مطالب مرتبط با کلید واژه " مبانی معرفتی "


۱.

قرآن، نزول تاریخی و حضور فراتاریخی: تحلیلی بر مبنای معرفتی تاریخ گروی و انطباق آن با کلام الهی

کلید واژه ها: قرآنوحیجاودانگیتاریخ‌گرویعصری‌نگریمبانی معرفتیمتغیرهای زندگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۸۴
چکیده تاریخ‌گروی نظریه‌ای است که همة پدیده‌ها و حقایق را در بستر تاریخی وقوع آن تفسیر می‌کند. قرآن آخرین وحی آسمانی خداوند در فرهنگ و اجتماع بشر است. آیا نظر به سویه بشری نزول آن در یک بستر زمانی معین و با مخاطبان مشخص در آن زمان، ما را ناگزیر می‌سازد که قرآن را بر اساس تاریخ‌گروی مقوله بندی کنیم و هویت الهی و جاویدان آن را محکوم گذر زمان سازیم؟ یا آن که اساساً تاریخ گروی موضوع و متعلّق معلومی داشته، و نمی‌تواند نظریه‌ای مطلق و فراگیر برای تمامی قلمروها قلمدا شود؟ مطالعه و بررسی موضوع فوق مورد اهتمام مقالة حاضر است. در این اثر، نخست فروض و دیدگاه‌های مختلف در نسبت جاودانگی قرآن با واقعیت‌های عصر نزول و متغیرهای زندگی بشر، و همین طور مبانی معرفتی دیدگاه تاریخ گروی و قابلیت انطباق آن بر قرآن کریم امعان نظر شده است.
۲.

اجتهاد و روش شناسی در تفسیر البرهان

کلید واژه ها: روش تفسیریمبانی معرفتیسید هاشم بحرانیالبرهان فی تفسیر القرآنگرایش تفسیری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات روش های تفسیر و تأویل
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات موارد دیگر کتاب شناسی تفسیر
تعداد بازدید : ۱۹۲۸ تعداد دانلود : ۶۹۵
سید هاشم بحرانی، عالم اخباری قرن دوازدهم، در کتکان بحرین به دنیا آمد. بیشتر عمر خود را در آنجا سپری کرد و در همان جا وفات یافت. بحرانی مؤلف جامع ترین تفسیر روایی امامیه به نام البرهان فی تفسیر القرآن است.در تفسیر روایی البرهان- همچون تفاسیر غیرروایی- زمینه هایی از اجتهاد وجود دارد. اجتهاد مؤلف از مبانی معرفتی و غیرمعرفتی اثر پذیرفته است. بر این پایه، مقاله حاضر در سه بخش تنظیم شده است: در بخش اول، بحرانی و تفسیر البرهان معرفی شده و در بخش دوم، روش و گرایش تفسیری مؤلف بررسی گردیده است. نویسنده در بخش سوم، به مبانی معرفتی و غیرمعرفتی مؤثر بر سامانه تفسیر البرهان پرداخته است.
۴.

تبیین و بررسی مبانی معرفتی تبارشناسی میشل فوکو

کلید واژه ها: میشل فوکومبانی معرفتیتبارشناسینسبی گرایی و نظریه انسجام

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۰ تعداد دانلود : ۴۳۶
میشل فوکو ازجمله اندیشمندان بسیار تأثیرگذار معاصر در جهان بود. او نقدهایی جدی به اندیشمندان پیش از خود مطرح کرد و از بسیاری از آن ها نیز تأثیر پذیرفت. این مقاله در پی بررسی مبانی معرفتی تبارشناسی اوست. در بررسی مبانی معرفتی به این پرسش ها پاسخ داده می شود که تعریف فوکو از حقیقت چه بود؟ برای دستیابی به حقیقت چه راهی را برگزید؟ آیا فوکو نسبی نگر بود؟ فوکو در چه ساحتی نسبی نگر بود و مبنای نسبی گرایی او چه بود؟ در بررسی مبانی معرفتی تبارشناسی باید گفت فوکو در این دوره در تعریف حقیقت پیرو نظریه انسجام گرایی بود. همچنین، در تبارشناسی رویکردی نام انگارانه داشت و از انواع نسبی گرایی، فوکو نسبی اندیشی هستی شناسانه و نسبی اندیشی شناخت شناسانه را برگزید. او در تبارشناسی به پیروی از نیچه و رویکردهای نسبی نگر هستی شناسانه او بر این نکته تأکید کرد که قدرت به واسطه گفتمان صدق و کذب، گزاره ها را در هر دوره تعیین می کند.
۵.

بررسی نقدهای مایکل ساندل و رابرت نوزیک برناسازگاری اصل تفاوت و فردگراییدر نظر جان راولز

کلید واژه ها: فردگراییاصول عدالتمیشل فوکومبانی معرفتیاصل تفاوتنسبی گرایی و نظریه انسجامتلیبرالیسمعدالت بازتوزیعیتقدم حق بر خیر. بارشناسی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه فلسفه تطبیقی
تعداد بازدید : ۹۵۹ تعداد دانلود : ۳۲۰
این مقاله برآن است تا این نقد ساندل را بررسی نماید که این مقدمه اصل تفاوت راولز در توزیع دارایی ها، که هیچ کسی مستحق و مالک حقیقی داشته هایش نیست و بنابراین دارایی های هر فرد، باید بعنوان دارایی های عمومی تلقی گردد که همه در سودهای آن سهیم باشند، مستلزم برداشتی جماعت گرایانه از “خود”،( Self) به عنوان مالکی که گسترده تر از مالک فردی است و می توان آن را“خود” جماعتی خواند، می باشد، که این تلقی از خود و مالکیت، با فرد گرایی و لیبرالیسم وظیفه گرایانه(Ontological Liberalism) راولز در تعارض است. رابرت نوزیک اصل تفاوت راولز را بدین صورت نقد می نماید که اصل تفاوت و بازتوزیع دارایی ها، مستلزم گرفتن مالیات از ثروتمندان برای کمک به فقرا است و این باعث بهره برداری از حاصل زحمت ثروتمندان و به بردگی گرفتن آنها است و با آزادی فردی لیبرالیسم در تعارض است. مولف این مقاله بر آن است تا از طریق تحلیل و ارزیابی این دو نقد، ویژگی ها و قابلیت های اصل تفاوت در نظریه عدالت راولز را روشن تر سازد.
۶.

جستاری در مبانی معرفتی «علم العمران»

نویسنده:

کلید واژه ها: ابن خلدونعلوم انسانی اسلامیمبانی معرفتیعلم العمران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۱ تعداد دانلود : ۴۶۳
امروزه، بحث درباره «اسلامی کردن» علوم انسانی به یکی از چالش برانگیزترین مباحث در آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است؛ به نحوی که در حال حاضر، گسترش این رشته ها منوط به پاسخ به «چیستی» و «چگونگی» «علوم انسانی اسلامی» است. نظر به اینکه یکی از رویکردهای کلیدی برای ورود به چنین گفتمانی تبیین مبانی معرفتی چنین رویکردی می باشد. مقاله پیش رو در پی آن است که با واکاوی مبانی معرفتی در یک نمونه الگویی اولیه(Archetype) و منحصر به فرد؛ یعنی «علم العمران» راهی را برای ورود به این گفتمان باز کند. پرداختن به مبانی معرفتی یک «علم انسانی» از منظر یک عالم مسلمان کلاسیک، می تواند در این زمینه راهگشا باشد. این مقاله با مراجعه مستقیم به کتاب العبر و با استفاده از تفسیر درون متنی آن نشان می دهد که ابن خلدون توانسته است به عنوان یک عالم مسلمان مبانی معرفتی «علمی» در حوزه علوم انسانی را پایه ریزی کند که می تواند مبنایی برای گفتمان «علوم انسانی اسلامی» باشد.
۷.

طاعون در ایران عصر صفوی

کلید واژه ها: عصر صفویمبانی معرفتیطاعونشیوه های درمانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی صفوی اجتماعی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ پزشکی
تعداد بازدید : ۶۹۲ تعداد دانلود : ۱۶۵
پاسخ گویی به نیازهای طبی در هر جامعه ای در قالب نظام طبی آن جامعه عملی می گردد لذا پژوهش حاضر براساس این مسئله شکل گرفته است که رویکرد شناختی و رفتاری در مقابله با بیماری مسری طاعون در جامعه ایران عصر صفوی در چه فضایی از گفتمان طبی و بر اساس چه روش هایی صورت می گرفت و بروز آن چه مصائبی را به دنبال داشت؟ یافته های پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی-تحلیلی نشان می دهد که نظام طب ایران عصر صفوی در مواجهه با بیماری طاعون از حوزه های مختلف معرفتی طب جالینوسی با طرز تفکر اخلاطی، طب مبتنی بر اصول تفکر اسلامی و طب عامیانه رایج در میان مردم بهره می برد. به لحاظ شناختی، عدم شناخت و ناآگاهی نسبت به عامل بیماری زا، سردرگمی در رویکرد رفتاری و شیوه های درمانی را به دنبال داشت ازاین رو پیشگیری از ابتلا به بیماری به شکل های گوناگون در اولویت قرار داشت و شیوه های مختلف درمانی نیز نه برای علاج منشأ و اصل بیماری که اغلب برای رفع عوارض و نشانه ها مورداستفاده قرار می گرفت. نتیجه متعاقب بروز طاعون در جامعه عصر صفوی، تلفات جمعیتی، مشکلات اقتصادی، قحطی و ناامنی راه ها بود.
۸.

ارزیابی انتقادی مبانی معرفتی تبارشناسی فوکو از منظر حکمت صدرایی

کلید واژه ها: میشل فوکومبانی معرفتیتبارشناسیحکمت صدراییارزیابی انتقادی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
تبارشناسی میشل فوکو، با تکیه بر مبانی معرفتی ویژة خود، نظریه است که هدفمندی و جهت دار بودن ذاتی را نفی می کند. مهم ترین مبانی معرفتی آن را نام انگاری، قدرت محوری، باور به تصادف، برساخت گرایی، تاریخی نگری، نسبی دانستن فهم و حقیقت، انسجام گرایی در توجیه شناخت تشکیل می دهد. این مبانی معرفتی، بر پایة اصول حکمت صدرایی قابل ارزیابی انتقادی است؛ اصولی مانند اصل واقعیت، تقسیم وجود به مستقل و رابط، اصل علیت، وحدت نظام هستی و هدفمندی آن، وجود سنت های الهی در تدبیر جوامع و تاریخ، وجود حقایقی ثابت، امکان شناخت مطلق و یقینی، مبناگرایی در توجیه شناخت، واقع نمایی شناخت، دو ساحتی بودن انسان، اصالت روح انسان، آگاهی، اراده و هدف مندی انسان، فطرت مشترک انسان ها، معتبر بودن روش های تجربی، عقلی و شهودی.
۹.

عناصر سازنده قانون و رویکرد به آن در نظام حقوقی اسلام

تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۶
متناسب با مبانی معرفتی مختلف عناصر سازنده و هویت بخش قانون متفاوت است و در نظام های حقوقی به گزاره ای واحد اطلاق قانون نمی شود. همین مسئله در تفاوت رویکردها و برداشت های از قانون نیز تأثیرگذار است. نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که عناصر سازنده و هویت بخش قانون کدام اند؟ و نظام های حقوقی با چه رویکردی قانون را فهم و تحلیل می کنند؟ اگر در نظامی حقوقی بر عنصر محتوایی و مفادی قانون تأکید شود، رویکرد غیراستقلالی و اگر عنصر شکلی و ساختاری مورد توجه باشد، رویکرد استقلالی به قانون اولویت می یابد. هسته سخت نظام حقوقی اسلام اراده حکیمانه شارع است. ازاین رو قانون و تمامی مؤلفه ها و مفاهیم درونی این نظام خود را با این هسته سخت تبیین و در افق آن تعریف می کنند. در نظام حقوقی اسلام قانون از دو اتم محتوایی- مفادی و شکلی-ساختاری تشکیل شده و با رویکردی غیر استقلالی به آن نگریسته می شود.
۱۰.

بررسی مبانی معرفتی هربرت مارکوزه

تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۷۷
هربرت مارکوزه از چهره های اصلی مکتب فرانکفورت است که در شورش های سیاسی دهه 1960 میلادی به عنوان پیشوای سیاسی چپ نو شناخته شد. او از جمله نومارکسیستهایی است که بر ازبین رفتن تفکر رادیکال و استقلال رأی تاکید داشت. نظریه جامعه شناختی وی به این موضوع می پردازد که چرا و چگونه ایدئولوژی های محافظه کار در جوامع پیشرفته غلبه پیدا کرده و زوال کنش انقلابی و اندیشه انتقادی، به سلطه جامعه بر فرد منجر شده است؟ مارکوزه که در برگزیدن منظر انتقادی در مسیر اندیشه مارکس قدم برمی دارد سعی می کند آن محتواهایی را از اندیشه مارکس خارج کند که به فردیت و خودآگاهی پرداخته است. او در بازخوانی فلسفه هگل نیز به دنبال آشکار ساختن جوهر تفکر هگلی است تا نشان دهد که دستگاه فکری وی از گرایشات محافظه کارانه مبراست. مارکوزه زوال تفکر رادیکال و گرایش به محافظه کاری را در عصر حاضر به یک امر انسان شناختی و فلسفی راجع می داند. پرسش او این است که چه عواملی باعث شده فرد از استقلال رأی و خودآگاهی و نقد عقلی ناتوان گردد؟ نظریه مارکوزه متضمن حکمی درمورد انسان معاصر است مبنی بر اینکه انسان ظرفیتهای حقیقی وجود خود را از دست داده و تبدیل به انسانی ازخودبیگانه و تک ساحتی شده است. مارکوزه با این حکم نظریه جامعه شناختی خود را به نظریه ای فلسفی پیوند می زند. از دید وی تک ساحتی شدن فرد و جامعه در عصر حاضر به موجب پدیده ای عمیقتر و زیرین به وجود آمده است؛ ساختار جامعه که در دیالکتیک با ساختار ذهن قرار دارد طی فرایندی تاریخی از یک انحراف در مسیر اندیشه و عقل پدید آمده است. به عبارتی ازخودبیگانگی در یک امر تاریخی و معرفت شناختی ریشه دارد و آن نظرگاه سنتی فلسفه و دانش غربی است. او با کاوش در ظرفیتهای بیولوژیکی آدمی به دنبال کشف مبنایی برای تجدید ساختار ذهن و تغییر ساختار جامعه می گردد. در این راستا مارکوزه گفتگویی انتقادی با فروید برقرار می کند تا از امکانات تئوری تمدن وی بهره لازم را برای بازسازی نظریه خود برگیرد. او دلایلی را در نظریه فروید شناسایی می کند که برخلاف نظر فروید آشکار می کند پیشرفت در تمدن مستلزم سرکوب و کار اجباری نیست. مارکوزه استدلال می کند که با یک خوانش جدید از تئوری فروید و با توجه به پتانسیل تکنیکی – اقتصادی موجود در جوامع صنعتی می توان به تمدنی ناسرکوبگر دست پیدا کرد.
۱۱.

طراحی و تبیین الگوی مفهومی مبانی کرامت انسانی از منظر آموزه های دینی با تأکید بر فرهنگ رضوی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۵
هدف این پژوهش، تبیین مبانی اساسی کرامت انسان و ارائه مدل مفهومی آن از منظر آموزه های دینی با تأکید بر فرهنگ رضوی است. پژوهش از نوع کیفی است و در آن برای بررسی مبانی کرامت انسانی از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. مضامین پژوهش در سه سطح استخراج و تحلیل شده است: «مضامین کلان (فراگیر)، مضامین یکپارچه کننده (سازمان دهنده) و مضامین اصلی و پایه». برای گردآوری و شناسایی مضامین مرتبط با مبانی دینی و فرهنگ رضوی، ابتدا مبانی نظری و دیدگاه های اندیشمندان اسلامی بررسی و سپس مضامین مربوط استخراج و کدگذاری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد مضمون کلان (فراگیر) مبانی کرامت انسانی بر اساس مبانی نظری و پیشینه تحقیق به سه مضمون یکپارچه کننده (سازمان دهنده) «مبانی اعتقادی»، «مبانی معرفتی» و «مبانی ارزشی» تحلیل یافته است. مضمون یکپارچه کننده مبانی اعتقادی خود به 7 مضمون کلیدی (خلیفهاللهی، حامل اسماء الهی، روح الهی، امانتداری الهی، هدایت الهی، اشرف مخلوقات و عبد الهی) تحلیل یافته است. مضمون یکپارچه کننده مبانی معرفتی به 3 مضمون کلیدی (عقلانیت، کسب دانش و درک و فهم) تحلیل یافته است و در نهایت مضمون یکپارچه کننده مبانی ارزشی به 12 مضمون کلیدی (تقوا، عدالت، آزادی، رعایت حقوق، عزتمندی، صبر و اسقامت، احسان، احترام، محبت، گذشت و ایثار، صداقت و دوستی) تجزیه شده است. این یافته ها می تواند به عنوان الگوی مفهومی کرامت انسانی مبتنی بر آموزه های دینی و فرهنگ رضوی، بهره برداری شود.
۱۲.

تبیین و بررسی مبانی معرفتی دیرینه شناسی میشل فوکو

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
میشل فوکو، از اندیشمندان بسیار تأثیرگذار معاصر در جهان بود. او نقدهایی جدی به اندیشمندان پیش از خود مطرح کرد و از بسیاری از آن ها نیز تأثیر پذیرفت. این مقاله در پی بررسی مبانی معرفتی دیرینه شناسی او با کنکاش در کلیدواژه های اصلی و مرتبط اندیشه او با این موضوع است. برای دستیابی به این هدف، پس از ارائه نمایی کلی از فوکوی ساختارگرا و بررسی مفاهیمی همچون دیرینه شناسی، اپیستمه و گفتمان به این پرسش ها پاسخ داده می شود: تعریف فوکو از حقیقت چه بود؟ برای دستیابی به حقیقت چه راهی را برگزید؟ آیا فوکو نسبی گرا بود؟ فوکو در چه ساحتی نسبی گرا بود و مبنای نسبی گرایی او چه بود؟ در پاسخ به این پرسش ها می توان گفت دیرینه شناسی فوکو، در باب صدق، انسجام گراست. نظریه انسجام، تعریف حقیقت را منوط به انسجام گزاره و دانش مدنظر با مجموعه ای از گزاره ها می داند. فوکو، معتقد است باید حقیقت های گوناگون و مدفون شده در تاریخ را با روشی دیرینه شناسانه شناسایی کرد. فوکو، از انواع نسبی گرایی، نسبی گرایی هستی شناسانه و شناخت شناسانه را برگزید. او در دیرینه شناسی با لیدواژه هایی چون اپیستمه و گفتمان، قدم در نسبی گرایی معرفت شناختی بی پایانی نهاد که در این نوشته به تفصیل نقدهایی که به آن وارد شده است ذکر خواهد شد.
۱۳.

چیستی علوم اجتماعی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۹
مسأله اصلی این نوشتار، چیستی علوم اجتماعی است که خود ذاتاً پرسشی فلسفی است و مبانی و پیش فرض های این علوم را پس از مدت زمان نسبتاً زیادی که از استقرار آنها در جامعه بشری سپری شده است، مورد بررسی قرار می دهد. برای این منظور سعی گردید با استفاده از روش توصیف و تحلیل، به مهم ترین مشخصه های این علوم، زمینه ها و شرایط پیدایش آنها اشاره و ضمن بیان و نقد منابع کسب معرفت در این علوم، به مبانی معرفتی و آسیب های مترتب بر به کارگیری آنها در جامعه اسلامی پرداخته شود. در پایان، به سبب دغدغه دیندارانه نسبت به نحوه جریان این علوم در جامعه اسلامی، همنوا با تلاش هایی که در زمینه اسلامی سازی علوم انسانی در کشور به وجود آمده است، به مخاطرات این علوم اشاره و راه کارهای برون رفت از بن بست های آن بر اساس مبانی اندیشه اسلامی یادآوری خواهد شد.
۱۴.

روش شناسی علم اجتماعی؛ با تأکید بر تفسیر اجتماعی المیزان

نویسنده:
تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۰
روش شناسی، از مسائل بنیادین مربوط به علم اجتماعی شمرده می شود. این مسئله، سهم زیاد در تولید علم اجتماعی و فهم نظریه های اجتماعی و داوری درباره آنها دارد. اهمیت این مسئله موجب شده تا مناقشات روش شناختی همواره در علم اجتماعی وجود داشته باشد؛ نزاع روش شناختی تفسیری و تبیینی، فردگرایی و جمع گرایی از جمله آن است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که تفسیر اجتماعی المیزان، چه مسیری را برای شناخت اجتماعی معتبر می شمرد؟ آیا المیزان تنها بر روش تجربی در علم اجتماعی تأکید می روزد؟ کدام یک از رویکرد فردگرایانه، یا جمع گرایانه را در علم اجتماعی بر می گزیند؟ شیوه تفهمی و تبیینی، از چه جایگاهی در روش شناسی المیزان برخوردار است؟ پاسخ به این مسئله در این پژوهش، با روش توصیفی و تحلیلی و یا رویکرد المیزانی کسب معرفت در علم اجتماعی در سه سطح معرفی می گردد. این رویکرد، به روش تجربی در علم اجتماعی بسنده نمی کند، بلکه شامل روش عقلی و شهودی، در کنار روش تجربی معتبر و رویکرد کثرت گرایانه- تبیین فردگرایی و جمع گرایی روش شناختی، همراه با به کارگیری شیوه تبیینی و تفهمی را در علم اجتماعی ضروری می داند.