مطالب مرتبط با کلید واژه

همگرا


۱.

بررسی نقش سبک های یادگیری در تبیین خودکارآمدی دانش آموزان دوره متوسطه

کلید واژه ها: خودکارآمدی سبک های یادگیری واگرا همگرا جذب کننده انطباق یابنده

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵۶ تعداد دانلود : ۷۷۷
هدف از این پژوهش تعیین نقش سبک های یادگیری در تبیین خودکارآمدی دانش آموزان دوره متوسطه بود. نمونه آماری 300نفر از دانش آموزان با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. داده ها ی پژوهش با استفاده از پرسشنامه سبک های یادگیری کُلب (LSI) با چهارسبک(همگرا، واگرا، جذب کننده و انطباق یابنده)و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر (SGSES) جمع آوری شد. داده ها بااستفاده از آمار توصیفی و استنباطی(آزمون تحلیل واریانس یکراهه به همراه آزمون تعقیبی توکی)تحلیل شد. یافته ها نشان داد که سبک های یادگیری واگرا ، همگرا ، جذب کننده و انطباقیابنده در خودکارآمدی دانش آموزان مؤثر است. مقایسه میانگین نمرات مؤید آن است که میزان خودکارآمدی دانش آموزانی که از سبک یادگیری واگرا استفاده می کنند به طور معنا دار بیشتر از سبک های یادگیری همگرا،جذب کننده و انطباق یابنده است.
۲.

رابطه سبک های یادگیری و روحیه پژوهشگری دانش آموزان دوره دوم متوسطه

تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۳۳۶
از جمله مولفه های مهم فرایند آموزش، سبک یادگیری فراگیران است که باید توسط معلمان شناسایی شود. تشخیص این مولفه و تلاش در جهت اصلاح یا متناسب نمودن آموزش با آنها مزایای متعددی برای دانش آموزان و کل فرایند تدریس به همراه دارد. از جمله پیامدهای مهم سبک های یادگیری که توجه به آن ضرورت دارد، میزان اثرگذاری آن در پرورش روحیه جست وجوگری و توانمندی پژوهشی است. از این رو، در پژوهش حاضر، رابطه بین سبک های یادگیری و روحیه پژوهش گری دانش آموزان دوره دوم متوسطه مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه نواحی چهارگانه شهر شیراز بود که در سال تحصیلی 95-1394 مشغول به تحصیل بودند و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی، تعداد 345 نفر به عنوان شرکت کنندگان پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از پرسشنامه سبک های یادگیری کلب و پرسشنامه روحیه پژوهش گری محمد شریفی. نتایج حاصل از ضرایب همبستگی نشان داد که از میان سبک های یادگیری، دو سبک یادگیری همگرا و واگرا با روحیه پژوهش گری ارتباط معنی دار داشتند و نتایج رگرسیون چندگانه نیز موید آن بود که این دو سبک از میان سبک های یادگیری پیش بینی کننده روحیه پژوهش گری بودند. یافته های پژوهش حاضر در مجموع موید نقش سبک های یادگیری در پرورش روحیه پژوهش گری و تائیدکننده این فرضیه بود که در یادگیری هر دو سبک واگرا و همگرا باید مدنظر قرار گیرند.
۳.

مقایسه سبک های یادگیری و منبع کنترل در گروه های تحصیلی دانشجویان

تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۶۳
هدف : هدف پژوهش تعیین سبک های یادگیری و منبع کنترل دانشجویان گروه های تحصیلی بود. روش: روش پژوهش علی-مقایسه ای و جامعه آماری 6992 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز در گروه های تحصیلی علوم انسانی، علوم پایه، فنی-مهندسی و پزشکی بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی از میان آن ها 363 نفر انتخاب شد. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه سبک های یادگیری کُلب (1999) و منبع کنترل راتر 1966 بود. داده های به دست آمده با مجذور کا و تحلیل واریانس یک راهه تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد دانشجویان علوم انسانی سبک یادگیری انطباق یابنده، علوم پایه سبک همگرا، فنی- مهندسی سبک واگرا و پزشکی سبک جذب کننده دارند (43/72 =c 2 ، 001/0 = P). منبع کنترل دانشجویان دارای سبک یادگیری انطباق یابنده نسبت به گروه های تحصیلی دیگر بیرونی تر (161/11 =F، 001/0 = P) و منبع کنترل دانشجویان فنی-مهندسی نسبت به گروه های دیگر و دانشجویان پزشکی نسبت به علوم انسانی درونی تر بود (526/64 =F، 0001/0 = P). نتیجه گیری : از آن جایی که شناخت شیوه های یادگیری می تواند در شکل گیری منبع کنترل درونی و بیرونی مناسب و نیز تغییر اسناد ناسازگار موثر باشد، بنابراین لازم است آموزش و روش های تدریس، متناسب با سبک های یادگیری هر گروه تحصیلی باشد تا دانشجویان با یادگیری مبانی و کاربردی رشته تحصیلی خود، تجارب آموزشی و شغلی موفقیت آمیز را کسب کنند و به خودباوری برسند.
۴.

تحلیل فرایند همگرا و واگرای زبانی در ترجمه از دیدگاه نشانه معناشناسی گفتمانی (مطالعه موردی عناوین فصول کتاب پیامبر ترجمه حسین الهی قمشه ای)

تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۶۴
در فرایند ترجمه همواره تنشی بین گفتمان و ساختار زبان مبدأ با گفتمان و ساختار زبان مقصد وجود دارد و از دیالکتیک این دو، سنتزی موسوم به ترجمه حاصل می آید. هر مترجم در محور جانشینیِ واژگان و نیز در محور هم نشینیِ ساختار دستوری، با در نظر گرفتن نیت متنِ مبدأ و ملاحظات فرهنگی زبانِ مقصد دست به گزینش می زند. با التفات به اینکه مترجم، به عنوان گفته یابِ پیامِ مؤلف در زبان مبدأ و نیز گفته پردازِ همان پیام در زبان مقصد، تحت نفوذ یک فضای بیناگفتمانی قرار می گیرد، از همین رو رویکرد نشانه معناشناختیِ گفتمانی برای تحلیل فرایند انتقال معنادر ترجمه عناوین اختیار شده است. با درنظر گرفتن تعریف نشانه شناختیِ «ترجمه»، به مثابه یک رابطه بینافرهنگی و بینامتنی، هدف پژوهش حاضر این است که با روش تحلیلی توصیفی نشان دهد: در ترجمه عناوین فصول کتاب پیامبر، اثر جبران خلیل جبران و برگردان الهی قمشه ای، عناصر فرهنگیِ زبان مبدأ و زبان مقصد تحت کنترل شرایط گفتمانی براساس دو نظام مع نایی همگرا و واگرا نقش آفرینی می کنند. از آنجا که کارکرد نظام معنایی همگرا حفظ ریختار فرهنگی متن مبدأ است و کارکرد نظام معنایی واگرا ایجاد ناهمریختیِ بینافرهنگی، مسئله پژوهش این است که در ترجمه عناوین فصول کتاب پیامبر چگونه از تعامل مثبت یا منفیِ دو نظام معنایی همگرا و واگرا، عناصر فرهنگی می توانند در چارچوب نظام ارزشی گفتمانی تمهید انتقال معنا را فراهم کنند. حال آنکه با نظر به اصل نشانه های زبانی و تکثر دلالت های برخاسته از آن، مترجم می تواند با در نظر گرفتن ظرفیت های زبانی و فرازبانی متن به انعکاس صحیح مدلول مدنظر نویسنده که مرتبط با برداشت های شخصی او است، بپردازد و در نهایت، هم ارزی میان متن اصلی و ترجمه را رعایت کند مانند آنچه که در ترجمه کتاب پیامبر توسط دکتر الهی قمشه ای صورت گرفته است. فصل تمایز این پژوهش با پژوهش های متناظر دیگری که در خصوص اثر پیامبر صورت پذیرفته در توجه نشانه معناشناختی به عناصر بینافرهنگی در ترجمه عناوین فصول است. از یک سو، التفات نابسنده پژوهشگران به مطالعه فرایند کیفی ترجمه و از سویی دیگر، نیاز مترجمان به مداقه نظر در تفاوت های فرهنگی برای بهبود عملیِ ترجمه هایشان ضرورت این پژوهش را توجیه می کنند.