مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۹۴۱ تا ۲۳٬۹۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
79 - 100
حوزههای تخصصی:
مفهوم پارلمان از مفاهیم موردتوجه در ایران پیشامشروطه، در روزنامه پرورش چاپ قاهره از ابعاد مختلف مورد توجه قرار گرفت. روزنامه ضمن توصیف پارلمان های غربی، آن را با قاعده مشورت در اسلام پیوند داد و تأسیس پارلمان در ایران را نه تنها منافی با اسلام ندید، بلکه آن را راهکاری مناسب برای تقویت سلطنت و مقابله با استعمار دید. برای این منظور روزنامه درصدد برآمد پارلمان را به عنوان نهادی برآمده از نظام های مشروطه غربی و مبانی نظری آن، با اصول اسلامی و سلطنت قاجاری مطابقت دهد. تحقیق حاضر بر آن است تا نحوه و چگونگی تطبیق پارلمانتاریسم با اصول اسلامی و سنت های جامعه را به عنوان یک مسئله مورد بررسی قرار داده و به این سؤال با روش تبیینی و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا پاسخ دهد که روزنامه به چه نحو اصول پارلمان را با اسلام و سنت های جامعه ایران تطبیق داده و برای ایران آن زمان مفید دانسته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که پرورش به دلیل عدم اعتقاد به اخذ تمام و کمال اصول تمدن غربی و به تبع آن پارلمانتاریسم رایج در غرب، سعی کرده است تا ضمن تأیید نظام پارلمانی، با تقلیل این مفهوم مدرن، آن را با اصول اسلامی و سنت های جامعه ایران مطابق نشان دهد. همین امر نیز باعث شد تا روزنامه به توصیف ظواهر پارلمان غربی و کارکردها و فواید حاصل از آن برای جامعه و سلطنت اکتفا نماید و تأسیس آن را برای تقویت سلطنت و مقابله با استعمار ضروری بداند.
مطالعه نقوش سوزن دوزی منطقه بجستان با رویکرد مردم نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنرهای دستی، تجلی ذوق و سلیقه مردم هر دیار و نشان دهنده توجه آنان به دنیای هزار رنگ اطرافشان هستند. سوزن دوزی از زمان قدیم تاکنون در شهرستان بجستان رایج بوده و از باورها و اعتقادات مردم منطقه تاثیر گرفته و حاصل تلاش و خلاقیت این هنرمندان است. هنرمند سوزن دوز بجستانی با طرح های خود روی بسیاری از وسایل زندگی نقش آفرینی می کند. هدف این پژوهش مطالعه نقوش، دوخت و کاربرد سوزن دوزی منطقه بجستان است. در این پژوهش نمونه گیری تصادفی از زنان سوزن دوز منطقه انجام شد و ۳۰ نمونه سوزن دوزی که از غنای هنری مناسبی برخوردار بودند، شناسایی شدند. این آثار به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد مردم نگاری مطالعه شده اند و جمع آوری مطالب به شیوه کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته است. هم چنین به مبانی نظری زیبایی شناسی، سنت گرایی و کارکردگرایی نیز توجه شده و به تاثیرات فرهنگی بر این هنر و نحوه نمایش هویت محلی و فرهنگی تا حدودی پرداخته شد. نقوش سوزن دوزی بجستان در سه گروه گیاهی، جانوری و سایر نقوش (شامل نقوش انسانی، اسماء مقدس، یادگاری و اشعار) بررسی شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهند که در بیش تر سوزن دوزی ها از تکنیک ساده تو پردوزی، ساقه دوزی و زنجیره دوزی استفاده شده است. کاربرد سوزن دوزی ها در اغلب مناطق شهرستان مشترک بوده و بیش تر برای تزیین لباس، پشتی، جاحوله ای، جالباسی، لب طاقچه ای، بقچه و جانماز استفاده شده اند. اما در مورد کاربرد رنگ تفاوت هایی در مناطق مختلف بجستان وجود دارد. از ویژگی های بصری این آثار، صراحت در فرم، تخت بودن تصاویر، استفاده از رنگ های اصلی، حاشیه گذاری، ریتم، قرینه سازی و توالی طرح را می توان برشمرد. تنوع نقوش شامل انواع گل های پنج پر، شش پر، و حیواناتی مانند شیر، گوزن، آهو، بز کوهی، شتر، قوچ و پرندگانی چون خروس، گنجشک، بلبل و کبوتر است. حاصل پژوهش شناخت کاملی از نقوش، انواع دوخت و کاربرد سوزن دوزی این منطقه ارائه می نماید. با استفاده از رویکرد مردم نگاری، نه تنها ارزش هنری سوزندوزی بجستان شناسایی گردید بلکه ارتباط آن با هویت فرهنگی، اجتماعی و تاریخی مردم منطقه نمایان شد.
سینمای دیاسپورا: تقابل یا تعامل فیلم ساز با هویت ملی و جهانی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
51 - 70
حوزههای تخصصی:
رابطه میان «هویت ملی» و «جهانی شدن» نشان دهنده تقابل بازتعریف هویت یک ملت با جریان فراگیر تعاملات جهانی است. جهانی شدن، به عنوان پدیده ای که مرزهای جغرافیایی را تضعیف می کند، بازخوانی هویت ملی را ضروری ساخته و فضای تعامل میان آنها را فراهم کرده است. سینمای دیاسپورا از طریق روایت زیست مهاجران، به تقویت تفاوت ها و بازاندیشی احساس تعلق ملی در فضای جهانی کمک می کند. پژوهش خاصی در مورد رابطه تعاملی یا تقابلی فیلم ساز با هویت ملی و جهانی شدن مشاهده نمی شود. تحقیق حاضر با هدفی کاربردی سعی در رفع خلأ علمی در این زمینه داشته و مسئله اصلی آن واکاوی رابطه تعاملی یا تقابلی فیلم ساز نسبت به هویت ملی اش در بستر جهانی شدن است. روش تحقیق تحلیل محتوای کیفی به شیوه مطالعه موردی است. دو فیلم زمانی برای مستی اسب ها و لاک پشت ها هم پرواز می کنند ساخته بهمن قبادی از موارد مطلوب گزینش شده و به کمک نرم افزار (Atlas. ti)، مؤلفه های اقتصاد زیرزمینی و معیشت وار، سفر و مهاجرت، هویت قومی، تقابل فرهنگی و زبانی، هویت طبقاتی و نابرابری های اجتماعی، نقد اجتماعی مضامینی هستند که طبق یک فرایند نظام مند و پس از واکاوی ادبیات پژوهش حاصل شده، و چارچوب مفهومی را تشکیل داده اند. نتیجه نشان از آن دارد، از منظر کلی، رابطه میان «هویت ملی» و «جهانی شدن» در بستر سینمای دیاسپورا دو مفهوم در تضاد نیستند، بلکه می توانند در شرایط مناسب مکمل یکدیگر نیز باشند. جهانی شدن فرصتی برای بازخوانی هویت ملی فراهم می کند و دیاسپورا از طریق بازتاب تجربه زیسته مهاجران، به بازتعریف احساس تعلق ملی در فضای جهانی کمک می کند.
تجربه هنری به مثابه تجربه دینی 2
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶
287 - 305
حوزههای تخصصی:
یکی از پرسش های دیرین در میان پژوهشگران و فیلسوفان هنر این است که آیا خلق اثر هنری توسط هنرمند جنبه ابزاری دارد و به مثابه وسیله ای برای بیان حقیقت یا واقعیت است یا اینکه هنر به منزله ظهور و آشکار سازی تجربه شخصی، خصوصی و درونی هنرمند است که در قدم نخست خلق اثر هنری وجه آفرینشی دارد و وجه ابزاری یا وسیله ای ندارد. گویی هنرمند با اثر هنری سخن می گوید و احساسات، عواطف و منویات درونی خود را آشکار می سازد و سپس در مرحله بعد اثر هنری می تواند وجه ابزاری داشته باشد. بر این اساس پرسش اساسی در این مقاله این است که اگر اثر هنری را برآمده از تجربه درونی هنرمند بدانیم و اینکه میان هنرمند و اثر او ارتباط منطقی و وجودی وجود دارد، در این صورت هر فردی نمی تواند اثر هنری فاخر بیافریند زیرا اثر هنری از عمق و درون هنرمند می جوشد و هنرمند باید تبحر، قابلیت و خلاقیت های فردی و آزادی لازم را داشته باشد تا بتواند به ابداع و نوآوری و خلاقیت هنری دست زند و در غیر این صورت هیچ گاه نمی تواند اثری عمیق و فاخر خلق کند. از طرف دیگر ادعای مقاله این است که تجربه هنری همانند تجربه دینی است. پاره ای از دین پژوهان در باره دین بر این باور هستند که دین نیز بیش از آنکه صرفا مجموعه ای از اعتقادات و باورها باشد، نوعی تجربه درونی و شخصی نسبت به مفاهیم دینی است، به طوری که از دیدگاه آنان دین همان تجربه دینی است. حتی اگر معتقد به اندیشه این دسته از دین پژوهان نباشیم و دین را به تجربه دینی تقلیل ندهیم، باز می توان گفت تجربه دینی نوعی مواجهه شخصی و خصوصی با خداوند و دیگر مفاهیم دینی است و بهترین وجه دین این است که انسان از خداوند و دیگر باورهای دینی تجربه فردی داشته باشد. در این مقاله تلاش بر این است تا اثبات شود که تجربه هنری نزدیک به تجربه دینی است و هر دو از حیات و سرزندگی برخوردار هستند و میان اثر هنری با هنرمند همانقدر رابطه وجودی و علی و معلولی وجود دارد که میان دیندار و تجربه دینی اینچنین است.
واکاوی اضطراب مرگ در روایت های گیل گمش و هملت براساس نظریه ا. د. یالوم
منبع:
هنر و ادبیات تطبیقی سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
136 - 111
حوزههای تخصصی:
یکی از رویکردهای مهم در مطالعات تطبیقی، بررسی مقولات محوری در ادبیات با رویکرد روان شناسی است که با روانکاوی فروید رسمیت پیدا کرد و بعدها به بررسی موضوعات مختلف به تکامل رسید. یکی از این موضوعات می تواند مقوله مرگ و اضطراب حاصل از آن باشد که سوژه ای جذاب در نظرگاه روان شناسان است و در این میان، اروین یالوم با رویکرد روان درمانی پویه نگر اگزیستانسیال به معضلاتی مانند مرگ و اضطراب ناشی از آن و عواملی مانند تنهایی، آزادی و پوچی در این حوزه پرداخته است. لذا پژوهش پیش رو با رویکرد توصیفی –تحلیلی بر آن است تا مساله مرگ در روایت های گیل گمش و هملت را با عطف به نظریه وجودی یالوم، بپردازد. نتایج این پژوهش حکم می کند مهم ترین عامل اضطراب از مرگ در هر دو روایت، در قطع ارتباط با گذشته و مساله فقدان متمرکز است، فقدان پشتوانه، جایگاه، عشق و آرزوهای ناکام. از سویی دیگر، در هر دو روایت، غلبه بر آن ازطریق آگاهی، مسئولیت پذیری، ابداع معنا و... امکان پذیر است. گیل گمش و هملت نیز در مواجه با تجربه مرگ دغدغه بازیابی زندگی گذشته را دارند و با رویکرد دفاعی خود در زمان حال در تلاش ساختن معنای آینده هستند و از آنجا که در روایت گیلگمش، مساله تحول و دگردیسی در روند زیستی وجود دارد، نوع مواجه با مرگ نیز در میانه داستان متحول شده و از امر ضد اخلاق به امر اخلاقی متمایل می شود اما در هملت، این روند، به واسطه عدم صیرورت در شخصیت روایت، در قالب استیلا بر دیگری در تمامی روایت جاری است.
واکاوی تقابل دو رویکرد تکریم و تحقیر زن در کتب تفسیری تسنیم و مفاتیح الغیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
131 - 153
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی دو رویکرد تکریم و تحقیر زن در کتب تفسیری تسنیم و مفاتیح الغیب انجام شد و به این سؤال که کدام رویکرد تفسیری با مراد قرآن در منزلت زن انطباق بیشتری دارد، پاسخ داد. براین اساس با این پیش فرض که برخی خوانش ها از متون دینی در سمت وسو دادن به تلقی های بدبینانه از اسلام در مورد زنان مؤثر است، دیدگاه های تفسیری فخر رازی در تفسیر مفاتیح الغیب و دیدگاه های آیت الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم در محورهای شخصیت، حقوق خانوادگی، حقوق اجتماعی و حقوق مالی زن به روش تحلیلی- اسنادی با رویکرد تطبیقی بررسی شد. یافته های پژوهش نشان داد که مشی فقهی و کلامی، روش بهره گیری از روایات و تحولات عصر این دو مفسر در شکل گیری نگرش آنها و تفسیر آیات مرتبط با منزلت زنان مؤثر بوده است و نگرش تحقیرآمیز فخر رازی به زن، نه فقط نظر اسلام نیست بلکه مورد نقد آیت الله جوادی آملی قرار گرفته است و اندیشمندان متعددی از اهل سنت نیز آن را به چالش کشیده اند.
گونه شناسی نقش مادری در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۶
90 - 69
حوزههای تخصصی:
برای فهم پدیده های خاص باید از نمونه های خرد استفاده کرد که بتواند جزئیات را با عمق بیشتر از طریق شناخت زمینه یابی، شیوه های متنوع تعامل عقلانی و غیرعقلانی مردم با هم، فهم آن ها از جهان و چگونگی پردازش این کار، تشریح کند. از سوی دیگر امروزه اینستاگرام برای فهم «بازنمایی و نمایش خود»، «اجتماعات آنلاین» و «زندگی های روزمره» میانجی شده در نسبت با سایر پلتفرم ها و رسانه های اجتماعی برتری دارد. بر این اساس هدف از انجام این پژوهش، شناخت گونه های مختلف بازنمایی شده از نقش مادری در سکوی مجازی اینستاگرام و چهره ترسیم شده از مادری، توسط مادران بلاگر در این سکو است. برای وصول به این هدف پس از نمونه گیری هدفمند (۲۱۰ پست اینستاگرامی حاصل نمونه گیری) از روش تحلیل محتوای کیفی برای صورت بندی آنها بهره گرفته شده است. یافته های به دست آمده از تحلیل محتوای صفحات کاربران، نشان می دهد دو گونه مادری اثباتی - ساختاری و سلبی - تعارضی در شبکه اجتماعی اینستاگرام در حال بازنمایی است. مادری نوع اول بر مبنای حوزه شناختی (تعالی بخشی مادری)، عقلانی (تقدم لوازم و شرایط بر مادری) و سنتی (تمرکز بر روال های طبیعی و عرفی مادر شدن) به گونه ای مثبت و ضروری بازنمایی می شود؛ اما در نوع دوم به دلیل شناختی (فراموش شدن خود شخصی مادر) و عاطفی (تعارض مادری با لذت و اهداف شخصی مادر) به شکل سلبی تصور می گردد.
تحول در نقش کتابخانه های دانشگاهی درپی شیوع همه گیری کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
117 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تحول در نقش، کارکردها، راهبردها و ابزارهای ارائه خدمات کتابخانه های دانشگاهی سطح یک کشور در زمان شیوع همه گیری کووید 19 است.
روش : پژوهش حاضر کیفی است و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته در بهار 1400، با مدیران کتابخانه های مرکزی 13 کتابخانه دانشگاهی سطح یک کشور تحت پوشش وزات علوم، تحقیقات و فناوری انجام شد. محتوای مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا تحلیل و کدگذاری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از مصاحبه ها، از روش تحلیل محتوای کیفی، مقوله بندی (سازماندهی و گروه بندی کدها) و کدگذاری (مشخص کردن کدهای اصلی و فرعی) استفاده شد. برای اعتباربخشی به یافته ها از معیارهای لینکلن و کوبا استفاده گردید.
یافته ها: طی فرایند کدگذاری 196 کد اولیه شناسایی شد که به بیان اقدامات، ابزارها، خدمات و فعالیت های کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک کشور پرداخته بودند. کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک کشور در مقوله ابزارهای ارائه خدمات در دوران کووید 19 به ابزارهایی همچون شبکه های اجتماعی مجازی، پاسخگویی تلفنی، ایمیل، تقویت اطلاع رسانی از طریق وب سایت ها و پورتال های کتابخانه ای، خدمات مرجع مجازی و وبینارهای آموزشی اشاره کردند. در مقوله خدمات، مشاوره آنلاین و رزرو کتابدار در بستر نرم افزارهای ویدئوکنفرانس، خریداری و فراهم کردن برخی از زیرساخت های لازم و ضروری برای ساماندهی منابع الکترونیکی، تغییر رویکرد خدمات حضوری به مجازی و فراهم کردن رویه های مشخص برای آن، تقویت خدمات برای دسترسی از راه دور کاربران به پایگاه های اطلاعاتی و تقویت تعامل و بازخوردگیری از کاربران ازجمله خدمات و فعالیت های جدیدی بود که در این دوران شکل گرفت.
نتیجه گیری: اعتباربخشی به کاربر در دوران کووید 19 بیش از پیش تقویت شد و این دوران نقطه عطفی در مفهوم واقعی خدمات رسانی به ویژه از جنبه تقویت اطلاع رسانی و اشاعه اطلاعات برای کتابخانه ها محسوب شد. آموزش در هرجا، هر زمان و هر مکان جایگزین دوره های آموزشی حضوری کتابخانه ها شد. افزایش توقع کاربران درباره خدمات غیرحضوری و از راه دور و نهادینه شدن آن، بازاندیشی درباره برنامه ریزی مجدد در مورد مراجعه های حضوری و استفاده از خدمات الکترونیکی و مجازی به عنوان مکمّل خدمات فیزیکی حاضر، توجه به فضاسازی های جدید در مراجعه های حضوری و ایمن سازی ارتباط های کتابداران با کاربران، بخشی از توجهات جدید مدیران محسوب می شود. افزایش مهارت های کتابداران مرتبط با کاربران و افزایش سواد اطلاعاتی آنها نیز به عنوان یک ضرورت مطرح شد. کتابخانه ها دیگر به دوران قبل از کرونا برنمی گردند و جهت بقای اثربخش خود در بین کاربران، لازم است خدمات غیرحضوری پایه گذاری شده در دوران کووید 19 را ادامه داده و تقویت کنند، چراکه دیگر کاربران آنها همان کاربران قبل از کووید نیستند و انتظارات و توقعات آنها متحمّل تغییرات زیادی شده است.
تاثیر آموزش های مجازی دوران همه گیری کووید-19 بر رفتار اطلاع یابی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تربیت مدرس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: از مهم ترین دغدغه های فکری دانشجویان و اساتید دانشگاه، دسترسی به اطلاعات روزآمد و متناسب با نیازهای اطلاعاتی آنان است. لذا با توجه به آموزش های مجازی در دوران شیوع ویروس کرونا و تفاوتی که درپی آن در شیوه آموزش رخ داده است، می تواند بر رفتار اطلاع یابی دانشجویان تاثیرگذار باشد و میزان این تغییر نیز نامشخص است. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد است تا تاثیر آموزش های مجازی بر رفتار اطلاع یابی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تربیت مدرس را مورد بررسی قرار دهد.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش های آمیخته اکتشافی قرار دارد. در بخش کیفی، ابتدا مولفه های رفتار اطلاع یابی و آموزش مجازی از منابع مختلف شناسایی و سپس با استفاده از روش دلفی، مولفه های اثرگذار از نظر خبرگان شناسایی شد. سپس در بخش کمّی، با روش پیمایش، تاثیر آموزش مجازی بر رفتار اطلاع یابی دانشجویان بررسی گردید. در بخش کیفی، نمونه مورد بررسی برای مرحله دلفی، 15 نفر از خبرگان بودند که با روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. نمونه مورد بررسی در بخش کمّی، شامل کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی که از مهر ماه سال 1399 در دانشگاه تربیت مدرس، به دلیل شیوع بیماری کووید-19، به صورت مجازی تحصیل کرده اند، تا دانشجویان ورودی نیم سال دوم 1400 است که با بهره گیری از جدول نمونه گیری استاندارد کوکران، تعداد 357 نفر از آن ها براساس روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و از طریق پرسشنامه برخط مورد بررسی قرار گرفتند. در نهایت 257 پرسشنامه توسط دانشجویان پاسخ داده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و به منظور شناسایی تاثیر، از آزمون رگرسیون استفاده شد.
یافته ها: متغیر آموزش های مجازی بر اهداف جست وجوی اطلاعات دانشجویان به میزان 33/0 اثرگذار است. متغیر آموزش های مجازی بر منابع مورد استفاده دانشجویان به میزان 19/0، بر معیارهای سنجش اعتبار و گزینش منابع به میزان 38/0، بر مجاری دستیابی به اطلاعات به میزان 33/0 اثرگذار است. متغیر آموزش های مجازی بر رفتار اطلاع یابی دانشجویان تحصیلات تکمیلی به میزان 34/0اثرگذار است.
نتیجه گیری: آموزش مجازی این امکان را برای دانشجویان فراهم می کند که نه تنها از منابع مختلف استفاده کنند، بلکه امکان مقایسه منابع و انتخاب از میان آن ها به صورت همزمان و غیرهمزمان را تسهیل کرده و با بهره گیری از نظام های نوین اطلاع رسانی، زمینه آگاهی از اصل بودن منابع توسط دانشجویان را ممکن ساخته است. همچنین امکان کسب اطلاعات و دانش را از طریق آزمون و خطا به طور قابل ملاحظه ای کاهش داده و راه های گوناگون و متنوعی را برای دسترسی به منابع و کسب اطلاعات به وجود آورده و باعث شده که دانشجویان از مجاری موجود به منابع و اطلاعات دسترسی کامل داشته باشند.
سیاستگذاری حافظه؛ مسائل، مناقشات و اولویت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفت وگو بر سر روایت های حافظه ای به مؤلفه مهمی برای سیاست، دیپلماسی و نظام فرهنگ و سیاست جهانی تبدیل شده و بخشی از اقتصاد سیاسی و عاطفی دنیای امروز را شکل می دهد. چرخش حافظه ای همچنین به تناسب توجه به سیاست حافظه را به مثابه سازماندهی خاطره جمعی توسط حاکمیت و کارگزاران سیاسی برجسته کرده است. مقاله حاضر در سنتی بین رشته ای، پس از ارائه شرحی از استراتژی های سیاست حافظه و تشریح مفاهیم و مؤلفه های کلیدی مرتبط با این نوع سیاستگذاری (به ویژه در تقویم ملی)، به دنبال ارائه مدلی مفهومی از تعامل سطوح و عناصر مختلف دخیل در این فرایند است. بر پایه این مدل رژیم های حافظه ای و سیاست های مرتبط با آن را باید متأثر از سطوح چهار گانه فراملی (حافظه جهانی)، کلان (ناظر به تنگناهای ساختاری و تاریخی)، میانی (تنوعات و شکاف های فرهنگی) و خرد (مرتبط با تفسیر و انتخاب های کنشگران فردی) دانست که در تلاقی با یکدیگر اولویت ها و جهت گیری سیاست حافظه را شکل می دهند. توازن در توجه به اجزاء فوق تضمین دهنده تنش های حافظه ای کمتر و پویایی و همبستگی های قوی تر فرهنگی است.
نخستین قنات های دشت قزوین (با تکیه بر یافته های باستان شناختی و منابع مکتوب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قنات یکی از مهم ترین فنّاوری های ساخته شده به دست انسان است که نقش مهمی در رشد و توسعه جوامع ساکن در ایران داشته است. بیشتر پژوهشگران معتقدند که نخستین قنات ها حدود نیمه نخست هزاره اول پیش از میلاد ساخته شده اند. ایران با توجه به وجود تعداد بالای قنات ها، فنّاوری پیشرفته ساخت و فرهنگ مرتبط با آن، به عنوان مهم ترین نامزد محل ظهور و گسترش این فنّاوری ارزشمند شناخته می شود. با وجود این، پژوهش های باستان شناختی مستقل در زمینه پیشینه ساخت نخستین قنات ها در ایران، بسیار ناچیز است و دشت قزوین نیز از این امر مستثنی نیست. براساس مدارک مکتوب و شواهد باستان شناختی موجود، می توان متصور شد که این فنّاوری در دوران هخامنشی مورد استفاده جوامع ساکن در دشت قزوین بوده است. اگرچه شواهد مستقیمی از قنات های دوران پیشا هخامنشیِ منطقه در دسترس نیست، اما براساس وجود شواهدی از وقوع یک پدیده اقلیمی خشک، افزایش جمعیت، تشدید رقابت های سیاسی، توسعه دامداری به ویژه پرورش اسب، گسترش باغ های میوه و ساخت پردیس ها، انگیزه ها و محرکه های لازم برای ساخت این فنّاوری حدود نیمه دوم سده هفتم پیش از میلاد در منطقه فراهم بوده است.
تحول ذهنیت نخبگان جامعه ایران از کار زنان (از انقلاب مشروطه تا 1332ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با انقلاب مشروطه تلاش برای حضور زنان در جامعه و تغییر جایگاه آنان آغاز شد. در آغاز بر این موضوع تأکید می شد که با آموزش می توان عقب ماندگی زنان و دختران را جبران و آنها را آماده پذیرش نقش های جدید کرد. در این رویکرد، وظیفه زنان کار در خانه و تربیت فرزندان بود. این رویکرد علی رغم تغییر جایگاه زنان، در دوره رضاشاه هم با شدت بیشتری اجرا شد. با سقوط رضاشاه در شهریور 1320ش. و آزادی فضای سیاسی، گروه ها و فعالان زن به دنبال تغییر نقش و احقاق حقوق زنان برآمدند. یکی از مصادیق تغییر ذهنیت نخبگان جامعه ایرانی، موضوع اشتغال زنان بود. این مقاله با روش کارکردگرایی ساختاری و با تأکید بر مطبوعات، به این پرسش پرداخته است که نخبگان جامعه ایران در آن دوره چه درکی از کار زنان داشتند؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که با وجود تلاش های صورت گرفته، گفتار غالبْ بر کار خانگی زنان و ایفای نقش مادری توسط آنها تأکید داشته و به نقش اقتصادی و اشتغال زنان توجه چندانی نداشته است.
بررسی دستاوردها و موانع جایگاه و نقش زنان در توسعه اقتصادی محمدرضا شاه پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زنان در طول تاریخ منشأ تحولات زیادی در عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بوده اند. در این راستا، در دوره پهلوی دوم، اقدامات و سیاست های دولتی عامل تسهیل کننده و بازدارنده در جایگاه و نقش زنان تلقی می شدند. از این منظر، مقاله حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی، درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که دستاوردها و موانع دوره محمدرضا شاه، به ویژه بعد از انقلاب سفید دررابطه با نقش و جایگاه زنان در توسعه اقتصادی چگونه بوده است. نتایج تحقیق نشان می دهد: اولاً محمدرضا شاه با سیاست مدرنیزاسیون تلاش می کرد سهم زنان را در عرصه اقتصادی افزایش دهد؛ دوم این که زنان توانستند دستاوردهای مثبت زیادی به واسطه اقدامات نوسازانه حکومت پهلوی، به ویژه در توسعه و رونق اقتصادی کشور کسب کنند که نمود آن در استقلال اقتصادی، گسترش سطح آموزش و افزایش اشتغال زنان تعیّن یافت؛ سوم، نشان داده می شود که سیاست متمرکز و پدرسالارانه محمدرضا شاه در عرصه حکومت داری تأثیر منفی دررابطه با جایگاه و نقش زنان در جامعه داشته است. به گونه ای که به دلایلی نظیر تأکید بر سبک زندگی غربی و عدم توجه به سنت ها و ارزش های مسلط جامعه، تبعیض جنسیتی و مغایرت میان نظر و عمل دررابطه با زنان، نوسازی سطحی و عدم توجه به لایه های پایین جامعه و ساخت متمرکز قدرت سیاسی، موجبات نارضایتی اکثر زنان را در جامعه فراهم کرده که به عرصه ای برای وقوع انقلاب اسلامی تعیّن یافت.
از هشدار تا انقلاب؛ بررسی شعر کارگری شاعران چپ گرای مشهد 1320 تا 1325ش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کمیته ایالتی حزب توده خراسان یکی از شاخه های استانی حزب توده بود که هم راستا با کادر مرکزی، توجه به ادبیات را در دستور کار قرار داد. علاوه بر این تبعیت حزبی، حضور اهل فرهنگ و ادب خراسان در رده های تشکیلاتی آن سبب شد شعر به طور گسترده برای تشریح اهداف و آرمان های حزبی به کار رود. بخش مهمی از این اشعار نیز به اولویت های مهم حزب یعنی طبقه رنجبر و کارگر اختصاص یافت تا هم زمان، سهمی از بار تلاش های سیاسی- اجتماعی کمیته ایالتی خراسان برای بهبود اوضاع این قشر را به دوش گیرد. تشریح شرایط سخت زندگی رنجبران، تهییج آن ها برای حرکت و احقاق حق و همراهی حزب توده با آنان در این راه، از محورهای شعر کارگری شاعران توده ای مشهد بود. اطلاعات مدنظر این پژوهش به روش کتابخانه ای گردآوری شده است. در مرحله توصیف، ابتدا محتوای اشعار شاعران توده ای مشهد گردآوری و دسته بندی شد و در مرحله تحلیل، مضامین بازتاب یافته در اشعار در پیوند با گفتمان ایدئولوژیک حزب توده و زمینه های اجتماعی– سیاسی خراسان، ارزیابی و تفسیر قرار شد.
بازتاب چهره ارشک یکم به عنوان شاه آرمانیِ دین زردشتی در تاریخ نگاری یونانی-رومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در منابع یونانی-رومی چون گزارش یوستینوس، آمیانوس و فرهنگ سودا و همچنین گزارش موسی خورنی، به ارشک بانی شاهنشاهی اشکانی ویژگی هایی ازجمله کشورگشایی، دادگری، مردم داری، سازندگی، ایمن کردن قلمرو، دین داری و جایگاه مقدس شاه در میان مردم نسبت داده شده است که ظاهراً معرف شاهی آرمانی و نیک سیرت است. ازآنجایی که داده چندانی درباره تاریخ اندیشه سیاسی، شاهنشاهی اشکانی باز نمانده، پژوهشگران در بررسی خاستگاه برآمدن این ویژگی ها و انتساب آن ها به بانی بزرگ ترین دشمن امپراتوری روم، با مشکل مواجه هستند؛ بنابراین پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که تصویر ارشک یکم، در منابع یونانی-رومی مرتبط با دوره اشکانی، بازتاب دهنده نگاه آرمانی چه جناح فکری ای است. یافته های پژوهش حاضر که به روش تحلیل محتوا انجام می شود، نشان خواهند داد که منابع یادشده، از خاستگاهی ایرانی برآمده اند و می توان سرچشمه آن ها را تعریف شاه آرمانی در دین زردشتی دانست که به مرورزمان و در منابع گوناگون دینی زردشتیان در حال شکل گرفتن بود. برآیند پژوهش حاضر در بررسی تاریخ اندیشه سیاسی شاهنشاهی اشکانی و ایران باستان سودمند است.
تدلیس در قراردادها؛ مبانی و مسائل آن در فقه امامیه و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حقوقی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
147-184
حوزههای تخصصی:
درباره مفهوم و مصادیق تدلیس در قراردادها، در فقه امامیه و حقوق ایران اختلاف است. به نظر گروهی از نویسندگان، تدلیس فقط با فعل یا ترک فعل واقع می شود، اما دیگران معتقدند عملیات تدلیس آمیز شامل هر گونه رفتار متقلبانه-اعم از فعل یا ترک فعل -، گفتار دروغ و سکوت عمدی از بیان عیب است. بر اثر این اختلاف، مرز بین خیار تدلیس و خیار عیب و تخلف از وصف آمیخته شده و حقیقت تدلیس پوشیده مانده است. از این رو، پژوهش حاضر کوششی برای واکاوی مفهوم خیار تدلیس و عناصر آن است. اگرچه مشهور فقیهان امامیه تدلیس را محدود به موارد پوشاندن عیب و نمایاندن وصف می دانند، اما در برخی نوشته های فقهی، تدلیس به معنای هر نوع فریب و نیرنگ در معاملات آمده است. نویسندگان قانون مدنی ایران از این عقیده پیروی کرده اند؛ به موجب ماده 438 هر اقدام فریبکارانه که به منظورگمراه کردن طرف دیگر صورت گیرد و او را به انعقاد قرارداد بکشاند، تدلیس محسوب است، هر چند مربوط به عیوب و اوصاف مورد معامله نباشد. از این رو، معرفی ارکان سه گانه در تعریف تدلیس، دومین هدف اصلی این تحقیق است: وقوع عملیات فریبنده به عنوان رکن مادی تدلیس، وجود قصد فریب یا سوءنیت فریبکار در مقام عنصر روانی تدلیس و سرانجام، فریفته شدن طرف مقابل به واسطه عملیات فریبکارانه، ارکان و عناصر خیار تدلیس را تشکیل داده است . پژوهش حاضر به روش توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است. استخراج مفهوم تدلیس، تبیین مرزهای خیار تدلیس و استقلال آن از خیارات مرتبط، نوآوری تحقیق است.
نقد دیدگاه مفسران فریقین درباره نوع طلاق پس از ایلاء (بائن یا رجعی) در آیات 226 و 227 سوره بقره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
258 - 283
حوزههای تخصصی:
ایلاء در عرب جاهلی، دست آویزی برای آزار زنان بود که مرد سوگند یاد می کرد بیشتر از چهار ماه یا تا ابد با همسر خود همبستر نشود؛ بدین گونه زن در سرگردانی شوهردار بودن یا بی شوهری می ماند. خداوند برای دفاع از حقوق زن، در آیات 226 و 227 سوره «بقره» در مسئله ایلاء به مردان چهار ماه مهلت داده و آنان را میان رجوع یا طلاق زن مخیر ساخت. مسئله اصلی در این پژوهش، نقد دیدگاه مفسران درباره نوع طلاق پس از ایلاء در این آیات با روش توصیفی-تحلیلی است. یافته های تحقیق نشان می دهد دیدگاه تحقق طلاق بائن پس از ایلاء با چالش هایی روبه روست؛ زیرا استدلال به تقابل واژگان «فاؤُا» و «عَزَمُوا الطَّلاقَ» در آیات، ناتمام است؛ از سویی طلاق پس از ایلاء از قلمرو طلاق بائن خارج است. همچنین در مقابل احادیث بیانگر طلاق بائن، روایات معارضی است که این دسته از روایات، صلاحیت مقاومت در برابر آن را ندارند. دیدگاه تحقق طلاق رجعی نیز با استدلال به قاعده اصل رجعی بودن، دقیق به نظر نمی رسد؛ زیرا استدلال به این اصل، در گرو عدم وجود دلیل مخالف است؛ درحالی که موارد مشمول طلاق بائن در بحث ایلاء نادیده گرفته شده و امکان تحقق چنین شرایطی نفی نمی گردد. بر اساس دیدگاه برگزیده، آیه محل بحث و روایات مفسر آن، اطلاق دارند؛ بنابراین طلاق مذکور، مطلق است و باید به تفصیل قائل شد؛ یعنی طلاق پس از ایلاء با توجه به شرایطی همچون صغیره بودن زن، عدد طلاق، بذل و فدیه دادن زن، می تواند بائن یا رجعی باشد.
نقش توسعه ی حمل و نقل عمومی محور(TOD) در عدالت فضایی شهر(نمونه موردی: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدالت مفهومی است که هیچ گاه دغدغه بشر از آن عاری نبوده است. نام گذاری دهه چهارم انقلاب بنام پیشرفت و عدالت بیانگر این واقعیت است که عدالت و پیشرفت بدون یکدیگر فاقد ارزش است. توسعه ای که در آن عدالت نباشد پیشرفتی را در بر نخواهد داشت؛لذاپیشرفت بدون عدالت یعنی توسعه فقردربرنامه ریزی شهری آنچه به تحقق پذیری بیشتر عدالت شهری کمک می کند، توجه به عدالت فضایی و تعادل بخشی بین تمرکز جمعیت وخدمات است.لذاپژوهش به دنبالِ تبیین جایگاه حقوق عمومی در نظام برنامه ریزی شهری با تأکید بر سیستم حمل و نقل همگانی و همچنین تحلیل شبکه ای سیستم حمل ونقل عمومی از منظر عدالت فضایی، در جهت دست یابی به عدالت اجتماعی است. روش تحقیق این مقاله،روش ترکیبی و از نوع مطالعات کاربردی- بنیادی است.پژوهش حاضربااستفاده ازنرم افزار ARCGIS و با بهره گیری از تکنیک تحلیل شبکه ای (Network-Analyst)به بررسی سیستم حمل و نقل عمومی در8منطقه شهر کرمانشاه با استناد به استاندارهای دسترسی به ایستگاه ها پرداخته است.نتایج خروجی ازتحلیل پژوهش نشان می دهد شبکه حمل و نقل عمومی موجود (تاکسی و اتوبوس) سطح بسیار محدودی از مناطق 8 گانه مورد بررسی را تحت پوشش خدمات رسانی قرار میدهد.مناطق 2 و یک شهرداری شهرکرمانشاه دارای دسترسی مناسب به سیستم حمل و نقل عمومی هستند و دسترسی ساکنین سایر محله ها به ایستگاه هادربازه های زمانی بسیارطولانی اتفاق می افتد که ناشی ازعدم گسترش وتوزیع فضایی نامتناسب شبکه حمل ونقل همگانی درسطح شهرکرمانشاه شده است که به دنبال آن تحقق عدالت فضایی راباچالش هایی مواجه کرده است.
چالش های هرمنوتیکی دیدگاه عدم تعین معنا در تفسیر قرآن
حوزههای تخصصی:
از مسائل بنیادین و تاثیر گذار در فهم و تفسیر متون دینی به ویژه تفسیر قرآن، مسئله تعین معنا است. در رویکرد مفسر محوری، جایگاه مفسر را فراتر از فهم کننده دانسته و مفسر را در ساخت معنای متن دخیل میدانند لذا قائل به تعین معنا نیستند. هدف این نوشتار تبیین دیدگاه مفسرمحوری و پرسش اصلی آن است که رویکرد عدم تعین معنا دارای چه پیامدهایی در فهم متن است. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی وبا استفاده از داده های کتابخانه ای صورت گرفته است. بر اساس یافته ها مهم ترین چالش های این دیدگاه ، نفی حقیقی بودن معنا، انکار حکایتگری آن، استقالل متن و نادیده گرفتن نقش مؤلف و عدم باور بر عینیت معنا است. نتایج حاصل از یافته ها حاکی از آن است که این دیدگاه فهم متن وتفسیر قرآن را با پیامدهای نادرست زیادی روبرو نموده و از هدف اصلی آن که هدایت است دور مینماید.
ارزیابی تفسیر علمی طنطاوی در الجواهر فی تفسیر القرآن
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶
346 - 382
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی، دیدگاه منبع انگاری قرآن برای علوم تبیین شده است؛در این دیدگاه قرآن منبع و ذخیره علوم تجربی و انسانی شمرده است؛ طنطاوی یکی از نظریه پردازان منبع انگاری قران نسبت به علوم می باشد. هدف اصلی در این پژوهش ارزیابی و سنجش دیدگاه طنطاوی، بر اساس منطق قرآن است. برای روشن شدن حقیقت، لازم است که تفسیر علمی قرآن از منظر موافقان و مخالفان بیان گردد، در نهایت به یافته های زیر رسیدیم: دیدگاه طنطاوی درباره تفسیر علمی قرآن، شامل سه جنبه زیر می باشد؛ الف مبانی که در آن معتقد به تناظر قرآن با طبیعت، گستره رسالت قرآنی، اهتمام قرآن بر آیات آفاق وانفس و مبین بودن قرآن برای همه امور است؛ واقعیت این است که امور یادشده همبسته با منبع بودن قرآن برای علوم نمی باشد. در جنبه دوم، طنطاوی بر منبع بودن به اموری استدلال کرده است؛ اما ارزیابی این پژوهش، نشان می دهد که دلایل، منبع انگاری قرآن نسبت به علوم، غیر تام است. جنبه سوم دیدگاه تفسیر علمی قرآن از نظر طنطاوی لوازم و پیامدهای این نظریه است که مطابق فحص این پژوهش، دیدگاه طنطاوی، منجر به پیامدهای ناموجه و غیرمعقول مانند تفسیر به رأی، می شود. در نتیجه رسالت اصلی قرآن هدایت و تربیت انسان است آموزش علوم تجربی، از مقاصد اصلی قرآن نمی باشد. بلکه شایسته نیست برخی از نظریات مربوط به علوم تجربی و طبیعی، محمل مراد جدی آیات قرآن واقع شود.









