نویسندگان: احسان ابطحی
حوزه های تخصصی:
دریافت مقاله

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۸

چکیده

متن

“ما، اعضای شورای مردمی، نمایندگان جامعه یهودی و جنبش صهیونیسم، ... به برکت حق طبیعی و تاریخی‌مان، و با تکیه بر مصوبه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ... استقرار کشوری یهودی در سرزمین اسرائیل را اعلام می کنیم.” این سخنانی بود که روز چهاردهم ماه مه سال 1948، از سوی دیوید بن‌گوریون، نخستین نخست وزیر رژیم اسرائیل در موزه تل‌آویو شنیده شد تا فصل جدید معادلات دیپلماتیک در خاورمیانه شکل بگیرد و از آن زمان تاکنون چالش سیاسی نشات گرفته از تاسیس رژیم اسرائیل، گریبانگیر همه کشورهای منطقه باشد.
 
سخنان دیوید بن گوریون، در حالی یهودیان و هواداران جنبش صهیونیسم را به وجد آورده بود، که همزمان بسیاری از ساکنان حقیقی فلسطین، به ناچار در حال ترک سرزمین‌هایشان بودند و در غم و اندوه با وطن خود وداع می‌کردند. در اولین ساعات تشکیل اسرائیل در سرزمین‌های فلسطینی، غرب و پیش از همه آمریکا و اسرائیل این رژیم را به رسمیت شناختند.
 
ساعت 12 نیمه‌شب 14 ماه مه سال 1948 میلادی،‌ دوران قیمومیت بریتانیا بر فلسطین به پایان رسید و تنها 11 دقیقه بعد،‌ دولت ایالات متحده آمریکا به ریاست هری ترومن، اسرائیل را به صورت “دو فاکتو” به رسمیت شناخت:«دولت ایالت متحده آمریکا مطلع شده که دولتی یهودی در “فلسطین” اعلام موجودیت کرده است. این دولت یهودی خواستار به رسمیت شناختن موقت خود در آن سرزمین شده و ایالات متحده آمریکا این دولت اسرائیل را به صورت دو فاکتو به رسمیت می‌شناسد.»
 
دقایقی بعد از انتشار این بیانیه، وارن اوستین، نماینده ایالات متحده در سازمان ملل متحد در اعتراض به این اقدام دفتر کارش را به سوی منزلش ترک کرد. مارشال، وزیر امور خارجه آمریکا یک مقام رسمی‌را برای جلوگیری از استعفای همه اعضای گروه نمایندگی آمریکا در سازمان ملل به محل این سازمان در نیویورک اعزام کرد.
 
در پی تصمیم آمریکا برای به رسمیت شناختن اسرائیل، وقت اتحاد جماهیر شوروی؛ در فاصله تنها پنج روز، به همراه هفت کشور دیگر، از جمله گواتمالا، بلاروس، اوکراین، لهستان، چکسلاواکی، اروگوئه و یوگسلاوی به صورت دو فاکتو دولت اسرائیل را به رسمیت شناختند. اسرائیل، ساعاتی پس از آن اعلام موجودیت کرد که آخرین نیروهای ارتش بریتانیا، ساحل مدیترانه را به سمت کشورشان ترک کردند، اما بی‌تردید، تشکیل رژیم اسرائیل، میراث همین بریتانیایی‌ها بود که طراح اصلی تاسیس دولت یهود در سرزمین‌های تحت حکمرانی‌شان به شمار می‌روند. در آن زمان و پس از تشکیل رژیم اسرائیل، قدرت‌های جهانی هر کدام به بهانه‌ای از اسرائیل حمایت کرده و در راه تقویت این رژیم گام برداشتند.

بریتانیا سردمدار حمایت از تشکیل دولت یهود بود که برای حل مشکلات تاریخی‌اش در این سرزمین، ایده تشکیل این دولت را به سازمان ملل متحد برد و عملا بانی تاسیس آن بود. آمریکا که متحد سنتی بریتانیا به شمار می‌رود برای حفظ منافع غرب و حمایت از جنبش صهیونیسم از اسرائیل حمایت کرد و اتحاد جماهیر شوروی هم با این تصور که تاسیس دولتی یهودی که در آن زمان گرایش‌های چپ‌گرایانه داشت می‌تواند به گسترش مکتب کمونیسم در خاورمیانه منجر شود از حمایت از اسرائیل دریغ نکرد.
 
و اکنون 60 سال پس از تاسیس این رژیم در قلب خاورمیانه، تنها میراث برجای مانده آن، جنگ، خشونت، ناامنی در منطقه، نقض حقوق بشر و معضلی دیپلماتیک در منطقه است که هرچه بیشتر پیش می‌رویم گره آن کورتر از گذشته می‌شود. شاید اگر غربی‌ها 60 سال پیش می‌دانستند که تشکیل رژیم اسرائیل و حمایت از آن تا این حد آنان را در میان جهان اسلام منفور کرده و باعث رشد جنبش‌های رادیکال اسلامی‌می‌شود، هیچگاه در راه تاسیس اسرائیل گام برنمی‌داشتند.