روندها و دستاوردها در فناوری یادگیری

روندها و دستاوردها در فناوری یادگیری

روندها و دستاوردها در فناوری یادگیری دوره 3 بهار 1405 شماره 9 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تحلیل ادراکی اثر آموزش مبتنی بر متاورس بر کیفیت زندگی شهری در تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۹
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر آموزش در شهر متاورس بر ارتقای کیفیت زندگی شهری در تبریز انجام شد. شهر متاورس به عنوان بستر نوین تعاملات دیجیتال، امکان یادگیری تعاملی و تجربه زیست شهری در محیط های سه بعدی را فراهم می کند. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای با ۴۵ گویه در قالب هفت بعد اصلی اجتماعی، فرهنگی، محیطی، فناورانه، روانی، آموزشی و اقتصادی بود. جامعه آماری شامل ۲۰۰ نفر از متخصصان شهرسازی، فناوری و آموزش بود که با روش هدفمند گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها با نرم افزار SmartPLS تحلیل شد. نتایج مدل اندازه گیری نشان داد تمامی بارهای عاملی بیش از ۰٫۷ بوده و پایایی ترکیبی متغیرها بین ۰٫۸۵ تا ۰٫۹۲ به دست آمد. شاخص برازش کلی مدل GoF برابر ۰٫۶۲ و ضریب تعیین متغیر وابسته کیفیت زندگی شهری برابر ۰٫۷۳ محاسبه شد که بیانگر برازش مطلوب مدل است. در مدل ساختاری مسیر آموزش متاورسی به کیفیت زندگی با ضریب ۰٫۲۲، بُعد فناورانه با ضریب ۰٫۲۹ و بُعد اجتماعی با ضریب ۰٫۱۸ بیشترین اثر را داشت. یافته ها نشان می دهد آموزش در محیط متاورس از طریق ارتقای سواد دیجیتال، افزایش تعاملات اجتماعی، کاهش سفرهای شهری و بهبود ادراک فضایی شهروندان، نقش مؤثری در ارتقای پایداری و رفاه شهری دارد. در مجموع، آموزش متاورسی به عنوان راهبردی نوآورانه می تواند در مسیر تحقق شهرهای هوشمند، پایدار و انسان محور در ایران به کار گرفته شود.
۲.

ارزشیابی یادگیری مفهوم حد با استفاده از هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۳
مفهوم حد به عنوان پایه ای برای حساب دیفرانسیل و انتگرال، اغلب با بدفهمی های دانشجویان همراه است که ارزشیابی مؤثر و ارائه بازخورد درست می تواند آن ها را شناسایی و اصلاح کند. این پژوهش به بررسی مزایا و معایب ارزشیابی یادگیری مفهوم حد برای دانشجویان کارشناسی آموزش ریاضی با استفاده از هوش مصنوعی (Grok) می پردازد. مطالعه حاضر، کاربردی و ترکیبی (کمی-کیفی)، بر روی 37 دانشجوی سال اول رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان اصفهان انجام شد. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه ای محقق ساخته با 7 سؤال درباره مفهوم حد بود که پاسخنامه های دانشجویان اسکن و به هوش مصنوعی ارائه گردید. تحلیل بر اساس مدل CIPP (با تمرکز بر مرحله فرآیند) انجام گرفت و شامل تصحیح پاسخنامه ها، محاسبه نمرات، رتبه بندی، شناسایی خطاهای مفهومی، رویه ای و محاسباتی، و ارائه بازخوردهای شخصی به دانشجویان و مدرس بود. یافته های کمی نشان داد میانگین نمرات داده شده به دانشجویان توسط هوش مصنوعی با نمرات محققان تفاوت معناداری ندارد. یافته های کیفی، از طریق تحلیل مضمون، مزایایی مانند سرعت، دقت در رتبه بندی، بازخوردهای تحلیلی و پیشنهاد منابع را برجسته کرد، اما معایبی نظیر ضعف در ترسیم نمودارها، تمرکز بیش از حد بر پاسخ نهایی (به جای فرآیند) و نیاز به دستورنویسی دقیق برای تشخیص علائم ریاضی را آشکار ساخت. نتایج حاکی از پتانسیل هوش مصنوعی به عنوان ابزاری مکمل برای بهبود ارزشیابی آموزش ریاضی است، هرچند نیازمند ارتقاء در تحلیل بصری و فرآیندمحور است.
۳.

طراحی الگوی مدیریت کیفیت فراگیر فرایند یاددهی- یادگیری دانش آموزان در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۰
کیفیت فرایند یاددهی–یادگیری در مدارس همواره یکی از چالش های اساسی نظام آموزشی بوده است و مطالعات نشان داده اند که نبود یک الگوی جامع در مدیریت آموزشی می تواند مانع بهبود پایدار کیفیت شود. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی مدیریت کیفیت فراگیر متناسب با نیازهای مدارس انجام شد. این پژوهش با طرح کیفی از نوع تحلیل مضمون انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل کلیه اسناد، منابع علمی و مطالعات معتبر مرتبط با مدیریت کیفیت فراگیر و فرایند یاددهی–یادگیری بود و بر اساس نمونه گیری هدفمند، ۴۸ منبع برای تحلیل انتخاب شد. داده ها با روش کدگذاری سه مرحله ای شامل کدگذاری اولیه، محوری و انتخابی تحلیل شدند و فرایند تحلیل با مقایسه مستمر مضامین و بازبینی مکرر کدها انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی به دست آمده شامل شش مؤلفه اصلی رهبری آموزشی، تمرکز بر یادگیرنده، توانمندسازی معلمان، برنامه ریزی و بهبود مستمر، مدیریت فرایندهای آموزشی و ارزیابی کیفیت بود که هر یک دربردارنده مجموعه ای از مضامین فرعی بودند و در کنار هم به ارتقای کیفیت یاددهی–یادگیری منجر شدند. این مؤلفه ها نشان دادند که هماهنگی بین رهبری، توسعه حرفه ای معلمان، سازمان دهی فرایندهای آموزشی و ارزیابی مستمر می تواند نقش اساسی در بهبود تجربه یادگیری و عملکرد آموزشی داشته باشد. بر اساس یافته ها، به کارگیری این الگوی پیشنهادی می تواند مبنایی کارآمد برای برنامه ریزی، هدایت و پایش کیفیت آموزشی در مدارس فراهم آورد و زمینه ارتقای مداوم یادگیری دانش آموزان را ایجاد کند.
۴.

پیشران های بنیادین پذیرش هوش مصنوعی در سازمان های آموزش محور: یک مدل علّی غیرخطی مبتنی بر ISM–MICMAC(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۵
گسترش فناوری های نوظهور به ویژه هوش مصنوعی (AI)، سازمان های آموزش محور را دچار تحولات عمیق و چالش های پیچیده ای در مسیر پذیرش نوآوری مواجه ساخته است. هدف این پژوهش طراحی و ارائه یک مدل ساختاری، سلسله مراتبی و غیر خطی برای شناسایی و تبیین روابط علّی میان عوامل مؤثر بر پذیرش نوآوری های هوش مصنوعی در این سازمان ها می باشد. این مدل برخلاف مدل های خطی و فناوری محور مرسوم نظیر TAM و UTAUT از طریق تبیین روابط علّی چندلایه، رویکردی نظام مند و جامع در تحلیل مکانیسم های پذیرش نوآوری هوش مصنوعی ارائه می دهد. پژوهش حاضر با هدف کاربردی و با اتخاذ رویکرد آمیخته در قالب مراحل کیفی و کمی انجام شد. بدین منظور، ۱۳ عامل کلیدی شناسایی شده از طریق مرور نظام مند ادبیات با رویکرد مدل سازی ساختاری-تفسیری تحلیل و در هفت سطح سلسله مراتبی سازمان دهی شد.اعتبارسنجی مدل و سنجش قدرت نفوذ و وابستگی متغیرها از طریق تحلیل میک مک انجام شد.یافته ها نشان داد بسترهای ادراک و پردازش اطلاعاتی به عنوان ریشه ای ترین و نافذترین پیشران، زیربنای سایر مؤلفه ها نظیر ساز و کارهای انگیزشی دیجیتال و چارچوب های تحول سازمانی و پویایی ساختاری را تشکیل می دهد. نتایج تحلیل میک مک نیز حاکی از ثبات ساختاری سیستم و شفافیت روابط علّی میان متغیرها بود. مدل پیشنهادی با ارائه چارچوبی چند بعدی، راهنمای عملی برای سیاست گذاران فراهم می کند تا منابع استراتژیک خود را به جای تمرکز بر لایه های ابزاری سطحی، بر توسعه بسترهای ادراکی و پردازش اطلاعاتی متمرکز کنند. این رویکرد با جلوگیری از اتلاف منابع ، پذیرش پایدار و مؤثر هوش مصنوعی در سازمان های آموزش محور را فراهم می سازد.
۵.

واکاوی تجربه زیسته معلمان دروس دینی از بازتعریف شایستگی های آموزشی در عصر فناوری های هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۲
این پژوهش با هدف واکاوی تجربه زیسته و درک معنایی معلمان دروس دینی از بازتعریف شایستگی های آموزشی در عصر فناوری های هوشمند انجام شد. پژوهش حاضر با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و به کارگیری روش تحلیل کلایزی انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه، معلمان دروس دینی مدارس متوسطه شهر مشهد بودند که با روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور و بر اساس معیارهای تجربه استفاده از فناوری های هوشمند و سابقه تدریس، انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق جمع آوری و طی هفت مرحله کلایزی تحلیل شدند. از تحلیل داده ها، ۳۲۴ گزاره معنادار و ۱۴۲ کد اولیه استخراج و در نهایت پنج مضمون اصلی شکل گرفت: ۱) تجربه دوگانه (حیرت/اشتیاق) در رویارویی با فناوری، ۲) تحول شایستگی از انتقال محتوا به تلفیق اخلاق دیجیتال و معنابخشی، ۳) چالش های وجودی و اخلاقی (مانند حفظ هویت معنوی و اعتماد به داده های هوش مصنوعی)، ۴) راهبردهای سازگاری از طریق خودبازتابی و یادگیری مستمر، و ۵) پیامدهای تربیتی شامل تکوین نقش جدید معلم به عنوان «راهنمای معنابخش در جهان دیجیتال». یافته ها نشان داد بازتعریف شایستگی های معلمان دینی در مواجهه با فناوری های هوشمند، یک تحول مهارتی صرف نیست بلکه پدیده ای وجودی-معنایی است که از تلفیق سه بعد «فهم فناورانه»، «مسئولیت اخلاقی» و «قابلیت تفسیری» شکل می گیرد. این امر ضرورت بازطراحی برنامه های تربیت معلم دینی با تأکید بر سواد فناورانه مبتنی بر مبانی الهیاتی و پرورش توانایی هدایت معنایی در محیط های یادگیری هوشمند را آشکار می سازد.
۶.

تدوین چارچوب چندبعدی ملاک های طراحی و اجرای بازی وارسازی در آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۴
در پژوهش حاضر با هدف تدوین یک چارچوب چندبعدی برای ملاک های طراحی و اجرای بازی وارسازی در آموزش، از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون براون و کلارک استفاده شد. داده های پژوهش شامل ۱۴ مقاله معتبر (۱۰ مطالعه خارجی و ۴ مطالعه داخلی) در بازه زمانی ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ و ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ بود که پس از جست وجو و غربال گری بر اساس معیارهای ورود، به صورت هدفمند انتخاب شدند. فرایند تحلیل شامل مطالعه مکرر متون، استخراج واحدهای معنایی مرتبط با ملاک های بازی وارسازی، کدگذاری اولیه، خوشه بندی کدها، بازبینی و نام گذاری مضامین و در نهایت استخراج مضمون فراگیر بود. در نتیجه تحلیل، ۲۰ کد اولیه شناسایی شد که در قالب ۱۲ زیرمضمون (مضامین پایه) سازمان یافت و این زیرمضمون ها در ۵ مضمون سازمان دهنده قرار گرفتند. مضامین سازمان دهنده شامل: «هدف مندی و هم راستایی آموزشی»، «منطق طراحی تجربه یادگیری و انسجام اجزا»، «عدالت و فراگیری»، «اجرای عملی و پایداری»، و «سنجش پذیری و بهبود مرحله ای» بود. مضمون فراگیر به دست آمده نشان داد بازی وارسازیِ باکیفیت زمانی محقق می شود که از اجرای پراکنده و عنصرمحور فراتر رود و به یک فرایند معیارمحور، زمینه مند و بهبودپذیر تبدیل شود؛ فرایندی که در آن تصمیم های طراحی با واقعیت های اجرا پیوند بخورد، شاخص های سنجش روشن باشد و امکان پایش و اصلاح تدریجی فراهم شود. یافته های پژوهش حاضر افزون بر روشن کردن ملاک های کلیدی، یک نقشه عملی برای معلمان و طراحان آموزشی ارائه می دهد تا بازی وارسازی را هم سو با هدف های یادگیری طراحی کنند، عدالت آموزشی را رعایت کنند، اجرای پایدار را در شرایط واقعی ممکن سازند و با سنجش و بازنگری مرحله ای، کیفیت مداخله را ارتقا دهند.