مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۲۸۱ تا ۱۷٬۳۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
نقد روان شناسی در قرن بیستم رواج پیدا کرده است. در این نوع نقد، آثار ادبی از جنبه روان شناختی مورد بحث قرار می گیرند و لایه های درونی آنها آشکار می گردد. یونگ از جمله نظریه پردازانی است که کهن الگوها را تعریف نموده و قائل به وجود دو سطح خود آگاهی و ناخودآگاهی در انسان هاست . بر اساس نظریه کهن الگویی وی آثار ادبی را می توان با توجه به جنبه های اساطیری آنها مورد بحث قرار داد. در این مقاله به روش توصیفی –تحلیلی دو اثر حماسی شاهنامه فردوسی و شهنشاه نامه صبای کاشانی از نظر تقابل قهرمان و سایه و نحوه مقابله قهرمان با سایه بررسی شده و نتیجه این است که فردوسی با توجه به شخصیت اسطوره ای رستم سفر معنوی او را با گذر از موانع مختلف تشریح نموده و او به عنوان قهرمان بلا منازع با تکیه بر نیروی معنوی و یاری خداوند به عنوان پیر دانا و گاه رخش و راهنمایان دیگر در سفر خود به کمال رسیده به عنوان قهرمان شناخته می شود . در منظومه شهنشه نامه ، عباس میرزا قهرمانی است که با روس ها می جنگد و صبا با تقلید از فردوسی تلاش نموده دشمنان را به عنوان نیروهای اهریمنی و اسطوره ای معرفی کند و عباس میرزا را رو در روی آنها قرار دهد. وی در سفر خود تنها نیست و با یاری سپاهیانش به نتیجه می رسد و دشمنان به طور نمادین به اژدها و شیر تشبیه می شوندکه از نظر کهن الگویی
نقش یوسف بن علوی در ظهور و افول جنبش ظفار(1965-1975)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
1 - 19
حوزههای تخصصی:
یوسف بن علوی آغازگر جنبشی بود که با هدف براندازی سلطنت آل بوسعید و در امتداد مبارزات رهبر مذهبی عمان برعلیه سلطنت، شکل گرفت؛ بااین حال در ابتدای حاکمیت قابوس بن سعید به او پیوست و تا پایان حیات سلطان، (2020م/1398ش)، در سیاست خارجی عمان نقشی محوری ایفا کرد. تناقضی که درون الگوی سیاسی رفتار بن علوی در رابطه با جنبش ظفار وجود داشت مبین تلاش های حاکمیت عمان برای حفظ مشروعیت سیاسی و مذهبی در دوره حکومت سلطان قابوس بود؛ تبیین این امر تنها از طریق واکاوی نقش بن علوی در جنبش ظفار امکان پذیر خواهد بود. با توجه به اهمیت موضوع این پژوهش بر محور دو پرسش شکل گرفت: یوسف بن علوی در جنبش ظفار چه نقشی داشت؟ تأثیر او بر ظهور و افول جنبش چه بود؟ این پژوهش با تکیه بر روش تاریخی، شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شد. یافته ها نشان داد بن علوی در ظهور جنبش، از طریق ایجاد پیوند میان رهبر مذهبی عمان با جنبش ملی گرای جمال عبدالناصر در مصر، نقش مؤثری داشت اما پیوستن او به سلطان قابوس در جایگاه یک چهره برجسته مردمی و روشنفکر مذهبی، به واسطه تفویض اختیار در ساختار حکومت، موجب تشدید شکاف و تقابل جدی میان جبهه کمونیست و اسلام شد و افول و شکست جنبش را تسریع نمود.
تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر هویت فرهنگی و سیاسی مسلمانان جامو و کشمیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
433-455
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 تأثیرات عمیقی بر هویت فرهنگی و سیاسی مسلمانان جامو و کشمیر، به ویژه شیعیان این منطقه داشته است. این تحقیق با استفاده از روش کیفی و مصاحبه های عمیق با خبرگان و متخصصان مذهبی، فرهنگی و اجتماعی انجام شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل مضمون به طور سیستماتیک تحلیل شده تا مضامین و الگوهای اصلی شناسایی شوند. یافته ها نشان می دهند که انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک الگوی موفق ضد استعمار و بیداری اسلامی، الهام بخش جوانان و علمای مذهبی کشمیر بوده است. پیام های انقلاب، به ویژه آموزه های امام خمینی (ره)، موجب ایجاد وحدت مذهبی بین شیعیان و اهل تسنن و تقویت هویت اسلامی در کشمیر شده است. علمای مذهبی کشمیر با ترویج آموزه های انقلاب و برگزاری مجالس مشترک مذهبی نقش مهمی در این فرایند داشته اند. جوانان کشمیری نیز با الهام از انقلاب اسلامی، به برگزاری تظاهرات و مبارزات فرهنگی پرداخته و از رسانه ها برای ترویج مفاهیم انقلابی استفاده کرده اند. نتیجه گیری نشان می دهد که انقلاب اسلامی ایران نه تنها به ایجاد همبستگی مذهبی در کشمیر کمک کرده، بلکه به بیداری سیاسی و فرهنگی مسلمانان این منطقه نیز انجامیده است.
نسبت زبان و انحطاط در خوانش رضا داوری اردکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در یکصدسال اخیر در ایران تنها متفکری که به حیثیت انتولوژیک زبان پرداخته، داوری است. از نظر وی باید به ذات زبان اندیشید که پرسش از وجود است. پرسش از وجود، پرسش از ذات بشر است و آینده انسان در گرو این است که بتواند در باب ماهیت و ذات زبان بیندیشد، زیرا ماهیت انسان و اجتماع انسانی بدون مهر و انس ممکن نیست. در خوانش انتقادی داوری اگر به ذات زبان نپردازیم تفرقه و گروه بندی و جنگ بخش لاینفک زندگی انسان در تمدن جدید می شود و راه عبور از این بن بست، پرداختن به ذات وجود است. ذات وجود چیزی جز جود و مهر و دلبستگی نیست. اما امروز اگر جود ، مهر و انس نیست و تفرقه هست و با اینهمه رویکردهای علمی باز هم به نتیجه نمی رسیم، چون پرسش از ذات بشر یا پرسش از وجود را جدی نگرفتیم و زبان را به رویکردهای روانشناختی، جامعه شناختی، ادبی، سیاسی و تاریخی تقلیل دادیم. زبان، ذات بشر، وجود و تفکر در منظومه ای قرار می گیرند که به نوعی پرسش از ذات می کنیم. پرسش از ذات کردن یعنی پرسش و تفکر از امکان نوع دیگری از آینده و نوع دیگری از بودن در وضع تاریخی دیگر و در باب آن اندیشیدن.
ناکارآمدی سیاست گذاری اجتماعی در دولت های جمهوری اسلامی ایران و ارائه راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین دگرگونی های صورت گرفته در ساختار و کارکرد دولت در عصر مدرن، در نقش و جایگاه آن در حوزه تدوین سیاستگذاری اجتماعی می باشد، تاجایی که امروزه آن را مسئله محوری دولت می-دانند. هدف این مقاله، بررسی و تحلیل این نوع سیاستگذاری در دولت های جمهوری اسلامی ایران می باشد. براین اساس، سئوال مقاله این است که سیاست گذاری اجتماعی در دولت های جمهوری اسلامی ایران به لحاظ کارکردی از چه وضعیتی برخوردار بوده و نیاز به اتخاذ چه راهبردهایی در این حوزه می باشد؟ فرضیه ی مقاله این است که سیاستگذاری اجتماعی در دولت های جمهوری اسلامی دچار ناکارآمدی بوده است که عواملی چون: ماهیت رانتی دولت، سیطره امر سیاسی بر امر اجتماعی، آرمان گرابودن نظام سیاست گذاری و ...، نقش موثری در ایجاد این وضعیت داشته اند. به طورکلی عدم موفقیت سیاست مذکور در برقراری عدالت اجتماعی در کشور، بر اعتماد بخش قابل توجهی از مردم ایران نسبت به نظام سیاسی تاثیر منفی گذاشته و موجبات بروز بحران های سیاسی و اجتماعی را در این دوره فراهم نمود. اما با تمام اینها، نظام جمهوری اسلامی می تواند با رفع و اصلاح عوامل یادشده و اتخاذ راهبردهای مناسب و منطقی، موجبات کارآمدی سیاستگذاری اجتماعی و تقویت اعتماد مردم به دولت را فراهم سازد. این مقاله به لحاظ روش شناسی از نوع کیفی، تحلیلی و کاربردی-توسعه ای می باشد.
نقش فرقه اسماعیلیه در گسترش اندیشه های شیعی در هندوستان، با تأکید بر دولت شیعی اسماعیلی - علوی مولتان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
23 - 44
حوزههای تخصصی:
فرقه اسماعیلیه به عنوان یکی از شاخه های فعال تشیع، نقش مهمی در گسترش اندیشه های شیعی در هند داشت. در این میان، دولت اسماعیلی مذهب مولتان در قرون چهارم و پنجم هجری، با موقعیت جغرافیایی راهبردی و ارتباط نزدیک با شبکه دعوت اسماعیلی، به مرکز محوری نفوذ مذهبی و فرهنگی تبدیل شد. اسماعیلیان در این منطقه دولتی پایدار تأسیس کردند که چندین دهه دوام یافت و با وجود گستره محدود، تأثیر سیاسی و مذهبی گسترده ای بر مناطق اطراف داشت. از طریق داعیان سازمان یافته، آموزه های شیعی در سراسر شبه قاره هند ترویج شد و زمینه نفوذ فرهنگی اسماعیلیان فراهم گردید. این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و بر پایه منابع تاریخی و تحقیقات معاصر انجام شده است. پرسش اصلی آن است که اسماعیلیان از چه راهبردها و سازوکارهایی برای ترویج اندیشه های شیعی در هند بهره بردند و نقش حکومت مولتان در این فرایند چه بود؟ یافته ها نشان می دهد که سازمان منسجم دعوت اسماعیلی، تعامل با بافت اجتماعی هند و تسامح مذهبی حاکمان مولتان، زمینه نفوذ گسترده آموزه های شیعی را فراهم کرد. هرچند این دولت در نهایت به دست غزنویان سرکوب شد، اما میراث فکری و فرهنگی آن در تداوم تشیع و گسترش تمدن اسلامی در شبه قاره هند تأثیری پایدار بر جای نهاد.
تأثیر رهیافت های مدیریت انتظامی در پیشگیری از نزاع دسته جمعی اراذل واوباش سطح سه شهرستان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت انتظامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
139-169
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در حال حاضر یکی از مسائل ایجادکننده خشونت در جامعه، قدرت نمایی اراذل واوباش و ارتکاب جرائم توسط آنان است. چگونگی مدیریت انتظامیِ این مسئله اهمیتی فراوان دارد؛ بنابراین تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر رهیافت های مدیریت انتظامی در پیشگیری از نزاع دسته جمعی اراذل واوباش سطح سه شهرستان اصفهان انجام شد. روش: تحقیق از نظر هدف، «کاربردی»؛ به لحاظ ماهیت داده ها، «کمّی» و از حیث جمع آوری اطلاعات، «پیمایشی» بود. جامعه آماری شامل رؤسای کلانتری ها و پاسگاه های شهرستان اصفهان بود که بر اساس فرمول های آماری، تعداد 44 نفر به عنوان نمونه، انتخاب شد. گردآوری اطلاعات از طریق پرسش نامه محقق ساخته بر اساس طیف لیکرت، انجام شد که پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (برابر با 7/0) «مناسب» ارزیابی شد. به منظور سنجش «روایی»، پرسش نامه در اختیار متخصصانِ مدیریت پیشگیری از جرم قرار گرفت و بازنگری پرسش نامه تا رفع نارسایی ها ادامه یافت. تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون کای دو انجام شد. یافته ها: از دیدگاه نمونه آماری، «اجرای برنامه های پیشگیری انتظامی» با میانگین 65/2 در رتبه اول، «اجرای برنامه های پیشگیری وضعی» با میانگین 75/1 در رتبه دوم و «اجرای برنامه های پیشگیری اجتماعی» با میانگین 60/1 در رتبه سوم؛ به ترتیب بیشترین تأثیر را در پیشگیری از نزاع دسته جمعی اراذل واوباش سطح سه اصفهان دارند. نتیجه گیری: نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده های پژوهش، حاکی از آن است که تمامی رهیافت های مدیریت انتظامی در سه سطح «اجتماعی»، «انتظامی» و «وضعی»، در پیشگیری از نزاع دسته جمعی اراذل واوباش سطح سه اصفهان، تأثیر مثبت دارد؛ لیکن مؤثرترین آن ها «برنامه های پیشگیری انتظامی» است؛ بنابراین پلیس می باید تمرکز بیشتری در اجرای برنامه های مدیریت پیشگیری انتظامی داشته باشد و در راستای ارتقای کمّی و کیفی این گونه اقدامات تمهیدات لازم را اتخاذ نماید.
منازعه «تحریم» و «مشارکت» در کارزار انتخابات (مقایسه گفتمان وب سایت های خبرگزاری صداوسیما و ایران اینترنشنال در چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۸
86-114
حوزههای تخصصی:
انتخابات به عنوان یکی از ارکان اساسی جمهوری اسلامی، به دلیل نقش و تأثیری که بر چگونگی سیاست گذاری و اداره کشور دارد، همواره موردتوجه جریانات و رسانه های موافق و مخالف حکومت بوده است. بازیگران فعال در انتخابات می کوشند با عرضه ایده های مطلوبشان و بین الاذهانی کردن آن ها میان سوژه ها، گفتمان موردنظر خود را هژمونیک کنند. ثبت آمار مشارکت 92/39 درصدی در (دور نخست) انتخابات ریاست جمهوری 1403 که پایین ترین میزان مشارکت در تمام ادوار انتخابات به شمار می رود، تامّل و امعان در گفتمان های فعال انتخاباتی را ضروری می کند. هدف این تحقیق نیز شناسایی گفتمان های وب سایت های خبرگزاری صداوسیما و شبکه ایران اینترنشنال در چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری است. بدین منظور 35 نمونه از اخبار انتخاباتی وب سایت ایران اینترنشنال و 45 خبر از وب سایت خبرگزاری صداوسیما با نرم افزار مکس کیودی ای مبتنی بر نظریه لاکلا-موفه و رهیافت انتقادی ون دایک تحلیل گفتمان شد. یافته های پژوهش حاکی از این است که «مشارکت حداکثری در انتخابات» و «تحریم انتخابات» به ترتیب دال های مرکزی گفتمان های وب سایت های خبرگزاری صداوسیما و ایران اینترنشنال هستند. از طرفی، اصلاح طلبان و نیروهای معتدل و میانجی که مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کرده اند، بیش از اصولگرایان موردهجمه ایران اینترنشنال قرارگرفته اند. همچنین آمار پایین مشارکت در چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری نشان می دهد که ایران اینترنشنال به طور هدفمند تلاش کرده است با فرصت طلبی، مسائل و رویدادهایی مانند ناآرامی های پاییز 1401 و مشکلات اقتصادی مردم را درراستای تسلّط گفتمان خود مصادره کند.
مرگ الیزابت؛ واکاوی نوتاریخ گرایانه عنصر تردید در نمایشنامه های ابتدای دوره یاکوبی ویلیام شکسپیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تئاتر دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۱)
79 - 99
حوزههای تخصصی:
تا زمان حیات ملکه الیزابت انگلستان، شکسپیر یک نویسنده الیزابتی محسوب می شد. پس از مرگ الیزابت در سال 1603 میلادی و آغاز سلطنت جیمز اول، شخصیّت، موقعیّت اجتماعی و نوشته های شکسپیر دچار دگرگونی شدند، به طوری که شکسپیرِ الیزابتی و شکسپیرِ یاکوبی تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند. یکی از درون مایه های آثار اولیه ویلیام شکسپیر در دوره یاکوبی، تردید و عدم اطمینان از ماحصلِ فضای سیاسی جدید حاکم بر انگلستانِ تحتِ سلطنتِ جیمز اول است، فضایی که با مرگ الیزابت دوّم انگلستان در سال 2022 میلادی نیز به نوعی دیگر تداعی شده است. از دیدگاه رویکرد تاریخ گرایی نو، تاریخیّت متن و برمتنیّت تاریخ در سایه بسترهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی معاصر و حتی پیشین یک متن همواره مورد ارجاع است. شیوه خوانش نوتاریخ گرایانه به هر نوع متن ادبی و غیرادبی و در هر برهه زمانی و بستر تاریخی سرایت پذیر است؛ چه، این دیدگاه توسط لویی مونتروز و استیون گرین بلت بیشتر در مطالعه متون ادبی دوره رنساس و ادبیات دوره الیزابتی قرن شانزدهم میلادی انگلستان مورد استفاده قرار گرفته است. در این مقاله سعی شده است با بازخوانی سه نمایشنامه از اوّلین آثار ویلیام شکسپیر در ابتدای دوره یاکوبی یعنی حکم در برابر حکم (1603)، تیمون آتنی (1605) و شاه لیر (1605)، علاوه بر بازنگری جایگاه عنصر تردید، تأثیرپذیری و تأثیرگذاری متقابل شکسپیر و فضای سیاسی جدید حاکم بر انگلستان و رویدادهای معاصر او از دریچه تاریخ گرایی نوین و متناظر با آرای استیون گرین بلت و بویی مونتروز مورد بررسی قرار گیرد. به نظر می رسد نه تنها شکسپیر همواره چهارچوب اصلی پی رنگ نمایشنامه های خود را بر مبنای بازتابِ انتقادی رویدادهای سیاسی و بی ثباتی های تردیدآمیز معاصر خود نگاشته است، بلکه این نوع ایده پردازیِ انعکاسی او گاهی تا حد تأثیرگذاری بر اتّفاقات سیاسی و اجتماعی پیرامون خود نیز پیش رفته است. همچنین با توجه به خفقان سیاسی حاکم بر آن دوره، شکسپیر با بهره گیری از هوشمندی و موقعیت خود توانسته است از پیگرد سلطنتی جیمز مصون بماند.
الگوی پارادایمیِ صیانتِ پژوهشی در دانشگاه های وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح در عصر هوش مصنوعی .(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظارت و بازرسی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۳
1-34
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در سال های اخیر، گسترش سریع هوش مصنوعی و ابزارهای تولید خودکار محتوا چالش های جدیدی برای تمامیت پژوهش ایجاد کرده است. دانشگاه های وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح به دلیل ماهیت امنیتی و طبقه بندی شده پژوهش ها، در برابر خطراتی مانند افشای اطلاعات، جعل علمی و کاهش اصالت تحقیقات آسیب پذیرترند. بر این اساس، این پژوهش با هدف ارائه الگوی پارادایمی صیانت پژوهشی در عصر هوش مصنوعی و تبیین ابعاد و سازوکارهای آن انجام شد. روش شناسی: این تحقیق از نوع اکتشافی بوده و با رویکرد کیفی و روش نظریه داده بنیاد (اشتراوس و کوربین) اجرا شد. مشارکت کنندگان شامل اعضای هیئت علمی، مدیران پژوهشی، متخصصان امنیت اطلاعات، کارشناسان هوش مصنوعی و خبرگان پژوهش در دانشگاه های وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مطالعه کتابخانه ای و انجام 17 مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و در محیط MAXQDA تحلیل شد. برای افزایش دقت تحلیل و کشف الگوهای پنهان، از الگوریتم های هوش مصنوعی در تحلیل محتوای مصاحبه ها کمک گرفته شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند که چالش های اخلاقی هوش مصنوعی، ضعف سواد پژوهشی دیجیتال، نبود نظام های نظارت هوشمند، آسیب پذیری داده ها و خلأهای مقرراتی از مهم ترین عوامل علی تهدیدکننده صیانت پژوهشی اند. همچنین محدودیت های زیرساختی، نبود بانک داده استاندارد و ضعف فرهنگ سازی پژوهشی به عنوان عوامل زمینه ای، و مشکلات هماهنگی سازمانی و نبود پروتکل های امنیتی نوین به عنوان عوامل مداخله گر شناسایی شدند. در پاسخ، راهبردهایی چون ارزیابی هوشمند اصالت محتوا، سامانه های تشخیص تخلف، پروتکل های امنیت داده مبتنی بر هوش مصنوعی و آموزش سواد پژوهشی هوشمند ارائه شد. پیامد اصلی احصاء شده ارتقای اصالت علمی و امنیت پژوهش بود. نتیجه گیری: الگوی ارائه شده در این پژوهش نشان می دهد که صیانت پژوهشی در دانشگاه های وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح نیازمند ترکیبی از حکمرانی مسئولانه هوش مصنوعی، زیرساخت های فنی امن، نظارت هوشمند، آموزش هدفمند و توسعه نظام های ارزیاب اصالت محتوا است. پیشنهاد کلیدی تحقیق، طراحی و استقرار سامانه یکپارچه صیانت پژوهشی مبتنی بر هوش مصنوعی است که بتواند تمام چرخه پژوهش، تولید داده تا نگارش، ذخیره سازی و انتشار را تحت نظارت هوشمند و امن قرار دهد و از خروج اطلاعات، جعل علمی، تخلف پژوهشی و تولید محتوای غیر اصیل جلوگیری کند. "مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد"
حمله رژیم اسرائیل به ایران و ترور دانشمندان این کشور از منظر نگرش امنیتی سازی و رویکردهای پسااستعماری
منبع:
داتیکان سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶
114-121
حوزههای تخصصی:
در بامداد 23 خرداد ماه 1404، حمله ای سازمان یافته و چندلایه از سوی ارتش اسرائیل علیه زیرساخت های نظامی و غیرنظامی ایران آغاز شد؛ عملیاتی که در ادبیات رسمی اسرائیل با عنوان «شیر برخاسته» ثبت گردید، اما در حافظه امنیتی منطقه، به عنوان نقطه اوج یک سیاست سیستماتیک حذف فیزیکی و سیاسی سازی علم در خاورمیانه باقی خواهد ماند. این رخداد که به شهادت برخی چهره های کلیدی نظامی و علمی ایران انجامید، فراتر از یک رویداد نظامی یا واکنش موضعی امنیتی، باید به مثابه نمود عملی یک پروژه امنیتی سازی فراگیر و بازتولید سلطه ژئوپلیتیکی توسط یک واحد سیاسی ساختارشکن مورد تحلیل قرار گیرد. درحالی که روایت رسمی رژیم اسرائیل تلاش کرد این اقدام را در قالب دفاع پیشگیرانه و ضرورت امنیت ملی جای دهد، واقعیت آن است که حمله مزبور در بستری از معادلات پیچیده قدرت، فروپاشی مکانیسم های بازدارندگی بین المللی معنا می یابد؛ گفتمانی که از دهه ها پیش توسط رژیم اسرائیل، ایالات متحده و بخشی از کشورهای اروپایی در سطح جهانی نهادینه شده و اکنون به عنوان ابزاری برای مداخله مستقیم و اعمال خشونت مشروع علیه کشورهای مستقل جهان مورد بهره برداری قرار می گیرد.
نگاهی به کنوانسیون 2003 یونسکو و چالش های ثبت و صیانت
منبع:
داتیکان سال ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷
61-66
حوزههای تخصصی:
میراث فرهنگی ناملموس در دهه های اخیر به یکی از مهم ترین عرصه های مناقشه، تعامل و دیپلماسی فرهنگی در نظام بین الملل تبدیل شده است. برخلاف میراث ملموس که با عناصری فیزیکی، مربوط به مکان و قابل اندازه گیری مانند بناهای تاریخی، کاخ ها یا محوطه های باستانی تعریف می شود، میراث ناملموس واجد ماهیتی سیال، زنده و اجتماعی است که به طور مستقیم با حافظه جمعی، هویت فرهنگی و شیوه های زیست جوامع انسانی پیوند دارد. این ویژگی ها سبب شده است که میراث ناملموس نه تنها موضوعی فرهنگی، بلکه مسئله ای سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی تلقی شود؛ عرصه ای که در آن دولت ها، جوامع محلی، نهادهای بین المللی و کنشگران فرهنگی در فرآیندی پیچیده از رقابت و همکاری درگیر می شوند. در این میان، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) نقش محوری داشته و کنوانسیون پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس (۲۰۰۳) به عنوان چارچوبی جهانی برای حفاظت از این میراث عمل می نماید. مصاحبه حاضر با خانم دکتر آتوسا مؤمنی، رئیس مرکز مطالعات منطقه ای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در آسیای غربی و مرکزی، فرصتی فراهم می کند تا این پیچیدگی ها از منظر یک کنشگر علمی و اجرایی بررسی شود. دکتر مؤمنی با سابقه در حوزه باستان شناسی، مطالعات فرهنگی و مدیریت بین المللی میراث، در این گفت وگو به تشریح فلسفه شکل گیری کنوانسیون ۲۰۰۳ یونسکو، تفاوت بنیادین آن با کنوانسیون میراث جهانی ۱۹۷۲، جایگاه مردم در فرآیند صیانت از میراث ناملموس و همچنین چالش های مالکیت، روایت سازی، ثبت های مشترک و کالایی شدن فرهنگ می پردازد. اهمیت این گفت وگو ازآن جهت است که بحث میراث ناملموس را از سطح توصیفی و احساسی فراتر برده و آن را در چارچوب مفاهیمی چون توسعه پایدار، حکمرانی فرهنگی، دیپلماسی جامعه محور و صلح جهانی تحلیل می کند.
مقدمه شماره پنجم: مهاجرت و پناهندگی؛ عرصه نقض و پاسداشت حقوق بشر
منبع:
داتیکان سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
2-5
حوزههای تخصصی:
در عصری که جهان با بی سابقه ترین بحران مهاجرتی مواجه است (بیش از ۱۲۰ میلیون آواره در ۲۰۲۳)، نظام بین المللی حقوق پناهندگان در آزمونی سخت قرار گرفته است. کنوانسیون ۱۹۵۱ ژنو و پروتکل ۱۹۶۷، هسته مرکزی این نظام را تشکیل می دهند. اصل عدم بازگرداندن (non-refoulement) به عنوان قاعده آمره (jus cogens) سنگ بنای حمایت است. با وجود چارچوب های پیشرفته، چالش های اجرایی جدی وجود دارد: فقدان سازوکار نظارتی مستقل، امنیتی شدن مهاجرت در سیاست های ملی، و رفتار دوگانه با پناهجویان اوکراینی در برابر آفریقایی و آسیایی. همچنین، آوارگان اقلیمی در سیستم کنونی تعریف روشنی ندارند و IPCC پیش بینی می کند تا ۲۰۵۰ بیش از ۱۴۰ میلیون نفر به دلیل بلایای طبیعی آواره شوند. راهکارهای آینده نگر شامل ایجاد دادگاه بین المللی پناهندگان، توسعه مسیرهای قانونی (مانند برنامه های اسکان جامعه محور)، بازنگری در تعریف پناهنده برای شمول آوارگان اقلیمی، و تقسیم عادلانه بار مسئولیت از طریق صندوق های مالی جهانی است.
واکاوی جامعه شناختی سیاست های مهاجرتی و پناهندگی آلمان در سال 2024
منبع:
داتیکان سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
86-95
حوزههای تخصصی:
سیاست های مهاجرت و پناهندگی در آلمان طی سال ۲۰۲۴ در بستری از دگرگونی های ژئوپلیتیک جهانی و تحرکات درونی نظام سیاسی این کشور شکل گرفت. دولت ائتلافی متشکل از سوسیال دموکرات ها، سبزها و لیبرال ها، در مواجهه با افزایش فشارهای امنیتی، نوسانات افکار عمومی و الزامات حقوقی ناشی از تعهدات بین المللی، رویکردی متناقض و چندلایه را اتخاذ کرد. درحالی که از یک سو اصول بنیادین کنوانسیون ۱۹۵۱ ژنو درباره وضعیت پناهندگان و ماده ۱۶a قانون اساسی آلمان، بر حمایت بی قیدوشرط از پناه جویان تأکید دارد، از سوی دیگر، رویکرد عملی دولت حاکی از موازنه گرایی مصلحت گرایانه میان تعهدات انسانی و تقاضاهای سیاسی و امنیتی بود. این وضعیت دوسویه را می توان نتیجه تعارض میان عقلانیت حقوق بشری و منطق کنترلی دولت مدرن دانست؛ جایی که ارزش های جهان شمول با الزامات سیستمی هم خوانی نمی یابند. دولت در مواجهه با رشد فزاینده مهاجرت و پناهندگی، ناگزیر به اعمال سیاست هایی شد که هم زمان هم مشروعیت حقوقی بین المللی را حفظ کنند و هم به مطالبات فزاینده درون مرزی، به ویژه در میان گروه های محافظه کار و راست گرا، پاسخ دهند. همین تقابل، در هسته سیاست گذاری سال ۲۰۲۴ آلمان، شکاف هایی عمیق ایجاد نمود. در همین راستا این گزارش، با اتکا بر یک چهارچوب تحلیلی جامعه شناختی متشکل از هفت مؤلفه کلیدی، تلاش دارد تصویری چندبعدی و تبیینی از سیاست های مهاجرتی آلمان در سال ۲۰۲۴ ارائه دهد. این رویکرد، به جای تمرکز صرف بر داده های آماری یا عینی، سعی دارد نیروهای زیرساختی، تضادهای اجتماعی و بازنمایی های معنایی حاکم بر این سیاست ها را تحلیل و نقد نماید.
امنیت انسانی در سایه تهدیدات هسته ای (2022-1945): تحلیلی بر گذار از امنیت دولت محور به امنیت فردمحور در دوران جنگ سرد و پس از آن
منبع:
داتیکان سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶
8-14
حوزههای تخصصی:
از ۱۶ ژوئیه ۱۹۴۵ تا امروز، تهدید هسته ای فهم ما از امنیت را دگرگون کرده است. در دوران جنگ سرد، امنیت در چارچوب دولت محور و منطق بازدارندگی تعریف شد: دکترین هایی چون «تخریب حتمی متقابل» و «عقلانیت راهبردی» شلینگ و والتز، بقا و ثبات را به ظرفیت تخریب گره زدند و انسان ملموس را به حاشیه راندند. مسابقه تسلیحاتی، زبان انتزاعی راهبردی و تصمیم گیری های متمرکز، کرامت و رنج انسانی را از مرکز تحلیل دور کرد. با پایان جنگ سرد، ماهیت تهدیدها تغییر یافت: جنگ های داخلی و جنگ های نوین، تروریسم فراملی، بحران های زیست محیطی و پاندمی ها نشان دادند که امنیت صرفاً با سنجش قدرت دولت ها تبیین پذیر نیست. در این بستر، «امنیت انسانی» در گزارش توسعه انسانی ۱۹۹۴ با دو رکن رهایی از ترس و رهایی از نیاز ظهور کرد و محور امنیت را از دولت به فرد منتقل ساخت؛ شبکه های جامعه مدنی و نهادهای بین المللی نیز به تدریج ابعاد انسانی تهدیدات را برجسته کردند. در این بین، بازخوانی سلاح هسته ای با عینک امنیت انسانی، آن را نه ضامن بازدارندگی بلکه بزرگ ترین تهدید وجودی می نمایاند: پیامدهای آنی و بلندمدت انسانی و زیست محیطی و خطر زمستان هسته ای که امنیت غذایی و سلامت جهانی را فرو می ریزد. با وجود استمرار منطق بازدارندگی و عدم پیوستن قدرت های هسته ای به TPNW، تغییر پارادایم انکارشدنی نیست. مسیر مطلوب، نه نفی مطلق دولت محوری و نه اکتفای صرف به انسان محوری، بلکه تلفیقی هوشمندانه است که کرامت انسان را کانون می گذارد و در عین حال واقعیت های راهبردی را مدیریت می کند؛ تلفیقی که خلع سلاح هسته ای، کاهش ریسک و تاب آوری انسانی را هم زمان پیش ببرد.
نقش آلمان در به کارگیری سلاح های شیمیایی توسط رژیم صدام حسین 1988-1980
منبع:
داتیکان سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶
20-24
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش آلمان در تجهیز رژیم صدام حسین به سلاح های شیمیایی در سال های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ نشان می دهد که این کشور، با وجود پیشینه تاریخی اش در استفاده از گازهای سمی در جنگ جهانی اول و تعهدات ناشی از پروتکل ژنو ۱۹۲۵، بار دیگر در یکی از تاریک ترین فصل های تاریخ معاصر نقش آفرینی کرد. در خلال جنگ ایران و عراق، بیش از ۸۰ شرکت آلمانی از جمله کارل کورب، شیمی گرونا و ژین بایرن با صدور تجهیزات و مواد دارای کاربرد دوگانه، زمینه تولید گازهای خردل و سارین را برای عراق فراهم کردند. این همکاری صنعتی و فناورانه، در نهایت به وقوع حملات شیمیایی گسترده در سردشت و حلبچه انجامید که هزاران قربانی غیرنظامی بر جای گذاشت و مصداقی آشکار از نقض فاحش حقوق بشر، حقوق بشردوستانه و اصول بنیادین حقوق بین الملل بود. بر پایه ماده ۱۶ پیش نویس مواد مسئولیت دولت ها (۲۰۰۱) و قواعد آمره بین المللی، دولت ها و شرکت هایی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در چنین جنایاتی معاونت می کنند، مسئولیت بین المللی دارند. آلمان، هرچند در دهه های اخیر با پیوستن به کنوانسیون منع سلاح های شیمیایی (CWC, 1993) و مشارکت در سازمان منع سلاح های شیمیایی (OPCW) تلاش کرده گذشته خود را جبران کند، اما مسئله پاسخگویی و جبران خسارت قربانیان همچنان حل نشده باقی مانده است. استمرار مطالبه عدالت از سوی قربانیان ایرانی و کرد عراقی، نشانگر آن است که میراث تاریخی صنایع آلمانی هنوز به عنوان آزمونی اخلاقی و حقوقی پیش روی این کشور در عرصه حقوق بشر و عدالت بین المللی قرار دارد.
شناسایی الگوهای ذهنی نخبگان سیاسی درزمینه تأثیر مدیریت سیاسی –سرزمینی فدرالیسم بر ارتقای امنیت و توسعه پایدار ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰)
255 - 272
حوزههای تخصصی:
فدرالیسم به عنوان یکی از نظام های حکمرانی سیاسی که قدرت را به صورت سرزمینی میان دو سطح مستقل حکومتی تقسیم می کند، در جوامع متنوع فرهنگی و قومی اهمیت ویژه ای دارد. در ایران با توجه به گستردگی جغرافیایی، تنوع قومی-مذهبی و موقعیت ژئوپلیتیکی حساس، بررسی تأثیر شیوه حکمرانی فدرالیسم بر توان ژئوپلیتیکی کشور از ضرورت های اساسی سیاست گذاری ملی به ویژه در راستای حصول توسعه پایدار محسوب می شود. هدف این پژوهش، تحلیل رابطه میان اجرای فدرالیسم و ارتقای توان ژئوپلیتیکی ایران در سطح ملی است تا بتواند راهکارهای مؤثری برای بهبود مدیریت سرزمینی و افزایش قدرت ملی ارائه دهد. این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. گردآوری داده ها به روش ترکیبی کتابخانه ای و پیمایش دیدگاه نخبگانی در چارچوب روش شناسی کیو صورت پذیرفته است. نمونه پژوهش شامل گروهی از کارشناسان و صاحب نظران حوزه حکمرانی و ژئوپلیتیک است که با تحلیل داده های کیو، الگوهای ذهنی مختلف درباره تأثیر فدرالیسم بر توان ملی استخراج شده است. نتایج نشان می دهد سه الگوی ذهنی اصلی در میان شرکت کنندگان وجود دارد. الگوی نخست (به عنوان برجسته ترین دیدگاه) بر افزایش قدرت ملی، کاهش نگرش منفی نسبت به ایران بزرگ و تسهیل تحقق اهداف و چشم اندازهای کلان کشور در قالب حکمرانی فدرال مرکزی تأکید دارد؛ دو الگوی دیگر دیدگاه های متفاوتی درباره چالش ها و محدودیت های فدرالیسم مطرح کرده است. به طورکلی، یافته ها بیانگر این است که شیوه حکمرانی فدرالیسم می تواند با تمرکززدایی و تقویت خودمختاری منطقه ای، ظرفیت های ژئوپلیتیکی ایران را بهبود بخشد و نقش مؤثری در ارتقای امنیت و توسعه پایدار کشور ایفا کند.
نقش میانجی رضایت زناشویی در رابطه نیازهای اساسی با تعهد زناشویی در معلمان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی رضایت زناشویی در رابطه نیازهای اساسی با تعهد زناشویی در معلمان انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه ی معلمان متاهل مقطع ابتدایی شهر مشهد به تعداد 2000 نفر (1112زن و 888 مرد) می باشند که در سال تحصیلی 1402 -1401 مشغول به تدریس بودند. حجم نمونه آماری بر اساس جدول کرجسی- مورگان، 322 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتحاب شدند (188 نفر زن، 134 نفر مرد). ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ی تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997)، نیاز های اساسی گلاسر (1995) و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (1982) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS22 و Smart PLS3 استفاده شد. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که رضایت زناشویی نقش میانجی در رابطه نیازهای اساسی(و مولفه های آن) با تعهد زناشویی دارد. از مدل مذکور می توان در قالب یک بسته آموزشی جهت غنی سازی روابط زوجین در کلینیک های مشاوره می توان استفاده نمود......
طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی هوشمند با رویکردهای استراتژیک در شرکت ملی نفت ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
285 - 312
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارائه الگوی پیاده سازی مدیریت منابع انسانی هوشمند براسای رویکردهای استراتژیک سعی در آسیب شناسی پدیده یادشده و بهبود جایگاه آن در بین شرکت ملی نفت ایران دارد . پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی هوشمند با رویکردهای استراتژیک در شرکت نفت انجام گرفت. مواد و روش ها: این پژوهش به روش آمیخته انجام شد، در بخش کیفی که با روش تحلیل مضمون ، روش تفسیری ساختاری ISM انجام شد، جامعه آماری مدیران ارشد شرکت ملی نفت ایران در سال 1403 بوده اند که براساس نمونه گیری هدفمند 15 نفر از آنها بعنوان نمونه انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند داده های بدست آمده با روش کدگإاری مورد تحلیل قرار گرفتند. در بخش کمی روش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کارکنان شاغل در شرکت نفت ایران بودند با توجه به نامحدود بودن نمونه براساس فرمول کوکران 384 نفر تعیین شد . ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته بود و به منظور تحلیل استنباطی داده ها از تکنیک تحلیل عامل تاییدی و سپس از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها یافته های بخش کیفی حکایت از تعداد 8 مضمون اصلی 44 زیر مضمون فرعی و 220 شاخص بودند که مدل تحقیق را شکل دادند . در بخش کمی ضرایب مسیر بین متغیرهای مستقل و واسطه با مدیریت هوشمند منابع انسانی رابطه معناداری وجود دارد. (p<0/05). بطوری که ضریب تعیین مدیریت منابع انسانی هوشمند 888/0 بوده ، بدین معنا که 8/88 درصد از تغییرت مدیریت منایع انسانی هوشمند به دلیل اثر همزمان متغیرهای مستقل و واسطه ای مورد بررسی می باشد. بنابراین با اطمینان 95/ 0 می توان گفت تمامی فرضیه ها مورد تائید است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد با طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی هوشمند با رویکردهای استراتژیک براساس متغیرهای 8 گانه بدست آمده در این تحقیق به توسعه مدیریت منابع انسانی هوشمند در شرکت ملی نفت ایران می تواند کمک نماید.
بررسی تأثیر رفاه ذهنی کارکنان دولت بر بودجه ریزی در مواقع بحران
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر رفاه ذهنی کارکنان دولت بر بودجهریزی در مواقع بحران است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان بخش مالی دولت در شهرستان مشهد در حوزه بودجهریزی بودهاند. نمونههای آماری به تعداد 228 نفر به روش غیراحتمالی- در دسترس، گزینش شدند. روایی ابزار تحقیق به شیوه روایی صوری، محتوایی و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن، از طریق آلفای کرونباخ مورد محاسبه قرارگرفت. ابزار تحقیق، پرسشنامهی رفتار بودجهریزی وکیلیفرد و همکاران (1392)، رفاه ذهنی ژانگ و همکاران (2015) و آثار روانشناختی ویروس کووید- 19؛ برگرفته از مطالعهی نظامیوطن و همکاران (1400) بوده است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها با مدلیابی معادلات ساختاری از نرمافزار Smart PLS استفادهشد. نتایج تحلیل اطلاعات، اثر رفاه ذهنی بر نگرش، قصد و رفتار بودجهریزی را با میانجیگری شرایط اجتنابناپذیر روانی کووید-19 با شدتهای متفاوت حکایت کرده است؛ همچنین، نقش شرایط اجتنابناپذیر روانی کووید-19 در اثر رفاه ذهنی بر نگرش، قصد و رفتار بودجهریزی، میانجیگر کامل نتیجه شده اما در اثر رفاه زندگی بر نگرش، قصد و رفتار بودجهریزی، بدون تأثیر نتیجه شده است.









