مطالب مرتبط با کلید واژه " واژه گزینی "


۱.

بررسی اصطلاحات بینامتنی در زبان فارسی و عربی با تکیه بر نظریة ژرار ژنت

کلید واژه ها: واژه گزینیاصطلاحات بینامتنینظریه ژنتمعادل های فارسیمعادل های عربی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۰
در حوزة زبان¬شناسی و نظریه¬های ادبی، زبان فارسی و عربی معاصر سخت متأثر از ترجمه است. با مقایسة کتاب ها و مقالات فارسی و عربی در حوزة نقد ادبی در¬می¬یابیم که مترجمان عرب زبان به رغم ترجمه¬های متعدد برای هر اصطلاح، عملکرد مقبول¬تری دارند. شاید از دلایل این موفقیت قابلیّت اشتقاقی زبان عربی باشد. اصطلاح «intertextuality» در زبان عربی به «التّناصّ»، «تداخل النّصوص»، «التفاعل النّصی» و معادل¬های دیگری ترجمه شده و به ترتیب، به معنای «دادوستد متون»، «تداخل متون» و«تعامل متون» است، اما این اصطلاح در زبان فارسی به «بینامتیت» ترجمه شده که دربردارندة مفاهیم موجود در این نظریه نیست. در این مقاله با مقایسة معادل¬های فارسی و عربیِ اصطلاحات مربوط به نظریه «بینامتنی»، وجوه موفقیت یا ناکامی مترجمان فارسی و عربی را نقد و بررسی می کنیم.
۲.

بررسی اصطلاحات بینامتنی در زبان فارسی و عربی با تکیه بر نظریة ژرار ژنت

کلید واژه ها: واژه گزینیاصطلاحات بینامتنینظریه ژنتمعادل های فارسیمعادل های عربی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۰ تعداد دانلود : ۳۷۹
در حوزة زبان¬شناسی و نظریه¬های ادبی، زبان فارسی و عربی معاصر سخت متأثر از ترجمه است. با مقایسة کتاب ها و مقالات فارسی و عربی در حوزة نقد ادبی در¬می¬یابیم که مترجمان عرب زبان به رغم ترجمه¬های متعدد برای هر اصطلاح، عملکرد مقبول¬تری دارند. شاید از دلایل این موفقیت قابلیّت اشتقاقی زبان عربی باشد. اصطلاح «intertextuality» در زبان عربی به «التّناصّ»، «تداخل النّصوص»، «التفاعل النّصی» و معادل¬های دیگری ترجمه شده و به ترتیب، به معنای «دادوستد متون»، «تداخل متون» و«تعامل متون» است، اما این اصطلاح در زبان فارسی به «بینامتیت» ترجمه شده که دربردارندة مفاهیم موجود در این نظریه نیست. در این مقاله با مقایسة معادل¬های فارسی و عربیِ اصطلاحات مربوط به نظریه «بینامتنی»، وجوه موفقیت یا ناکامی مترجمان فارسی و عربی را نقد و بررسی می کنیم.
۳.

زندان جان (پژوهشی در معنای قفس در متون شعری ادب فارسی)

کلید واژه ها: جسمزندانشعر فارسیتصویرسازیدنیاواژه گزینیقفس

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی سبک شناسی مفاهیم کلی سنتی سطح زبانی واژگانی
تعداد بازدید : ۱۱۹۱ تعداد دانلود : ۴۵۶
شـاعران و سخنوران در انتقال پیامهای خویش، با توجه به اندیشه و توانایی خود واژگانی را بر می گزینند که هم معنایی مفید و هم قدرت القا و تصویرسازی بـالایی داشته باشد. پــژوهش حاضر به بــررسی یکی از ایـن واژه های پرکاربرد، مـؤثر، نمادین و تصـویری یعنی «قفس» مـی پردازد. بـا تحقیق در منتخب دیـوان شاعران از قرن سوم تا عصر حاضر مشخص می شود که واژه قفس که از زبـان عربی وارد فارسی شده است، پا به پای جریان های شعر فارسی و متناسب بـا مـوضوعات گوناگون در طول تاریخ شعر، معانی گوناگون زبانی و بلاغی به خود گرفته است. شاعران به تناسب موضوعات و روحیه خویش علاوه بر معنی لفظی این واژه، معانی کنایی و استعاری گوناگونی مانند دنیا، تن، جسم، وطن، جامعه و معانی دیگر از این اراده کرده اند. بیشترین استفاده از این واژه در معنی «تن و دنیا» در شعر سنتی و عرفانی به چشم می خورد و در شعر معاصر بیشتر در مفهوم زندان و جامعه به کار رفته است. در مجموع تصویری که از قفس ارائه می شود زندانی برای روح و جان انسان است.
۴.

بررسی مهجورشدگی واژگان عربی در مطبوعات زبان فارسی در سده اخیر

تعداد بازدید : ۴۹۸ تعداد دانلود : ۱۸۰
مهجورشدگی یکی از مباحث مربوط به بسامد واژگان است. بحث پیرامون بسامد یک واژه یعنی بحث پیرامون یک طیف، طیفی که یک سوی آن بسامد صفر و سوی دیگر آن بسامد بی نهایت است. مقاله حاضر به بررسی مهجورشدگیِ واژگان قرضیِ زبان عربی در مطبوعات زبان فارسی می پردازد. برای این منظور روزن امه اطلاعاتِ سال های 1310 و 1311 هجری شمسی انتخاب شده و برخی از واژگان زبان عربی که به زبان فارسی راه یافته و کاربرد وسیعی در مطبوعات آن زمان داشته، گلچین شده است. نحوه گردآوری این واژه ها بدین صورت بوده است که طی چن د ماه، غ الب صفحات روزنامه اطلاعات سال های مذکور بررسی شده و واژگان مهجور همراه با جملات آنها استخراج شدند. پس از گردآوری وازگان مهجور و حصول اطمینان از مهجور بودن آنها، این واژگان ب ه همراه معادل های فارسی شان دسته بندی شدند. علّت اصلیِ مهجور شدن این واژه ها، معادل سازی یا واژه گزینی و گرایش به جایگزینیِ واژه های بیگانه با واژه های فارسی (پارسی گرایی) است. نگرش منفی به عربی و عربی مآبی و در مقابل نگرش مثبت به فارسی و پاکسازی زبان فارسی از دلایل مهمّ واژه گزینی فارسی است که در این امر فرهنگستانِ زبان و ادب فارسی نقش بسزایی داشته است. علاوه بر این ثقیل بودن واژه های ع ربی و سره گرایی و وطن پ رستی نی ز ب اعث واژه گزینی شده است. علاوه بر واژه گزینی، دلایل دیگری برای مهجورشدگی واژگان عربی وجود دارند که عبارتند از: تحوّلات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، تابوها و حُسن تعبیر. در این مقاله، تنها به واژه گزینی که علّت اصلیِ مهجورشدگی است می پردازیم.
۵.

رویکردی نوین به فرآیند واژه گزینی در زبان عربی

نویسنده:

کلید واژه ها: زبان عربیواژه گزینیتوسعه معناییترجمه وام واژهسرواژه سازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۳ تعداد دانلود : ۱۹۸
واژگان از دیرباز تاکنون دارای جایگاهی غیرقابل انکار در گفتار بوده اند و در دوره معاصر نیز واژه سازی و واژه گزینی از یک سو از فرآیندهای برتر برابریابی واژگانی جهت برون رفت از چالش کمبود واژگان به شمار می روند به ویژه در کشورهای عربی زبان و فارسی زبان و از دیگر سوی به عنوان برجسته ترین بستر برنامه ریزی زبان، موردتوجه زبان پژوهان قرار دارند. هدف از نگارش جستار پیش رو، بررسی و مطالعه متون علمی و خبری زبان عربی در دوره معاصر با به کارگیری روش توصیفیِ کاربردنگر می باشد و تلاش دارد تا در گستره واژه گزینی و اصطلاح یابی به خوانش متون کلاسیک زبان عربی با تأکید بر متون شعری دوره جاهلی و تطبیق معنای کاربردی واژگان آن ها با تمرکز بر متن های علمی و خبری معاصر بپردازد. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که بسیاری از واژگان موجود در متون ادبی کلاسیک در دوره معاصر به عنوان برابرنهاده های واژگان صنعت و مدرنیسم بیشتر در متون غیرادبی به کار گرفته می شوند؛ همچنین برآیند نهایی این پژوهش، حکایت از آن دارد که نظر به اشتقاقی بودن زبان عربی، شیوه های برابریابی واژگانی این زبان در حال حاضر به ترتیبِ میزان کاربردِ گویشوران عبارت اند از: واژه سازی، واژه گزینی با غلبه توسعه معنایی و مجاز امّا شیوه ها ی ترجمه وام واژه و سرواژه سازی در میان گویشوران معاصر عرب به تقلید از زبان انگلیسی صرفاً در راستای اختصار و در تعابیر و اصطلاحاتِ دارای اطناب کاربرد دارد.
۶.

از واژه گزینی تا ترادف

نویسنده:

کلید واژه ها: ترادفزبان فارسیواژه گزینیقرض گیری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۰ تعداد دانلود : ۱۷۹
ترادف یا هم معنایی در زبان امری طبیعی است و عوامل مختلفی باعث ایجاد و گسترش آن می شود که می توان به قرض گیری، تطور معنایی واژگان و تنوع گونه های جغرافیایی و سبکی اشاره کرد. در این جستار به بررسی یکی از عوامل جدید گسترش ترادف در فارسی معاصر یعنی واژه گزینی در برابر لغات بیگانه خواهیم پرداخت. این نوع ترادف زمانی پدید می آید که در برابر کلمات خارجی واژه های فارسی ساخته می شود. در بسیاری از موارد، واژه های ساخته شده به طور نسبی رواج می یابند، اما لغات متناظر بیگانه نیز در کنار آن ها به حیات خود ادامه می دهند. در این نوشتار ضمن بررسی عوامل پدید آمدن چنین وضعیتی به معایب و فواید آن اشاره خواهد شد.داده های این تحقیق از برنامه های مختلف صدا و سیما ،مطبوعات، کتاب های درسی و حتی گفتگوهای روزمره جمع آوری شده اند و هر جا لغات بیگانه در کنار معادل های فارسی ظاهر شده اند، مورد تحلیل قرار گرفته اند. در پایان به این نتیجه می رسیم که این نوع ترادف در مرحلة گذار امری اجتناب ناپذیر بوده و در راه تثبیت واژه های ساخته شده، یک قدم به پیش محسوب می گردد. همچنین نشان داده خواهد شد که هرچه سبک رسمی تر باشد میزان استفاده از لغات فارسی بیش تر است.
۷.

بررسی فرایندهای واژه گزینی اصطلاح ها و واژگان تخصصی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی

تعداد بازدید : ۳۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف: از آنجا که واژگان تخصصی حوزه های مختلف دانش ابزار انتقال مفاهیم آن حوزه به شمار می روند، انتخاب آن ها بایستی بر اساس اصول و ضوابط واژه گزینی مناسب باشد. به همین دلیل معادل یابی از حساسیت خاصی برخوردار است. بدیهی است با انتخاب درست واژگان تخصصی، به نشر دانش و تبدیل زبان فارسی به زبان بومی علم نیز کمک می شود. پژوهش حاضر در راستای پاسخگویی به این نیاز مهم، در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی انجام شده است. روش: این پژوهش توصیفی است و به روش تحلیل محتوا انجام شده است. بدین منظور ۱۵۱۰ واژه تخصصی فارسی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی به صورت مقابله ای با معادل های انگلیسی خود مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که فرایندهای واژه گزینی زبان فارسی در این حوزه را گروه نحوی با ۲۱/۷۷ درصد، واژه سازی با ۱۴/۱۸درصد، وام گیری با ۹۸/۲ درصد و بالاخره هم پایگی با ۵۸/۱ درصد تشکیل می دهد و اختصارسازی سهم اندکی در واژه سازی فارسی دارد. همچنین مشاهده گردید که حشو در معادل یابی، عدم توجه به هسته و وابسته واژگانی، عدم توجه به خوشه واژگانی، گرده برداری افراطی، و ... از عمده ایرادهای صرفی و معنایی در فرایند واژه سازی فارسی در این حوزه می باشند.
۸.

سویه های معنادار واژه گزینی در خمسة نظامی

کلید واژه ها: نظامی گنجه ایخمسهواژه گزینیجهان بینی شاعرمعانی تضمنی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۱۱۳
بُعدی از کاوش در زبان شعر، بررسی گزینش واژگان شعری است. با تحقیق در چرایی گزینش واژگان می توان به مسائلی از دنیای درون و برون شاعر دست یافت که در واژگان شعرش نهان است. شخصیّت و روحیّات شاعر به عنوان مهم ترین عامل در گزینش واژگان شعر، سبب می شود واژه ها، حامل بار معنایی فراتر از معانی اصلی و اوّلیّة خود باشند که به آنها، معانی ثانوی یا تضمّنی گفته می شود. معنای تضمّنی بیانگر از احساس شاعر به پدیده هاست که در برخی واژه های شعر مندرج می گردد. نظامی گنجه ای از شاعرانی است که در خلق آثار خویش علاوه بر توجّه به زیبایی های لفظی که بر قدرت نفوذ کلامش می افزاید، تلاشی کرده عواطف و احساسات، تفکّرات، جهان نگری و عقاید خویش را نیز بیان نماید؛ لذا بررسی آثارش از حیث زبانی می تواند شرایط مناسبی به منظور شناخت بهتر خصوصیّات فکری و روانی او فراهم سازد. ما با کاوش در حوزة واژگان پرکاربردی که دارای معانی تضمّنی است و بررسی چگونگی معناداری آنها در خمسة نظامی، سعی نموده ایم به ترسیم مشخّصاتی از جهان بینی شاعر و گرایش های روحی او بپردازیم. واژه های مورد بررسی در این جستار، به ترتیب بسامد عبارت اند از: «خون»، «سایه»، «کلید»، «چراغ» و «عشق». معانی ضمنی برخاسته از این واژه ها گاه به سبب مجاورت با واژه های دیگر در بافت کلام، تقویت می شود. یافته های این پژوهش نیز، تأثیر ناملایمات و خشونت های دوران پرآشوب شاعر، جست وجوی او در جهت دستیابی به امنیّت و آرامش و تلاش برای مقابله با مشکلات را نشان می دهد.
۹.

کاربست الگوی فصاحت کلمه در فرایند واژه گزینی در نگارش

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۰
نگارش ابزاری برای انتقال مفاهیم، اطلاعات و یافته هاست که در هر زبانی تابع قواعد و اصولی است. توجه به اصول نگارش و پرهیز از کاربست خطاهای نگارشی نیازمند تدوین دقیق و نظام مند اصول نگارش است. یکی از اصول نگارش، توجه به کوچک ترین واحد معنایی در نگارش یعنی واژه است. ن است. شناخت واژه و کاربرد صحیح آن مقدمه نگارش صحیح محسوب می شود. ارائه الگویی کارآمد برای گزینش واژگان به نگارش صحیح یاری می رساند. به نظر می رسد در علوم ادبی مباحثی مطرح است که می تواند الگویی برای گزینش واژگان باشد که ازجمله آنها بحث فصاحت و بلاغت و شرایط دست یابی به آن است. صرف نظر از کاستی های بحث و نقدهایی که بدان وارد است، با بهره گیری از این چارچوب و رفع کاستی ها و مشکلات آن می توان الگوی کارآمدی برای فرایند واژه گزینی در نگارش ارائه کرد؛ بنابراین در این پژوهش این الگو در فرایند واژه گزینی به کار برده می شود. نتایج نشان می دهد شرایطی که در کتاب های بلاغی برای فصاحت کلمه در نظر گرفته می شود، با اندکی تغییر و بسط، در حوزه نگارش مفید خواهد بود؛ ازجمله اینکه غرابت استعمال، هم نشینی نامناسب حروف در نظام نوشتاری زبان را نیز دربرمی گیرد؛ همچنین اگرچه در علم معانی غرابت استعمال برای واژه های مهجور و متروک به کار می رود، این اصطلاح می تواند با توسع معنایی برای الفاظی که روایی و کاربرد لازم را در زبان فارسی معیار ندارند نیز به کار رود.
۱۰.

مینویسیم واژه، میخوانیم اصطلاح: بازخوانی مفهوم واژه گزینی در متن اصول و ضوابط واژه گزینی (ویرایش سوم خرداد ۸۸)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۵
جامعه شناسی اصطلاحات رویکردی گفتمان-محور است که اصطلاحات را در بافت واقعی آنها  مورد ارزیابی قرار می دهد. در این رویکرد، به منظور سنجش درستی انتخاب معادل های استانداردسازی شده، با در نظر گرفتن عوامل زمانی در جاافتادن اصطلاحات، یک یا چند معادل معیار با معادل های دیگر موجود و اصطلاحات مرتبط بررسی و مقایسه می شوند. مقاله حاضر با این رویکرد و در چهارچوب مطالعات برنامه ریزی زبان، به بررسی و مطالعه رابطه بین "اصطلاح شناسی" و "واژه گزینی"، با استناد بر متن <em>اصول و ضوابط فرهنگستان زبان و ادب فارسی</em> به عنوان منبع تخصصی معیار می پردازد. در مرحله نخست، تمامی اصطلاحاتی که ترکیبی از "واژه گزینی" هستند و یا به طور مستقیم با این لفظ در ارتباط هستند استخراج شده اند. در مرحله دوم، تعاریف و دامنه کاربردی الفاظ مورد مطالعه قرار گرفته و اشتراکات معنایی آنها با تعاریف "اصطلاح شناسی" مقایسه شده اند. تحلیل داده ها نشان می دهد که لفظ واژه گزینی در دو مفهوم ساخت اصطلاح (term formation) و استانداردسازی به کار رفته است. به همین منظور تمایز آن از علم اصطلاح شناسی (terminology) امری ضروری به نظر می رسد. همچنین واژه های وابسته به واژه گزینی مانند "معادل یابی" و "شیوه های واژه گزینی" دشواری هایی را در دریافت مفهوم واژه گزینی ایجاد کرده اند که نیاز به بازبینی دارند. در این مقاله نمونه ای پیشنهادی از هماهنگ سازی اصطلاحات به کار رفته در متن <em>اصول و ضوابط واژه گزینی</em> همراه با اصطلاح انگلیسی متناظر با آنها ارائه شده است. روش به کار رفته در این پژوهش می تواند دستیابی به معادل گذاری روشمند در زبان فارسی را تسهیل کرده و گسست مفهومی در ارتباطات تخصصی در حوزه اصطلاح شناسی را تا حد امکان کاهش دهد.