مطالب مرتبط با کلید واژه

مقوله دستوری


۱.

انواع و نقش مقوله‌های تصوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: معنایی مقوله های تصوری مقوله لغوی مقوله دستوری مقوله های درونی مقوله های پایه ای عنصر پایه ای مقوله های منطقی روانشناسانه مقوله های زبانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۴ تعداد دانلود : ۲۲۷۶
در مقاله حاضر مسائل مربوط به تعیین موقعیت مقوله تصوری مورد بررسی و مطالعه قرار می گیرد. این مقوله به عنوان یک مقوله جامع بررسی می شود و اساس اندیشه ساختار زبانی و گسترش آنها در گفتار به عنوان یکی از مسائل پیچیده و جالب در علم زبان شناسی محسوب می شود. تجزیه و تحلیل پیدایش و پیشرفت ساختار زبانی از موضوعات مورد بحث و مطرح به شمار می آید و اعتبار ویژه در این زمینه به قشر زیرین ذهن گرایانه تعلق می گیرد. در مقاله سعی می شود که انواع و نقش مقوله تصوری به عنوان یک شکل اساسی در پروسه تفکر و اندیشه، مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد.
۲.

مقوله های زبانی در علم صرف روسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: مقوله دستوری مقوله های زبانی انواع لغوی دستوری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۲
در نتیجه مطالعه دستوری واژه در حوزه علم صرف روسی، دو نوع مقوله زبانی از یکدیگر متمایز می شوند. این دو مقوله عبارتند از: «مقوله دستوری» و «انواع لغوی-دستوری». تعیین مقوله های دستوری با استناد به یک سری خصوصیات دستوریِ واژه انجام می پذیرد. زبان شناسان و دستور نویسان روس با لحاظ نمودن معیارهای متفاوت، مقوله های دستوری را به انواعی تقسیم می کنند. در تعیین انواع لغوی دستوری، علاوه بر خصوصیات دستوری، یک سری خصوصیات لغوی و معنایی نیز در نظر گرفته می شوند. انواع لغوی-دستوری را در ارتباط با واژه ها باید یک مقوله درون طبقه ای دانست که در درون اقسام کلمه مختلف مشخص می شوند.
۳.

تعیین مقوله دستوری واژگان چندنقشی در فرهنگ های لغت زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۳۲۴
تعیینِ مقولة دستوریِ واژه­ های چندنقشی- واژه­ هایی که در نقش چندین مقوله دستوری ظاهر می­شوند، یکی از مشکلات فرا­روی فرهنگ­ نویسان است. ابهامِ مقوله‌های دستوری و هم­پوشی میانِ آن‌ها و برخی فرآیندها مانند حذف، کوتاه­ شدگی و تغییرمقوله از جمله عوامل مؤثر در چندنقشی شدن واژه­ ها هستند. برخی از این عوامل، بر مقولة دستوری واژه­ ها تأثیری پایدار نهاده و برخی دیگر فقط سبب تغییر نقشی می­شوند که در شرایط ویژه‌ای صورت می­گیرد. تمییز این دو از یک‌دیگر برای فرهنگ­ نویسان و دستور­نویسان امری ضروری است. در این پژوهش، برای دست­یابی به معیارهای تفکیک هر یک از این فرآیندها، 1172 واژة دو­مقول ه­ای اسم و صفت از فرهنگ سخن (Anvari, 2014)، گرد­آوری شده و به روش تفسیری و تأویلی مورد تحلیل قرار­گرفتند. در پایان، مشخص شد بخش مهمی از تغییرِ رفتارِ این واژه­ ها، پیامدِ نوعی ساده­ سازی نحوی و نتیجة فرآیندهایی مانند حذف ارجاعی و یا ناشی از هم­پوشی نقش دستوری میانِ طبقه‌های دستوری است که نباید در فرهنگ ­های لغت در نظر گرفته شوند.