چکیده

در مقاله حاضر تلاشی است تا کتاب «برساختگرایی اجتماعی» نوشته ویوین بر با ترجمه اشکان صالحی را مورد نقد و ارزیابی شکلی و محتوایی قرار دهد. این اثر در نیمه اول دهه 1990 م. در بریتانیا به چاپ رسیدهاست؛ زمانی که برساختگرایی اجتماعی و نظریات پستمدرن انتقادات عمدهای را بر جریان غالب یعنی اثباتگرایی و تجربهگرایی و مبانی آنها وارد کردهاند. در این اثر مؤلف دو هدف را به صورت همزمان پیگیری میکند: اولاً تلاش شده تا اصول، مفاهیم و ویژگیهای برساختگرایی اجتماعی را بهویژه آن وجه از پژوهشهای برساختگرا که از نظریات پستمدرن نشأت گرفته و جریان غالب را به چالش کشیدهاند واکاوی کند. ثانیاً تأثیرات برساختگرایی اجتماعی در حوزه روانشناسی و انتقادات این پژوهشها بر روانشناسی سنتی را ارزیابی و در بوته نقد قرار دهد. تعلق مؤلف به برخی مفروضات سنت اثباتگرایی و تجربهگرایی در کنار تکثر و تعدد نظریات پست مدرن که بخشی از آن به ماهیت این نظریات مربوط میشود؛ باعث شده مرزبندی مفاهیم و نظریات مورد استفاده برساختگرایان اجتماعی و پستمدرنیسم به همراه معانی و استدلال آنها به درستی در این اثر تشریح نشود. نقدهای مکرر و غیرقابل کنترل نویسنده در هر فصل کتاب به شکل جانبدارنهای به این ابهامات دامن زده، به گونهای که این نظریات را در ارائه رویکردهای نوین پژوهشی ابتر نشان میدهد. ویوین بِر برای عبور از این وضعیت به نظریاتی مانند روانشناسی روایی، تعاملگرایی نمادین و ... متوسل میشود.