مطالب مرتبط با کلید واژه " آزمون وینگیت "


۱.

بررسی همبستگی بین آزمون میدانی RAST و 300 یارد رفت و برگشت با آزمون وینگیت در اندازه گیری توان بی هوازی بازیکنان فوتسال

کلید واژه ها: آزمون وینگیتآزمون 300 یارد رفت و برگشتآزمون RAST

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲۸ تعداد دانلود : ۶۷۵
این پژوهش به منظور بررسی میزان همبستگی بین آزمون های میدانی RAST و 300یارد رفت و برگشت با آزمون وینگیت در اندازه گیری توان بی هوازی بازیکنان فوتسال و امکان جایگزینی آن ها انجام شد. آزمودنی های این پژوهش 30 نفر از بازیکنان تیم فوتسال دانشگاه تربیت مدرس بودند که حداکثر، حداقل، و میانگین توان بی هوازی و شاخص خستگی با استفاده از آزمون های وینگیت وRAST ، و زمان انجام 300 یارد رفت و برگشت در آن ها اندازه گیری شد. ضریب همبستگی پیرسون جهت بررسی میزان همبستگی بین متغیرها به کار رفت. نتایج نشان داد بین حداکثر، حداقل، و میانگین توان به دست آمده از آزمون وینگیت و RAST همبستگی معناداری وجود دارد [59/0=1r(01/0>P)، 64/0=2r(01/0>P)، 45/0=3r(05/0>P)]؛ ولی بین شاخص خستگی به دست آمده از آزمون میدانی RAST و وینگیت همبستگی معناداری وجود نداشت [04/0=4r]. بین حداکثر، حداقل، و میانگین توان و شاخص خستگی به دست آمده از آزمون وینگیت و زمان انجام 300 یارد رفت و برگشت همبستگی معناداری مشاهده نشد [24/0-=1r، 28/0-=2r، 24/0-=3r، 16/0-=4r]. بین حداکثر، حداقل، و میانگین توان به دست آمده از آزمون RAST و زمان انجام 300 یارد رفت و برگشت همبستگی منفی و معناداری وجود داشت [43/0-=1r(05/0>P)، 53/0-=2r(01/0>P)، 63/0-=3r(01/0>P)]، اما بین شاخص خستگی به دست آمده همبستگی معناداری دیده نشد [03/0=4r]. نتایج این پژوهش نشان می دهد آزمون میدانی RAST آزمون معتبری در اندازه گیری توان بی هوازی است و امکان جایگزینی آن با آزمون وینگیت که نیازمند وسایل گران قیمت است وجود دارد. در حالی که آزمون 300 یارد رفت و برگشت از وضعیت مشابهی برخوردار نیست که احتمالاً به دلیل ماهیت متفاوت آن در مقایسه با آزمون وینگیت است.
۲.

روایی سنجی برخی متغیرهای فیزیولوژیکی آزمون بی هوازی دوی سرعت (RAST) و آزمون وینگیت در بازیکنان تیم ملی فوتسال

کلید واژه ها: توان بی هوازیآزمون وینگیتآزمون RASTلاکتاتفوتسال

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲۰ تعداد دانلود : ۷۶۸
هدف این تحقیق عبارت است از سنجش روایی متغیرهای فیزیولوژیکی آزمون بی هوازی دوی سرعت (RAST) با توجه به آزمون وینگیت. 25 بازیکن تیم ملی فوتسال مردان با سن 24/3±21/23 سال، BMI 1±35/23 کیلوگرم بر مترمربع، و چربی بدن 84/1±93/12 درصد آزمون های وینگیت 30 ثانیه و RAST را برای برآورد شاخص های توان بی هوازی (اوج، حداقل، میانگین توان بی هوازی، و شاخص خستگی) به فاصله چهار روز از یکدیگر اجرا کردند. همچنین، تغییرات ضربان قلب و لاکتات خون بلافاصله، 30 ثانیه، و 2 دقیقه پس از دو آزمون با ضربان سنج پولار و دستگاه لاکتومتر تعیین شد. روایی هم زمان متغیرهای آزمون RAST در برابر آزمون وینگیت با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و t ستیودنت در گروه های هم بسته تعیین شد. یافته های تحقیق نشان داد بین حداکثر، حداقل، و میانگین توان بی هوازی دو آزمون همبستگی متوسط و معناداری وجود دارد (5/0=r 01/0 > P، 52/0=r 01/0 > P، 49/0=r 01/0 > P) ولی بین شاخص خستگی دو آزمون همبستگی معناداری مشاهده نشد (15/0=r). میزان لاکتات خون بلافاصله، 30 ثانیه، و 2 دقیقه (16/0=r، 08/0 =r، 12/0 =r)، همچنین ضربان قلب بلافاصله و 30 ثانیه پس از دو آزمون همبستگی معناداری نداشتند (35/0 =r، 22/0 =r). اما ضربان قلب 2 دقیقه پس از دو آزمون همبستگی معناداری داشتند (39/0 =r 01/0 > P). هر چند اختلاف معناداری بین شاخص های اوج، حداقل، و میانگین توان بی هوازی، شاخص خستگی، و ضربان قلب بلافاصله و 30 ثانیه پس از دو آزمون مشاهده شد (05/0 > P)، اما عدم وجود اختلاف معنادار بین لاکتات خون زمان های منتخب پس از دو آزمون نشان دهنده میزان فشار فیزیولوژیکی تقریباً مشابه در این دو آزمون است. با توجه به یافته های تحقیق می توان از آزمون RAST نیز که ویژگی بیشتری با رشته فوتسال دارد، برای تمرین و برآورد توان بی هوازی بازیکنان فوتسال استفاده کرد اما با توجه به تفاوت های موجود نمی توان کاملاً آن را جایگزین آزمون وینگیت کرد.
۳.

تأثیر برنامة تمرین تناوبی سرعتی شدید بر اجرای هوازی و بی هوازی مردان تمرین نکرده

کلید واژه ها: آزمون وینگیتتمرین تناوبی سرعتیاجرای هوازی و بی هوازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸۰ تعداد دانلود : ۷۳۷
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر چهار هفته تمرین تناوبی سرعتی شدید بر اجرای هوازی و بی هوازی مردان تمرین نکرده است. 14 دانشجوی مرد تمرین نکرده که داوطلبانه در این پژوهش شرکت کرده بودند، به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. پیش و پس از تمرینات، آزمودنی ها آزمون ورزشی فزاینده ای برای تعیین VO2max و توان بیشینه در VO2max(Pmax)، آزمون زمان تا واماندگی با Pmax(Tmax) و سه آزمون متناوب وینگیت را با چهار دقیقه بازگشت به حالت اولیه بین هر آزمون اجرا کردند. همچنین میزان لاکتات خون در زمان استراحت و در دقیقه های 3 و 20 بعد از آخرین آزمون وینگیت اندازه گیری شد. پروتکل تمرین تناوبی سرعتی شامل سه تا پنج تکرار 30 ثانیه ای آزمون وینگیت با تمام توان به همراه چهار دقیقه بازگشت به حالت اولیه بین تکرارها بود که سه روز در هفته برای دوره ای چهار هفته ای اجرا می شد. گروه کنترل هیچ برنامة تمرینی ای اجرا نمی کردند. بررسی داده ها، با استفاده از آزمون های t مستقل، t زوجی، تحلیل واریانس با اندازه گیری های تکراری در سطح 05/0P< نشان داد در گروه تجربی، پس از تمرینات، VO2max،Pmax ، Tmax، حداکثر برون ده توان، میانگین برون ده توان، کل کار انجام شده و حداکثر لاکتات خون افزایشی معنی دار و لاکتات دورة بازگشت به حالت اولیه کاهشی معنی دار یافت (05/0> P).در گروه کنترل، تغییر معنی داری در هیچ یک از متغیرها مشاهده نشد (05/0P>). یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می کند که یک دوره تمرین تناوبی سرعتی شدید با توجه به حجم بسیار کم آن (به طور میانگین 2 دقیقه در هر جلسه) اجرای هوازی و بی هوازی را بهبود می بخشد.
۴.

تأثیر مصرف مکمل زعفران بر تغییرات سطوح آنزیمی سوپراکسایددیسموتاز و کاتالاز طی یک جلسه فعالیت شدید بی هوازی در زنان جوان

کلید واژه ها: آزمون وینگیتمکمل زعفرانسوپراکسید دیسموتازکاتالاز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۱ تعداد دانلود : ۴۵۳
آگاهی ورزشکاران از فواید استفاده از مکمل های ضداکسایشی گوناگون برای تقویت دستگاه ضداکسایشی بدن، موجب مصرف فراوان این مواد توسط آن ها شده است. از طرفی، به دلیل اثرات نامطلوب مکمل های شیمیایی، جایگزین کردن مواد و ترکیبات طبیعی به جای مواد شیمیایی ضروری به نظر می رسد. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مصرف مکمل گیاهی زعفران طی یک جلسه فعالیت بی هوازی بر تغییرات سطوح آنزیمی سوپراکسایددیسموتاز (SOD) و کاتالاز (CAT) پلاسمای زنان جوان تمرین کرده انجام شده است. برای این منظور 10 دانشجوی دختر رشته تربیت بدنی (میانگین±انحراف معیار سن، 87/1±27/21 سال و وزن، 60/2±88/54 کیلوگرم) به صورت تصادفی انتخاب شدند. آزمودنی ها پس از 12 ساعت ناشتایی در آزمایشگاه حاضر شدند و بعد از مصرف کپسول های حاوی زعفران آزمون وینگیت را اجرا کردند. آزمودنی ها مجدداً پس از سه روز بی تمرینی آزمونی مشابه جلسه اول اجرا کردند، اما این بار به جای زعفران از دارونما استفاده شد. برای سنجش فعالیت آنزیم های SOD و CAT به روش رنگ سنجی شیمیایی در هر جلسه در سه مرحله (ناشتا، پس از مصرف زعفران یا دارونما و پس از انجام آزمون) از آزمودنی ها نمونه خونی گرفته شد. برای مقایسه تغییرات پارامترها در پاسخ به مکمل و ورزش در دو گروه از آزمون t مستقل و برای مقایسه درون گروهی داده ها از تحلیل واریانس مکرر (یک طرفه) استفاده شد. تحلیل آماری داده ها نشان داد سطوح استراحتی SOD وCAT در جلسه مکمل پس از مصرف زعفران کاهش و پس از انجام فعالیت افزایش معنی داری داشت (05/0P<). این تغییرات، در مقایسه با جلسه کنترل برای SOD در هر دو مرحله معنی دار بود، اما برای CAT کاهش در هر دو مرحله معنی دار نبود. بر اساس یافته های تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت که احتمالاً مصرف مکمل زعفران قبل از انجام فعالیت ورزشی می تواند محرک مناسبی برای بهبود و افزایش کارآیی دستگاه ضد اکسایشی باشد.
۵.

اثر کوتاه مدت دو نوع تمرین تناوبی با شدت بالا بر سطح پلاسمایی TNF-α، IL-6،CRP و نیمرخ لیپیدی زنان دارای اضافه وزن

کلید واژه ها: آزمون وینگیتآزمون رستتمرینات تناوبی با شدت بالاعوامل التهابی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی علم تمرین
  3. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی ایمونولوژی ورزشی
  4. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی فیزیو لوژی ورزشی بیوشیمی و متابولیسم ورزشی
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر چهار هفته تمرین تناوبی با شدت بالا با تحمل وزن و بدون تحمل وزن بر عوامل التهابی TNF-α, IL-6، CRP و نیمرخ لیپیدی به عنوان عوامل پیشگیری احتمال ابتلا به بیماری قلبی- عروقی در زنان دارای اضافه وزن بود. شانزده زن غیرورزشکار (سن 5±30 سال، وزن11/13±48/75کیلوگرم، قد 59/2±50/165سانتی متر و شاخص توده بدنی20/4±73/27 کیلوگرم بر متر مربع) داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها در دو گروه تمرین تناوبی با شدت بالا (آزمون بی هوازی رست) و آزمون بی هوازی وینگیت به صورت تصادفی تقسیم شدند، و به مدت 4 هفته و هفته ای 3 جلسه (بین 3 تا 6 آزمون رست یا وینگیت در هر جلسه) تمرینات خود را انجام دادند. 24ساعت قبل و 24 ساعت پس از پایان تمرینات نمونه های خونی از آزمودنی ها گرفته شد و نتایج با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، تحلیل کوواریانس و t وابسته در سطح معنا داری 05/0P< تجزیه وتحلیل شد. نتایج کاهش معنا دار میزان پلاسمایی TNF-α، IL-6 و CRP و بهبود نیمرخ لیپیدی (به جز HDL-C) را در هر دو گروه تمرینی نسبت به قبل از شروع تمرینات نشان داد( 05/0(P<. هرچند پس از دوازده جلسه تمرین، تفاوت معنا داری بین دو گروه تمرینی در عوامل التهابی و نیمرخ لیپیدی اندازه گیری شده مشاهده نشد (05/0<P)، نتایج بیانگر آن است که حتی دوره های کوتاه مدت تمرینات تناوبی با شدت بالا می تواند مقادیر عوامل التهابی مرتبط با بیماری های قلبی- عروقی را کاهش دهد، هرچند نوع تمرینات از منظر تحمل وزن یا بدون تحمل وزن تفاوت معنا داری را ایجاد نمی کند.