مطالب مرتبط با کلید واژه " نارسایی های شناختی "


۱.

مقایسه بین نارسایی های شناختی و مولفه های فراشناخت با توجه به متغیر تعدیلی میزان سوانح شغلی

کلید واژه ها: نارسایی های شناختیمولفه های فراشناختسوانح شغلی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری فراشناخت
تعداد بازدید : ۱۵۳۰ تعداد دانلود : ۷۲۹
" مقدمه: این پژوهش نقش تعدیلی متغیر سانحه شغلی را در رابطه بین نارسایی­های شناختی و مولفه­های فراشناخت مورد بررسی قرار داد. روش: پژوهش حاضر از نوع رابطه­ای است. جامعه آماری 4726 نفر از کلیه کارکنان زن و مرد (رسمی و غیر­رسمی) یک کارخانه تولید ماشین در سال 1386 بودند. در نهایت 254 نفر به­عنوان نمونه آماری مورد مطالعه قرار گرفتند. پرسش­نامه نارسایی­های شناختی و (CFQ) و پرسش­نامه فراشناخت ( MCQ ) ابزار جمع­آوری داده­ها بودند. شرکت­کنندگان براساس میزان سوانح به دو گروه با سوانح و بدون سوانح تقسیم شدند. به­منظور بررسی ارتباط و مقایسه بین متغیرها از روش­های آمار توصیفی مناسب­، همبستگی­، آزمون T مستقل و تحلیل عاملی استفاده شد. یافته­ها: بین دو گروه از نظر میزان فراشناخت و نارسایی­های شناختی تفاوت معنی­دار وجود داشت. همچنین رابطه بین نارسایی­های شناختی و مولفه­های فراشناخت در دو گروه معنی­دار بود. نتیجه­گیری: نارسایی شناختی در سنخ صبح (افرادی که بیشترین آگاهی و هوشیاری را در صبح دارند) از افراد سنخ عصر (افرادی که بیشترین آگاهی و هوشیاری را در عصر دارند) بیشتر است. با توجه به این نکته، با گماردن افراد سنخ عصر به مشاغلی که نوبت کاری و شیفت شبانه دارند، می­توان از سانحه پیشگیری کرد."
۲.

بررسی رابطه بین فراشناخت و نارسایی های شناختی در سالمندان

کلید واژه ها: نارسایی های شناختیسالمندانفراشناخت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی رشد و تحول دوره سالمندی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات شناختی
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری فراشناخت
تعداد بازدید : ۲۲۱۸
هدف: هـدف این پژوهش، بررسی ارتباط بین فراشناخت و نارسایی های شناختی سالمندان بود. روش: نمونه این پژوهش 280 سالمند (زن و مرد) شهر اردبیل بود که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه فراشناخت و پرسشنامه نارسایی های شناختی استفاده شد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که فراشناخت و مؤلفه های آن با نارسایی های شناختی سالمندان (18/0r=) رابطه مثبت معناداری دارند (05/0p<). یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد که مؤلفه های اعتماد شناختی و خودآگاهی شناختی به ترتیب بهترین پیش بینی کننده های نارسایی های شناختی اند. مؤلفه های باورهای مثبت درباره نگرانی، باورهای منفی درباره کنترل ناپذیری افکار و باورهایی در مورد نیاز به کنترل افکار، در پیش بینی متغیر ملاک سهم معناداری نداشتند نتیجه گیری: در مجموع، این نتایج بیان می کنند که سطوح بالای فراشناخت مختل، نارسایی های شناختی سالمندان را افزایش می دهد.
۳.

بررسی متغیرهای شخصیتی، شناختی، سازمانی و زیستی - جسمانی به عنوان پیش بین های حادثه دیدگی در کارکنان یک شرکت در اهواز

کلید واژه ها: نارسایی های شناختیویژگی های شخصیتیحادثه دیدگیمتغیرهای روانی - زیستی و سازمانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱۴ تعداد دانلود : ۹۰۳
پژوهش حاضر ویژگی های شخصیتی، نارسایی های شناختی، متغیرهای سازمانی و زیستی - اجتماعی را به عنوان پیش بین های حادثه دیدگی در کارگران یک شرکت در اهواز بررسی کرده است. نمونه اصلی پژوهش شامل 189 کارگر حادثه دیده (طی 5 سال گذشته) و 189 کارگر حادثه ندیده و نمونه اعتبار یابی پژوهش شامل 82 کارگر حادثه دیده و 81 کارگر حادثه ندیده بودند. برای انتخاب نمونه از گروههای حادثه دیده و حادثه ندیده از روش انتخاب تصادفی ساده استفاده شد. کارگران حادثه دیده و حادثه ندیده نمونه اصلی پژوهش، به وسیله پرسشنامه شخصیتی پنج بعد بزرگ (به جز گشاده ذهنی)، پرسشنامه نارسایی های شناختی، متغیرهای سازمانی و ویژگی های زیستی - جسمانی مورد سنجش قرار گرفتند و به منظور ناشناس ماندن هویت آزمودنی ها از کسب اطلاعات جمعیت شناختی پرهیز شد. در این پژوهش، برای تحلیل داده ها از روش تحلیل تمیز، تحلیل واریانس چند متغیری و در بخش اعتباریابی از همبستگی پیرسون و تحلیل عوامل استفاده شد. نتایج به دست آمده از کاربرد معادله تابع ممیز، فرضیه پژوهش را تایید کرد. به بیان دیگر، از روی ویژگی های شخصیتی، شناختی، سازمانی و زیستی - اجتماعی می توان احتمال حادثه دیدگی در کارکنان صف را پیش بینی کرد. نتایج به دست آمده و مدل حاصل از این پژوهش به اجمال در این مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
۴.

مقایسة نارسایی های شناختی و شیوه های مقابله با استرس در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، اختلال اضطراب فراگیر و همبود

کلید واژه ها: اختلال افسردگی اساسینارسایی های شناختیاختلال اضطراب فراگیرشیوه های مقابله با استرسهمبود

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات اضطرابی اضطراب فراگیر
تعداد بازدید : ۸۴۱ تعداد دانلود : ۳۱۷
هدف از این پژوهش، مقایسة نارسایی های شناختی و شیوه های مقابله با استرس در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، اختلال اضطراب فراگیر و همبود بود. روش پژوهش علی - مقایسه ای بود و نمونه ای با 143نفر (شامل 50 بیمار افسردة اساسی، 43 بیمار اضطراب فراگیر، 50 بیمار همبود) انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های افسردگی اضطراب استرس لاویبوند، پرسشنامه نارسایی های شناختی برادبنت و همکاران، پرسشنامه مقابله با استرس اندلر و پارکر استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری کروسکال والیس و یو من ویتنی استفاده شد. نتایج پژوهش نشانداد میزاننارسایی شناختی و خرده مقیاس های آن (حافظه، حواسپرتی، اشتباهات سهوی) در گروه همبود بیش تر از گروه افسرده اساسی و اضطراب فراگیر بود.بین نمرة کل نارسایی شناختی و خرده مقیاس های آن در گروه افسرده اساسی و اضطراب فراگیر تفاوت معناداری مشاهده نشد. نمره های سه گروه در خرده مقیاس فراموشی تفاوتی نداشت، گروه همبود بیش تر از دو گروه دیگر از شیوة مقابله ای هیجان مدار استفاده کرد. بین گروه افسرده اساسی و اضطراب فراگیر تفاوتی در استفاده از شیوه مقابله هیحان مدار وجود نداشت و سه گروه در استفاده از شیوة مقابلة مسئله مدارتفاوتی نشان ندادند. با وجود تفاوت در نمرات نارسایی شناختی و شیوة مقابلة هیجان مدار در گروه های مورد مطالعه تدوین برنامه شیوه های کارآمد برای اجرای مداخلات بالینی پیشنهاد می شود.
۵.

تأثیر هفت هفته تمرینات ثبات مرکزی و تعادلی بر عملکرد حرکتی و نارسایی های شناختی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس

کلید واژه ها: نارسایی های شناختیعملکرد حرکتیزنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیستمرینات تعادلی و ثبات مرکزی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۵
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هفت هفته تمرینات ثبات مرکزی و تعادلی بر عملکرد حرکتی و نارسایی های شناختی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود. بدین منظور، 18 نفر از زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (با مقیاس وضعیت ناتوانی گستردة 0 تا 5/4 و میانگین سنی 62/8 ± 66/36 سال) براساس شرایط ورود به پژوهش به طور هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و تجربی جای گرفتند (گروه کنترل 10 نفر و گروه تجربی هشت نفر). جهت ارزیابی عملکرد حرکتی از آزمون 25 فوت راه رفتن و آزمون برخاستن و حرکت کردن زماندار استفاده شد و به منظور بررسی نارسایی های شناختی از پرسش نامه نارسایی های شناختی بهر ه گرفته شد. درادامه، گروه تجربی به مدت هفت هفته و به صورت سه جلسه در هفته تمرینات را انجام داد. این تمرینات شامل: تمرینات ثبات مرکزی روی توپ سوییسی و زمین و تمرینات تعادلی بود. شایان ذکر است که طی این مدت گروه کنترل هیچ برنامة ورزشی را انجام نداد. جهت تحلیل نتایج از تحلیل کواریانس استفاده گردید. نتایج نشان می دهد که عملکرد حرکتی گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل پس از هفت هفته بهبود یافته است (P=0.002 برای آزمون 25 فوت راه رفتن و P=0.001 برای آزمون برخاستن و حرکت کردن زماندار)؛ اما نمرة کلی نارسایی های شناختی (P=0.001)، نمرة خرده مقیاس حواس پرتی (P=0.001)، مشکلات حافظه (P=0.001) و مشکلات سهوی گروه تجربی کاهش داشته است (P=0.001)؛ بنابراین، می توان تمرینات ثبات مرکزی و تعادلی را برای بهبود عملکرد حرکتی و کاهش نارسایی های شناختی از قبیل حواس پرتی، مشکلات حافظه و مشکلات سهوی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس به کار برد.
۶.

بررسی مقایسه ای نارسایی های شناختی دربیماران مبتلا به اختلال وسواسی– اجباری با افراد افسرده

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۸
هدف : پژوهش حاضرباهدف مقایسه مولفه های نارسایی های شناختی دربیماران وسواسی و افسرده انجام شد. روش : این پژوهش ازنوع علی مقایسه ای بوده است، برای این منظور به مراکز مشاوره درشهرتبریز مراجعه شد وازبین مراجعه کنندگان افرادی که براساس مصاحبه بالینی ساختاریافته وبرپایه ملاک های تشخیص درویراست چهارم راهنمای تشخیصی وآماری اختلالات روانی (DSM- IV)توسط روانپزشک وروانشناس متخصص، تشخیص وسواس و افسردگی دریافت کرده وحاضربه همکاری بودند.30نفر مبتلا به اختلال وسواسی – جبری و 30نفرمبتلا به اختلال افسردگی انتخاب شد. سپس پرسشنامه نارسایی های شناختی توسط دو گروه تکمیل شدو داده ها بااستفاده از روش MANOVA مورد تحلیل قرارگرفت. نتایج : نتایج نشان داد از مولفه های نارسایی های شناختی، حواسپرتی ، حافظه ، اشتباهات سهوی ، عدم یادآوری اسامی در بیماران افسرده بطور معنی داری بیشتر از بیماران وسواس می باشد