مطالب مرتبط با کلیدواژه

فلسفه زبانی


۱.

روش شناسی علم اقتصاد و مسئله رئالیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رئالیسم هستی-شناسی استعلایی فلسفه زبانی کل-گرایی

تعداد بازدید : ۹۸۵ تعداد دانلود : ۸۳۴
نسبیت در علم اقتصاد در دو مسئله روش شناختی «عدم عینیت» و «عدم تعیّن» نظریه های اقتصادی ریشه دارد. راه حل مسئله نسبیت اتخاذ نگاهی رئالیستی به واقعیت اقتصادی است؛ به طوری که نظریه های اقتصادی ارتباط وثیق تری با واقعیت برقرار کنند. در دهه های اخیر دو پروژه رئالیستی (رئالیسم علمی ماکی و رئالیسم انتقادی لاوسن) در علم اقتصاد آغاز شده است که می تواند نقطه شروع مناسبی برای غلبه بر نسبیت در علم اقتصاد باشد. در این مقاله تلاش شد تا با الهام از این دو پروژه، رویکرد جدیدی تحت عنوان رئالیسم کل نگر ارائه شود؛ رئالیسم کل نگر مانند لاوسن مبتنی بر رویکرد استعلایی است و مثل ماکی از فلسفه زبانی کمک می گیرد. رهاورد این رئالیسم، هستی شناسی سه لایه از جهان اقتصاد، تبیین جهت مندی سه گانه از آن، سه شکل زبانی جهت بازنمایی این جهان و سرانجام دعاوی اعتبار سه گانه برای شناخت در علم اقتصاد است. در این نوع رئالیسم، نهادها به عنوان بنیاد نظریه در علم اقتصاد عاملی برای عینیت و تعیّن نظریه ها در علم اقتصاد خواهند بود و مسئله نسبیت نیز تا حدی رفع خواهد شد
۲.

پیوندهای مهندسی مفهومی و چرخش زبانی: به سوی تدوین یک فرافلسفه مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: چرخش زبانی مهندسی مفهومی فلسفه زبانی فرافلسفه مفهومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
در این مقاله، می کوشیم تا با تمرکز بر فرافلسفه مبتنی بر مهندسی مفهومی، نشان دهیم این رویکرد در مقایسه با فرافلسفه زبانی، چارچوبی جامع تر و مؤثرتر برای تحلیل و حل مسائل فلسفی فراهم می آورد. برخلاف فیلسوفان زبانی که در شاخه فلسفه زبانِ روزمره بر پاسداشتِ زبان طبیعی و محدودیت های آن، و در شاخه فلسفه زبان ایده آل بر پرهیز از توسل به موجودیت های مفهومی تأکید داشتند، مهندسی مفهومی با تکیه بر انعطاف پذیری مفاهیم و امکان بازسازی نظام های مفهومی، می کوشد محدودیت های این چنینی فلسفه زبانی را پشت سر گذارد و در عوض، متناسب با اهداف معرفتی، اخلاقی و اجتماعی، بر ترمیم یا تعویض ابزارهای تفکر تمرکز کند. هدف اصلی این مقاله تحلیل نقش گذار از چرخش زبانی به چرخش مفهومی و بازخوانی نظریه های ویتگنشتاین و کواین در راستای نقد یا تقویت بنیان های این گذار است. اگرچه هر دو فیلسوف نگرش هایی محدودکننده نسبت به مفهوم دارند، بصیرت های آنها، به ویژه درباره کاربرد، رفتار و تحول مفهومی، می تواند در خدمت پروژه مهندسی مفهومی قرار گیرد. به این ترتیب، مقاله حاضر کوشیده است فرافلسفه بدیلی را طرح افکنی کند که ضمن بهره گیری از سنت فلسفه زبانی، افق هایی نو برای نقش فعال فلسفه در تغییر نظام های مفهومی و در نتیجه، دگرگونی در شیوه های اندیشیدن به جهان می گشاید.