مطالب مرتبط با کلید واژه " نقطویه "


۱.

نگرشی بر شورش درویش رضا در عصر شاه صفی

نویسنده:

کلید واژه ها: مهدویتصفویهقزوینشورششاه صفیدرویش رضانقطویهقلندران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹۸ تعداد دانلود : ۵۶۰
این پژوهش در پی یافته هایی برای پرسش های زیر می باشد:1- شورش درویش رضا در دوره شاه صفی از چه عواملی نشات می گرفت و اهداف آن چه بود؟، 2- ماهیت فکری و اجتماعی این شورش چگونه بوده است؟، 3- این شورش چه سرنوشتی پیدا کرد؟ و چرا؟شورش درویش رضا به سال 1041 ه.ق. در قزوین و در دوره زمامداری شاه صفی صفوی (52-1038 ه.ق.) رخ داد. درویش رضا با بهره جستن از زمینه های اجتماعی- اقتصادی و برخی آموزه های مذهبی و نیز تاثیرپذیری از عقاید و تفکرات برخی از جنبش های اجتماعی سرکوب شده در دولت صفوی، توانست توده وسیعی از مردم ترک و تاجیک را که از نظام اقتصادی موجود و فشارهای مالیاتی ناراضی بودند به گرد خویش فراهم آورد و با وعده برقراری عدالت اجتماعی و طرح دعوی مهدویت و نیابت امام زمان (عج) برای خویش، احساسات آنها را علیه دولت مرکزی بسیج نماید، هر چند که شورش او در همان آغاز حرکت، به دست دولتخواهان در قزوین سرکوب شد و نتوانست در وضعیت موجود تغییری پدید آورد.در این مقاله، علل بروز شورش درویش رضا و اقدامات او، ماهیت فکری و فرآیند تحولات آن، آموزه های موثر بر اندیشه وی و عوامل شکست شورش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. این پژوهش از نوع پژوهش تاریخی و روش انجام آن به صورت کتابخانه ای و جمع آوری اطلاعات با تاکید بر منابع اصلی به شیوه فیش نگاری است. سپس با ارزیابی و تجزیه و تحلیل اطلاعات به سازماندهی و استنتاج از آن پرداخته شده است.
۲.

عرفان در دوره صفوی

کلید واژه ها: عرفانتصوفحکمت متعالیهسبک هندیادبیات عرفانیتشیعنقطویهاسماعیلیه نزاریعلمای قشریصوفی نماهادرویشیسم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲۷ تعداد دانلود : ۱۵۴۳
دوره صفوی (906 هـ .ق / 1501 م ـ 1148 هـ .ق / 1736 م) را باید از درخشان ترین دوران های پیشرفت عرفان، فلسفه و حکمت در ایران دانست. عرفان و تصوف فرصتی برای دخالت در اوضاع ایران یافت که به وحدت و استحکام سیاسی ایران و انقلابی فرهنگی و معنوی انجامید که در آن فلسفه مشائی و اشراقی با کلام شیعی و عرفان اصیل ایرانی با تصوف ابن عربی جمع گردید و بزرگترین گام را ملاصدرا برداشت. در این میان دسته ای صوفی نما به سیاست وارد شده جدال های فرقه ای برپا کردند. برخی علمای قشری نیز به مخالفت شدید با کل این جریان بپا خاستند. حکومت صفوی هم برای حفظ خود به هر ترفندی متوسل می گردید. در این موقعیت عارفان اصیل بدور از منفعت طلبی، فرقه گرایی و عوام فریبی در برابر دو دسته افراطی و تفریطی و گاهی در برابر حکومت صفوی ایستادند و عرفان و فلسفه اسلامی و ایرانی را به جایگاهی رساندند که باید «قله حکمت ایرانی» نام گیرد و با عنوان «حکمت متعالیه» معروف شده است.در این مقاله زمینه های عرفان و تصوف در دوره صفوی بررسی گردیده و سه جریان شناسایی و ارزیابی گردیده اند. نخست عارفان اصیل و حکیمان و صوفیان جامع مانند بهاء الدین عاملی معروف به شیخ بهائی، میرفندرسکی، میرداماد، ملاصدرا، عبدالرزاق لاهیجی، محمدبن سعید قمی، محمدتقی مجلسی (مجلسی اول)، فیض کاشانی، ملامسیحای گیلانی، ملا رجبعلی تبریزی و ودود تبریزی. دسته دوم: صوفیان ظاهری و فرقه هایی که درویشیسم لقب گرفته اند. دسته سوم علمای قشری که انحراف های دسته دوم را بهانه کرده و در مخالفت با عرفان و تصوف و حکمت به میدان آمده و با اهداف سیاسی می خواستند هیچ رقیبی در برابر خود نداشته باشند. تا روزی که دسته نخست به پادشاهان مشورت می دادند ایران رو به تعالی داشت مانند خواجه نصیرالدین که در گذشته روش دخالت مثبت در سیاست را انتخاب کردند. از روزی که آن دسته سوم یا علمای قشری به دربار مشورت می دادند ایران به رکود و عقب ماندگی رسید.