش 10 جلسه در مداخلات گروه درمانی معنویت شرکت کردند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) بود. داده های بدست آمده با استفاده از نرم افزار spss و روش آماری کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده از آماره آزمون F مربوط به بررسی تفاوت میانگین نمرات تاب آوری که برابر 04/8 و سطح معناداری 0001/0p≤نشان می دهد، تفاوت بین میانگین نمره تاب آوری در مرحله پس آزمون در گروه آزمایش و گواه با کنترل متغیر پیش آزمون،معنی دارمی باشد و می توان گفت که معنویت درمانی به شیوه ی گروهی میزان تاب آوری مبتلایان به مالتیپل اسکلروزیس را در مقایسه با گروه گواه افزایش می دهد. نتیجه گیری:باتوجه به نتایج به دست آمده می توان گفت، معنویت درمانی گروهی در افزایش تاب آوری زنان مبتلا به ام.اس به طور چشمگیری موثراست. لذا پیشنهاد می شود این شیوه درمانی در انجمن های ام اس سراسر کشور به عنوان درمان مکمل غیر دارویی برای افزایش تاب آوریو به تبع آن کنار آمدن بیشتر با بیماری اجرا شود.
۵.

ویژگی های روان سنجی مقیاس خودکارامدی مالتیپل اسکلروزیس

کلید واژه ها: ویژگی های روان سنجیمالتیپل اسکلروزیسمقیاس خود کارامدی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹۳ تعداد دانلود : ۴۹۱
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس خود کارامدی مالتیپل اسکلروزیس (Multiple Sclerosis Self-Efficacy Scale- MSSS) در نمونه بیماران ایرانی بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی (همبستگی) بود و جامعه آماری آن را بیماران مبتلا به ام اسدر دو استان خراسان شمالی و همدان تشکیل می داد. تعداد 120 نفر از این بیماران که در فاصله دو ماه به انجمن های ام اس خراسان شمالی و همدان مراجعه کرده بودند به عنوان گروه نمونه مورد بررسی قرار گرفته و مقیاس خود کارامدی مالتیپل اسکلروزیس (MSSS یا Multiple Sclerosis Self Scale) و مقیاس 21 سؤالی افسردگی، اضطراب و استرس (Depression, Anxiety, Stress -DASS-21) را تکمیل کردند. تحلیل داده هابا تحلیل عاملی اکتشافی، محاسبه آلفای کرونباخ، ضریب تصنیف گاتمن و همبستگی پیرسون و با استفاده از نرم افزار SPSS 17 صورت گرفت. یافته ها: تحلیل مؤلفه های اصلی با چرخش پروماکس (Promax) ضمن تبیین 11/71 درصد واریانس، 3 عامل از چهار عامل نسخه اصلی را مورد حمایت قرار داد. وجود همبستگی منفی میان ابعاد خود کارامدی مالتیپل اسکلروزیس با زیر مقیاس های افسردگی و اضطراب در مقیاس DASS نیزنشان دهنده روایی واگرای مقیاس بود. سرانجام نتایج Cronbach’s Alpha با دامنه 78/0 تا 90/0 برای ابعاد خود کارامدی مالتیپل اسکلروزیس و ضریب 86/0 برای کل مقیاس نشان از اعتبار مناسب مقیاس داشت. نتیجه گیری: مقیاس خود کارامدی مالتیپل اسکلروزیس (MSSS) در نمونه بیماران ایرانی اعتبار و روایی مناسبی داشت.
۶.

بررسی عملکرد حافظه سرگذشتی در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس افسرده و غیرافسرده در مقایسه با افراد سالم

کلید واژه ها: افسردگیحافظه سرگذشتیمالتیپل اسکلروزیس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۱ تعداد دانلود : ۲۴۲
زمینه و هدف: تاکنون پژوهش های متعددی به بررسی وضعیت حافظه در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (ام.اس.) پرداخته اند. با این حال حافظه سرگذشتی کمتر از سایر جنبه های حافظه مورد توجه قرار گرفته است. از این رو با توجه به تاثیر پذیری حافظه سرگذشتی از افسردگی و نیز با توجه به شیوع بالای افسردگی در بیماران مبتلا به ام.اس، هدف از پژوهش حاضر بررسی عملکرد حافظه سرگذشتی در بیماران مبتلا به ام.اس. افسرده و غیر افسرده و مقایسه آن ها با افراد سالم می باشد. مواد و روش ها: به این منظور 52 بیمار مبتلا به ام. اس. (26 بیمار افسرده و 26 بیمار غیر افسرده ) و 26 فرد سالم که از نظر سن با بیماران همتا بودند به روش در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه افسردگی بک (BDI-II) و آزمون حافظه سرگذشتی (AMT) ارزیابی شدند. اطلاعات به دست آمده با کنترل متغیر میزان تحصیلات از طریق آماره کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج، بیانگر تفاوت معنادار بین سه گروه مورد مطالعه در عملکرد حافظه سرگذشتی بود. به گونه ای که بیماران مبتلا به ام.اس. افسرده کمترین بازیابی خاطرات خاص، بیشترین بازیابی خاطرات عام و بیشترین تأخیر زمانی برای بازیابی خاطرات را داشتند و گروه سالم بیشترین بازیابی خاطرات خاص، کمترین بازیابی خاطرات عام و کمترین تأخیر زمانی را داشتند. نتیجه گیری: با اینکه عملکرد حافظه سرگذشتی بیماران مبتلا به ام. اس. افسرده نسبت به دو گروه دیگر آسیب شدیدتری را نشان می دهد، اما تفاوت بین عملکرد حافظه سرگذشتی بیماران غیر افسرده با افراد سالم نیز معنادار است که می تواند بیانگر اثر متغیر/متغیرهایی به جز افسردگی باشد.
۷.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی- رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش نشانه های افسردگی بیماران زن مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس

کلید واژه ها: افسردگیدرمان شناختی - رفتاریمالتیپل اسکلروزیسدرمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۰ تعداد دانلود : ۱۹۲
زمینه و هدف :هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان شناختی- رفتاری (Cognitive-behavioral therapy  یا CBT) و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Acceptance and commitment therapy یا ACT) بر کاهش نشانه های افسردگی بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (Multiple sclerosis یا MS) بود. مواد و روش ها:طرح پژوهش شبه آزمایشی بود که به شیوه پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه شاهد انجام گرفت. از بین بیماران زن مبتلا به MS دارای نشانه های افسردگی مراجعه کننده به انجمن MS در سال 1394، نمونه ای 45 نفره انتخاب شد و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفره CBT، ACT و گروه شاهد قرار گرفتند. جلسات درمانی طی 8 جلسه و در هر جلسه به مدت 45 دقیقه برگزار گردید. داده ها به وسیله پرسش نامه افسردگی Beck (Beck Depression Inventory یا BDI) جمع آوری و با استفاده از تحلیل کواریانس در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها:هر دو روش CBT، ACT در کاهش علایم افسردگی بیماران مبتلا به MS مؤثر بود (001/0 > P). روش CBT نسبت به ACT اثربخشی بیشتری داشت. نتیجه گیری:دو روش CBT، ACT از راه های مؤثر در کاهش افسردگی بیماران مبتلا به MS محسوب می شوند. این نتیجه با توجه به اثربخشی بیشتر CBT، پیشنهاد می کند که CBT به عنوان درمان ترجیحی برای کاهش نشانه های افسردگی در بیماران مبتلا به MS در نظر گرفته شود.
۸.

اثربخشی درمان راه حل مدار کوتاه مدت گروهی بر خودکارآمدی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۳
مقدمه: بیماری مولتیپل اسکلروزیس بیماری مزمن و خودایمنی است که با نشانگان فراوان و عوارض جسمی و روانی متعدد، میزان رضایت مبتلایان را نسبت به زندگیشان کاهش می دهد. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان راه حل مدار گروهی کوتاه مدت بر خودکارآمدی و کیفیت زندگی بیماران زن مبتلا به ام. اس شهر تهران بود. روش: طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل با دوره ی پیگیری دو ماهه بود. جامعه پژوهش کلیه بیماران زن مبتلا به ام .اس بودند که در سال 1394 به انجمن ام. اس شهر تهران مراجعه کردند. ابتدا به صورت در دسترس 64 نفر از بیماران زن پرسشنامه های خودکارآمدی و کیفیت زندگی مربوط به بیماری ام .اس را تکمیل کردند. از میان کسانی که نمره خودکارآمدی کمتری را کسب کرده بودند، 22 نفر به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه (11نفر گروه آزمایش و 11 نفر گروه کنترل) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که گروه درمانی راه حل مدار کوتاه مدت بر افزایش خودکارآمدی و کیفیت زندگی بیماران اثرگذار است. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها در پیگیری دو ماهه نیز، تنها نشان از کارآمدی این درمان در متغیر خودکارآمدی داشت. نتیجه گیری: از درمان راه حل مدار کوتاه مدت به علت تأکید بر نقش خودگویی ها و انتقال تجارب موفقیت آمیز گذشته به زمان حال، می توان برای افزایش خودکارآمدی و بهبودی کیفیت زندگی زنان مبتلا به بیماری ام.اس استفاده کرد.
۹.

اثربخشی آموزش معنویت درمانی گروهی بر سازگاری اجتماعی و پذیرش اجتماعی در بیماران زن مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس

تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۹
پژوهش حاضر مطالعه تاثیر آموزش معنویت درمانی گروهی (14 گام معنویت درمانی دکتر تقی زاده) بر بهبود سازگاری اجتماعی وپذیرش اجتماعی زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس بود. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس عضو انجمن ام اس اصفهان بود و از میان آنها 30 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. هر دو گروه پرسشنامه های سازگاری اجتماعی بل و مقیاس پذیرش اجتماعی کراون و مارلو را تکمیل کردند و سپس معنویت درمانی گروهی به گروه آزمایشی در 10 جلسه دو ساعته آموزش داده شد. بعد از آموزش، هر دو گروه مجدداً به پرسشنامه سازگاری اجتماعی بل و مقیاس پذیرش اجتماعی کراون و مارلو پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون آماری کوواریانس (آنکوا) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش معنویت درمانی گروهی در بهبود سازگاری اجتماعی زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (05/0≥ p ) و پذیرش اجتماعی آنان (05/0≥ p ) تاثیر معنی داری داشته است. با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که معنویت درمانی گروهی در بهبود سازگاری اجتماعی و پذیرش اجتماعی زنان مبتلا به ام اس تاثیر چشم گیری دارد و می تواند در برنامه ریزی مداخلات درمانی مانند افزایش سلامت روان و تقویت اعتماد به نفس، جرات ورزی و بهبود روابط فردی ، موضوع مردان مبتلا به ام اس در پژوهش های آتی به کار گرفته شود.
۱۰.

تأثیر تحریک موزون شنیداری حین تمرین راه رفتن بر شاخص های کینماتیکی گام -برداری بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۱
مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی تحریک موزون شنیداری حین تمرین راه رفتن بر برخی شاخص های کینماتیکی گام برداری بیماران مبتلابه مالتیپل اسکلروزیس انجام شد. 18 بیمار مبتلا (چهار مرد و 14 زن) با درجه ناتوانی سه تا شش به شیوه نمونه گیری دردسترس و هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. تمرینات به مدت سه هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه 30 دقیقه انجام شدند. این تمرینات برای گروه تجربی، راه رفتن با محرک موزون شنیداری و برای گروه کنترل، راه رفتن بدون هرگونه محرک بود. قبل و بعد از تمرینات، طول قدم، زمان قدم، مدت زمان استقرار و مدت زمان نوسان توسط دستگاه تجزیه وتحلیل حرکتی اندازه گیری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از مدل آنالیز کوواریانس و روش ناپارامتری بوت استرپ در مدل آنالیز کوواریانس انجام شد. یافته ها نشان داد که تحریک موزون شنیداری بر بهبود طول قدم و مدت زمان استقرار اثر معنا داری دارد (0.05> P).تمرین راه رفتن با محرک موزون شنیداری به 27 درصد بهبودی در زمان قدم و 10 درصد در مدت زمان نوسان منجر شد؛ اما بین دو گروه تجربی و کنترل تفاوت معناداری در بهبود زمان قدم و مدت زمان نوسان یافت نشد (0.05<P)؛ بنابراین، تحریک موزون شنیداری حین تمرین راه رفتن را می توان به عنوان یک روش درمان تکمیلی با هدف بهبود عملکرد گام برداری بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس پیشنهاد کرد.
۱۱.

تأثیر روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده به شیوه گروهی بر عملکرد جنسی و ابراز گری هیجانی زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۴
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده به شیوه گروهی بر ابرازگری هیجانی و عملکرد جنسی زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس انجام شد. روش: مطالعه حاضر یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. از بین بیماران زن مبتلا به ام اس مراجعه کننده به کلینیک جامع ام اس شهر کرمانشاه در سال 1396، 28 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند و از طریق مصاحبه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. از پرسشنامه های ابرازگری هیجانی کینگ و امونز (1990) و عملکرد جنسی زنان روزن و همکاران (2000) در پیش آزمون و پس آزمون برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. مداخله روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده برای گروه آزمایش به صورت گروهی، هفته ای 2 بار در 20 جلسه 60 دقیقه ای اجرا شد؛ گروه کنترل به مدت دو ماه در لیست انتظار قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره به کمک نرم افزار SPSS نسخه 23 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل بر روی نمرات پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که پس از تعدیل نمرات پیش آزمون بین 2 گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای عملکرد جنسی (05/0P
۱۲.

تأثیر تحریک موزون دیداری بر پارامترهای کینماتیکی راه رفتن بیماران مبتلابه مالتیپل اسکلروزیس

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۲
هدف این مطالعه، بررسی تأثیر تحریک موزون دیداری بر پارامترهای کینماتیکی راه رفتن بیماران مبتلابه مالتیپل اسکلروزیس بود. تعداد 18 بیمار مبتلابه مالتیپل اسکلروزیس (پنج مرد و 13 زن) با امتیاز گسترش یافته وضعیت ناتوانی سه تا شش به شیوه نمونه گیری دردسترس و هدفمند انتخاب شدند. بیماران به صورت تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. برای گروه تجربی، تمرینات شامل راه رفتن با تحریک موزون دیداری و برای گروه کنترل، شامل راه رفتن بدون تحریک بود. تمرینات به مدت سه هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه 30 دقیقه انجام شدند. قبل و بعد از تمرینات، طول گام، زمان گام، زمان دواتکایی، آهنگ و سرعت راه رفتن توسط دستگاه تجزیه وتحلیل حرکتی اندازه گیری شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل آنالیز کوواریانس و روش ناپارامتری بوت استرپ در مدل آنالیز کوواریانس انجام شد. یافته ها نشان داد که تمرین راه رفتن با تحریک موزون دیداری به 36 درصد بهبودی در طول گام، 22 درصد در زمان گام، 41 درصد در زمان دواتکایی، 29 درصد در آهنگ و 80 درصد در سرعت راه رفتن بیماران مبتلابه مالتیپل اسکلروزیس منجر شد؛ اما بین گروه تجربی و گروه کنترل تفاوت معناداری در بهبود طول گام، زمان گام، زمان دواتکایی، آهنگ و سرعت راه رفتن مشاهده نشد ( P > 0.05 )؛ بنابراین، تمرین راه رفتن با تحریک موزون دیداری را می توان به عنوان یک روش درمان مکمل برای بهبود عملکرد راه رفتن بیماران مبتلابه مالتیپل اسکلروزیس پیشنهاد کرد.