مطالب مرتبط با کلید واژه " کاراکتر "


۱.

هنر درک زمانه (تحلیل محتوای جامعه شناختی آثار آنتوان چخوف با تکیه بر آنالیز آماری)

نویسنده:

کلید واژه ها: جامعه شناختیآنتوان چخوفکاراکترروش غیرواکنشیآنالیز داده ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰۷ تعداد دانلود : ۴۶۶
تحلیل یکی از روش های غیر واکنشی (Non-reactive) و غیر مداخله ای (Unobtusive) است. چون اسناد مشاهده کردنی و متون تحلیلی قبلاً ثبت و ضبط شده اند. بنابراین تحلیل محتوا هم روشی برای تحلیل داده هاست و هم روش مشاهده اسناد. در این مقاله آثار آنتوان چخوف با استفاده از تکنیک فوق و آنالیز آماری با تکیه بر ایده های جامعه شناختی مورد بررسی قرار گرفت. 90 اثر چخوف به شیوه نمونه گیری تصادفی سیستماتیک از میان مجموعه آثار وی انتخاب شدند. از مجموع 4 فرضیه اصلی تحقیق 3 فرضیه توانستند از آزمون رد عبور نمایند. مفاهیم و شیوه های جامعه شناختی که در آثار نمونه بیشترین فراوانی را داشتند عبارت بودند از: بحران ارزش ها(آنومی)، انتقاد از طبقه بالا و متوسط اجتماعی، شیوه مشاهده چند لایه ای، شیوه عکس برداری بدون اطلاع سوژه. نتایج تحقیق نشان دادندکه آنتوان چخوف بخوبی از عهده ترسیم اوضاع اجتماعی – اقتصادی – سیاسی دهه 1900 روسیه برآمده و اثرات مستقیم این دوران را بر زندگی خانوادگی مردم بخوبی نشان داده است. همچنین در داستان نویسی نیز از شیوه بدیعی به نام عکس برداری بدون اطلاع سوژه استفاده نموده است. یعنی به عوض داشتن طرح داستان با بهره گیری از شیوه مذکور به درون شخصیت داستان نفوذ می کند. در واقع وی با تصویر یک لحظه نمونه از تمامی لحظات شخصیت داستان، خواننده را از ذات و جوهره این زندگی آگاه می کند و از طریق این زندگی او را به سمت موارد مشابه رهنمون می سازد.
۳.

تحلیل خودآگاه و ناخودآگاه رفتار کودکان مصرف کننده پویانمایی با استفاده از بازاریابی عصبی

کلید واژه ها: مخاطب شناسیبازاریابی عصبیپتانسیل وابسته به رویدادعکس العمل مغزکاراکترپویانماییکودکان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای زیبا هنرهای تجسمی تصویر سازی انیمیشن
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات فضای مجازی، جهانی شدن و تکنولوژی های نوین ارتباطاتی
تعداد بازدید : ۳۱۴ تعداد دانلود : ۳۱۹
بازاریابی عصبی علم جدیدی است که به بررسی رفتار مصرف کننده، نه بر اساس خودآگاه بلکه بر اساس ناخودآگاه فرد می پردازد. این دانش نوپا ابزارها و روش های متنوعی دارد که یکی از آن ها، پتانسیل وابسته به رویداد می باشد که در این تحقیق مورداستفاده قرارگرفته. هدف از تحقیق حاضر، شناسایی مؤلفه های جذابیت کاراکترهای پویانمایی است. بنابراین، پژوهش به سؤالاتی ازاین دست پاسخ خواهد گفت که کاراکتر زن برای کودکان جذاب تر است یا کاراکتر مرد؟ کاراکتر انسان برای کودکان جذاب تر است یا کاراکتر حیوان؟ همچنین، پاسخ کودکان در روش سنتی (پرسش از فرد) و روش بازاریابی عصبی مقایسه شده و فهم جدیدی از چگونگی رفتار کودکان در توجه به شخصیت های موجود در برنامه های کودکان ارائه می شود. تناقض هایی میان آنچه کودکان گفته اند و میان آنچه در ناخودآگاهشان می گذرد در تحقیق مکشوف گردید که در مخاطب شناسی و تصمیم گیری های سیاستی رسانه ها می تواند مؤثر باشد.