۱.
الگوی تاب آوری سازمانی مطبوعات ایران در بحران های طبیعی با استفاده از مروری بر مطالعات، نظرات خبرگان حوزه رسانه و بحران تدوین شد و در روزنامه های «دنیای اقتصاد، همشهری، اطلاعات، جهان صنعت، شرق و اعتماد» مورد سنجش قرار گرفت.به کمک روش دلفی و مطالعات مروری، الگوی تاب آوری سازمانی مطبوعات در بحران های طبیعی، تدوین و تجزیه داده ها با استفاده از تحلیل مضمون، انجام شد.تاب آوری سازمانی مطبوعات در بحران های طبیعی، مورد توجه نبوده است.درحالی که یکی از راهبردهای مدیریتی برای پیش بینی، واکنش و سازگاری با تغییرات ناگهانی به منظور بقا و پیشرفت و توانایی نجات یافتن از بحران، رویکرد تاب آوری سازمانی است.از نقاط قوت روزنامه های موردمطالعه، توجه به ابعاد ارتباطی – اطلاعاتی و ساختاری بوده است و دیگر شاخص های تاب آوری سازمانی چون؛ دانش و آموزش سازمانی، آینده نگری و استفاده از هوش مصنوعی جزو دغدغه های آنان نیست.همچنین، نتایج نشان داد که وضعیت روزنامه های کشور در برابر بحران های طبیعی، نیازمند تقویت تاب آوری سازمانی و فردی است.
۲.
در زمان بروز بحران به دلیل عدم قطعیت و در دسترس نبودن اطلاعات، ذی نفعان مختلف دیدگاه های مختلفی درباره مسئولیت بحران، علت های بحران و راه حل های بحران دارند.رسانه ها می توانند با چارچوب بندی های متفاوت بر ادراک ذی نفعان اثرگذار باشند.با این نگاه، در این پژوهش بحران ریزش برج " متروپل " آبادان و پوشش خبری آن در دو روزنامه شرق و کیها ن مورد توجه قرار گرفته است.به عبارتی سؤال اصلی پژوهش این است که بحران " متروپل " در این دو روزنامه چگونه چارچوب بندی شده است؟ برای پاسخ به سؤال تحقیق، داده های این دو روزنامه در یک بازه زمانی ۱۰ روزه بعد از بحران با استفاده از نظریه چارچوب های پنج گانه سمتکو و والکنبورگ و استفاده از روش تحلیل چارچوب مورد مطالعه قرار گرفته است.یافته های پژوهش بیان گر آن است که چارچوب اخلاقی فقط در روزنامه شرق مورد توجه قرار گرفته است اما دو روزنامه هر چار چارچوب دیگر شامل چارچوب های اقتصادی، مسئولیت، تعارض و انسانی را برای پوشش خبری به کار گرفته اند.نکته قابل تأمل در تفاوت هایی است که هرکدام از روزنامه ها در این چارچوب به کار گرفته اند.
۳.
این پژوهش به تحلیل حکمرانی محتوای فضای مجازی در ایران می پردازد که به عنوان یکی از چالش های اصلی سیاست گذاری عمومی در دهه های اخیر شناخته می شود.اهمیت این موضوع در ایجاد تعادل میان آزادی بیان، امنیت سایبری و توسعه اقتصادی، به ویژه در شرایط پیچیده و متغیر فضای دیجیتال است.در این راستا، این پژوهش با هدف شناسایی چالش ها و فرصت های موجود و پیش بینی مسیرهای احتمالی آینده، تلاش دارد تا دیدگاه جامعی برای سیاست گذاران ارائه دهد.روش مطالعه مبتنی بر سناریونویسی شوارتز است که امکان تحلیل عدم قطعیت ها و تدوین سناریوهای مختلف را فراهم می کند.داده ها از طریق فیش برداری و مصاحبه های نیمه ساخت یافته با ۱۱ نفر از خبرگان دانشگاهی گردآوری شده اند و سپس عوامل کلیدی، نیروهای پیشران و پیامدهای مرتبط شناسایی و بررسی شده اند.یافته های پژوهش شامل چهار سناریوی حکمرانی متمرکز و سخت گیرانه، باز و دموکراتیک، مدرن و مختلط است.این سناریوها از جنبه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی مورد ارزیابی قرار گرفته اند و پیامدهای هر یک در سطوح مختلف بررسی شده است.
۴.
با توجه به اهمیت روزافزون تربیت رسانه ای کودکان و نوجوانان، ضرورت تولید محتوای خبری متناسب با ویژگی های این گروه سنی در رسانه ها افزایش یافته است.این امر منجر به شکل گیری شاخه ای تخصصی به نام " روزنامه نگاری کودک و نوجوان " شده که نیازمند استانداردها و ویژگی های خاص خود است.هدف این پژوهش، شناسایی ویژگی های مطلوب روزنامه نگاری تلویزیونی ویژه کودک و نوجوان است تا بتوان به تولید محتوایی اثربخش، متناسب با نیازها و توانمندی های شناختی و عاطفی آنان دست یافت.روش پژوهش حاضر با بهره گیری از روش کیفی دلفی در سه مرحله انجام شده است.در این فرایند، دیدگاه های ۱۲ نفر از متخصصان حوزه خبر، روزنامه نگاری تخصصی، نویسندگان کودک و نوجوان و پژوهش گران مرتبط جمع آوری، تحلیل و طبقه بندی شد.نتایج پژوهش نشان داد که ویژگی هایی همچون استفاده از واژه های ساده و جملات کوتاه، همراهی خبر با تصاویر جذاب و شاد، بهره گیری از گرافیک و انیمیشن، استفاده از قالب گفت وگو، مشارکت کودکان به عنوان شهروندخبرنگار، روایت خبر از زاویه نخست شخص، به کارگیری سبک های خلاقانه مانند جان بخشی و پایان شگفت انگیز و رعایت عناصر امیدبخشی و نشاط آفرینی با بهره گیری از طنز و خاطره گویی از جمله معیارهای مطلوب در تهیه اخبار برای کودکان و نوجوانان به شمار می روند.همچنین توجه به ایجاد حس امنیت و پرداختن به موضوعاتی چون خانواده، محیط زیست و ورزش نیز از اولویت های محتوایی مطرح شده است.یافته های این پژوهش می تواند به عنوان راهنمایی عملی برای تولیدکنندگان محتوای خبری در رسانه های دیداری، به ویژه تلویزیون، مورد استفاده قرار گیرد و گامی مؤثر در جهت ارتقای کیفیت و اثربخشی روزنامه نگاری کودک و نوجوان باشد.
۵.
هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی مدل برنامه درسی سواد رسانه ای در راستای توسعه امنیت اجتماعی است.رویکرد پژوهش حاضر ترکیبی از دو مرحله (کیفی و کمی) است.در این پژوهش از روش تحقیق ترکیبی برای طراحی مدل مورد نظر و اعتبارسنجی آن با استفاده از نظرات ۱۵ نفر از متخصصان حوزه رسانه و برنامه درسی استفاده شده است.در گام نخست مطالعه، ۴۲۰ پژوهش در بازه زمانی ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳ حوزه برنامه درسی و آموزش سواد رسانه ای شناسایی شد و پس از غربال گری و استفاده از نظرات متخصصان، ۱۵ واحد مطالعاتی از این پژوهش ها انتخاب شدند.این منابع مطالعاتی با استفاده از روش تحلیل محتوا دسته بندی و برای اعتبارسنجی یافته ها نیز از ضریب CVR استفاده شد.یافته ها نشان داد که اهداف برنامه درسی سواد رسانه ای باید مبتنی بر پرورش (افکار غیرخصمانه، تفکر مراقبتی، انتقادی و خلاق، تقویت هویت ایرانی اسلامی، تقویت مهارت های چالشی) باشد.در محتوا، باید به مفاهیم مطالعات اجتماعی و تفکر خودآگاه، ارائه فعالیت های اجتماعی و شهروندی، نظریه های (سواد رسانه ای انتقادی، سواد رسانه ای خلاق، سواد رسانه ای خودمراقبتی) توجه شود.در روش های یاددهی یادگیری، لازم است از مؤلفه های محیط های اجتماعی، استفاده هوشمندانه از ابزارهای رسانه ای نوین، یادگیری از طریق گروه های کاری تخصصی و یادگیری مهارت های ارتباطی استفاده کرد.در شیوه های ارزشیابی، نیز بهره گیری از انواع ارزشیابی ها (فراشناختی، مهارت محور، مشاهده محور، تکوینی، پایانی و خودارزیابی) لازم است.نتایج این تحقیق می تواند به عنوان یک مدل مهارت محور در مراکز نظامی و انتظامی و نهادهای حافظ نظم و امنیت اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
۶.
این پژوهش به تحلیل سیر تکامل عاملیت کاربر در روایت های تعاملی بازی های رایانه ای از نسل هفتم تا نهم می پردازد.هدف اصلی بررسی تأثیر پیشرفت های فناوری و نوآوری های طراحی در گسترش عاملیت کاربران در روایت های تعاملی این بازی ها در نسل آخر این مدیوم است.سؤال اصلی این است که عاملیت کاربر در روایت های تعاملی نسل های هفتم تا نهم بازی های رایانه ای چگونه متحول شده و این تحولات چه تأثیری بر تجربه کاربر و روایت های تعاملی داشته است.در پژوهش حاضر از میان بیش از ۴۰۰ بازی مطالعه شده در میان سال های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳، ۴۰ بازی رایانه ای از هر نسل به صورت هدفمند انتخاب شدند، و سه مؤلفه اصلی در ارزیابی عاملیت کاربر بر پایه انتخاب های معنادار، توسعه شخصیت پردازی و تحول در جهان بازی در آن ها با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی شده است.یافته ها نشان می دهد که در سه نسل هفتم تا نهم، پیشرفت های فناورانه و هوش مصنوعی عاملیت کاربر را به طور چشمگیری افزایش داده است.در نسل هفتم، محدودیت های فنی تأثیر کمی بر انتخاب های کاربران داشت، اما در نسل های بعدی، با بهبود پردازش گرافیکی و هوش مصنوعی، انتخاب ها نه تنها بر داستان، بلکه بر محیط و روابط شخصیت ها تأثیر گذاشت.همچنین تغییرات فرهنگی و انتظارات کاربران به بازی ها انگیزه داد تا روایت های پیچیده تری ارائه دهند.فناوری هایی مانند واقعیت مجازی نیز عاملیت کاربر را عمیق تر کرد.نتایج نشان می دهد که پیشرفت های هم زمان در فناوری و طراحی بازی ها باعث شده تا کاربران در نسل نهم بتوانند تأثیر بیشتری بر دنیای بازی ها بگذارند، به ویژه در انتخاب های اخلاقی و راهبردی که تأثیرات عمیقی بر داستان و روابط دارند.
۷.
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش استفاده از شبکه های اجتماعی در میزان سواد رسانه ای (مطالعه نقش میانجی تفکر انتقادی دانشجویان) است.روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از منظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی و از نوع همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است.جامعه آماری این پژوهش تمام دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان، خوراسگان (حدود 000/22 نفر) هستند.از این تعداد از طریق فرمول نمونه گیری کوکران، تعداد ۳۸۴ نفر به کمک روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند.نتایج نشان داد که انگیزه استفاده از شبکه های اجتماعی و تفکر انتقادی بر سواد رسانه ای و نیز انگیزه استفاده از شبکه های اجتماعی بر تفکر انتقادی تأثیر مثبت داشت.در پایان نتایج این پژوهش نشان داد تفکر انتقادی دانشجویان نقش میانجی گری در رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی و سواد رسانه ای ایفا می کند.
۸.
مهندسی ذهن، مفهومی جدید و میان رشته ای است که با استفاد ه از اصول علوم شناختی، روان شناسی و علوم اعصاب به تحلیل و تأثیرگذاری بر افکار، تصمیم ها و رفتار افراد می پردازد.رسانه ها نیز نقشی کلیدی در شکل دهی به افکار عمومی و جهت دهی رفتارهای اجتماعی ایفا می کنند.با ظهور فناوری های رسانه ای جدید، از جمله شبکه های اجتماعی، رادیو، تلویزیون و هوش مصنوعی، رسانه ها پتانسیل قابل توجهی برای تحت تأثیر قرار دادن احساسات عمومی و جریان سازی اجتماعی دارند.این پژوهش به بررسی نقش رسانه در مهندسی ذهن افراد جامعه می پردازد و روش ها، ابزارها، فرصت ها و تهدیدهای احتمالی آن را شناسایی می کند.در این مقاله با استفاده از تحلیل مضمون، ۴۷ تأثیر مهم رسانه در ذهن مردم شناسایی شده است.این موارد ذیل مضامین سازمان دهنده رسانه های چاپی با هفت مضمون، رسانه های صوتی با هشت مضمون، رسانه های تصویری با هفت مضمون، رسانه های چندرسانه ای با پنج مضمون، رسانه های دیجیتال با هشت مضمون و رسانه های تعاملی با ۱۲ مضمون دسته بندی شده اند.یافته ها نشان می دهد هر یک از شش نوع رسانه به شیوه های خاصی از قبیل: گزینش محتوا و حذف یا تغییر پیام ها، استفاده از ابزارهای احساسی و روان شناختی، شرطی سازی ذهنی، تأثیرگذاری بر ناخودآگاه و تکیه بر تکنیک های شناختی بر ذهن مخاطبان تأثیر می گذارند.این فرایندهای مهندسی ذهن، بسته به نوع رسانه و شیوه ارتباطی آن، می توانند تأثیرات کوتاه مدت یا بلندمدت بر نگرش ها، تصمیم گیری ها و حتی رفتارهای اجتماعی افراد داشته باشند.با توجه به نتایج به دست آمده، در بخش پایانی، پیشنهادهای کاربردی و نظری برای استفاده مسئولانه از مهندسی ذهن در سیاست گذاری ارائه شده است.