مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
پرداخت از جیب
حوزههای تخصصی:
داروها یک بخش اساسی و با هزینه- اثربخشی بالایی از مراقبتهای بهداشتی درمانی هستند که سهم عظیمی از هزینههای خانوارها را به خود اختصاص میدهند. از سوی دیگر نظام بیمه دارویی ایران با ساختار، سیاستها و مقررات گذشته کارایی و اثربخشی لازم را نخواهد داشت. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه ى نظام قیمتگذاری و بیمه دارو در ایران و چند کشور منتخب به منظور سازماندهی وضعیَت قیمتگذاری و بازپرداخت هزینههای دارو بود. روش بررسی : پژوهش حاضراز نوع تطبیقی ـ توصیفی ست. منابع اطلاعات پژوهش عبارت اند از نظام بیمه ى دارو در کشورهای استرالیا، انگلستان، آلمان و اسپانیا، فرانسه و ایران. گردآوری دادههای پژوهش از طریق کتابخانهای و میدانی، و بانکهای اطلاعاتی، شبکه ى اینترنت و مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، بررسی پایگاههای اینترنتی، پرسشنامه و مصاحبه انجام گرفت. یافتهها: در اغلب کشورهای مورد مطالعه ساختار تصمیمگیری به صورت کمیتههای مشترک بین وزارت بهداشت و نظام بیمه میباشد. وزارت بهداشت به عنوان متولَی سلامت نقش بیشتری در تعیین نوع داروی مورد تعهد؛ و سازمانهای بیمهگر نقش بیشتری در قیمتگذاری با استفاده از قدرت چانه زنی دارند. بیمار کمترین مشارکت در پرداخت هزینه ى داروهای حیاتی را دارد. بیماران مزمن و اقشار آسیبپذیر برای کلیَه ى هزینههای درمان مورد شناسائی و حمایتهای خاص قرار میگیرند.مقررات انتخاب دارو در لیست بیمه و قیمتگذاری آنها شفَاف و روشهای قیمتگذاری برای داروهای مختلف متفاوت است. کترل مصرف دارو از طریق اعمال محدودیَتها و مشوَقها برای پزشکان و داروسازان و کنترل هزینه با مذاکره، تعیین قیمت براساس حجم فروش، کاهش اجباری قیمت، دریافت تخفیف از تامینکنندگان، توزیعکنندگان و داروخانهها است. نتیجه گیری: نظام بیمه ى دارویی ایران این نقص هارادارد: دوگانگی مراجع تصمیمگیری برای دارو، شفاف نبودن سازوکار انتخاب دارو در لیست بیمه، تمایز قایل نشدن میان داروهای گوناگون از نظر میزان و سطح بازپرداخت هزینههای دارویی، روشهای سنتَی نظام قیمتگذاری دارو، حمایت ناقص از بیماران مزمن و گروههای آسیبپذیر، نبودن راهکارهای تشویقی تجویز منطقی دارو برای داروخانهها و پزشکان. پیشنهاد می شود در ساختار و مقررات نظام قیمتگذاری و بیمه داروی کشور بازنگری نظاممند صورت گیرد.
ارتباط بیمه ی سلامت و هزینه های سنگین خدمات درمانی در بیمارستان های مرتبط با دانشگاه علوم پزشکی ایران: 1388(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف مطلوب هر نظام سلامت ارائهی سازوکارهای مناسب تأمین مالی به منظور حمایت از خانوارها به هنگام تقاضا برای خدمات سلامتی است. در مطالعهی حاضر که به صورت مقطعی بر روی 400 نفر از بیماران بستری در بیمارستان های مرتبط با دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گرفته است، پژوهش گران به دنبال تحلیل تأثیر برنامهی جاری بیمهی سلامت کشور با استفاده از مدل لاجستیک در راه نیل به هدف مذکور بودند. یافته های پژوهش گران نشان میدهند که از بین 16 متغیر مورد نظر، 8 متغیر شامل :جنسیت سرپرست خانوار، سکونت در تهران، بیماری اعضای خانوار، تعداد اعضای خانوار، تعداد دفعات بستری، سطح درآمد خانوار و مالکیت مسکن و پوشش بیمهی درمان مکمّل، ارتباط معناداری با احتمال مواجههی با هزینه های سنگین خدمات درمانی نشان دادند. نکتهی قابل تامل در این مطالعه عدم تأثیر برنامهی بیمهی سلامت کشور در جلوگیری از مواجههی با هزینه های سنگین خدمات درمانی است. به نظر میرسد عدم توجه دقیق مسئولین و سیاست گذاران نظام سلامت کشور در طراحی سازوکارهای مناسب بیمه ای، با توجه به مقتضیات کشور یعنی شرایط اقتصادی، اجتماعی، جمعیت شناختی و در نهایت الگوها و اپیدمیولوژی بیماریها از مهم ترین علل ناکارآمدی نظام بیمهی سلامت کشور در حمایت از بیماران میباشد. طبقه بندی JEL: C25, L10
پهنه بندی کالبدی استان های کشور بر مبنای سلامت خانوارهای شهری در دوره زمانی (1389-1395)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی منطقه ای سال یازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۴
1 - 16
حوزههای تخصصی:
پرداخت های مستقیم از جیب، یکی از منابع اصلی تأمین مالی خدمات سلامت در اغلب کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران است. این پرداخت ها در صورتی که بیش از 40% توان پرداخت خانوارها باشد، منجر به رویارویی آنها با هزینه کمرشکن سلامت می شوند. هدف این مطالعه بررسی پهنه بندی کالبدی استان های کشور بر مبنای نسبت رویارویی خانوارهای شهری با هزینه کمرشکن سلامت، با استفاده از داده های درآمد- هزینه خانوارهای شهری مرکز آمار ایران، طی سال های 1389 تا 1395 است. نتایج حاکی از آن است که نسبت رویارویی خانوارهای شهری با هزینه کمرشکن سلامت برای کل کشور در دوره زمانی یاد شده، با روندی نسبتاً ثابت، به طور متوسط3/10 درصد بوده است، هم چنین،، از مقایسه نسبت رویارویی خانوارهای شهری با این هزینه به تفکیک استان ها می توان دریافت که به رغم روند کم وبیش نوسانی آن در دوره مورد مطالعه، این نسبت برای 3/63% استان ها افزایش و در 3/23% استان ها کاهش یافته است. بر این اساس، می توان اظهار داشت که نظام سلامت نتوانسته به هدف بهبود نسبت رویارویی خانوارها با هزینه قابل توجه سلامت بر اساس ماده 78 قانون برنامه ششم توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی دست یابد.
مطالعه هزینه های کمرشکن و منجر به فقر سلامت در جمعیت شهری تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۱۹ بهار ۱۳۹۵ شماره ۶۳
۶۷-۵۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سنجش حمایت مالی بابت دریافت خدمات سلامت، با میزان پرداخت از جیب در قبال دریافت خدمات سلامت مشخص می شود که دو رویکرد هزینه های کمرشکن و منجر به فقر سلامت در ارتباط با آن قابل تحلیل است. هدف از این پژوهش مطالعه هزینه های کمرشکن و منجر به فقر سلامت در جمعیت شهری تهران می باشد. روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی در سال 1392 در شهر تهران انجام شد. شیوه جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه و مشاهده و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه هزینه مراقبت سلامت خانوار بود. برای تخمین اثرات فاکتورهای اثرگذار بر هزینه های کمرشکن سلامت و هزینه های سلامت منجر، به فقر از آزمون پیرسون، مدل لجستیک تک متغیره و چند متغیره و نرم افزارهای Excel وSTATA بهره گیری گردید. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد 4/2 درصد از کل خانوارها به علت پرداخت از جیب بابت خدمات مراقبت سلامت به زیر خط فقر سقوط کردنده اند و 7/6 درصد از خانوارهایی که پرداخت از جیب داشته اند و 8/3 درصد از کل خانوارها به علت پرداخت از جیب بابت دریافت خدمات مراقبت سلامت با هزینه های کمرشکن مواجه شده اند. نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد متغیرهای مهمی مثل تحصیلات سرپرست خانوار، وجود فرد بالای 60 سال، مصرف خدمات بستری و تعداد دفعات مصرف مراقبت سلامت در مواجهه خانوار با مخارج سلامت نقش کلیدی دارند. از این رو دست اندرکاران سلامت کشور و سازمان های بیمه ای باید با اجرای طرح های بیمه ای و کاهش تعرفه های بخش سلامت سرانه پرداخت از جیب خدمات مراقبت سلامت را کاهش دهندو از فشار مخارج سلامت بر خانوارها بکاهند. کلیدواژه ها: پرداخت از جیب، هزینه های کمرشکن سلامت، هزینه های سلامت منجر به فقر
تأثیر انواع بیمه های درمانی بر پرداخت از جیب خانوار شهری ایران: مدل انتخاب نمونه مضاعف(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۲ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۷۶
۵۴-۴۱
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیمه های درمانی یکی از مهمترین ارکان تأمین مالی در نظام سلامت، جهت کاهش نابرابری در پرداخت از جیب هستند. با توجه به اهمیت بیمه ها، افزایش پرداخت از جیب خانوار، افزایش تقاضا برای بیمه های خصوصی و تعدد صندوق های بیمه ای، مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر انواع بیمه های درمانی بر پرداخت از جیب خانوار شهری ایران انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و از حیث هدف کاربردی است که به صورت مقطعی در سطح ملی انجام شد. حجم نمونه شامل 17809 خانوار شهری استان های ایران در سال 1395 بود که از حجم نمونه مرکز آمار ایران انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه هزینه-درآمد خانوار بودکه توسط مرکز آمار ایران تهیه و تکمیل گردید. نتایج در نرم افزار Stata 14 و با روش اقتصادسنجی انتخاب نمونه مضاعف برآورد گردید. یافته ها: نتایج نشان داد باسواد و متأهل بودن سرپرست خانوار، بعد خانوار، تعداد کودکان و سالمندان، میزان ثروت خانوار، مخارج سرانه دخانیات و آموزش و درآمد سرانه تأثیر مستقیم بر احتمال خرید بیمه درمانی توسط خانوار داشتند. همچنین خانوارهایی که یکی از انواع بیمه های درمانی را خریداری نموده اند نسبت به سایر خانوارها پرداخت از جیب بیشتری داشتند و خانوار با بیمه های خدمات درمانی، تأمین اجتماعی و نهادها و سازمان های خاص به ترتیب بیشترین میزان پرداخت از جیب را داشتند. نتیجه گیری: تفاوت معنی دار پرداخت از جیب در بین انواع بیمه های درمانی، ایجاد یک نظام یکپارچه بیمه ای را ضروری می سازد که در آن ضمن اینکه همه افراد جامعه را شامل می شود سطح پوشش یکسانی برای کالا و خدمات سلامت ارایه می دهد. از طرفی، یکسان سازی انواع تعرفه های درمانی در بیمه های مختلف می تواند شکاف در پرداخت از جیب خانوار را کاهش دهد. همچنین، سیستم کنترل و نظارت دقیق بر کیفیت خدمات سلامت توصیه می شود.
گزارش کوتاه: مواجهه خانوارهای ایرانی با مخارج کمرشکن دندان پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مراقبت های دندان پزشکی از جمله خدمات سلامت پرهزینه در سراسر جهان محسوب می شوند. از همین رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی مواجهه خانوارهای ایرانی با مخارج کمرشکن سلامت ناشی از پرداخت از جیب خدمات دندان پزشکی انجام شد. روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی است که با استفاده از داده های 20764 خانوار دارای پوشش بیمه سلامت شرکت کننده در پیمایش هزینه درآمد خانوار سال 1398 انجام شد. مخارج کمرشکن سلامت با الگوی سازمان جهانی بهداشت محاسبه شد. برای تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و نرم افزار STATA استفاده شد. یافته ها: دریافت خدمات دندان پزشکی رابطه معناداری با مواجه خانوارها با مخارج کمرشکن سلامت دارد، به گونه ای که میزان مواجهه را از 8/4 درصد به 3/6 درصد افزایش داده است. نتیجه گیری: با توجه به زیاد بودن پرداخت از جیب بیماران برای خدمات دندان پزشکی، گسترش پوشش بیمه ای در قالب بسته های بیمه پایه و تکمیلی برای این خدمات ضروری است.