مطالب مرتبط با کلید واژه " فلسفة علم "


۱.

هرمنوتیک، پیش زمینه ها و تحولات آن

نویسنده:

کلید واژه ها: فهمهرمنوتیکفلسفة علممعرفت‏شناسیهستی‏شناسیحلقه هرمنوتیک

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸۰
چکیده تحولات مهم در تاریخ فلسفة علم در قرن بیستم عبارت‌اند از : گفتمان اول: پوزیتویسم و استقراگرایی، گفتمان دوم: ابطال‌گرایی کارل پوپر و برنامه پژوهشی لاکاتوش، گفتمان سوم: ساختارگرایی و نسبیت گرایی تامس کوهن و گفتمان چهارم: هرمنوتیک با چیره شدن هرمنوتیک بر عرصة فلسفة علم، تحوّل اساسی در زمینة روش‌شناسی صورت گرفت. انواع هرمنوتیک را می‌توان از دو دیدگاه طبقه بندی کرد : الف) از دیدگاه کاربرد آن ب) از دیدگاه دورة تاریخی این نوشتار ضمن پرداختن به پیش زمینه‌های اثرگذار بر هرمنوتیک، گزارش تحلیلی کوتاهی از انواع هرمنوتیک را ارائه می‌کند.
۲.

از رئالیسم انتقادی تا علم دینی بررسی و نقد آرای عماد افروغ در باب علم دینی

کلید واژه ها: علم دینیرئالیسم انتقادیفلسفة علمرئالیسم تعالی گرامعرفت طولی و ترکیبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۰ تعداد دانلود : ۶۵۹
خود مقدمتاً رویکرد رئالیسم انتقادی را رویکرد هماهنگ تری می یابد و متعاقباً می کوشد با ترکیب حکمت صدرایی با رئالیسم انتقادی و اتخاذ رویکرد معرفت طولی و هماهنگ و افزودن منابع معرفت وحی و شهود به منابع رئالیسم انتقادی، راهی به سوی علم دینی بیابد. کاری که خود وی هم اقرار دارد که هم چنان پروژه ای ناتمام است. وی با تأیید رویکرد جامعه شناختی درون گرایانه و پذیرش تأثیر جامعه در محتوای علم، در عین اصرار بر واقع گرایی، می کوشد تا مسیر توجیه علم دینی را هموارتر سازد.
۳.

مبانی متافیزیکی علوم طبیعی در تمدن اسلامی؛ بررسی موردی تأثیر آموزه های قرآنی بر دانش جغرافیا

نویسنده:

کلید واژه ها: قرآنمتافیزیکتمدن اسلامیجغرافیاعلوم طبیعیفلسفة علم

حوزه های تخصصی:
  1. تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن
  2. تاریخ فلسفه تاریخ مباحث نظری
  3. علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ اسلام تاریخ تمدن اسلامی
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۸۷
تأثیرپذیری علم از مبانی متافیزیکی از مسائل بنیادین فلسفه علم است که ارتباط نزدیکی با مسئله اسلامی سازی علوم دارد. مقالة حاضر با تکیه بر دیدگاه های فیلسوفان جدید علم مانند پوپر، لاکاتوش، کوهن و برت و با الهام از آرای سید حسین نصر درباره ابتنای علوم اسلامی بر اصول دین اسلام، در بررسی موردی دانش جغرافیا کوشیده است بخشی از این اصول را که ملهم از قرآن است، شناسایی کند. با توجه به فراوانی چشمگیر منابع جغرافیایی در گسترة تمدن اسلامی، در این مقاله سه کتاب صوره الأرض، معجم البلدان و تقویم البلدان واکاوی شده اند. افزون بر نگاه خاص قرآن به سودمندی علم که بر کارکردهای دینی و اجتماعی دانش جغرافیا اثر گذاشت، به نظر می رسد این آموزه ها نیز بر دانش جغرافیا تأثیرگذار بوده اند: سلسله مراتب هفت گانه هستی، پیوند جغرافیا با تاریخ و وجه عبرت آموزی آن، اماکن مقدس مذکور در قرآن و مؤلفه های جغرافیایی این جهانی قرآن مانند آب، گیاهان، حیوانات، کوه ها و راه ها.
۴.

آموزه امت اسلامی در قرآن و بازاندیشی در قابلیت های فرهنگی و تمدنی آن

کلید واژه ها: قرآنمتافیزیکتمدن اسلامیجغرافیاعلوم طبیعیفلسفة علم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۸ تعداد دانلود : ۳۶۶
تاکنون موضوع «امت» و «امت اسلامی» بیشتر با رویکرد علوم اجتماعی مورد توجه بوده و کمتر از منظر فرهنگی و تمدنی به آن پرداخته شده است. این نوشتار خواهد کوشید با رویکردی توصیفی تحلیلی و با استناد به مؤلفه های امت از منظر قرآن به تبیین مفهوم و نقش امت در فرایند ساخت تمدن اسلامی پرداخته تا وانماید که این نظریه چه قابلیت ها و ظرفیت هایی در باروری فرهنگی و نیز تمدن سازی دارد. بدیهی است که «مدینة النبی» و دوره رشد و شکوفایی تمدن اسلامی، صورت تاریخی و اساس تحلیل آن است. انسجام و همبستگی وثیق اجتماعی، آرمان سازی برای تحولات اجتماعی و کارکردهای هویت بخش ازجمله یافته های این تحقیق در قابلیت ها و ظرفیت های فرهنگی و تمدنی این آموزه می باشد. این جستار؛ «ایجاد عقیده مشترک»، «همسویی در اراده و اندیشه اقوام و ملل»، «درانداختن آیین های همگانی»، «نفی مرزبندی های قبیله ای، اجتماعی، قومی و نژادی» و «یکسان سازی و تمایزسازی توأمان» را از قابلیت ها و کارکردهای هویت بخش آموزه امت اسلامی می داند.
۵.

از فلسفة علم تا فلسفة علوم انسانی (درآمدی بر فلسفه علوم انسانی از نظرگاه هیدگر)

نویسنده:

کلید واژه ها: علوم انسانیهیدگرفلسفة علمپدیدارشناسی هرمنوتیکیدازینحیث تاریخی

حوزه های تخصصی:
  1. فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی عصر جدید کانت تا ابتدای دوره معاصر
  2. فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه علم
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۹۹
پرداختن به فلسفة علوم انسانی بدون طرح بحث از فلسفة علم امکان پذیر نیست. هیدگر هرچند به صراحت به فلسفة علوم انسانی ورود نکرده است، با توجه به ایده هایی که در باب فلسفة علم طرح کرده و نیز از طریق تتبع در مطاوی برخی آثار و درس گفتارهای وی، امکان طرح پرسش از فلسفة علوم انسانی وجود دارد. با عنایت به مناقشاتی که پدیدارشناسی هرمنوتیکی هیدگر درحوزة علم ایجاد کرده است و نیز تحلیلی که او از انسان به مثابه دازین و حیث تاریخی دازین ارائه می کند، زمینه برای طرح جدی فلسفة علوم انسانی نیز فراهم می گردد. این جستار می کوشد حلقة وصلی میان دعاوی هیدگر در باب علم به نحو عام و نسبت این دعاوی وی با علوم انسانی برقرار سازد و نشان دهد رویکرد فلسفی هیدگر در قبال علم نه تنها قابلیت تعمیم به ساحت علوم انسانی دارد، بلکه علوم انسانی را نیز با پرسش های بنیادینی مواجه می سازد. در پایان با توجه به تأملات ظریفی که هیدگر در باب هرمنوتیک و فهم و تفسیر دارد و قواعدی را که او و پیروان او برای آن بر می شمارند، نشان دادیم که چگونه این قواعد می تواند اعتبار بیناذهنی برای علوم انسانی ایجاد کند یا عینیتی برای مضامین و محتویاتی که در این سنخ از معرفت وجود دارد، بیافریند.