مطالب مرتبط با کلید واژه " خیر اعلا "


۱.

نسبت اخلاق و سیاست در اندیشه ارسطو

تعداد بازدید : ۱۰۲۶ تعداد دانلود : ۴۳۹
اخلاق و سیاست از شاخه های حکمت عملی و در پی تامین سعادت انسان هستند. سعادت مفهوم محوری اخلاق ارسطوست. او در اخلاق به دنبال مطلوبی است که فی نفسه مطلوب باشد، نه آنکه به دلیل چیز دیگر مطلوب باشد. به تعبیر دیگر، ارسطو در پی «خیر اعلا» است، که همان سعادت است. جامعه هم باید در پی خیر اعلا باشد، حصول سعادت های فردی از راه سعادت های اجتماع امکان پذیر است و نیز بالعکس. فلسفه اخلاق درباره خصال فردی انسان هاست به این اعتبار که در جامعه زندگی می کنند، فلسفه سیاست هم درباره زندگی، رفتار و کردار اجتماعی انسان هاست. در نوشتار حاضر، سعی بر آن است تا تبیینی برای نسبت میان اخلاق و سیاست بیابیم.
۲.

حلّ معضل نسبیّت گرایی اخلاقی در فلسفه کانت و ملّاصدرا

کلید واژه ها: عقل عملیمصلحتکانتملاصدراخیر اعلاتجرد خیالقانون اخلاق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۶ تعداد دانلود : ۳۷۲
مطالعه جوامع گوناگون نشان می دهد که کردارهای اخلاقی انسان بسته به تفاوت های فردی و اجتماعی، و بسته به تغییر و تحوّلات انسان متفاوت بوده است. وجود تفاوت های فردی، اجتماعی، و تنوّع نیازهای انسان در گذر زمان، این مسئله را مطرح ساخته است که آیا اخلاق امری نسبی است یا مطلق؟ با این که کانت و ملّاصدرا به دو منظومه فکریِ متفاوت وابسته اند، هر دو در حلّ این مسئله دغدغه مشترکی دارند. این دو فیلسوف با ابتنای اخلاق بر «عقل عملی» تلاش می کنند تا جهان شمولی و جاودانگی انسان را اثبات کرده و اخلاق را از خطر نسبیّت برهانند. نزد کانت «قانون اخلاق» و «عقلانیّت عملیِ محض» انسان از ویژگی کلّیّت و همگانی بودن برخوردار است. و انسان با عضویت در «جهان معقول» و «مطلق خواهی فطریِ» خود، جاودانه می شود. از نظر ملّاصدرا انسان «کَون جامعی» است که در مرتبه نظر، حقائق کلّی و در مرتبه عمل، جزئیّات فعل را ادراک می کند. همچنین بر اساس اصل «تجرّد خیال» و «وحدت شخصی نفس»، انسان و ملکات نفسانی از بقا و جاودانگی برخوردار می گردند. در این مقاله قصد داریم با روش تطبیقی همراه با تحلیل مبانیِ این دو فیلسوف، راهکاری برای نسبیّت گراییِ اخلاقی جستجو کنیم
۳.

کانت و وجوه دوگانه خیر اعلا در گستره تاریخ

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۶
در نظریه اخلاق کانت با دو سطح فوق محسوس (معقول) و محسوس (قابل تحقق) از خیر اعلا روبرو هستیم. کانت در تمام آثار خود به این دو سطح اشاره کرده است، بی آنکه به تعارض و نزاع بنیادی موجود در هم زمانی آن دو پرداخته باشد. مطابق با سطح نخست این مفهوم که اصطلاحاً به عنوان خوانش خداشناختی از مفهوم خیر اعلا شناخته شده است، مطابقت و هم سویی دو مؤلفه خیر اعلا، یعنی سعادت و فضیلت، تنها به کمک خداوند و در جهانی دیگر حاصل می آید؛ موضوعی که علاوه بر اصل موضوعه خداوند، نیازمند دو اید ه معقول دیگر، یعنی بقاء نفس و اختیار نیز هست. از سوی دیگر، مطابق با سطح دوم این مفهوم که اصطلاحاً به عنوان خوانش سکولار و سیاسی شناخته شده است، مطابقت مذکور به مدد تلاش این جهانی خود انسان ها در قالب جامعه مدنی حاصل می آید. این تعارض محتوایی، برخلاف دیدگاه برخی از محققان، ناظر به دو وجه مکمل در اندیشه کانت است و با اصول کلی اندیشه نقدی وی مطابقت دارد. این نوشتار تلاش دارد، ضمن تشریح مواضع دوگانه کانت دربار ه خیر اعلا، نشان دهد چگونه در گستره کلی حرکت غایت مندانه آدمی در طول تاریخ، هر یک از این دو وجه نیازمند دیگری است و بدون آن، وجه مکمل نمی تواند تبیین گردد.