مطالب مرتبط با کلید واژه

ثبات شخصیت


۱.

دین و بهداشت روان

نویسنده:

کلید واژه ها: آرامش روان خودشکوفایی ثبات شخصیت سه گانه بینش گرایش و کنش خوش بین سازی وجدان گرایی و وجدان ستیزی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۳۷
این نوشتار، بخش دوم سخنی است که با هدف تبیین ساز و کارهای تامین بهداشت روانی در دین نوشته شده است. در شماره پیشین، چیستی بهداشت روانی در مکتب‏های گوناگون روان‏شناسی و نیز اسلام بررسی شد. سپس برخی از مؤلفه‏های بهداشت روان را که مورد توجه پژوهشگران غربی است، ارائه شد. در این شماره، از میان دیگر مؤلفه‏های بهداشت روان که در دین فراهم می‏آید، به چهار مورد می‏پردازیم: ثبات شخصیت؛ خودشکوفایی؛ هماهنگی در سه‏گانه بینش، گرایش و کنش و رفع اضطراب. راه‏کارهای اسلام برای رسیدن به خودشکوفایی عبارتند از: تقویت روحیه تعهدپذیری آدمی و جلوگیری از آزادی افسارگسیخته؛ ضعف دل‏بستگی‏های مادی؛ ایجاد انگیزه قوی؛ جهت‏دهی انگیزه‏ها؛ تحقق هدف‏های تعلیم و تربیت دینی و خودشناسی. برای هماهنگی در سه‏گانه بینش، گرایش و کنش، اسلام به هدایت در هر سه جنبه می‏پردازد. بسترهای لازم را برای حفظ در مسیر و بازگشت خطاکار فراهم می‏سازد و در نتیجه، بسترساز بهداشت روانی است. این دین خاتم، برای اضطراب‏زدایی و رساندن به آرامش روان، ساز و کارهای متفاوتی در عرصه‏های مختلف ذهن، دل و رفتار دارد که برخی از راه‏کارهای ذهنی و بینشی آن عبارتند از: ارتقای معرفت و جلوگیری از آشفتگی بینش؛ رفع کاستی شناختی؛ خداباوری؛ ایجاد، حفظ و رشد تدریجی جهان‏بینی الهی و خوش‏بین‏سازی. آخرین راه‏کار آرامش‏زا که در این نوشتار بدان می‏پردازیم، موضوع فطرت و احیای آن است. در این بخش، از اضطراب‏زایی پایمالی اخلاق و وجدان و ساز و کار تقویت وجدان در دین سخن به میان می‏آید.
۲.

بررسی ملاک این همانی عددی نفس از دیدگاه ابن سینا و صدرالمتألهین

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۹۴
هویت شخصی، مسئله ای پردامنه است. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی به بررسی ملاک این همانی عددی نفس از دیدگاه ابن سینا و صدرالمتألهین می پردازد. ابن سینا حقیقت انسان را نفس مجرد می داند. ایشان قایل به عدم حرکت جوهری و ثبات نفس است؛ لذا به راحتی می تواند ثبات و این همانی عددی نفس را اثبات کند؛ ولی از آنجا که حرکت جوهری نفس در حکمت متعالیه به اثبات رسیده است، دیدگاه ابن سینا در این همانی عددی نفس دچار خلل می شود. صدرالمتألهین با اعتقاد به حرکت جوهری نفس و تغییر تدریجی آن در اثبات این همانی عددی نفس دچار تهافت بدوی شده است؛ زیرا حرکت جوهری نفس با ثبات آن ناسازگار است؛ اما این تهافت بدوی با ارائه دو تقریر از حرکت جوهری رفع می شود: تقریر حرکت جوهری امتدادی که به معنای اتصال وجودی است و تقریر حرکت جوهری غیر امتدادی که نفس را در زمان دوم امتداد گذشته نمی داند، بلکه همان فرد گذشته و به همراه سعه وجودی می داند. از آنجا که تقریر اول بر خلاف تقریر دوم فرد گذشته را معدوم می شمارد، پس تنها تقریر دوم می تواند ملاک صحیح این همانی عددی نفس باشد.