چکیده

هنر و ادبیات، یکی از صادق ترین اشکال و تجلّی تاریخ یک ملت است. شاعران و هنرمندان، وجدان و صدای زمانه شان هستند. تغییرات و دگردیسی ها اجتماعی و تاریخی، اگر اصالت و موضوعیّت داشته باشند در قلمرو ادبیات نیز وارد می شوند. در تاریخ ایران، شعر، محمول و جلوه گر مصائب، تکانه ها و دردهای اجتماعی بیشماری بوده و چون رسانه ای فرهنگی و برنده، بسیاری از آسیب ها و بحران های تاریخی و اجتماعی این مرز و بوم را در خود ضبط و ثبت نموده است. در این میان حافظ شیرازی، به مثابه ی حافظه ی تاریخی و فرهنگی جامعه ی ایرانی و همچنین یکی از ناقدان وضعیت اجتماعی و تاریخی قرن هشتم هجری، بسیاری از دردها و آسیب های تاریخی و اجتماعی زمانه اش را دریافته و در عالم شعری به آن واکنش نشان داده است. این پژوهش با رویکردی تاریخی و روش توصیفی تحلیلی، آسیب های اجتماعی و تاریخی قرن هشتم هجری در دیوان حافظ را در کانون توجه خود قرار داده است. یافته ها بیانگر آن است که: حافظ با فراست و وقوفی کم نظیر، بسیاری از آسیب ها و بحران های اجتماعی و تاریخی زمانه اش، نظیر: ناامنی و بی ثباتی، جبرباوری و تقدیرگرایی، پیمان شکنی، ریا و دوگانگی، بی اعتمادی، و چیرگی رذیلت بر فضیلت را دریافته و به شکلی ایضاحی و غیرایضاحی و به منظور آگاهی بخشی، آن را در اشعارش وارد نموده است. وی همچنین با کلامی سحرانگیز، در بسیاری از مواقع بدیل ها و راه کارهای قابل تأملی از قبیل: شکیبایی، اختیارباوری، وفا، عشق و یکرنگی، آزمودن و عمل گرایی، خردسندی و درویشی، در مقابل این آسیب های اجتماعی را، ارائه داده است.

تبلیغات