مطالب مرتبط با کلید واژه " اتصاف "


۱.

معقول ثانی فلسفی در فلسفه مشایی- اشراقی (از خواجه نصیر تا میرداماد

کلید واژه ها: خواجه نصیرالدین طوسیمیرداماداتصافعروضمعقولات ثانیهمعقولات اولیمعقول ثانی فلسفی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مفهوم شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
تعداد بازدید : ۱۹۹۵ تعداد دانلود : ۸۴۴
با ظهور خواجه نصیرالدین طوسی، جریانی فلسفی شکل می گیرد که به میرداماد ختم می شود، این جریان به رغم بهره گیری از تحیل های فلسفی مشایی، فراوان، تحت تاثیر فلسفه اشراق قرار داشته است. خواجه نصیر در زمینه مفاهیم فلسفی، به دیدگاه شیخ اشراق قائل است و این گونه مفاهیم را ذهنی محض می داند. اما برخی که سرآغاز آنان قوشچی است، این مفاهیم را ناظر به خارج پنداشته و حمل آنها را به ملاک جهات خارجی موضوع دانسته اند، برای مثال، دوانی (از پیشگامان این اعتقاد) معقول ثانی را چنان معنا کرده است که مستلزم خارجی نبودن مفاهیم فلسفی نیست. این در حالی است که میرداماد دریافته است که معقول ثانی به معنای عام را باید به دو دسته معقول ثانی «منطقی» و «فلسفی» تقسیم کرد: در دسته نخست، عروض و اتصاف ذهنی می باشد، ولی در دسته دوم، تنها عروض است که ذهنی می باشد. بدین ترتیب، اصطلاح «معقول ثانی» در این دوره- به تدریج- دستخوش تحول می گردد و سرانجام به دو گروه تقسیم می شود.
۲.

نقد نظریه ملاصدرا درباره معقول ثانی فلسفی

کلید واژه ها: اتصافوجود رابطربطمعقول ثانیوجود مستقلقضایای حقیقیه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مفهوم شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۱۴۸۳ تعداد دانلود : ۶۵۵
معقولهای ثانی فلسفی ابزارهای نگرش فلسفیند و فیلسوف با به کار گرفتن آنها می خواهد اسرار و حقایق جهان هستی را کشف و تبین کند. بنابرانی اعتبار فلسفه در گرو ارزش و اعتبار این دسته از مفاهیم است . از این رو یکی ا مباحث بنیادین درباره حقیقت فلسفه پژوهش پیرامون اعتبار معقوهای ثانی فلسفی است. این نوشتار نظریه صدرالمتالهین را مبتنی بر اثبات وجود رابط برای معقولهای ثانی فلسفی از چند حیث مورد نقد قرار می دهد : کاربرد رابط که خود از معقولهای ثانی است به منظور اثبات وجود خاجی برای معقولهای ثانی فلسفی ناروا است. استدلال صدرالمتالهین متضمن دو است. اثبات وجود ضعیف برای محمولهای عدمی با اصل محال بودن تناقض منافات صریح دارد. واقع نمایی فلسفه با اثبات وجود رابط برای معقولهای ثانی فلسفی تامین نمی شود. بنابراین نظریه ملاصدرا حکایتگری معقولهای ثانی فلسفی از مصادیق خود به صوت نمادین است و همین ویژگی واقع نمایی آنها را مخدوش می کند. در پایان به نظریه فیلسوفان برجسته بعد از ملاصدرا اشاره می کنیم از دیدگاه عبدالرزاق لاهیجی – معقول ثانی چون عروض خارجی ندارد. وجود خارجی نیز ندارد. ملاهادی سبزواری بر ان است که عروض معقول ثانی فلسفی در عقل ولی اتصاف معروض به آن در خارج است . طباطبایی استدلال و نظریه ملاصدرا درباره وجود معقول ثانی فلسفی را می پذیرد.
۴.

بررسی تطبیقی مقولات کانت و نظریه استاد مطهری در معقولات ثانیه فلسفی

نویسنده:

کلید واژه ها: اتصافعروضمقولاتمعقولات ثانیه فلسفیمعقولات ثانیه منطقیمفاهیم پیشینی و مفاهیم پسینی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۹ تعداد دانلود : ۵۰۸
مباحث معرفت شناسی ‘ به ویژه به صورت تطبیقی از اهمیت بسیاری در فلسفه معاصر برخوردار است . فیلسوفان اسلامی با تقسیم چهارگانه ادراکات و اهمیت قائل شدن برای ادراکات عقلی ‘ آنها را به سه دسته معقولات اولیه ‘ معقولات ثانیه فلسفی و معقولات ثانیه منطقی تقسیم کرده اند . هر چند برخی از متفکران ما میان معقولات ثانیه منطقی و فلسفی تمایز قائل نشده اند ‘ اما برخی به این تمایز توجه کرده اند و در این میان حاج ملا هادی سبزواری سعی کرده ‘ تعریف دقیقی از آنها ارائه دهد . تعاریف وی مورد نقد استاد مطهری قرار گرفته و ایشان با بیان سه اشکال و تحلیلی نو از مفاهیم عروض و اتصاف این نکته را مطرح کرده اند که مراد از عروض در معقولات ثانیه ‘ وجود محمولی یا نفسی و مقصود از اتصاف ‘ وجود رابط است . در فلسفه غرب نیر کانت‘ با تحلیلی که از قوه شناسایی ارائه می دهد و مقولات پیشین را مطرح میکند ‘ شناخت واقعیات را در چارچوب این مفاهیم میسر میداند . از همین جاست که متفکرانی چون استاد مطهری با تحلیل مقولات کانتی بر او این ایراد را وارد می سازند که رابطه تطابقی ذهن را باعالم خارج قطع میکند و در نتیجه از ایدئالیسم سر در می آورد ‘ نه رئالیسم .
۵.

تشکیک در وجود و بررسى مناقشات نوصدراییان علّامه طباطبائى، آیت اللّه مصباح و آیت اللّه جوادى آملى

تعداد بازدید : ۷۲۴ تعداد دانلود : ۳۴۲
مفهوم «وجود»، و کیفیت انتزاع آن، یکى از مبانى مهم در اثبات مبحث «تشکیک در وجود» در حکمت متعالیه است. از آنجا که «وجود» معقول ثانى فلسفى است، نحوه عروض و اتّصاف معقول هاى ثانیه فلسفى در این موضوع اهمیت مىیابد. پرسش اصلى مقاله حاضر آن است که: مفهوم «وجود»، که یکى از معقولات ثانیه فلسفى به شمار مى رود، از چه نحوه عروض و اتّصافى برخوردار است؟ اساسا، عروض و اتّصاف به چه معناست؟ اگر عروض این دسته از مفاهیم در ذهن باشد، چه نتایجى بر آن مترتّب است و اگر عروض آنها در خارج باشد، چه تأثیرى بر مبحث «تشکیک در وجود» خواهد داشت؟ در آثار آیت اللّه مصباح و آیت اللّه جوادى آملى، بر اساس پاسخى که به نحوه عروض مفهوم «وجود» داده مى شود، طرح مبحث تشکیک نیز تعیّن مىیابد. از جمله یافته هاى تحقیق حاضر اثبات نحوه عروض معقولات ثانیه فلسفى در خارج از طریق قاعده ثبوت ثابت، بسنده بودن دلیل مبتنى بر مفهوم «وجود» براى اثبات تشکیک، و پایان یافتن برخى مناقشات در این زمینه است.
۶.

حل معضل معقول ثانی فلسفی توسط صدرالمتألهین و ثمره آن

کلید واژه ها: اتصافعروضمعقول ثانی فلسفیمعقول اولمعقول ثانی منطقی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۱۵۰
بحث از معقولات اولی و ثانوی، در ضمن مسائل پیرامون علم جا می گیرد، اما بین حکمای مسلمان بیشتر از جهت هستی شناسی مطرح شده است و آنان دغدغه تعیین نحوه تقرر این مفاهیم را داشتند. تقریباً همه حکما تا قبل از ملاصدرا تحقق خارجی این مفاهیم را محال دانسته، معتقد بودند هنگامی که یکی از این مفاهیم بر امری خارجی حمل می شود، در واقع بین یک امر ذهنی و خارجی ربطی برقرار شده است. ولی ملاصدرا بر این عقیده است که ربط میان امر ذهنی و خارجی محال است و طرفین ربط باید در ظرف تحقق ربط و اتصاف محقق باشند. اگر اتصاف در ذهن است، طرفین آن باید ذهنی باشند و اگر اتصاف در خارج است، طرفین آن باید در خارج باشند.
۷.

بررسی تطبیقی دیدگاه علامه طباطبایی و آیت الله مصباح یزدی

کلید واژه ها: وجودعلامه طباطباییاتصافعروضوجود رابطمعقول ثانی فلسفی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۴۵۰ تعداد دانلود : ۳۰۴
معقولات که از نوع مفاهیم کلی اند بر سه دسته تقسیم می شوند: معقول اول، معقول ثانی منطقی و معقول ثانی فلسفی. علامه طباطبایی معقول ثانی فلسفی را به مفاهیمی که عروض آنها ذهنی و اتصافشان خارجی اند تعریف کرده و نقش علم حضوری را در دستیابی به آن برجسته شمرده است. آیت الله مصباح یزدی این نوع از مفاهیم را مفاهیمی انتزاعی که حاکی از نحوة وجود است می داند و همچون استادش نقش علم حضوری را برجسته می شمارد. وی برای سنجش و کندوکاو ذهنی نقش زیادی قایل است و، از این رهگذر، دامنة معقولات ثانیه را گسترش داده است. ازآنجاکه علامه طباطبایی ثبوت خارجیِ وجود رابط را پذیرفته است، چگونگی ارتباط معقولات ثانیة فلسفی را با خارج به نحو وجود فی غیره تفسیر می کند. تحقق این مفاهیم را در خارج به نحو وجود رابط و فی غیره می داند. اما آیت الله مصباح یزدی تحقق مفاهیم فلسفی را صرفاً به وجود منشأ انتزاع دانسته، هیچ نحو وجودی حتی ضعیف برای مفاهیم فلسفی در خارج قایل نیست، چه ایشان تحقق خارجی وجود رابط و نسبت را در خارج قبول ندارد
۸.

معیار تمایز معقولات سه گانه (تحلیل نقدهای استاد مطهری بر آرای صدرالمتألّهین و حاجی سبزواری)

تعداد بازدید : ۱۸
مفاهیم کلی (معقولات) به سه دسته اولی، ثانی فلسفی و ثانی منطقی تقسیم می شوند. "صدرالمتألّهین"، انتزاع مفاهیم کلی از امور عینی و نیز نحوه وجود این مفاهیم در ذهن را ملاک تمایز معقولات قرار می دهد و "حاجی سبزواری"، معیار تمایز معقولات را در ذهنی یا عینی بودن ظرف عروض و اتصاف می داند. از طرفی، "مطهری" برمبنای نظریه وجود رابط و نفسی در دیدگاه صدرالمتألهین، معیار دیگری را مطرح می کند که ما از آن به معیار وجود شناختی تعبیر می کنیم و در آن ذهنی یا خارجی بودن وجود رابط و وجود نفسی معقولات، معیاری برای تمایز آن ها معرفی می شود. این مقاله ضمن تشریح معیارهای حاجی سبزواری و صدرالمتألّهین در این زمینه، نشان می دهد که این معیارها درحقیقت به یک امر واحد دلالت دارند و معیار وجود شناختی نیز تلفیقی از دیدگاه های حاجی سبزواری و صدرالمتألّهین است. همچنین این مقاله در تلاش است نقدهای مطهری را بر این معیارها بررسی کند و برای این نقدها، پاسخ هایی ارائه دهد و نشان دهد در غالب موارد، نقدهای مطهری بر آرای صدرالمتألهین و حاجی سبزواری وارد نیست.