مطالب مرتبط با کلید واژه " شفا "


۱.

مراحل تربیت قرآنى از منظر علامه طباطبائى در تفسیر المیزان

کلید واژه ها: هدایترحمتشفاموعظهتفسیر المیزانعلامه طباطبائىتربیت قرآنى

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن اخلاق و تربیت در قرآن
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه‌ اخلاق
  5. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه‌ تعلیم و تربیت
  6. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و...]
تعداد بازدید : ۱۲۷
دیدگاه علامه طباطبائى درباره معرفى جایگاه تربیتى قرآن و چگونگى تأثیرگذارى آن در سیر تکاملى انسان، قابل تأمل است و براى تقویت هرگونه تربیت با محوریت قرآن لازم به نظر مى رسد. درحالى که پژوهشى با تمرکز بر نگاه تفسیرى این قرآن شناس معاصر و با نگاه مرحله اى به تربیت قرآنى نپرداخته است. این چارچوب مى تواند چشم انداز فعالیت هاى تربیتى قرآن محور را تا حدى روشن تر کند. در این پژوهش، برخى از اندیشه هاى تفسیرى علامه طباطبائى، با هدف صورتبندىِ مراحلِ تربیت قرآنى مدنظر قرار گرفته و در این زمینه، از روش «تحلیل زبان فنىِ رسمى با تأکید بر سیاق» استفاده شده است. یافته اصلى این پژوهش بسط چهار مرحله بیدارگرى (موعظه)، درمانگرى (شفا)، هدایتگرى (هدى)، و رحمت گرى (رحمت) براى تربیت قرآنى، قابل برداشت از دیدگاه علامه طباطبائى با محوریت آیه 57 سوره «یونس» است. علاوه بر این، تأکید بر شأن هدایتى قرآن و حالت ایجابى آن، نقش زمینه اى و حالت سلبى مراحل اول و دوم، و هدف گونه دیدنِ مرحله رحمت گرى، جایگاه هر مرحله را ترسیم مى کند. تحلیل این مراحل نشان مى دهد که پالایش درونى مقدم بر پالایش اعمال بیرونى است. زندگى سعادتمندانه انسانى در پرتو این مراحل، در ارتباط با قرآن محقق مى شود.
۲.

احساس گناه: بیماری یا شفا

نویسنده:

کلید واژه ها: آسیب شناسی روانیعشقگناهشفا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۱۹۷
اخلاق، گناه، بیماری و جرم، مفاهیم راهگشای دیالوگ دنیای قدیم و جدید هستند. بر اساس دیدگاه دوانلو (2001) احساس گناه سنگین ترین احساس بشری و عامل بیماری های روانی است. از طرفی تجربه احساس گناه منجر به شفا و پویایی زندگی آدمی می شود. بنابراین موردبحث برانگیز این است که مرز بین سلامت و بیماری چیست؟ چرا و چگونه سنگین ترین احساس بشری که عامل رنج هایش است منجر به شفا هم می شود.. زمانیکه کودک در دلبستگی به والدین طرد یا بیش ازحد حمایت شود، عشق ورزی او با احساسات متعارضی مانند نفرت، عشق و گناه به عنوان ترکیب این دو، همراه می شود. ازآنجاکه کودک همواره تلاش می کند که از رابطه دلبستگی خود با والدینش محافظت کند، به منظور حفاظت از آنها، اغلب خشم خود را به سمت خویش بر می گرداند واین نقطه آغاز شروع بیماری روانی و بیماری های روانی تنی است. طی این فرآیند در زندگی آدمی گریزناپذیر است. پژوهش حاضر با تحلیل و بررسی مطالعات اخیر با محوریت گناه نشان می دهد بیماری روانی امری گریزناپذیر، خودخواسته و منعطف است، تا زمانی که نیاز یه شناخت مسدود باشد ممکن است فرد به حیات روانی خود ادامه دهد ولی بهبودی، شکوفایی و سرزندگی درگرو آگاهی به کاستی ها و لمس احساس گناه است که حاصل می شود.
۳.

آیه های دوا و شفا

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۷
در غرب پیش از رنسانس، تنها باغ های مثمر با گیاهان دارویی و اغلب در جوار صومعه ها برپا می شدند. رهبانیت و دوری از مظاهر جذاب دنیا که شعار مسیحیت قرون وسطی بود، مانع از آن بود تا باغ به عنوان یک محصول فرهنگی و ذهنی در آن سرزمین به حساب آید. در این تفکر، زمین و هرچه در آن بود، رقیبی برای فهم حقیقت و ماوراء طبیعت بود. پرهیز از طبیعت موجب شد باغ برای گروه گیاهان دارویی پدید آید. در نتیجه باغ از یک سو محصول و از سوی دیگر موجد گیاهان دارویی بود. سازندگان باغ، که از طرح های هندسی برای تقسیم بندی عرصه آن استفاده می کردند تا کرت های بیشتر و مناسب تری برای کشت به دست آورند، درصدد برنیامدند تا به نظم باغ های خود بعد جدیدی اضافه کنند. از این رو موضوع قابل بررسی در این باغ ها به انواع گیاهان، خواص و روش های کشت آنها محدود می شد. در مقابل، در دنیای شرق باستان، ضمن آنکه دانش های مربوط به گیاهان و خواص سلامت آنها رایج تر و پیشرفته تر بود، باغ محصولی فرهنگی به حساب می آمد؛ زیرا زمین در پیوندی وثیق با آسمان به سر می برد و همراهی زمین و زمینی ها برای دستیابی به آسمان و مواهب آن، شرط لازم شناخته می شد. تمنای حقیقت و عالم بالا، آنچنان که در ذهن شرقی ها تعریف می شد، موجد باغ، و عناصر طبیعت از جمله گیاهان، ابزار آن بودند. در این نگاه، محصول باغ، آرامش و حال آن فرصتی برای دستیابی به عوالم برتر بود. این نگاه در جهان اسلام نیز با اندکی تفاوت رواج داشت. در سرزمین های شرقی، خواه در چین با آیین های تائو و شینتو، یا هند با هندوئیسم و ممالک اسلامی، طبیعت و عناصر آن از جمله گیاه، عنصر واسط و ابزاری برای لمس حقیقت شناخته می شود. از این رو معابد تائو در دل طبیعت و معبد هندوها در زیر درختان و معبد مسلمانان، مسجد، در طبیعتی بی آلایش و منزه از الحاقات و افزوده های انسانی برپا می شود. مبادله فرهنگ ها در طول تاریخ و عرض جغرافیا موجب شد تدریجاً مفاهیم به دست آمده در یک فرهنگ به عنوان عنصر منظر به فرهنگ دیگر نیز رسوخ کند. گیاهان مقدس از آن جمله است که اگرچه در اندیشه اسلام نمی تواند واسطه فیض الهی باشد، اما به قرینه پذیرش ادیان باستانی ایرانیان و همچنین باورهای عامیانه سرزمین های مجاور با اندکی تسامح، نشانه توسل به اولیایی قرار می گیرد که به صراحت قرآن می توانند برای شفاعت اذن خداوند را داشته باشند. از این روست که در سرزمین اسلامی ایران، درختان زیادی در مقابر مقدس و مکان های آئینی دیده می شود که به نشانه توسل به اولیاء دین، مورد رجوع عامه هستند و به نشانه پیوند معنوی و قرار ذهنی با او، برای رسانیدن پیام به مرجع مطلوب، گره ای بر شاخسار آن می زنند. این چنین باغ شفابخش از پهنه ای کالبدی به سیستمی غینی-ذهنی با بازیگری و نقش آفرینی گیاهان و سایر عناصر طبیعت بدل می شود که به آدمیان هم شفای جسمی می دهد هم سلامت روحی.