۱.
این پژوهش با روش «مروری سیستماتیک»[1] به دنبال بررسی جایگاه «منابع آب» در پژوهش های آمایش سرزمین است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مقالات علمی پژوهشی در زمینه آمایش سرزمین است که در طول 41 سال گذشته در پایگاه اطلاعات علمی[2] نمایه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در چهار دهه گذشته فقط 12 درصد مقالات آمایش مرتبط با موضوع آب بوده است. زمینه مطالعاتی غالب مقالات «تعیین کاربری های بهینه، بررسی وضعیت منابع آبی، تحلیل سیستمی سیاست های آمایش سرزمین در مواجه با کم آبی، تأثیر فعالیت های انسانی در بحران های کمی و کیفی آب» می باشد. ازنظر روش پژوهش، اکثر مقالات از روش های کمّی به ویژه از نرم افزارهای آماری استفاده کرده اند و توجه کمی به مصاحبه های حضوری با ذی نفعان حوزه آب و مردم محلی و کارشناسان شده است. از حیث مجلات، درمجموع 19 مجله در حوزه مقالات آمایشی مرتبط با آب فعال بوده اند که مجله«آمایش سرزمین» رتبه اول را دارد. از حیث روند زمانی، در دهه 60 و 70 شمسی، مقالات مرتبط با آب کمترین تعداد را داشته و از دهه 80 روند افزایشی شروع و در دهه 90 به اوج خود رسیده است . درنهایت در بخش راهکارها بر مواردی چون «بازچرخانی منابع آبی، آمایش منابع آب به جای آمایش فعالیت ها، کشاورزی مکانیزه، استفاده از رویکرد آمایش سرزمین خطر مدار و آمایش سبز، منطبق کردن کاربری ها بر ظرفیت اکولوژیکی مناطق» تأکید شده است.
۲.
فضا و مکان از جمله مفاهیم و بنیادهای اثرگذار در زیست فردی و جمعی انسان ها در مقیاس های گوناگون است. با توجه به اهمیت فضا و مکان در تحلیل های امنیتی، تحقیق حاضر با روش توصیفی و همبستگی، به تحلیل رابطه مکان، فضا و امنیت در استان آذربایجان غربی پرداخته است. برای تحلیل داده ها از آزمون تک نمونه ای t و برای تحلیل عاملی (مدل معادلات ساختاری) از نرم افزار SPSS و Lisrel استفاده شد. میان هر چهار مولفه امنیت با مکان و فضا در آذربایجان غربی همبستگی مثبت و قوی وجود دارد. استان آذربایجان غربی در ایران به دلیل هم مرز بودن با جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان، ترکیه و عراق از اهمیت استراتژیک قابل توجهی برخوردار است. مرزهای این استان با ترکیه و عراق پیامدهایی برای تجارت فرامرزی، تبادلات فرهنگی و تهدیدات امنیتی بالقوه دارد. همسایگی جغرافیایی استان با کشورهای همسایه و با حوزه های ژئوپلیتیکی متفاوت و بل متضاد به پیچیدگی ژئوپلیتیکی آن می افزاید؛ زیرا به یک نقطه کلیدی در روابط ژئوپلیتیکی و نیز منافع متعارض منطقه ای تبدیل می شود. از این رو، افزایش مقادیر و ضرایب امنیت (در چهار مولفه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و اکولوژیکی) منجر به افزایش تعلق و هویت مکانی در میان شهروندان این استان می شود. افزایش تعلق به مکان، علاوه بر فراهم کردن زمینه های مشارکت بیشتر شهروندان در راستای توسعه پایدار، باعث کاهش گسل های سرزمینی و قومی نیز می شود و به صورت لایه ای نرم افزاری و فرهنگی، امنیت پایدار را تقویت و تسهیل می کند.
۳.
هیدروهژمون به عنوان یکی از ابعاد مطالعاتی هیدروپلیتیک اشاره به سلطه دولت ها بر منابع آب در حوضه های آبی مشترک و جلوگیری از دسترسی سایر کشورهای حوضه از منابع آب می باشد. بررسی منابع آب در خاورمیانه بیان کننده عدم تناسب بین توزیع جمعیت و آب شیرین است که موجب بروز کشمکش های متعددی بر سر منابع آب گردیده است که این زمینه باعث شکل گیری هیدرهژمون بر حوضه های آبی مشترک گردیده است که در حال حاضر این در مواردی نظیر «رود اردن» مشاهده می گردد. بنابراین این این پژوهش با شیوه توصیفی – تحلیلی به دنبال بررسی هیدروهژمون رژیم اسرائیل بر سر رودخانه اردن و پیامدهای آن بر همسایگان می باشد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که رژیم اسرائیل با اشغال مناطق بالادست سرشاخه های اصلی رود اردن مانند بلندی های جولان، دریاچه ها، چشمه های محلی، انتقال آب به دریاچه بحرالمیت از طریق کانال، احداث چاه های عمیق و ممانعت از احداث چاه توسط جوامع محلی سعی بر آن داشته است تا علاوه بر تأمین نیاز آبی خود، مانع از دسترسی مستقیم سایر جوامع به این منابع آبی گردد. این رژیم با بهره گیری از هیدروهژمونی نرم و با ایجاد شرایط نامناسب زندگی، جوامع محلی را مجبور به پذیرش قوانین مدنظر در جهت تامین نیازهای استراتژیک خود می نماید. مهم ترین پیامدهای این اقدامات در کشورهای پیرامون (فلسطین، سوریه، لبنان) عبارت اند از اجبار کردن جوامع بومی به مهاجرت به خصوص در بلندی های جولان و نوار غزه، مشکلات تامین آب شرب و پیامدهای معیشتی آن، کاهش توان تولید محصولات کشاورزی و حذف رقبا از بازار، اعمال نفوذ بر فرهنگ جوامع اطراف از طریق اعمال سازوکارهای اجباری برای بهره مندی از آب، مشکلات زیست محیطی و ایجاد بحران هویتی بواسطه گسترش فرهنگ صهیونیسم و زبان عبری.
۴.
مفهوم مشارکت سیاسی دربرگیرنده گروهی از راهبرد ها، مفاهیم، اندیشه ها و سازمان های نوینی است که تأمین کننده نیازهای اجتماعی است. از طرفی قشربندی اجتماعی در ارتقا و یا کاهش شاخص های آن نقش بسیار موثر دارند زیرا درک و آگاهی از تأثیر قشربندی اجتماعی بر فضاهای روستایی، تصویر متفاوت و متنوعی را ارئه می دهد که تحقیق حاضر سعی داشت جنبه مشارکت سیاسی ساکنین را در نواحی روستایی مورد مطالعه، بررسی کند. تحقیق برمبنای هدف کاربردی و از حیث امکان کنترل متغیرها، از نوع تحقیقات شبه تجربی بود، زیرا با توجه به پس رویدادی بودن تحقیق امکان کنترل متغیرها به نحو کامل وجود ندارد. در این تحقیق با مطالعه ادبیات نظری و تحقیقات گذشته، متغیرها و ابعاد تحقیق در 4 بعد کلی مشخص گردید. پیشینه دهنی، مردسالاری، انگاهره های مذهبی و جامعه پذیری طبقاتی که تفسیر آن در کلیّت مشارکت سیاسی در نواحی روستایی شهرستان زاهدان، مورد توجه بود. نتایج حاکی از آنست که بیشترین معیار مردسالاری و کم اهمیت ترین معیار جامعه پذیری طبقاتی در تبیین و پیش بینی متغیر وابسته(مشارکت سیاسی) نقش دارد. تحقیق توجه به قشربندی اجتماعی را در قالب کاهش اثرات آن و بهبود معیارهای مشارکت سیاسی در نواحی روستایی مورد مطالعه بیان می دارد.
۵.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی جایگاه و نقش قوه مقننه در سیاست خارجی، به مطالعه موردی مجلس شورای اسلامی ایران و کنگره ایالات متحده آمریکا می پردازد. در عصر حاضر که پیچیدگی های روابط بین الملل و چالش های ژئوپلیتیک افزایش یافته، نقش نهادهای قانونگذار در شکل دهی و نظارت بر سیاست خارجی اهمیت دوچندان یافته است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تطبیقی، به بررسی چارچوب های قانونی، ساختارها و مکانیسم های تأثیرگذاری هر دو نهاد در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳ پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که علی رغم وجود تفاوت های ساختاری و حقوقی، هر دو نهاد از طریق ابزارهایی چون تصویب معاهدات بین المللی (اصل ۷۷ قانون اساسی ایران)، نظارت بر اجرای سیاست ها، تخصیص بودجه و دیپلماسی پارلمانی در سیاست خارجی نقش آفرینی می کنند. با این حال، کنگره آمریکا با برخورداری از اختیارات گسترده تر قانونی از جمله اعلان جنگ و کنترل بودجه، تأثیر عمیق تری بر سیاست خارجی دارد، در حالی که مجلس شورای اسلامی با محدودیت های ساختاری و قانونی متعددی مواجه است. این پژوهش با ارائه راهکارهایی همچون تقویت کمیته های تخصصی و بهبود سازوکارهای نظارتی، بر اهمیت تعامل سازنده قوای مقننه و مجریه در راستای ارتقای کارآمدی سیاست خارجی تأکید می کند.
۶.
دو واژه Territorial integrity و Border integrityبه واسطه حضور هم زمان در حوزه های معرفت شناختی، علمی مختلف و توضیح ناکامل آن ها در قوانین بین المللی دارای معنا، کارکرد و معادل چندگانه ای شده اند. به گونه ای که نوعی آشفتگی و عدم اجماع، به ویژه در میان جغرافی دانان سیاسی را سبب گردیده است. بر طبق متون مختلف تمامیت ارضی (Territorial integrity)مفهومی انتزاعی است که با مجموعه ای از مفاهیم، ارزش ها و اندیشه ها و مسائل انسانی و فضایی درهم آمیخته است. همچنین تمامیت مرزی مفهومی انتزاعی از مسائل فضایی است. بر این اساس، پژوهش حاضر با روش فرا تحلیل کوشیده تا ابعاد فلسفی-فضایی این دو واژه را واکاوی و بازخوانی کند و به این پرسش پاسخ دهد که: چرا این دو واژه معادل ها و معانی مختلف می گیرند و گه گاه به اشتباه به جای هم به کار می روند. یافته های پژوهش نشان می دهدکه به نظر می رسد که دخیل شدن عناصر و سازه های جغرافیایی و فضایی و معرفت شناختی مختلف، عدم جامع و کامل بودن توضیحات و قوانین بین المللی راه را برای تکثر و اشتباه در تفسیر و به کارگیری دو واژه هموار کرده است. به گونه ای که آن دسته از معانی و مفاهیم بر آمده از Territorial integrity به واقعیت نزدیک تر است که علاوه بر دیدگاه ساختار- عاملیتی، دیدگاه ”فضایی‟ و ”کل نگرانه جغرافیا‟ را دخالت دهند و گزاره های مرتبط با این واژه مثل استقلال، آزادی و وحدت کشور را پوشش دهند، همچنین در مورد تمامیت مرزی آن دسته از تفسیرها که بعد فضایی و جغرافیایی را در نظر می گیرد و مربوط به مرز فیزیکی و حفاظت از آن است می تواند به کار رود.
۷.
کارل اشمیت از جمله فیلسوفان متاثر از جغرافیدانان سیاسی بود که به فضایی اندیشیدن اهمیت زیادی می داد. از آنجایی که او بیشتر با نظریه " امرسیاسی" شناخته شده است لذا ضرورت دارد که به بعد دیگر این نظریه یعنی فضا نیز توجه شود. از جمله آراء فضایی او که امر سیاسی در آن مشخص است می توان به "نوموس زمین"، "خشکی و دریا" و "گروزرام" اشاره کرد که از طریق انقلاب های فضایی در مقیاس جهانی برای ساماندهی فضا اهمیت پیدا می کند. از این رو هدف این مقاله بررسی بعد فضایی اندیشه های کارل اشمیت و جایگاه انقلاب فضایی در آن است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس داده های کتابخانه ای درصدد پاسخ به این سوال است که فضا و انقلاب فضایی در اندیشه کارل اشمیت چه جایگاهی دارد؟ در نتیجه این پژوهش به بررسی فضا در اندیشه های اشمیت می پردازد که به فهم ساماندهی فضای سیاسی بین الملل منجر می شود و به این امر توجه دارد که امر سیاسی چگونه درون را از بیرون و دوست را از دشمن در سه مقیاس محلی، منطقه ای و جهانی ایجاد می کند.