مطالب مرتبط با کلید واژه " یاریگرى "


۱.

ساخت هاى جهانى همکارى همه گاهى و همه جایى بودن انواع جوهرى یاریگرى و مشارکت

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸۵۰ تعداد دانلود : ۳۷۱
"ساختارهاى رفتار آدمى ـ حتى رفتارهاى بیماران روانى ـ با تمام پیچیدگى ها و گوناگونى، نامحدود نیستند، بلکه قانونمند و قاعده پذیرند؛ در نتیجه، همه جایى و به اصطلاح جهان شمول هستند. و از آن جا که رفتارهاى آدمى افزون بر بسترهاى زیست شناسانه، رفتارهایى تاریخى و فرهنگى اند و امورى خلق الساعه نیستند، لذا همه گاهى یا زمان شمولند. تنها وجود ظواهر بسیار گوناگون و گاه فریبنده است که در نگاه هاى نخست این همگونى ها و اشکال ساخت یافته رفتارى را از چشم دور نگاه مى دارد. در چهار دهه گذشته، مولف آن چه را که نخست از رفتارهاى یاریگرانه آدمیان و انواع آن، محلى، خاص و بى همتا مى پنداشت، بتدریج در جاى هاى دیگر ایران و در زمینه هاى دیگر و با شگفتى گاه در سایر کشورها و فرهنگ ها و افزون بر آن، در دیگر زمان ها نیز یافته است. و لذا به تدریج ـ در این زمینه خاص ـ از شناخت ابتدایى مفاهیم سطحى و جزئى و شخصى به شناخت و مفاهیم عمقى تر، کلى تر و جمعى تر دست یافته است. شگفت آورتر از ساخت و کارکردهاى همسان انواع اصلى همکارى در میان گروه ها و جوامع انسانى موجود، و وجود این انواع در طول تاریخ و پیش از تاریخ، وجود صور ابتدایى و انواع همکارى در میان جانوران جهان، چه به شکل طبیعى خود و چه اخیراً به شکل آزمایشگاهى آن است که به شکل غیرقابل تصورى، گسل عظیم بین غریزه و فرهنگ را پشت سر نهاده است. این مقاله در پى توضیح و اثبات چنین مدعایى است. "
۲.

فضاى مفهومى مشارکت هم معنایى و ناهم معنایى یاریگرى (یاورى، تعاون) با مشارکت (انبازى) و همکارى

نویسنده:

کلید واژه ها: مشارکتیاریگرىدموکراسى

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی نظری
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی توسعه جامعه شناسی توسعه
تعداد بازدید : ۱۲۳۳ تعداد دانلود : ۶۹۲
"دشوارى تعریف و تحدید معناى اصطلاحى مشارکت به اندازه اى است که گاه تا حد وارونگى و تضاد پیش مى رود. این نوشته در چند صفحه نخست کوشیده است هم معنایى و نا هم معنایى، هم معنایى ناقص و کامل لغوى واژه مشارکت را با برخى واژگان مترادف و متباین همچون انبازى، خودیارى، همکارى، تعاون، معاونت، کمک، همیارى، دگریارى و یاریگرى را در زبان فارسى مشخص سازد. سپس با گذر از سطح معانى لغوى واژگان، در پى راه یابى به معناى اصطلاحى و جوهره مشارکت، نویسنده به ذکر تعاریفى پرداخته است، که در آن ها جوهره مشارکت یا اصطلاحاتى نظیر دموکراسى، قدرت بخشى، اختیاردهى، سازماندهى، دخالت دادن، دخالت جمعى، خوداتکایى، تعاون، خودیارى، عدم تمرکز، خودمختارى محلى و نظایر آن یکى دانسته شده است. کار بعدى نویسنده نقد این مناسبات و کوشش در راه تبدیل و تاویل این اصطلاحات به عوامل بنیادى ترى است که بتواند خواننده را به جوهره و ماهیت اصلى مشارکت نزدیک تر کند. در پایان، نشان داده شده که پژوهشگران ایرانىِ «مشارکت کار» با وجود اختلاف آراى بسیار در مسائل پیرامونى مشارکت، با شگفتى در مورد همسانى جوهره مشارکت و یاریگرى و زیر مجموعه هاى آن (خودیارى، همیارى و دگریارى) با یکدیگر متفق القولند. "