مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۳٬۸۸۱ تا ۲۳٬۹۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
This paper aims to investigate the light verb constructions (LVCs) formed with the light verb dādan ‘to give’ in Persian by employing the principles of cognitive lexical semantics. It examines the semantic relationships between the heavy verb dādan and its uses as LVCs. The analysis of attested examples reveals that the use of dādan as a light verb (LV) is a function of the semantic structure of its simple verb counterpart. This suggests that its lightness status is highly systematic and can be explained in terms of cognitively driven motivations. In addition, a significant number of the LVCs express certain causation meanings, suggesting that Persian speakers tend to use the LV dādan to convey causative notions as newly emerged LVCs. This stance will constitute our line of argument to analyze the data in this study. By presenting a cognitive configuration of LVCs in Persian, the current paper can pave the way for a fine-grained theorization of typological aspects of LVCs in some other languages.
ارائه الگوی مدیریت بهینه اراضی حریم شهری با تاکید بر ادغام روستاهای مجاور در شهرهای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸۶
89 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش ارائه الگوی مدیریت بهینه اراضی حریم شهری با تأکید بر ادغام روستاهای مجاور در شهرهای ایران و اعتباریابی آن است. روش: روش تحقیق، کیفی و از نوع داده بنیاد بوده است. جامعه مورد بررسی متشکل از خبرگان، کارشناسان و مدیران باسابقه ای هستند که تجربه ارزنده ای متناسب با موضوع پژوهش حاضر داشته اند. تعداد 30 نمونه انتخاب شد. برای دستیابی به مدل پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته بهره برده شده است. تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس روش نظام مند استراوس و کوربین انجام شد و برای اعتباریابی مدل از 10 شاخص مقبولیت کوربین و استراوس بهره برده شد. یافته ها: تحلیل داده ها مطابق تئوری داده بنیاد دربرگیرنده سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود و طی آن داده های جمع آوری شده مرحله به مرحله انتزاعی تر شد تا درنهایت الگوی تحقیق به دست آمد. این مدل با محوریت مقوله های حریم روستاهای مجاور، بورس بازی زمین، تمرکز جمعیتی، مراجع تدوین و تصویب سیاست ها، خدمات و تسهیلات، کاربری ها، هویت شهروندی، محیط زیست، کشاورزی، عقلایی و تجربی بودن سیاست ها، روابط شهر و روستاهای مجاور و مهاجرت با مشخص کردن شرایط علّی، راهبرد، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و پیامدها طراحی شد. اعتبار مدل نیز تأیید گردید. نتیجه گیری: پس از تحلیل داده و استخراج و پالایش مفاهیم، تعداد 32 مقوله و 92 کدهای باز مفهومی استخراج گردید و درنهایت مدل نهایی پژوهش بر مبنای شروط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها و نتایج تدوین و ارائه گردید.
تحلیل انسجام غیر ساختاری غزلی از حافظ شیرازی (براساس الگوی هلیدی و حسن)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۵
317 - 343
حوزههای تخصصی:
موضوع انسجام و یا عدم انسجام غزلیات حافظ از دیرباز مورد توجه بسیاری از ادیبان و حافظ پژوهان بوده است. در دنیای معاصر بسیاری از نظریات زبان شناسی برای توضیح و تفسیر مطالبی از این دست کارآمد می نماید. این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی نگاشته شده، درصدد است تا با تبیین و توضیح موضوع انسجام غیرساختاری و نشان دادن مؤلفه-های این انسجام بر اساس الگوی هلیدی و حسن (باتوجه به زبان شناسی نقش گرا و اصول انسجام متن)، مسأله وجود انسجام غیرساختاری در غزل حافظ را تبیین و بررسی نماید. در این پژوهش، انسجام غیرساختاری غزلی از حافظ در سه سطح بررسی و تحلیل خواهدگردید: 1- انسجام واژگانی یا لغوی (تکرار، حوزه معنایی مشترک: ترادف معنایی، تضاد معنایی، تقابل، شمول واژگی، اشتراک مجازی)؛ 2- انسجام نحوی یا دستوری (ارجاع، حذف، جایگزینی)؛ 3- انسجام پیوندی (روابط معنایی- دستوری). برآیند پژوهش حاکی از آنست علیرغم این که گویا ابیات حافظ در این غزل از انسجام برخوردار نیستند و هر بیت به نظر مستقل از بیت دیگری به نظر می آید، این ابیات از اتحاد و انسجامی غیرساختاری برخوردارند.
احساسات عقلانی و غیرعقلانی سرمایه گذاران و بازده بازار سهام: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
614 - 645
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مقاله بررسی تأثیر احساسات عقلانی و غیرعقلانی سرمایه گذاران فردی و نهادی، بر بازده شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران است.روش: بررسی موضوع در دو گام و با دو روش انجام پذیرفت. در گام اول با استفاده از الگوی خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی (ARDL) تأثیر عوامل بنیادی اقتصاد بر تمایلات احساسی سرمایه گذاران فردی و نهادی آزمون شد و با استفاده از رگرسیون های برآورد شده، شاخص های احساسات عقلانی و غیرعقلانی سرمایه گذاران فردی و نهادی استخراج شدند. در گام دوم با استفاده از روش اقتصادسنجی خودرگرسیون برداری (VAR) تأثیر احساسات عقلانی و غیرعقلانی سرمایه گذاران فردی و نهادی بر بازده بورس تهران، در دوره زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ به شکل ماهانه آزمون شد.یافته ها: نتایج آزمون فرضیه های پژوهش بر اساس تحلیل توابع واکنش آنی و نیز علیت گرنجری، نشان می دهد که تأثیر احساسات عقلانی سرمایه گذاران نهادی و فردی بر بازده بازار سهام مثبت و معنادار است. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده، علیت یک سویه از بازده شاخص کل بورس، بر احساسات غیرعقلانی سرمایه گذاران فردی و نهادی وجود دارد و احساسات غیرعقلانی این دو گروه از سرمایه گذاران، تابعی از بازده قبلی و حال شاخص کل بازار سهام است. با توجه به یافته های پژوهش، احساسات عقلانی در بورس ایران، در بلندمدت قدرت قیمت گذاری بالایی دارد؛ هرچند در کوتاه مدت احساسات غیرعقلانی می تواند به انحراف قیمت ها از ارزش ذاتی آن منجر شود.نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، به سرمایه گذاران، به ویژه سرمایه گذاران خُرد و بی تجربه پیشنهاد می شود که با کسب دانش و تجربه و بر اساس عوامل بنیادی و رویکرد بلندمدت، به معامله در بازارهای مالی اقدام کنند. همچنین سازمان بورس و نهادهای مالی ذی ربط باید با افزایش سواد مالی سرمایه گذاران خُرد بی تجربه و تقویت فرهنگ سرمایه گذاری، به کاهش رفتارهای هیجانی و افزایش کارایی بورس کمک کنند.
الگوی واماندگی استعدادها با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
807 - 824
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از پیامدهای مدیریت نادرست استعدادها در سطح جهان، واماندگی استعدادهاست که سازمان های ایرانی را نیز با چالش های بسیاری مواجه کرده است؛ بنابراین چرایی واماندگی استعدادها، سؤالی است که همواره در ذهن مدیران و پژوهشگران مطرح شده است. بررسی ها نشان می دهد که پیشایندها و پیامدهای واماندگی استعدادها در سازمان ها، موضوعی است که تاکنون به صورت نظام مند و جامع و در چارچوبی مشخص ارائه نشده و لازم است مطالعاتی جامع و کل نگر در این خصوص طراحی و اجرا شود. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی الگوی پیشایندها و پیامدهای واماندگی استعدادها اجرا شده است.
روش: پژوهش حاضر مطالعه ای کیفی است که با استفاده از فراترکیب اجرا شده است. فراترکیب روشی است مناسب برای تلفیق یافته های پراکنده مطالعات پیشین، در راستای ارائه چارچوب های مفهومی جدید. جامعه آماری را مطالعات پیشین تشکیل می دهد که در این میان، پس از جست وجو و یافتن منابع موجود، از طریق بررسی و ارزیابی عنوان، چکیده و محتوای منابع یافت شده، به انتخاب منابع مناسب، به عنوان نمونه های پژوهش اقدام شده است. داده های لازم نیز از طریق بررسی یافته های منابع منتخب گردآوری شده اند. برای تجزیه وتحلیل و ترکیب داده ها و گزارش نتیجه نهایی فراترکیب نیز، روش تحلیل مضمون استفاده شده است.
یافته ها: پس از انتخاب منابع مناسب برای انجام پژوهش، به بررسی متن منابع منتخب و استخراج کدهای اولیه اقدام شد. پس از آن، کدهای شناسایی شده بررسی و ضمن حذف کدهای تکراری و ادغام کدهای مشابه از نظر معنایی و مفهومی، کدهایی نهایی دسته بندی شدند. در ادامه، پیشایندهای واماندگی استعدادها در سازمان ها، در دو بُعد عوامل فردی و عوامل سازمانی دسته بندی شدند. عوامل فردی، دو مؤلفه را شامل می شود که عبارت اند از: عوامل نگرشی (عدم اعتمادبه نفس، نارضایتی از شغل، عدم وجود چشم اندازی روشن به آینده فردی در سازمان، بی عدالتی ادراک شده، خودکارآمدی پایین، فقدان حمایت سازمانی ادراک شده، عدم هویت سازمانی ادراک شده و تعارض کار زندگی) و عوامل رفتاری (عدم توانایی سازگاری و تاب آوری فردی، فقدان هوش هیجانی، داشتن مشغولیت کاری در بیرون از سازمان، عدم تمایل به بروز رفتارهای سیاسی، ضعف مهارت های ارتباطی فرد). عوامل سازمانی نیز پنج مؤلفه را دربرمی گیرد که عبارت اند از: عوامل شغلی (عدم استقلال، فشار کاری شدید و استرس زا، عدم امنیت شغلی، عدم دریافت بازخورد، عدم تناسب بین شایستگی ها و وظایف کاری فرد، عدم دسترسی به فرصت های رشد و توسعه)، عوامل فرهنگی (فضای کاری نامناسب، رواج قلدری و خشونت، رواج سیاسی کاری، حاکمیت روحیه فردگرایی، حاکمیت دیدگاه دیگ ذوب، رواج فرهنگ خویشاوندسالاری)، عوامل ساختاری (رسمیت زیاد، ساختار سازمانی خشک و بوروکراتیک، تمرکز تصمیم گیری، تفکیک ساختاری)، عوامل مدیریتی (ناشایستگی، روحیه ماکیاولگری، عدم انتقادپذیری، خودشیفتگی، کارگرایی بیش از حد) و عوامل فرایندی (ضعف سیستم پاداش و جبران خدمات، ضعف فرایندهای ارتباطی، ضعف سیستم مدیریت عملکرد، ضعف سیستم مدیریت استعداد و جانشین پروری). پیامدهای واماندگی استعدادها نیز در دو بُعد پیامدهای فردی (متشکل از دو مؤلفه نگرشی و رفتاری) و پیامدهای سازمانی (در قالب دو مؤلفه کوتاه مدت و بلندمدت) شناسایی شدند.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند آگاهی مدیران در ارتباط با چرایی شکل گیری این پدیده در سازمان ها را افزایش دهد و شناخت آنان از عوامل مؤثر بر واماندگی استعدادها در سازمان ها را بهبود بخشد. شناسایی پیشایندهای واماندگی استعدادها، همچنین بستر مناسبی برای برنامه ریزی و اجرای اقدامات لازم برای پیشگیری و مدیریت این پدیده در سازمان ها فراهم می کند. شناسایی پیامدهای واماندگی استعدادها نیز می تواند اهمیت موضوع را به مدیران گوشزد کند و حساسیت آنان را به مدیریت این پدیده منفی و پیشگیری از آن را افزایش دهد.
ارائه الگوی بومی تحول دیجیتال زنجیره ارزش کسب و کارهای کشتی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات علوم مدیریت دریایی دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
119 - 148
حوزههای تخصصی:
هدف: صنعت کشتی سازی از جمله صنایع دریایی راهبردی کشور محسوب می شود و رفع نیازهای متعدد اقتصادی، تجاری و دفاعی کشور در گرو رشد و توسعه آن است. افزایش کارایی، بهره وری و کیفیت صنعت کشتی سازی در جهان امروز و کسب مزیت رقابتی نسبت به رقبا نیازمند تحول دیجیتال در صنعت و اعمال فن آوری های نوین دیجیتال است. هدف تحقیق حاضر، ارائه الگوی بومی تحول دیجیتال زنجیره ارزش کسب وکارهای کشتی سازی بوده است.
روش: رویکرد تحقیق حاضر، کیفی، از نظر هدف، کاربردی-توسعه ای و از نظر ماهیت، توصیفی است و برای تحلیل و ارائه الگو از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق متشکل از خبرگان و متخصصان صنعت کشتی سازی کشور با بیش از 5 سال سابقه کاری است که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی درنمونه 11 به مرحله اشباع نظری رسیده است.از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته، برای گردآوری داده ها استفاده شده است. پاسخ های ایشان به پرسش های عملیاتی مورد نیاز برای ارائه الگوی بومی ثبت و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها طبق روش تحلیل مضمون، در سه مرحله استخراج شناسه های باز، محوری و گزینشی صورت گرفت.
یافته ها: در جریان تجزیه و تحلیل گزاره های مصاحبه ها، 112 شناسه باز مورد اکتشاف قرار گرفت. در ادامه نیز این شناسه های باز در 11 شناسه محوری و 3 شناسه گزینشی دسته بندی شدند و روابط میان آن ها کشف گردید. با مشخص شدن این یافته ها، الگوی بومی مورد نظر بدست آمد.
نتیجه گیری: در این الگو، فن آوری دیجیتال، زیرساخت دیجیتال و زیست بوم دیجیتال در مقام عوامل تعیین کننده ساختاری تحول دیجیتال کسب وکارهای کشتی سازی قرار دارند که زمینه عملیاتی شدن تحول دیجیتال زنجیره ارزش کسب وکارهای کشتی سازی را فراهم می کنند. همچنین تحول دیجیتال کسب وکارهای کشتی سازی منجر به بهبود کیفیت و هزینه کشتیرانی برای مالکان خریدار کشتی و بهبود توانایی جذب و اجرای سفارش کسب وکارهای کشتی سازی می شود.
هدف: صنعت کشتی سازی از جمله صنایع دریایی راهبردی کشور محسوب می شود و رفع نیازهای متعدد اقتصادی، تجاری و دفاعی کشور در گرو رشد و توسعه آن است. افزایش کارایی، بهره وری و کیفیت صنعت کشتی سازی در جهان امروز و کسب مزیت رقابتی نسبت به رقبا نیازمند تحول دیجیتال در صنعت و اعمال فن آوری های نوین دیجیتال است. هدف تحقیق حاضر، ارائه الگوی بومی تحول دیجیتال زنجیره ارزش کسب وکارهای کشتی سازی بوده است.
روش: رویکرد تحقیق حاضر، کیفی، از نظر هدف، کاربردی-توسعه ای و از نظر ماهیت، توصیفی است و برای تحلیل و ارائه الگو از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق متشکل از خبرگان و متخصصان صنعت کشتی سازی کشور با بیش از 5 سال سابقه کاری است که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی درنمونه 11 به مرحله اشباع نظری رسیده است.از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته، برای گردآوری داده ها استفاده شده است. پاسخ های ایشان به پرسش های عملیاتی مورد نیاز برای ارائه الگوی بومی ثبت و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها طبق روش تحلیل مضمون، در سه مرحله استخراج شناسه های باز، محوری و گزینشی صورت گرفت.
یافته ها: در جریان تجزیه و تحلیل گزاره های مصاحبه ها، 112 شناسه باز مورد اکتشاف قرار گرفت. در ادامه نیز این شناسه های باز در 11 شناسه محوری و 3 شناسه گزینشی دسته بندی شدند و روابط میان آن ها کشف گردید. با مشخص شدن این یافته ها، الگوی بومی مورد نظر بدست آمد.
نتیجه گیری: در این الگو، فن آوری دیجیتال، زیرساخت دیجیتال و زیست بوم دیجیتال در مقام عوامل تعیین کننده ساختاری تحول دیجیتال کسب وکارهای کشتی سازی قرار دارند که زمینه عملیاتی شدن تحول دیجیتال زنجیره ارزش کسب وکارهای کشتی سازی را فراهم می کنند. همچنین تحول دیجیتال کسب وکارهای کشتی سازی منجر به بهبود کیفیت و هزینه کشتیرانی برای مالکان خریدار کشتی و بهبود توانایی جذب و اجرای سفارش کسب وکارهای کشتی سازی می شود.
Evaluating the Impact of Cultural Advertisements in Modern Visual Media on Tourist Attraction: A Descriptive Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to evaluate the impact of cultural advertisements on tourist attraction, focusing on their effectiveness in conveying the unique cultural aspects of a destination. A descriptive study using a structured questionnaire was conducted with a sample of tourists who have been exposed to visual media advertising of tourist destinations. Orams and Page’s (2000) Tourists Questionnaire, included questions related to the awareness, appeal, and influence of visual media advertisements on their travel decisions. The results of the study indicated that modern visual media advertising plays a significant role in attracting tourists to destinations. The majority of respondents was aware of visual media advertisements and found them appealing. Furthermore, a significant number of respondents reported that visual media advertisements influenced their travel decisions.The results showed that the advertising media with the greatest impact in terms of attracting the audience and tourists included the website, television, Instagram, location symbols, environmental graphics, Telegram, cameras, YouTube, special tourism channels and Facebook. The study revealed that the modern visual media advertising is effective tool for attracting tourists to destinations. From a sociological point of view, these media play an important role in promoting cultural development and growth. It is important for destination marketers to utilize visual media platforms effectively to reach a wider audience and promote their destinations.
آینده پژوهی حسابرسی از منظر فناوری اطلاعات، تغییر ارتباط حسابرس و مشتری و تغییر مفهوم حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۶
66 - 91
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی آینده پژوهانه تغییرات در حرفه حسابرسی که انتظار می رود طی ده تا بیست سال آینده در ایران انجام شود می پردازد. این تغییرات شامل، تغییر مفهوم حسابرسی از دیدگاه مخاطبان حسابرسی و تغییر رابطه حسابرس و مشتریان، با توجه به پیشرفت سریع فناوری در ده تا بیست سال آینده می باشد. این پژوهش بر مبنای هدف از نوع کاربردی و بر مبنای ابزار گردآوری داده ها از نوع توصیفی-پیمایشی و اکتشافی که به صورت پژوهش آمیخته (کمی-کیفی) انجام شده، می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید دانشگاه و متخصصان حرفه حسابرسی می باشد. نظرات مشارکت کنندگان از طریق پرسشنامه باز، مصاحبه و روش دلفی طی یک دوره زمانی در سال 1401 جمع آوری گردید.نتایج تحلیل دلفی در دو مرحله حاکی از پذیرش 29 پیشران در حوزه تغییر ارتباط حسابرس و مشتری و تغییر مفهوم حسابرسی با توجه به پیشرفت سریع فناوری طی سال های آینده می باشد.تفسیر نتایج نشان می دهد با پیشرفت فناوری در آینده اعتماد مشتریان به حسابرسی خودکار بیش از حسابرسی دستی خواهد بود و به دلیل کشف تقلب گسترده ترتوسط هوش مصنوعی رابطه حسابرس و مشتریان پرتنش تر خواهد شد، همچنین مشتریان حسابرسی با توجه به افزایش اتوماسیون (راحت تر و کم هزینه تر شدن کارها) قیمت های فعلی خدمات حسابرسی را مناسب نمی دانند. از این رو، علیرغم چالش هایی که فناوری های جدید ایجاد می کنند، برای حسابرسان نقش حمایتی خواهند داشت و انتظار نمی رود از دست دادن شغل برای حسابرسان به صورت گسترده رخ دهد.
تحلیل تعارضات صندوق نوآوری و شکوفایی بر اساس بدیل های سیاستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دیریت نوآوری سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۷)
103 - 136
حوزههای تخصصی:
تأمین مالی فعالیت های پژوهشی، فناورانه و نوآورانه یکی از کارکردهای اصلی نظام های نوآوری است و صندوق نوآوری و شکوفایی از کنشگران کلیدی تحقق این کارکرد در نظام ملی نوآوری ایران به شمار می آید. ویژگی های منحصربه فرد کسب وکارهای دانش بنیان در کنار تنوع نیازها و تقاضاهای آن ها در طول چرخه حیاتشان، موجب می شود صندوق نوآوری وشکوفایی به عنوان میاندار شبکه تأمین مالی دانش بنیان نیازمند برقراری پیوندها و ارتباطات مختلف با سایر کنشگران این شبکه باشد. این گستردگی و تنوع ارتباطات -که به طور بالقوه مستعد شکل گیری تعارض است- با برخی تصمیمات سیاستی زمینه ای در هم آمیخته است و موجب بروز برخی تعارضات کارکردی و نهادی در این شبکه شده است. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل تعارضات صندوق نوآوری و شکوفایی از طریق واکاوی بافتار سیاستی پیرامون آن و درک بدیل های سیاستی ای است که موجب شکل گیری این تعارضات شده اند. برای دستیابی به این هدف، ابتدا یک چارچوب مفهومی متناسب برای تحلیل تعارض مبتنی بر گزاره های بدیل سیاستی توسعه یافته، سپس از طریق تحلیل مضمون مصاحبه های انجام شده با نمایندگان شبکه مذکور، دو/چندگان های سیاستی عامل تعارض شناسایی شده اند. در ادامه تعارض ها بر اساس ویژگی ها، کنشگران، مدت و راهکارهای حل تعارض تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد تعارض های صندوق نوآوری در پنج گروه (۱) تأمین منابع، (۲) مأموریت و خدمات، (۳) مدیریت و حکمرانی، (۴) مخاطبان و خدمت گیرندگان، و (۵) تنظیم گری دسته بندی می شوند.
بازی های دیجیتال: کارکرد مثبت بازی های جدی در جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازی های دیجیتال با مخاطب سه میلیاردی در دنیا و 34 میلیونی در ایران مهم ترین رسانه عصر حاضر برای انتقال پیام به شمار می روند. چه ازنظر نرخ رشد پذیرش این رسانه در میان مردم و چه از منظر شیب فزاینده درآمدزایی آن در میان صنایع خلاق و فرهنگی توجه به بازی های دیجیتال به عنوان ابزاری برای سرگرمی حیاتی است. بازی های جدی یا بازی های هدفمند دسته ای از بازی های دیجیتال هستند که با اهدافی فراتر از سرگرمی و به منظور اهدافی مانند آموزش، سلامت یا تبلیغات تولید می شوند. این بازی ها که تبدیل به موج پژوهشی جدیدی از ابتدای سال 2000 در دنیا شدند، مبتنی بر تحقیق و توسعه ساخته می شوند، تعامل قابل توجهی را با انسان برقرار کرده که به وی در زیست بهتر کمک می کنند. بازی های جدی به عنوان شبیه سازی از دنیای واقعی، طی دو دهه گذشته بسیار موردتوجه قرار گرفته اند. هدف از این پژوهش مروری بر مطالعات صورت گرفته درزمینه بازی های جدی به ویژه در حوزه آموزش، سلامت، تبلیغات و اثرات اجتماعی است که چگونه به انسان برای تغییرات مثبت کمک کرده اند. روش این پژوهش کتابخانه ای است و داده ها از طریق فیش برداری تهیه و تحلیل و توصیف شده اند. نتایج مطالعات نشان داد که بر اساس اهداف موردنظر توسعه دهندگان بازی های جدی، گروه مخاطبان هدف و زمینه کاربردی بازی ها با یک رسانه غیرقابل انکار، جذاب، تعاملی و سرگرم کننده مواجه هستیم که از قدرت بسیار بالایی برای القای مفاهیم آموزشی برخوردار است. تعداد بازیکنان در ایران و جهان نشانگر یک جامعه بزرگ مبتنی بر فناوری، همراه با خرده فرهنگ های متعلق به خود است که می توان از قابلیت های مثبت بازی برای آموزش، فرهنگ پذیری و توانمندسازی این نسل به درستی استفاده کرد. این پژوهش به مرور و بررسی مهم ترین و اثرگذارترین بازی های جدی تولیدشده در جهان در زمینه های آموزش، درمان و سلامتی و همچنین تبلیغات پرداخته و سعی بر اشاره به نیازهای جدید ایجادشده در این حوزه ها دارد.
اقتصاد دیجیتال و چالش های سازمان تجارت جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، اقتصاد دیجیتال به دلیل ظهور فناوری های دیجیتال جدید که تحولاتی در صنعت 0/4 ایجاد کرده ، شاهد رشد و چالش های متعددی بوده است. هدف این مقاله شناخت ابعاد مختلف اقتصاد دیجیتال کشورها و راه های تنظیم آن است. این مطالعه، اسنادی و از نوع تحلیلی- توصیفی است. نتایج تحقیق نشان داد که تمرکز بر وابستگی متقابل میان جنبه های اقتصادی، اجتماعی و توسعه ای تجارت دیجیتال در کشورهای درحال توسعه، حائز اهمیت است. با تحلیل تأثیرات فناوری های دیجیتال بر اشتغال و نامشخصی های سازمان تجارت جهانی در این زمینه، نقاط ضعف چندجانبه گرایی در تنظیم سیاست های تجارت، الکترونیک مشخص شد. برای اجرای سیاست های صنعتی دیجیتال، کشورها باید بر ایجاد دو نوع قابلیت اساسی که برای بهره مندی از اقتصاد دیجیتال نیاز است، تمرکز کنند: 1. مجموعه ای از قابلیت ها، مهارت ها، دانش و دانش فنی است که برای صنعت 0/4 اهمیت ویژه ای دارند، مانند دانشمندان داده، مهندسان اتوماسیون فرایند رباتیک و 2. انواع متخصصان فناوری. مهارت های بین رشته ای، یعنی مهارت هایی که تخصص فنی را با تخصص مدیریت کارخانه خاص که برای ترکیب، ایجاد و اجرای سیستم های تولید ترکیبی لازم است، ترکیب می کنند. همچنین برای ایجاد یک مبنای هنجاری منصفانه و عادلانه برای همه تجارت دیجیتال، اقدام جمعی در سطح بین المللی نیاز است.
Investigating and Explaining Factors Affecting on Iranian Pharmaceutical Distribution Industry Using Fuzzy Delphi Technique(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of System Management, Volume ۱۰, Issue ۲, Spring ۲۰۲۴
163 - 185
حوزههای تخصصی:
It is widely accepted that drugs are one of the most important components of health care, and their prompt access has become one of the most important goals of health care systems around the world, as well as one of the main concerns of governments. The purpose of this study was to Investigating and Explaining Factors Affecting on Iranian Pharmaceutical Distribution Industry Using Fuzzy Delphi Technique. This research is applied in terms of purpose and descriptive-survey in terms of implementation method. The statistical population of the study is made up of 35 experts in Iran's Pharmaceutical distribution industry who were selected by snowball sampling. First, with a deep review of the research literature and based on the content analysis, 41 factors affecting the pharmaceutical distribution industry were identified. To screen and ensure the importance of the identified factors and select the final factors through the design of a Researcher-made questionnaire and the fuzzy Delphi method was used in two stages. Kendall’s coefficient of concordance was used to calculate the agreement of the experts. According to the nature of this research, fuzzy Delphi method and Excel and SPSS software were used to analyze the collected data. Based on the obtained results, the members of the Expert Panel found a total of 49 factors effective on the pharmaceutical distribution industry, of which 41 factors have been mentioned in previous researches and studies, and 8 other factors have been introduced by the panel members
A New Non-monotone Line Search Algorithm to Solve Non-smooth Optimization Finance Problem(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this paper, a new non-monotone line search is used in the diagonal discrete gradient bundle method to solve large-scale non-smooth optimization problems. Non-smooth optimization problems are encountered in many applications in fi-nance problems. The new principle causes the step in each iteration to be longer, which reduces the number of iterations, evaluations, and the computational time. In other words, the efficiency and performance of the method are improved. We prove that the diagonal discrete gradient bundle method converges with the pro-posed non-monotone line search principle for semi-smooth functions, which are not necessarily differentiable or convex. In addition, the numerical results confirm the efficiency of the proposed correction.
Computing the Efficiency of Bank Branches with Financial Indexes, an Application of Data Envelopment Analysis (DEA) and Big Data(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In traditional Data Envelopment Analysis (DEA) techniques, in order to calculate the efficiency or performance score, for each decision-making unit (DMU), specific and individual DEA models are designed and resolved. When the number of DMUs are immense, due to an increase in complications, the skewed or outdated, calculating methods to compute efficiency, ranking and …. may not prove to be economical. The key objective of the proposed algorithm is to segregate the efficient units from that of the other units. In order to gain access to this objective, effectual indexes were created; and taken to assist, in regards the DEA concepts and the type of business (under study), to survey the indexes, which were relatively operative. Subsequently, with the help of one of the clustering techniques and the ‘concept of dominance’, the efficient units were absolved from the inefficient ones and a DEA model was developed from an aggregate of the efficient units. By eliminating the inefficient units, the number of units which played a role in the construction of a DEA model, diminished. As a result, the speed of the computational process of the scores related to the efficient units increased. The algorithm designed to measure the various branches of one of the mercantile banks of Iran with financial indexes was implemented; resulting in the fact that, the algorithm has the capacity of gaining expansion towards big data.
Early Warning Model for Solvency of Insurance Companies Using Machine Learning: Case Study of Iranian Insurance Companies(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Stakeholders of an organization avoid undesirable outcomes caused by ignoring the risks. Various models and tools can be used to predict future outcomes, aiming to avoid the undesirable ones. Early warning models are one of the approaches that could help them in doing so. This study focuses on developing an early warning system using machine learning algorithms for predicting solvency in the insurance industry. This study analyses 23 financial ratios from Iranian general insurance companies listed on the Tehran Stock Exchange between 2015 and 2020. The model uses Decision Tree, Random Forest, Artificial Neural Networks, Gradient Boosting Machine and XGBoost algorithms, with Boruta as a feature selection method. The dependent variable is the solvency margin ratio, and the other 22 ratios are the independent variables, which Boruta reduces to 7 variables. Firstly, the performance of the machine learning models on two datasets, one with 22 independent variables and one with 7, is compared based on RMSE values. The XGBoost algorithm performs the best on both data sets. Additionally, the study predicts the 2020 values for 19 insurance companies, performs stage classifications, and compares actual stages to predicted stages. In this analysis, Random Forest has the best estimate accuracy on both data sets, while Gradient Boosting Machine has the best estimate accuracy on the Boruta data set. Finally, the study compares the machine learning models' results in terms of capital adequacy classification, where Random Forest performs the best on both data sets, and Gradient Boosting Machine on the Boruta data set.
Designing a Trading Strategy to Buy and Sell the Stock of Companies Listed on the New York Stock Exchange Based on Classification Learning Algorithms(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This research investigated the development of a stock trading strategy for companies on the New York Stock Exchange (NYSE), a prominent global market. Data was acquired from established libraries and the Yahoo Finance database. The model employed technical analysis indicators and oscillators as input features. Machine learning classification algorithms were used to design trading strategies, and the optimal model was identified based on statistical performance metrics. Accuracy, recall, and F-measure were utilized to evaluate the classification algorithms. Additionally, advanced statistical methods and various software tools were implemented, including Python, Spyder, SPSS, and Excel. The Kruskal-Wallis test was employed to assess the statistical differences between the designed strategies. A sample of 41 actively traded NYSE companies across diverse sectors such as financial services, healthcare, technology, communication services, consumer cyclicals, consumer staples, and energy were chosen using a filter-based approach on June 28th, 2021. The selection criteria included a market capitalization exceeding $200 billion and an average daily trading volume surpassing 1 million shares. Evaluation metrics revealed that the designed random forest trading strategy achieved a good fit with the data and exhibited statistically significant differences from other strategies based on classification learning algorithm.
بازاریابی گردشگری روستایی و شناسایی عوامل کلیدی موثر بر آن با رویکرد توسعه پایدار (مورد مطالعه: روستای پالنگان در شهرستان کامیاران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
135 - 152
حوزههای تخصصی:
توسعه گردشگری پایدار به عنوان یکی از مهم ترین استراتژی های توسعه پایدار روستایی، در گرو توسعه بازاریابی گردشگری است. بازاریابی گردشگری روستایی مقوله ای است که علی رغم اهمیت زیاد آن در فرایند توسعه گردشگری، کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی وضعیت بازاریابی گردشگری روستایی و شناسایی عوامل موثر بر آن با رویکرد توسعه پایدار است که به صورت مطالعه موردی، در روستای پالنگان انجام گرفته است. در این پژوهش کمی و کاربردی که با ترکیبی از روش های توصیفی تحلیلی و اکتشافی انجام گرفته است، ابزار اصلی گردآوری داده ها پرسشنامه است. جامعه آماری شامل تمامی گردشگران روستای پالنگان است و با توجه به محدودیت های متعدد (زمانی، مالی و عدم همکاری برخی از گردشگران)، 150 نفر به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد در میان 11 مؤلفه کلیدی بازاریابی گردشگری روستایی، میانیگن مؤلفه های جاذبه ها، زیرساخت، موقعیت زیست محیطی، فرهنگ، هزینه سفر و نیروی انسانی ماهر به ترتیب با مقادیر 54/3، 35/3، 8/3، 588/3، 381/3 و 981/3، بیشتر از حد متوسط بوده و میانگین مؤلفه های قابلیت دسترسی به امکانات، قوانین و مقررات و سرمایه گذاری به ترتیب با مقادیر 938/2، 945/2 و 937/2، در سطح متوسط و میانگین دو مؤلفه ترفیع و آموزش به ترتیب با مقادیر 491/2 و 304/2، پایین تر از حد متوسط بوده است. نتایج تحلیل عاملی نشان داد مهم ترین عوامل موثر بر بازاریابی گردشگری روستایی به ترتیب اهمیت عبارت اند از: تبلیغات و بازاریابی کارآمد (677/20 درصد)، جذابیت مقصد و ارتقای کیفیت زیرساخت ها (807/16 درصد)، حمایت و مشوق های مالی (33/10 درصد)، مشارکت فعال جامعه محلی (014/9 درصد) و توسعه کارآفرینی در گردشگری (859/8 درصد).
تأثیر رهبری بر رفتار کارکنان از طریق نگرش و مدیریت منابع انسانی با رویکرد سبز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
225 - 246
حوزههای تخصصی:
با توجه به شدت مسائل زیست محیطی امروزی، شرکت ها به طور فزاینده ای مفاهیم سبز را جزء کلیدی استراتژی های عملیاتی خود قرار می دهند. رفتار سبز کارکنان به عنوان یک مکمل ضروری برای راهبرد محیطی شرکت، مورد توجه همه بخش های جامعه قرار گرفته است. بر اساس تئوری حفاظت از منابع، هدف از این پژوهش بررسی تأثیر رهبری سبز بر رفتار سبز کارکنان از طریق نگرش سبز و مدیریت منابع انسانی سبز است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کارکنان شرکت های تولیدی شهرکرد به تعداد 660 نفر تشکیل دادند که حجم نمونه با محاسبه فرمول کوکران تعداد 244 نفر تعیین و با روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد رهبری سبز سوء و همکاران(2020)، پرسش نامه استاندارد رفتار سبز کارکنان بلوک و همکاران (2015)، پرسش نامه استاندارد نگرش سبز شاه(2023) و پرسشنامه استاندارد مدیریت منابع انسانی سبز شاه(2023) بوده است که روایی پرسشنامه با استفاده از نظر صاحب نظران و دیدگاه تعدادی از جامعه آماری مورد بررسی قرار گرفت و از سوی دیگر پایایی پرسش نامه ها با آلفا کرونباخ به ترتیب (90/0)، (88/0)، (77/0) و (90/0) برآورد شد. نتایج نشان داد که رهبری سبز از طریق نگرش سبز بر رفتار سبز کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 76/0 است و از طریق مدیریت منابع انسانی سبز بر رفتار سبز کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 65/0 است. همچنین رهبری سبز بر رفتارهای رفتار سبز کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 66/0 است.
ارائه الگوی توسعه ای جهت اثر بخشی تبلیغات اقناعی در شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه الگوی توسعه ای جهت اثر بخشی تبلیغات اقناعی در شبکه های اجتماعی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان، اساتید دانشگاه و مدیران و متخصصان رشته بازاریابی می باشد و از روش نمونه گیری حداکثر تنوع استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده از روش داده بنیاد و کدگذاری استفاده گردید. در کدگذاری باز محقق به 146 مفهوم دست یافت که با طبقه بندی آن ها 31 مقوله به دست آمد. تبلیغات اقناعی در شبکه های اجتماعی می تواند تأثیرات قابل توجهی بر رفتار و نگرش مصرف کنندگان داشته باشد. این تأثیرات شامل تغییرات در رفتار مصرف کنندگان، تشدید رقابت، شکل گیری ارزش ها و باورها، تأثیر بر تصمیم گیری، تغییر در رفتار اجتماعی، تأثیر در اعتماد به برند، تغییر در نگرش برند و تأثیر در شبکه های اجتماعی می باشد. با این حال، این تأثیرات به موارد مختلفی از قبیل تغییرات فناوری، تغییرات اجتماعی و فرهنگی، تغییرات اقتصادی، تغییرات قانونی و سیاسی، تغییرات در رقابت و تغییرات در محتوا و فرمت تبلیغات وابسته هستند. در نتیجه، برای افزایش اثربخشی تبلیغات اقناعی در شبکه های اجتماعی، توصیه می شود که توجه ویژه ای به این عوامل داده شود.
طراحی مدل ارزش آفرینی درگیری برند از طریق تلفیق فن آوری بازی انگاری و هوش مصنوعی توضیح پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر استفاده از استراتژی های بازی انگاری و توضیح پذیری هوش مصنوعی بر درگیری برند در شبکه های اجتماعی است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی پیمایشی و از نظر فلسفه پژوهش اثبات گرایی و از نظر رویکرد قیاسی می باشد. با استفاده از رویکرد تحقیق آمیخته، این مطالعه شامل یک مرور سیستماتیک از ادبیات مرتبط و یک بررسی کمّی بر اساس داده ها است. در بخش کیفی، با استفاده از نرم افزار سی ام ای دو، فراتحلیل پیش آیندها و پیامدهای درگیری برند در شبکه های اجتماعی انجام گرفت. در بخش کمّی، تأثیر کمپین بازی انگاری و توضیح پذیری در یک شرکت مواد غذایی، قبل و بعد از اجرای کمپین، بررسی شد. داده ها شامل تعداد لایک ها، کامنت ها و ریپلای های هر کامنت بودند که با استفاده از پردازش زبان طبیعی و تکنیک برت تحلیل شدند. برای پیش بینی تأثیر استراتژی ها بر درگیری برند، از مدل های جنگل تصادفی بهینه شده استفاده شد که نشان دهنده قابلیت تشخیص الگوهای پیچیده و بهبود دقت پیش بینی ها است. نتایج نشان داد که کمپین های با استفاده از بازی انگاری و هوش مصنوعی توضیح پذیر توانستند درگیری کاربران را به طور معناداری افزایش دهند، به ویژه در زمینه های تعامل و ایجاد جوامع مجازی فعال. بررسی های انجام شده نشان دهنده تأثیر مثبت استفاده از بازی انگاری در تقویت حس اعتماد و وفاداری به برند بوده اند، و همچنین تأثیر توضیح پذیری در فهم بهتر محتوا و فرایندهای تصمیم گیری توسط مشتریان است. این پژوهش می تواند بینش های ارزشمندی برای توسعه استراتژی های بازاریابی نوین و تقویت ارتباطات برند فراهم آورد.









