مطالب مرتبط با کلید واژه " بهروزی "


۱.

انتقاد و انتقادپذیری

نویسنده:

کلید واژه ها: سلامتمدیراننقدتکامل اجتماعیاجتماعپاسخ گویینصیحتخیرخواهیبهروزی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴۸۲
نقادی و نقد پذیری در راستای پرسش گری و پاسخ گویی، برای کمال و اصلاح اجتماع، سرمایه‏ای است بس گران‏بها. شناخت کاستی‏ها و نواقص و تلاش در جهت رفع آنها، گامی مقدس در مسیر فلاح فرد و جامعه است. به جای پاسخ گویی خود را به نادانی زدن، پرده پوشی بر آنچه بوده و هست یا انکار نواقص و مشکلات، واقعیت‏ها را عوض نکرده و دردی را درمان نمی‏کند. مدیریت مبتنی بر دیانت و خرد و هیأت حاکمه‏ی ارزش مدار و الهی، همواره در جستجوی آن است که در مسیر تکاملی خود، آفت‏ها و آسیب‏ها را بشناسد و بزداید. اگر فرهنگ نقد و انتقاد پذیری رایج گردد، آداب و مرزهای روایی و ناروایی انتقاد و ویژگی‏های ناقدان روشن شود و ناقدانی بنیاد بصیر به عرصه‏ی نقد ورود یابند، بسیاری از تنش‏ها و کشمکش‏ها فروکش کرده و بسیاری از ضعف‏ها، نقص‏ها و کاستی‏ها زمینه‏ی ظهور نمی‏یابند. به خصوص اگر مدیران از لاک خودمطلق‏انگاری و خودبرتربینی درآمده و معتقد باشند که در معرض خطایند، به سادگی در می‏یابند که هیچ کس بی‏نیاز از تذکر و انتقاد از ناحیه‏ی دیگران نبوده و حتی امام علی علیه‏السلام ، با آن مقام عصمت و عظمت، از مردم می‏خواهند تا از ابراز سخن حق و خیرخواهی نسبت به روش حکومت خودداری ننمایند. (فیض‏الاسلام، 1351 ، خطبه‏ی 207) و می‏فرمایند: «مردمی که خیرخواه یکدیگر نیستند و از خیرخواهان نیز استقبال نمی‏کنند، از سعادت و بهروزی بدورند.» (آمدی، 1997 ، ج 7 ، 372) و نیز می‏فرمایند: «بدترین برادران دینی تو آنانی هستند که با چرب زبانی و دورویی با تو رفتار می‏کنند و عیب تو را از خودت می‏پوشانند.» (محمدی ری شهری، 1363 ، ج 7 ، 146) و در جای دیگر می‏فرمایند: «کسی که زشتیت را از تو پوشیده دارد، دشمن تو است.» (محمدی ری شهری، 1363 ، ج 7 ، 350) کسانی هم که مورد انتقاد واقع می‏شوند، نباید نقد و انتقاد را کینه و عداوت تلقی کنند و آن را تضعیف موقعیت خود بدانند، چرا که در یک چرخه‏ی صحیح نقد و انتقاد پذیری، منتقد برادری دل سوز، تیزبین و خیرخواه است که با نمایاندن نواقص و کاستی‏ها به دنبال بهبود وضعیت موجود است. براین اساس، مقوله‏ی نقد را گشوده و آداب و وظایف ناقدان و نقد شدگان را در راستای برآوردن عملی امر پاسخ گویی به معرض بررسی نهاده‏ایم و کوشیده‏ایم تا این فرهنگ را در جامعه، به عنوان یک رسالت، مطرح نماییم.
۲.

نقدی بر کتاب «زندگی خوب: یکپارچه سازی فلسفه و روانشناسی بهروزی»

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۵
فیلسوفان همواره نظریه هایی درباره ی چیستی بهروزی به دست داده اند اما از روانشناسی غافل بوده اند و روانشناسان نیز در بحث های خود از بهروزی، هیچ نظریه ای درباره ی چیستی آن در اختیار نداشته اند. مایکل بیشاپ در کتاب زندگی خوب: یکپارچه سازی فلسفه و روانشناسی بهروزی می کوشد تا این دو حوزه ی ظاهراً از هم جدا را با یکدیگر و تحت رویکردی جامع متصل سازد و حاصل نیز تقریر چارچوب نویی برای فهم زندگی خوب و بهروزی است. این چارچوب، نظریه ی شبکه ای است، شبکه ای خودکفا و خودبسنده از احساسات و عواطف مثبت، نگرش های مثبت، ویژگی های مثبت، دستاوردهای مثبت و تعامل سازنده و کامیاب با جهان که چارچوبی علی و معلولی فراهم می آورد. مقاله ی کنونی به طور خاص با تأکید بر رویکرد جامع نویسنده و نظریه ای شبکه ای علی، کتاب را معرفی می کند. در انتها نیز به طور خاص نکاتی انتقادی را در خصوص روش شناسی نویسنده و نیز محتوای نظریه ی شبکه ای وارد می سازد که بیشتر به مسأله ی اعتبار هنجارگذارانه ی این نظریه در قیاس با سایر نظریه های درباره ی بهروزی مربوط می شود.