مطالب مرتبط با کلید واژه

فرش ایران


۱.

بررسی قالی های تصویری دوره قاجار (موجود در موزه فرش ایران)

تعداد بازدید : ۳۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۷۲۹
قالی های تصویری، گروه نسبتا بزرگی از قالی های دوره قاجار را تشکیل می دهند که تعداد قابل توجهی از آنها در موزه فرش ایران نگهداری می شوند. مطالعه و بررسی چنین مجموعه وسیع و گسترده ای که در دوره قاجار، خلق شده و رواج یافت، روشنگر بسیاری از نکات و مسایل مربوط به تاریخ قالی بافی به ویژه در زمینه طرح و نقش قالی ها است. پدیده تصویرگری در قالی های قاجار، به عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی و هنری این دوره به شدت هم بسته است. مقاله حاضر می کوشد ضمن بررسی عوامل زمینه ساز و موثر بر روند تصویرگری در قالی های قاجار، قالی های تصویری موزه فرش ایران را بر اساس مضامین و موضوعات به کار رفته در آنها دسته بندی و معرفی کند. در این مقاله به تاثیرپذیری از فرهنگ و هنر غرب، گرایش به واقع گرایی در هنر، ظهور دو پدیده چاپ و عکس و تفکر انسان محور، به عنوان عوامل موثر در پدیده تصویرگری در قالی ها توجه شده است و بیست نمونه تصویر از قالی های تصویری موزه فرش ایران در قالب گروه های مختلف با مضامین مشترکی چون پادشاهان و مشاهیر، اروپاییان، ایران باستان، مذهب و داستان های ادبی مورد بررسی قرار می گیرد.گردآوری مطالب و تصاویر، به روش کتابخانه ای و میدانی بوده و نگارش آن با رویکرد توصیفی و تحلیلی صورت گرفته است.
۲.

تحولات طراحی فرش با استناد به نگاره های مکاتب هرات و شیراز از نیمهٔ دوم سدهٔ نهم تا آغازین سال های سدهٔ دهم در ایران

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۶۱
در ایران از آغاز دورهٔ اسلامی تا صفویه (سدهٔ یکم تا دهم) فرش سالم و کاملی بجای نمانده است که بر پایهٔ آن بتوان طرح ها و نقوش رایج آن دوران را شناسایی کرد؛ ازاین رو منابع در دسترسی که طرح و نقش فرش های این بازهٔ زمانی را بنمایاند یا نگاره هاست یا منابع مکتوبی چون سفرنامه ها و تواریخ که استناد به آن ها همیشه بحث هایی را میان کارشناسان برانگیخته است. در پژوهش های انجام گرفته نیز بیشتر تمرکز پژوهشگران بر نقوش بوده است و کمتر به سیر تحولات ساختار نقشه یا طرح ها پرداخته اند. موشکافی روند دگرگونی ساختار (فرم) طرح های فرش ایران از نیمهٔ دوم سدهٔ نهم تا اوایل سدهٔ دهم ق هدف این مقاله است. اهمیت این بازهٔ زمانی از آن روست که احتمالاً ساختار نقشهٔ فرش ایران از این تاریخ به بعد اندک اندک از طرح واگیره ای ترکی-مغولی با نقوش شکسته فاصله گرفته و به نقشه های یک دوم و یک چهارم با نقوش گردانِ پیچیده می رسد؛ لذا سؤال های اصلی این مقاله عبارت اند از: 1. مهم ترین تحولات در طرح فرش های ایرانی از میانهٔ سدهٔ نهم تا آغازین سال های سدهٔ دهم چگونه رخ داده است؟ 2. چه کسانی در تحولات طرح فرش ایران از میانهٔ سدهٔ نهم تا آغازین سال های سدهٔ دهم نقش داشته اند؟ این مقاله به روش توصیفى-تحلیلى نوشته شده و روش جمع آورى اطلاعات اسنادى (کتابخانه ای) است. جامعهٔ آمارى عبارت است از نگاره هایی که در فاصلهٔ سال های 849 تا 920ق در ایران تصویر شده و در آن ها نمونه هایی از فرش های آن دوران بازتاب یافته است؛ همچنین به منابع تاریخی (تاریخ نگاری، سفرنامه ) رجوع شده است. داده ها به روش کیفى تجزیه وتحلیل شده اند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که طراحی فرش در ایران در بازهٔ زمانی ۸۴۹ تا ۹۲۰ ق از قید طرح های واگیره ای ترکی مغولی که دارای نقوش شکسته بوده اند رهایی می یابد و ساختار نقشه از   به نقشه های  و  در تغییر می کند. این تحولات از هرات آغاز سپس در شیراز و تبریز نیز رواج می یابد. بر اساس شواهد موجود کمال الدین بهزاد و فرهاد نقش موثری در این تغییرات داشته اند.
۳.

بررسی نحوه ی تأثیرگذاری جغرافیا بر هویت فرش ایران

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۲
فرش دستباف ایران به عنوان یک کالای فرهنگی-هنری همواره ارزش و اعتبار خاصی داشته و دارد. از اینرو کمک به زنده نگه داشتن این هنر وظیفه ی همه ی دست اندرکاران این حرفه می باشد. جابه جایی های جغرافیایی بافندگی یکی از راهکارهایی است که با اهداف مختلفی از سوی ارگان های دولتی و خصوصی برای کمک به بهبود رونق تجاری فرش اتخاذ شده و تبعا تاثیرات مثبت و منفی بسیاری نیز داشته و مخالفت هایی را نیز به همراه داشته است. یکی از استدلال های مخالفان این جریان، آسیب دیدن هویت فرش ها در روند این جابه جایی ها می باشد. این پژوهش به صورت کیفی و به روش توصیفی-تحلیلی به جمع آوری اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای و میدانی پرداخته است. هدف از انجام تحقیق بررسی نحوه ی تاثیرگذاری تغییر جغرافیای بافندگی بر هویت فرش ایران است و درصدد پاسخ به این سوال برآمده که: تغییر جغرافیای بافندگی چه تاثیری بر تغییر هویت های شناخته شده مناطق مختلف ایران می گذارد؟ داده های به دست آمده نشان می دهد که در جریان جابه جایی های جغرافیایی بافندگی، هرکجا که یکی از مولفه های اصلی هویت ساز فرش آسیب ببیند لاجرم هویت فرش نیز دچار آسیب می شود، اما در مواردی نیز چارچوب تولید منطقه ی مبدا هیچ تغییری نکرده و فرش با کیفیتی تولید شده که تشخیص آن از فرش تولید شده در منطقه مبدا حتی برای خبرگان هم ناممکن است. در چنین شرایطی نقش جغرافیا در تأثیرگذاری بر هویت فرش تغییر کرده و به نظر می رسد بازبینی این نقش نکته ی حایز اهمیتی است که در این پژوهش به آن پرداخته شده است.