مطالب مرتبط با کلید واژه

ماهی سیاه کوچولو


۱.

عبور از مربع معنایی به مربع تنشی: بررسی نشانه - معناشناختی ماهی سیاه کوچولو

کلید واژه ها: کنشگر نشانه - معنا شناسی کارکرد روایی داستان ماهی سیاه کوچولو

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری معنی شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی علوم مرتبط زبان شناسی در هنر و ادبیات
تعداد بازدید : ۲۸۸۰ تعداد دانلود : ۱۳۶۶
ژولین گرمس ، روایت شناس و معنی شناس فرانسوی لیتوانی تباراست. او که از بارزترین متفکران اروپایی «تحلیلی مؤلفه ای» در معناشناسی به شمار می رود، کوشیده است الگوی منسجم و نظام مندی در باب مطالعه روایت و داستان ارائه کند. این نوشته تحلیلی نشانه- معناشناختی از داستان ماهی سیاه کوچولو است و سعی دارد فرآیند نشانه- معناشناختی این گفتمان را بر اساس الگوی مطالعاتی گرمس مورد مطالعه قرار دهد. نگارندگان در بررسی حاضر به مطالعة فرآیند نشانه- معناشناسی داستان «ماهی سیاه کوچولو» می پردازند تا پاسخ مناسبی برای این پرسش بیابند: عناصر اصلی و دخیل برای تولید معنا در داستان «ماهی سیاه کوچولو» کدامند؟»؛ به عبارت دیگر سازکارهای تولید معنا در این داستان کدام است ؟ هدف از ارائة این مقاله بررسی ویژگی های روایی این داستان است تا مشخص شود چگونه روایت از خود عبور می کند تا حصر روایی را بشکند و تکثر روایی ایجاد کند؟
۲.

ادبیات کودک و ایدئولوژی های معاصر

کلید واژه ها: ادبیات کودک تجدد ایدئولوژی ماهی سیاه کوچولو کتاب احمد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱۴ تعداد دانلود : ۱۸۴۲
ادبیات کودک، سابقه چندانی در ایران ندارد و توجه به کودک و ادبیات آن به دوره مشروطه و تجددخواهی ایرانیان بازمی گردد. آنچه مشخص است، تجدد/ مدرنیته و ایدئولوژی های آن چون لیبرالیسیم، ناسیونالیسم و مارکسیسم در این پیدایش و گسترش بی تأثیر نبوده است. ایدئولوژیک بودن معروف ترین آثار کودک در این دوره («کتاب احمد» و «ماهی سیاه کوچولو») می تواند دلیل درستی این مدعا باشد. به همین خاطر اصلی ترین پرسش در پژوهش حاضر چیستی نسبت میان ایدئولوژی های معاصر و ادبیات کودک است؛ برای نیل بدین هدف، دو اثر داستانی کتاب احمد (1311 ه.ق) و ماهی سیاه کوچولو (1347 ه.ش) و همچنین اشعار کتاب های درسی ادبیات فارسی دوره پهلوی اول (1320-1304) که هر یک متعلق به یکی از ایدئولوژی های اصلی تاریخ معاصر ایران پیش از انقلاب هستند، بررسی شده اند.ایدئولوژی های معاصر به دلیل فهم متفاوتی که از کودک دارند، هنجارها و الگوهای متفاوتی را نیز برای ادبیات کودک ارائه می کنند. به عنوان نمونه، لیبرالیست ها - که کتاب «احمدِ طالبوف» را با کمی تسامح می توان انعکاس-دهنده این ایدئولوژی دانست - ادبیاتی را شایسته کودک می دانند که جنبه انتقادی ذهن او را شکوفا سازد. حال آنکه ناسیونالیست ها - اشعار کتاب های درسی کودکان در دوره پهلوی متناسب با این ایدئولوژی گزینش شده اند - از کودک سرسپردگی می خواهند و می کوشند حس فداکاری و ازخودگذشتگی (و نه نگاه انتقادی) را در کودک نهادینه سازند. مارکسیسم و طرفداران آن به عنوان انقلابی ترین ایدئولوژی معاصر نیز ادبیاتی را شایسته کودک می دانست که با آگاه ساختن کودکان (آگاهی طبقاتی و...) آنها را آماده مبارزه و نبرد نهایی برای دگرگون ساختن جامعه سازد.
۳.

در جستجوی کمال مطلوب(بررسی تطبیقی «ماهی سیاه کوچولو»ی صمد بهرنگ با «جاناتان مرغ دریایی» ریچارد باخ)

کلید واژه ها: ادبیات تطبیقی جاناتان مرغ دریایی ریچارد باخ صمد بهرنگی ماهی سیاه کوچولو

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق زبان و ادبیات فارسی و ادبیات غرب
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات کودک و نوجوان داستان
تعداد بازدید : ۱۰۱۴ تعداد دانلود : ۶۹۸
صمد بهرنگی جزو اولین کسانی است که در ایران برای بچه ها داستان نوشت و «ماهی سیاه کوچولو»ی او یکی از شاهکارهای ادبیات کودک و نوجوان ایران است. در این داستان، ماهی سیاه کوچولو از زندگی بی حاصل در محیطی محدود، و از خمود فکر و بطالت عمر هم نوعانش خسته شده است. بنابراین عزم جزم کرده است به دنیاهای وسیع برود و در آنجا آگاهی و تجربه های نو کسب کند، به همین خاطر با شکستن سنت ها و تابوها، قدم در راهی پرمخاطره می گذارد... . ماهی سیاه کوچولو از نظر مضمون و محتوا و ساختار( طرح، روایت، زاویه دید، نمادپردازی و ...) شباهت های زیادی با داستان «جاناتان مرغ دریایی» ریچارد باخ آمریکایی دارد. در این جستار تلاش می شود تا به شیوه توصیفی- تحلیلی به بررسی تطبیقی این دو داستان بپردازیم و با بیان وجوه اشتراک و افتراق آن دو، اشتراکات فکری، فرهنگی، ذوقی و.. دو نویسنده از دو ملت غیر هم زبان را عرضه بکنیم.
۴.

کیفیت بیداری قهرمان درون در داستان «ماهی سیاه کوچولو»

تعداد بازدید : ۵۹۱ تعداد دانلود : ۴۶۱
در میان نویسندگان قبل از انقلاب، داستان های صمد بهرنگی جایگاهی خاص دارند؛ زیرا ماهیت تمثیلی و نمادین داستان های او در کنار ظرفیت های روایتگری آن ها، در خدمت تیپ سازی همسو با تفکر ایدئولوژیکی اوست. تلاش بهرنگی برای ارائة آرمانشهر ایرانی در داستان هایش با تمرکز بر قهرمان سازی، به داستان های او ازجمله داستان های کودکانة او ظرفیت های تحلیل روان شناختی داده است. این پژوهش به شیوة توصیفی تحلیلی با تأکید بر چهارچوب نظری «بیداری قهرمان درون» مورد نظر کارل پیرسون و هیو کی مار و تلفیق آن با نظریة «سفر قهرمان» کمپبل تلاش کرده به این مهم دست یابد. از نتایج تحقیق برمی آید که شخصیت «جستجوگر» -که ماهی سیاه کوچولو در داستان نماد آن است و از دوست داشتنی ترین کهن الگوی شخصیتی بهرنگی- قهرمانی است که در مسیر سفر قهرمانانة خود در مواجهه با کهن الگوهای «جنگجو» و «نابودگر» به کمک کهن الگوهای «حامی» به وادی «تشرف» قدم می نهد و به آزادی و رهایی درونی؛ یعنی همان بیداری قهرمان درون، دست می یابد. تکرار و به تعبیری حلول خصایص کهن الگویی «ماهی سیاه کوچولو» در ماهی قرمز کوچولوی پایان روایت، علاقة صمد را به نمایش استمرار این چرخه در میان جامعه نشان می دهد؛ یعنی تقویت و زنده نگه داشتن «حس جستجوگری» و «اعتراض» در نهاد آزادة کودکان هم عصر خویش و نسل آینده.
۵.

درونمایه، موضوع در نگرشی تحلیلی- انتقادی

تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۲۴۳
موضوع و درونمایه از اصطلاحات حوزه ادبیات داستانی هستند که نگرش و تعاریف متعددی درباره آنها بیان شده است. مفاهیم و اصطلاحات بسیاری در حوزه داستان و نقد ادبی مانند درونمایه و موضوع وجود دارد که نگاه انتقادی به آنها صورت نگرفته و همواره بر همان تعاریف گذشته تکیه شده است. اهمیت این مساله باعث شد که نویسندگان تحقیق، به دنبال ارائه تعریفی مناسب و قابل فهم از موضوع و درونمایه باشند. ابتدا به تعاریف مختلف درونمایه و موضوع، طبقه بندی عناصر مشترک و متفاوت تعاریف پرداخته و در پایان نیز تعریفی نسبتا روشن از موضوع ودرونمایه ارائه میشود. برای روشنتر شدن تفاوت دو مقوله از داستانهای«جوجه اردک زشت» اثر اندرسن و «ماهی سیاه کوچولو» اثر صمد بهرنگی استفاده شده است. موضوع؛ آن چیزی است که داستان درباره آن صحبت میکند. کشمکش، گفتوگو، کنش، حوادث، شخصیت، موقعیت و به طور کلی عناصر داستان، ابزاری است که نویسنده به وسیله آن بستر داستان(موضوع) را وضع می کند. موضوع بستری برای ارائه درونمایه است و آنچه در بطن و ژرف ساخت داستان قرار دارد، درونمایه است.
۶.

تبارشناسی ماهی سیاه کوچولو در متون نثر فنی داستانی و تحلیل نمادهای آن

تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۷۰
سنّت حسنه داستان نویسی در شکل «داستان حیوانات» از دیرباز در میان انسان ها توانسته است به عنوان «میراث اندیشه بشری» درخشش خاصی در میان انواع ادبی داشته باشد. فابل (Fable) و شکل متعالی آن الگوری (Allegory) یا همان داستان های تمثیلی از کلیله و دمنه، منطق الطیرها، موش وگربه تا ماهی سیاه کوچولو بر روی یک زنجیره، ادامه این نوع ادبی ارزشمند بوده اند. این مقاله سعی بر این دارد ضمن تبیین تفاوت های فابل و الگوری با نمایاندن تبارشناسی ماهی سیاه کوچولو، از نمادهای آن به عنوان آخرین و فاخرترین الگوری (داستان تمثیلی حیوانات) ایرانی، تحلیل فشرده ای ارائه دهد و ضمن ردّ انتساب این داستان به «جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ، نویسنده آمریکایی» ریشه های آن را در کلیله و دمنه، مرزبان نامه و منطق الطیر عطار نمایان سازد.
۷.

نقد کهن الگویی سفر قهرمان در داستان ماهی سیاه کوچولو بر اساس نظریه کمپبل و پیرسن

تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۳۸۷
این مقاله به نقد کهن الگویی سفر قهرمان در داستان ماهی سیاه کوچولو ، اثر صمد بهرنگی می پردازد. کمپبل، برای کهن الگوی سفر قهرمان سه مرحله در نظر گرفته است: عزیمت، جدایی و بازگشت. او معتقد است که رشد کهن الگوها در روان فرد، مستلزم گذر از این مراحل است. پیرسن، از شارحان نظریه ی کمپبل، اعتقاد دارد که در طی این سه مرحله، دوازده کهن الگو در روان فرد فعال می شوند. در مرحله ی عزیمت، معصوم، یتیم، جنگجو و حامی، در مرحله ی تشرف، جوینده، ویرانگر، عاشق و آفریننده، و در مرحله ی بازگشت، حکمران، ساحر، فرزانه و لوده فعال می شوند. این داستان را می توان شرح فرآیند فردیت ماهی سیاه کوچولو، دانست. او در این روایت، قهرمانی است که با تأثیر پذیرفتن از سخنان حلزون پیر و با بیان نارضایتی خود از گردش های بی هدف و تکراری در جویبار، به امید رسیدن به دریا، پا در راه سفر می گذارد و در طول راه، زمینه ی رشد و تحقق کهن الگوها را در خود فراهم می کند تا سرانجام بتواند به دریا که نمادی از ناخودآگاه اوست برسد و با آنیما دیدار کند. پایان یافتن نمادین داستان، سبب شده است تا مرحله ی بازگشت قهرمان و در نتیجه کهن الگوی «ساحر» در حرکت قهرمان آشکار نشود.
۸.

بررسی نشانه – معناشناختی تطبیقی؛ الشّحاذ نجیب محفوظ و ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۸۸
در بررسی معناشناختی تطبیقی، شناخت زبان به مثابه پدیده ای پیچیده و در حال تحوّل است و چگونگی درک ویژگی های این پدیده نیازمند رویکردی جزءنگر و ژرف کاوی در بن مایه های زایش، شکل گیری و تولید واحدهای زبانی است؛ ضرورتی که در گذر زمان با پیشرفت مداوم زبان شناسی و رشته های مرتبط بیش از پیش رخ می نماید. پژوهش حاضر، تحلیلی نشانه - معناشناختی از دو داستان ماهی سیاه کوچولو اثر صمد بهرنگی و الشّحاذ نوشته نجیب محفوظ است و کوشیده است تا فرایند نشانه - معناشناختی این گفتمان را براساس الگوی مطالعاتی گرمس بررسی کند. وجه اشتراک این دو اثر، رهایی از وضعیّت موجود است، قهرمان رمان الشّحاذ (عمر الحمزاوی)، در پی آن است تا از بیماری ای که به آن دچار شده و هیچ سبب طبیعی و هیچ گونه عوارضی ندارد، رهایی یابد و برای رهایی و تغییر وضعیّت موجود می کوشد. در داستان ماهی سیاه کوچولو ، ماهی کوچولو که قهرمان داستان است نیز در پی گذر از مرحله ای است که توقّف در آن را نابودی خود می داند. این وجه اشتراک، رهایی از وضع موجود، کنش کنش گر را به تکاپو وامی دارد و زایش معنایی صورت می گیرد، نوشتار پیش رو در پی بررسی عناصر اصلی و دخیل در تولید معنا در این دو اثر است؛ روش پژوهش، توصیفی - تحلیلی است.
۹.

حکایت «ماهیان و آبگیر» از کلیله و دمنه تا ماهی سیاه کوچولو: الگوهای معرفتی و جایگیری سوژه ها

تعداد بازدید : ۳۰۲ تعداد دانلود : ۲۷۶
جایگیری سوژه ها در متن های ادبی، حاصل انواع مفصل بندی گفتمانی است که بنا به الگوهای معرفتی حاکم بر هر دوره شکل می گیرد. برای درک بهتر این نکته می توان به حکایت هایی رجوع کرد که در چند دوره با جهان های معرفتی متمایز به روایت یا تمثیل در آمده اند؛ یکی از این موارد، حکایت «ماهیان و آبگیر» است که در کلیله و دمنه و مثنوی مولوی به مثابه خرده روایت و در داستان ماهی سیاه کوچولو به شکلی مستقل بازنمایی شده است. در این نوشتار چگونگی تأثیر پارادایم ها بر جایگیری سوژه های داستانی از منظر کیستی و چرایی قهرمان نیز شکل و میزان اظهار هویت/ فردیت آن ها به شیوه توصیفی تحلیلی تبیین شده است. نتیجه حاکی از وجود دو الگوی معرفتی هستی شناختی است: الگوی اول همان فردیت ستیزی/ گریزی جهان کلاسیک است که متن کلیله و دمنه و مثنوی را در بر گرفته است. بر همین اساس قهرمانان اصلی هر دو تمثیل آن ماهیان اند که خود را به مردگی، به شکلی نمادین هویت/ فردیت خود را پس می زنند. منتهی مرده نمایی ماهیِ کلیله و دمنه به مثابه شکلی از حزم و فردیت گرایی ضمنی، او را در ساختار کاست بنیاد جهان متن، چونان رخدادی خطرناک جلوه داده است؛ ولی در مثنوی مولوی در مقام نوعی عاملیت گریزی برای تأیید یا وانمایی تجربه حالِ حضور آمده است. با وجود موارد قبلی، قهرمان تمثیل ماهی سیاه کوچولو اثر صمد بهرنگی ، بنا به الگوی معرفتی فردگرایانه جهان معاصر، آن ماهی ای است که عاملیت و فردیت وی به شکلی نشان دار و نمادین از رنگ سیاه و خنجری بر کمر تا انواع پرسش های هستی معرفت شناختی و رویارویی فیزیکی، برجسته و تحسین شده است.
۱۰.

معنایی متفاوت از رنگ سیاه در ماهی سیاه کوچولو

تعداد بازدید : ۴۶۵ تعداد دانلود : ۱۷۰
ماهی سیاه کوچولو، از کتاب هایی است که در تاریخ ادبیات کودک و نوجوان جایگاه ویژه ای دارد، معنای استعاری و انقلابی این کتاب از همان ابتدا مورد توجه ناقدان بوده است. اما رضا رهگذر این کتاب را فاقد معنای استعاری می داند؛ او با توجه به سیاه بودن ماهی این رنگ را فاقد معنای انقلابی می داند. در این مقاله با استفاده از برخی رهیافت های هرمنوتیک، معنای رنگ سیاه را دنبال نموده ایم. بدین منظور، معنای رنگ سیاه را در تصویری از یک منظومه داستانی و سه مقاله دیگر کاوش نموده ایم. به علاوه نشان داده ایم که انقلابات آزادی بخش ضد استعماری مخصوصا در آفریقا که همان زمان در حال رخ دادن بود مورد توجه آزادیخواهان کشور ما بوده است. با استفاده از این موارد توانسته ایم نشان دهیم، پیش از انقلاب اسلامی سال پنجاه و هفت رنگ سیاه، معنای انقلاب و ایستادگی در برابر استعمار و استبداد را برای عده ای تداعی می کرده است. پس کاربرد رنگ سیاه در این داستان معنای استعاری خود را دارد.
۱۱.

تحلیل گفتمان انتقادی داستان «ماهی سیاه کوچولو» صمد بهرنگی

تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۲۸۶
«صمد بهرنگی»، منتقد نظام تعلیم و تربیت و ادبیات کودکان پیش از خود است و با بهره¬گیری از قابلیت¬های ادبیات کودکان سعی دارد تا از آن برای نیل به اهداف ایدئولوژیک خود استفاده کند. این پژوهش تلاش می¬کند تا نشان دهد که چگونه ادبیات داستانی کودکان متأثر از گفتمان¬های موجود و ساختار اجتماعی مولد این گفتمان¬ها، برداشتی متفاوت از تعلیم و تربیت ارائه می¬کند و چگونه گفتمان¬ها در بازتاب مفاهیم تعلیم و تربیت نقش دارند. در این پژوهش سعی بر این است تا با رویکرد «نورمن فرکلاف»، داستان «ماهی سیاه کوچولو» صمد بهرنگی بررسی، تحلیل و تبیین گردد. هدف ما این است که با تحلیل دقیق داستان «ماهی سیاه کوچولو» بهرنگی نشان دهیم که متن، معرف چه گفتمان یا گفتمان¬هایی است و این متن، چه رابطه¬¬ای میان تعلیم و تربیت و ابعاد اجتماعی و سیاسی برقرار می سازد. بافت موقعیتی، فرض وجود دیدگاه ایدئولوژیک بهرنگی را تقویت می¬کند. از دیدگاه تحلیل گفتمان انتقادی، نتیجه این پژوهش این است که بهرنگی در این داستان، چهار گفتمان رایج معاصر خود یعنی استبداد، ملی، مذهبی و چپ مارکسیست را توصیف و نقد کرده است. گفتمان چهارم، گفتمان غالب و تعلق گفتمانی بهرنگی است. بهرنگی در این اثر سعی دارد تا با انتخاب واژگان خاص، شخصیت¬ها، مکان¬ها و هم¬آیی و جنبه¬های استعاری، گفتمان خود را بر سایر گفتمان¬ها برتری بخشد. مضامین تعلیم و تربیت در این داستان اغلب متأثر از گفتمان چپ و دیگر گفتمان¬های تقابل گر رایج و در رویارویی با گفتمان نظام سلطه (گفتمان استبداد) شکل گرفته است.