مطالب مرتبط با کلید واژه " خودانگیختگی "


۱.

تأثیر متقابل انگیزش درونی و تحریک بیرونی در پیروزی انقلاب‌ها

نویسنده:

کلید واژه ها: ایرانآمریکافرانسهمشروطیتانقلابدخالت خارجیخودانگیختگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۰ تعداد دانلود : ۴۸۳
این مقاله ضمن مطالعه تطبیقی دو انقلاب پیروز مشروطیت ایران و استقلال ایالات متحده تلاش می‌کند تا از میان عوامل مختلف که بر پیروزی انقلاب اثرگذار است دو عامل انگیزش درونی و تحریک بیرونی را بررسی و تأثیر متقابل هر یک از این دو عامل را تحلیل نماید. این مقاله با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و شیوه بررسی توصیفی و تحلیلی تلاش می‌کند در کنار توجه به اوضاع و احوال داخلی که به خودانگیختگی ملل تحت ستم انجامیده است، برنامه‌ریزی قدرت‌های بزرگ برای به بر هم وضع موجود در کشور انقلاب زده را تشریح نماید و نتیجه تأثیر متقابل این دو عامل را بر پیروزی انقلاب و پیامدهای بعدی آن تحلیل نماید.
۲.

رابطه بین هوش هیجانی و اثربخشی رهبری مدیران ورزشی

کلید واژه ها: اثربخشیهمدلیخودانگیختگی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی مدیریت ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی مدیریت ورزشی مدیریت منابع انسانی
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی مدیریت ورزشی سبک های رهبری و مدیریت
تعداد بازدید : ۶۵۹ تعداد دانلود : ۶۱۱
اثربخشی رهبری، یکی از عوامل موفقیت هر سازمانی محسوب می شود. بنابراین شناخت عواملی که می تواند با این عامل ارتباط داشته باشد، بسیار ارزشمند است. از این رو، هدف اصلی این تحقیق تعیین رابطه ی بین هوش هیجانی و اثربخشی رهبری از دیدگاه مدیران ورزشی بود. جامعه ی آماری این پژوهش، شامل کلیه ی مدیران وزارتخانه ی ورزش و جوانان، کمیته ملی المپیک و پاراالمپیک، آکادمی ملی المپیک و فدراسیون های ورزشی (331 N=) بود که با استناد به جدول مورگان، 180 نفر جهت انجام این تحقیق انتخاب شدند. در این تحقیق، از پرسش نامه ی 33 سؤالی هوش هیجانی سایبریا شرینگ (1998) و پرسش نامه ی محقق ساخته ی 36 سؤالی اثربخشی رهبری بر اساس مدل تالکوت پارسونز جهت جمع آوری داده ها و از روش آماری رگرسیون چندمتغیره، جهت تجزیه و تحلیل نتایج استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که اثربخشی رهبری با هوش هیجانی رابطه ی معنی داری دارد (05/0p<) و در بین خرده مقیاس های هوش هیجانی، دو خرده مقیاس خودانگیختگی و همدلی با اثربخشی رهبری رابطه ی معناداری داشتند (05/0p<). به طور کلی، نتایج این تحقیق نشان داد که هوش هیجانی عاملی مهم و پیش بینی کننده در اثربخشی رهبری مدیران ورزشی است. به نظر می رسد کنترل تمایلات عاطفی خود و درک احساسات و عواطف سایر افراد حاضر در محیط کاری از جانب مدیران بتواند به عنوان مؤلفه ای تاثیرگذار بر اثربخشی رهبری مدنظر قرار گیرد.
۳.

خدا و معمای فلسفه ی نقدی

نویسنده:

کلید واژه ها: فاهمهخودانگیختگینقد عقل محضفهم بشریمعمای فلسفه نقدیفرض جهان معقول

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی عصر جدید کانت تا ابتدای دوره معاصر ایده آلیسمِ آلمانی (قرون 18 و 19)
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۴۹
کانت در نقد عقل محض بر این موضع پافشاری کرد که فهم بشری تنها قادر به شناخت پدیدارهاست اما در نقد عقل عملی، واقعیت عینی خدا، اختیار و جاودانگی نفس را اثبات می کند. در نگاه نخست به نظر می رسد که نتیجه دو نقد در تعارض با یکدیگر است و کانت خود، از این مشکل به معمای فلسفه نقدی تعبیر کرده است. او ضمن طرح و حل مسئله، تصریح می کند که «ایده آلیسم استعلایی پدیدارها» و «فرض جهان معقول» دو رکن اساسی فلسفه ای واحد را تشکیل می دهند. براین اساس، او در نقد دوم پس از آنکه خدا را به مثابه یکی از مقتضیات عقل عملی اثبات می کند، فاهمه، اراده و آفرینندگی را به عنوان سه تعین بنیادین به خدا نسبت می دهد و در ادامه، این سه تعین بنیادین را با یک تعین بنیادین دیگر یعنی خودانگیختگی مرتبط می داند. کانت معتقد است که انتساب این تعینات به خدا و اثبات وجود او، مغایر با نتایج نقد اول نیست و برای رفع تعارض گاه به روش تمثیل متوسل می شود و گاه به کاربرد متفاوت مقولات در نقد اول و دوم. اما به نظر می رسد کانت با توسل به این شیوه ها نمی تواند مشکل تعارض میان دو نقد را مرتفع سازد.
۴.

وو- وی، مهم ترین وصف انسان کامل از دیدگاه لائوزی

کلید واژه ها: انسان کاملدائوخودانگیختگیوو-ویبی عملی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
در مکتب دائویی انسان کامل یا «شنگ ژن» به کسی اطلاق می شود که در هماهنگی با دائو و طبیعت عمل نماید. حکیم بودن در همراه بودن با دائو معنا می یابد و به همین جهت، ویژگی اصلی انسان فرزانه در مفهوم ""وو-وی"" یا ""بی عملی"" جلوه گر است. دائو آن حقیقتی است که سیر طبیعی و خودانگیختگی هر موجودی برآن استوار است، از این رو وظیفه هر فردی این است که در مسیر دائو مانعی ایجاد نکند و بگذارد دائو به سیر خود ادامه دهد. در نتیجه هرچیزی طبق خودانگیختگی و سیر تکوینی اش، به ظهور می رسد. دائو خود همیشه بدون عمل (وو- وی) است؛ با این حال همه چیز را به وجود می آورد. انسان در صورتی می تواند به حقیقت دست یابد و آن را در اختیار بگیرد که به طور طبیعی عمل کند؛ در واقع عمل نکردن چیزی جز همنوایی با دائو نیست. حکیم دائویی کسی است که اجازه می دهد جریانات عالم به آزادی در او و سراسر عالم سریان یابند و به دنبال آن، هم خود وی و هم جهان، در آرامش و سکون دائو به وحدت دست می یابند. وی همه پیش فهم های آموخته و اکتسابی را به کنار می نهد و وجود فردی خود را با همه اشیای عالم یکی می بیند. او از هرگونه تجاوز ارادی، ساختگی و تصنّعی درون طبیعت پرهیز دارد. همانطور که در طبیعت همه چیز خود به خود، در سکوت و آرامش به وجود می آید و طبیعت وظایف خود را بدون گزافه گویی و خودنمایی نمایان می سازد، آدمی هم باید امور را در مسیر طبیعی خود و به دور از اغراض و منفعت سنجی شخصی انجام دهد.
۵.

بررسی تأثیر آموزش فعال بر خودانگیختگی دانش آموزان نسبت به نماز

کلید واژه ها: خودانگیختگیآموزش نمازآموزش فعال

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه‌ تعلیم و تربیت
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و کودک، نوجوان و جوان
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۱۸۹
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش فعال بر خودانگیختگی دانش آموزان نسبت به نماز است . بدین منظور، مطالعه کیفی یک کارگاه آموزشی با موضوع آموزش مفاهیم کاربردی نماز، از حیث چگونگی تأثیرگذاری عناصر محتوا، ارزشیابی، فعالیت های یادگیری و روابط معلم و دانش آموز بر خودانگیختگی دانش آموزان نسبت به نماز، به عنوان محور اصلی اهداف و سوالات تحقیق، انتخاب شده است. قضاوت ها، انتخاب ها و آرزوهای 38 دانش آموز شرکت کننده در کارگاه، به عنوان منبع استنباط و ارزیابی وضعیت انگیزشی آن ها، پس از شرکت در کارگاه و از طریق مصاحبه و مشاهده ی عملکرد آن ها، مورد استفاده قرار گرفته است. تحلیل داده های جمع آوری شده بر اساس نقشه ی مفهومی استنباط شده در این پژوهش حاکی از آن است که بر اساس موضوع و موقعیت یادگیری و به میزان تأمین منابع انگیزش درونی (چالش، کنجکاوی، تخیل و کنترل) در عناصر کلیدی فرآیند یاددهی-یادگیری (محتوا، فعالیت های یادگیری، ارزشیابی و روابط معلم و دانش آموزان) و در نتیجه، زمینه سازی مشارکت فعال) ذهنی – عملی) دانش آموز همراه با تجارب هیجانی و عاطفی مثبت، رشد چشمگیری در انگیزه های درونی دانش آموزان نسبت به یادگیری و رفتارهای خودانگیخته آن ها به ویژه پایبندی آن ها به نماز به وجود می آید. علاوه بر این، بهره گیری از مربیان آگاه و توانا و نیز توجه به نقش خانواده، خصوصاً در حوزه ی تعلیم و تربیت دینی، تسهیلگر این فرایند خواهد بود.
۶.

قرابت/ غرابت جامعه شناسی مردم مدار و حوزه عمومی (برداشتی نظری برای طرح روایتی «دیگر» از جامعه شناسی مردم مدار و کاربست آن در ایران)

نویسنده:

کلید واژه ها: تکثرخودانگیختگیجامعه شناسی مردم مدارجامعه مدنیحوزه عمومیچرخش مردمیمراوده

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی علم و معرفت و تکنولوژی جامعه شناسی معرفت
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
جامعه شناسی مردم مدار در ایران چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ طرح این پرسشِ هنجاری از این بابت اهمیت دارد که جامعه شناسی مردم مدار در ایران مراحل اولیه صورت بندی را طی می کند. اما پاسخ به این پرسش تا حد زیادی وابسته به ویژگی های حوزه عمومی در ایران است، چرا که به ادعای این مقاله پایه و مایه جامعه شناسی مردم مدار در حوزه عمومی است. اما تلاش برای پرداختن به این پرسش در وهله نخست مستلزم جد و جهدی نظری در چیستیِ حوزه عمومی است. پس از آن می توان ضمن بررسی ویژگی های حوزه عمومی در ایران طرحی برای شرایط امکان جامعه شناسی مردم مدار در ایران درانداخت. در این مقاله، ابتدا به لحاظ نظری، رویکردهای غالب در خصوص چیستی حوزه عمومی مرور و نقد می شوند؛ رویکرد هابرماس و آرنت از آن جمله است. در حین این مرور نظری، ویژگی های روایت غالب از جامعه شناسی مردم مدار، یعنی روایتی که بوراووی از آن به دست داده است، نیز بررسی می شود و با تکیه بر روایت آرنت از حوزه عمومی تلاش می شود روایتی «دیگر» از جامعه شناسی مردم مدار پیش نهاده شود. پس از آن به مرور ویژگی های حوزه عمومی در ایران پرداخته خواهد شد و مصادیق آن، در شکل های نهادی و غیرنهادیِ آن، پرداخته می شود و نسبتِ هر یک از این مصادیق با روایت های پیش گفته از حوزه عمومی بررسی می شود. این مقاله، از جمله مدعی است که مختصات حوزه عمومی در ایران با روایت آرنت همخوانیِ بیشتری دارد تا روایت هابرماسی از آن. از این رو، جامعه شناسی مردم مدار در ایران در مسیری که پیشِ رو دارد باید ضمن بررسی مختصات این حوزه عمومی به نقد و آسیب شناسیِ آن نیز بپردازد. در انتهای مقاله، با تکیه بر ویژگی های حوزه عمومی در ایران، طرحی اولیه برای صورت بندیِ جامعه شناسی مردم مدار در ایران به دست داده می شود و محورهای نظری، روش شناختی و پژوهشیِ آن برشمرده خواهد شد.
۷.

خودانگیختگی در فلسفه نقّادی کانت و فلسفه لایب نیتس

نویسنده:

کلید واژه ها: آزادیلایب نیتسکانتخودانگیختگیخودانگیختگی نسبیخودانگیختگی مطلق

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی عصر جدید دکارت تا کانت عقل باوری ( قرون 16 و 17)
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی عصر جدید کانت تا ابتدای دوره معاصر
  3. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۹۷
خودانگیختگی، مفهوم اصلی در مبحث آزادی در نظام فلسفی کانت و لایب نیتس است. لایب نیتس این مفهوم را شرط ضروری آزادی و اختیار می داند و عموماً آن را در جایگاه نفی و ردّ هر نوع ضرورتی تعریف می کند. طبق نظر لایب نیتس هر جوهری صرفاً علّت حالات خودش است؛ بنابراین هر تغییری که در آن رخ دهد به گونه ای خودانگیخته حادث می شود. مفسّران فلسفه لایب نیتس، دو نوع خودانگیختگی را در فلسفه او مشخّص کرده اند: خودانگیختگی مونادی و خودانگیختگی عامل. کانت از سنّت لایب نیتسی این دیدگاه را پذیرفت که خودانگیختگی نه تنها اصل درونی عمل است، بلکه ذهن را جوهر اندیشنده می شناساند، اما با معرّفی دو نوع خودانگیختگی مطلق و نسبی، این مفهوم را تبیین می کند. فاهمه وقتی به متعلّق تجربه ای که باید در مقولات آورده شود، ارجاع می کند به صورت نسبی خودانگیخته است. عقل در قانون گذاری، پیروی و ترویج قانون اخلاقی مطلقاً خودانگیخته است، اما همین عقل وقتی در تأثیر اصول ناهمگون و تجربی طبیعت حسّی باشد، به شکل نسبی خودانگیخته است. قوّه حکم نیز وقتی بتواند تنها به متعلّق تجربه واقعی ارجاع شود، به صورت نسبی خودانگیخته است.
۸.

نقدی بر اختیارگرایی دکارتی

نویسنده:

کلید واژه ها: دکارتخودانگیختگیامکان های بدیلاراده آزادآزادی حکمهمسازگرایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۸
همسازگرایی دیدگاهی است که می گوید دترمینسم منطقاً با اراده آزاد همساز است و اختیارگرایی به عنوان شاخه ای از ناهمسازگرایی معتقد است در یک جهان دترمینیستی اراده آزاد امکان تحقق ندارد، ولی اراده آزاد محقق است؛ پس دترمینیسم نادرست است. آیا دکارت یک اختیارگراست؟  از این جهت که دوگانه انگاری این امکان را به «خود» می دهد تا علتی ورای علت های دیگر باشد، احتمالا او یک اختیارگراست. با وجود این خواهیم گفت، که اختیارگرایی او به جای تاکید بر مولّفه ناهمسازگرایانه «امکان های بدیل» بر مولفه همسازگرایانه «خودانگیختگی» مبتنی است. در نهایت می توان گفت که دیدگاه او از سه جنبة مهم همسازگرایانه محسوب می شود.
۹.

وحدت ساختاری میان زمان و من استعلایی در نقد عقل محض کانت

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۰
در این نوشتار، با تمرکز بر نقش زمان در امکان تألیف میان دو سوی حکم تألیفی پیشینی یا تألیف محض، یعنی شهود محض و مفهوم محض، تلاش می شود تا وحدت ساختاری میان این دو سوی تألیف، بر مبنای بنیاد مشترک میان آنها نشان داده شود. امکان تألیف محض، به معنای امکان برقراری وحدت میان زمان، به مثابه شهود محضِ فراگیر، و من استعلایی و محض، به منزله وحدت خودآگاهی استعلایی و بنیاد تمامیِ مفاهیم محض فاهمه است. برقراری وحدت میان این دو سو، توسط قوه خیال استعلایی صورت می گیرد و بدین ترتیب، وحدتِ مورد جستجو، در ساختار خیال استعلایی، یعنی وساطت میان دو حیث پذیرندگی و خودانگیختگی به ظهور می رسد. در این مقاله کوشش شده است تا بر مبنای ساختار بنیادینِ شهود محضِ زمان، به مثابه ساختار خودانفعالی یا پذیرندگیِ خودانگیخته، امکان وساطت قوه خیال میان شهود و مفهوم محض، و به واسطه آن، سرانجام – با توجه به تفسیر هایدگر از کانت - امکان وحدت و یکسانیِ آغازین و ناگفته میان ساختار زمان و من استعلایی آشکار شود. امکانی که بنیانگذاری فلسفه استعلایی کانت، یعنی بنیانگذاری سوژه متناهی به مثابه زمان در گروی آن است.